شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۷ تير ۱۴۰۱ - ۲۸ ژوئن ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بت شکن

علی ناظر

 
ایسنا از قول رئیس‌کل دادگستری چهارمحال و بختیاری خبر داد که فرد هتاک به تندیس قاسم سلیمانی در شهر کُرد دستگیر شد و «در اسرع وقت و با دقت تمــــــام، طبق موازین شرعی و قانونی به موضوع رسیدگی و عــــامــل یا عوامل این گستاخی را به سزای عمــل خود خواهد رساند».
از آنجا که جناب رئیس کل، به موازین شرعی اشاره کرده اند، با سواد کم خود چند نکته را یادآور می شوم تا جزای این گستاخی کاملا شرعی باشد.
در قران کریم سوره بقره، آیه 178 آمده«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۷۸﴾
انصاریان: ای اهل ایمان! در مورد کشته شدگان بر شما قصاص مقرّر و لازم شده: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن. پس کسی که [مرتکب قتل شده چنانچه] از سوی برادر [دینی] اش [که ولیِّ مقتول است] مورد چیزی از عفو قرار گرفت [که به جای قصاص، دیه و خون بها پرداخت شود] پس پیروی از روش شایسته و پسندیده [نسبت به وضع مادی قاتل بر عهده عفو کننده است]، و پرداخت دیه و خون بها با نیکویی و خوش رویی [بر عهده قاتل است]. این [حکم] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان؛ پس هر که بعد از عفو، تجاوز کند [و به قصاص قاتل برخیزد] برای او عذابی دردناک است.».
به زبان ساده یعنی هر کس هر کاری کرد با او به همان شدت و به همان نحو «به سزای عمل»ش برسان. این یعنی چه، یعنی اگر یکی تو را کور کرد، تو می توانی از دادگاه بخواهی که او را کور کند. اگر کسی را کشت، از دادگاه بخواهی که این «گستاخ» و قاتل کشته شود. خلاصه اینکه «زدی ضربتی، ضربتی نوش کن».
مشکل اجرای حکم قصاص در این مورد بخصوص، اینست که این فرد «هتاک» به فردی زنده «گستاخی» نکرده است، بلکه «مجسمه» یک فردی «مرده» را به آتش کشانده، به آن تف انداخته، روی آن رنگ ریخته، و یا مثلا روی مجسمه قاسم سلیمانی «جیش» کرده است. بنا به حکم قران نمی شود روی این فرد «گستاخ» جیش کرد، چرا که این «هتاک» آدم است و آن «مهتوک؟؟؟؟» یک جسم، یک مجسمه، یک «تندیس». البته تندیس قاسم سلیمانی، اگر بتواند، روی «متهم» جیش کند، البته اولیای دم می توانند «گستاخی» را بخشوده و از قصاص گذشته، و از تندیس قاسم سلیمانی بخواهند که روی «متهم» جیش نکند. (واژه اولیا دم یا ولی دم ریشه عربی دارد که معنای لغوی آن صاحبان خون می‌ شود.به موجب ماده ۳۵۱ قانون مجازات اسلامی ولی دم، همان ورثه مقتول است به جز زوج یا زوجه او که حق قصاص ندارد).
در عمل و با توجه به نص قران، تنها چاره کار برای اجرای حکم قصاص، ساختن یک تندیس از این فرد «هتاک» است، و پس از آن به همان اندازه که این فرد بر مجسمه قاسم سلیمانی جیش کرده، مثلا رئیس کل دادگستری به عنوان مجری قانون، روی مجسمه فرد «هتاک» جیش کند، اما برای اجرای کامل حکم قران، باید به همان اندازه بر «هتاک گستاخ» به مجسمه، جیش شود که بر مجسمه قاسم سلیمانی شاشیده است؛ «نه یک قطره کم، نه یک قطره زیاد».
اگر از طنز تلخ این «دستگیری» بگذریم و کمی جدی تر به قران نگاه کرده و بخواهیم شرعی و مدنی با آن برخورد کنیم، چاره ای نیست بجز اینکه، نخست به آقای رئیس کل، یادآور شویم که یکی از ویژگیهای ابراهیم، یکی از پیامبران فرستاده شده از سوی خداوند باریتعالی، «بت شکنی» بود. (وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ -وبه خداوند سوگند كه درغياب شما، نقشه اي براي (نابودي ) بت هايتان خواهم كشيد. آیه 57 سوره انبیاء). او، مانند برخی از پیامبران بر «توحید» تأکید داشت. یعنی اینکه، خدا یکیست، و هرآنچه می ماند (بت ها) قابل پرستش نیستند، و مقدس نمی باشند. قران همچنین «خط» می دهد که باید به اماکن نگاهداری «بت» و «تندیس»، حمله برد و بت ها را به زیر کشید و شکست (نه مثل طالبان و داعش که آثار تاریخی را از بین بردند).
این حرفهای من نیست، نص صریح قران است.
اگر اینها درست باشد، و قران هم بی ربط حرف نزده باشد، و اجرای دستورات و نصایح مندرج در آن بر هر فرد مسلمانی واجب است، چاره ای نیست بجز تقدیر از این فرد که «بت شکنی» کرده، و بایست با حمایت از او، تمام آثار و مجسمه های قاسم سلیمانی را به زیر کشیده و با پتک و تبر ریز کرد. در غیر این صورت، هر فردی می تواند «تندیسی» ساخته و آنرا بر سر در منزل خود نصب کرده و پرستش کند؛ و اگر «فردی» به آن تندیس «چپ نگاه کرد»، آن را بمثابه هتاکی به دودمان و مقدسات خانوادگی و عشیره ای و فردی تعریف کرد، و خواهان قصاص «هتاک» شد.
اگر به اشعاری که برای ابراهیم رئیسی سروده شده، توجه شود، می بینیم که حتی شاعران مملکت هم بر «بت شکنی» تأکید داشته اند، و ابراهیم رئیسی را با ابراهیم بت شکن، اینهمانی می کنند. شاید دور نباشد روزی که تندیس های رئیسی هم در میادین کشور افراشته شود، و بازماندگان کشتار تابستان 67 هم بخاطر هتاکی به تندیس رئیسی بازداشت شوند.
عدل قوت گرفت و آمد منجی و دادرسی
بهشتی ثانی و باشد سید ابراهیم رییسی
نشود بی عدالتی و به حقت خواهی رسی
حق و عدالت گشته جاری و ساری
سلام بر تو که همنام ابراهیم بت شکنی
که در ره عدالت مفسدین فی الارض را شکنی
عالم آل محمد نگهدارت باشد ای یاور سید علی
به یمن وجودت در ایران جاری شود عدالت علی
ملتی که دارد آرمانهایش را ز ابوالاحرار
به برکت عدالتت: شویم همواره سرافراز
پرچم عدالت ز دستانت شده برافراز
بی عدالتی و فساد را ز این خاک برانداز
(عالم آل محمد نگهدارت باشد ای یاور سید علی)
 
یک نکته دیگر هم می بایست در پرونده این «فرد هتاک» مورد توجه قرار گیرد. وکیل استیجاری «متهم» برای دفاع از اتهام به جرم، می بایست دلایلی محکمه پسند ارائه کند، و مشخص کند که شدت و حدت جرم، متناسب با علت جرم بوده است. مهمترین علت شاشیدن، به آتش کشاندن، و یا به زیر کشاندن مجسمه قاسم سلیمانی، از دیدگاه و جایگاهی که متهم قرار دارد، بدون شک محکمه پسند خواهد بود. بطور مثال، او مخالف بت سازی و بت پرستی است. او مخالف اسطوره پروری است. و یا اصولا او با مشکلات معیشتی حاکم بر مردم ایران، به این نتیجه رسیده که باید عامل اصلی، یعنی خامنه ای را به زیر بکشد، اما چون چنین امکانی در دسترس نیست، به «نماد»ی از جمهوری اسلامی و ولایت فقیه کفایت کرده است. ساده تر اینکه، چون دستش به خامنه ای نرسیده، بر تندیس قاسم سلیمانی شاشیده است، و یا آن تندیس را به آتش کشانده است. به همین روال می توان به این نتیجه رسید که این متهم نتیجه گیری کرده که اگر این تندیس «نماد»ی از کلیت نظام و «جمهوری اسلامی» است، باید به آن شاشید، و یا آن را به آتش کشاند.
اگر وکیل مدافعی وجود داشته باشد، و بتواند این موضوع را در دادگاه عدل اسلامی (مثلا شهر کُرد) به زبان بیاورد و ثابت کند که متهم از سر استیصال دست به این کار زده، و اصولا «هتاکی» متهم، یک حرکت نمادی است، در این صورت باید دید جزایی که قران برای حرکات نمادی تعیین کرده چه بوده اند. مثلا صلح حسن بن علی با معاویه، یا صلح حدیبیه محمد بن عبدلله با ابوسفیان، و یا حتی قبول به تبعید شدن به ترکیه/نجف توسط خمینی، بجای ایستادگی بر مواضع خود در زندان و همچون بانیان سازمان چریکهای فدای خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران، و.... پذیرش شکنجه و «شهادت»، را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ آقای رئیس کل دادگستری می بایست مشخص کند که آیا جمهوری اسلامی با حرکات نمادی مخالف است و آن را «جرم» تشخیص می دهد یا نه. و اصولا شاشیدن به، و آتش زدن تندیس قاسم سلیمانی ، از دیدگاه اسلام و عدل اسلامی، «جرم سیاسی» بررسی می شود و یا .....؟
اگر دادگاه به این نتیجه برسد که این حرکت نمادی متهم، محکوم است، در آنصورت مردم چاره ای نخواهند داشت بجز اینکه برای ابراز نفرت و مخالفت با ولی فقیه، بجای شاشیدن به تندیس قاسم سلیمانی، مخالفت خود با جمهوری اسلامی را به نحو بارزتری بیان کرده، و بجای اقدام به حرکات نمادی، باید به اصل و ریشه، یعنی خامنه ای و کلیت نظام یورش ببرند تا به «تندیس» ها.
متاسفانه، «بت» درست کردن و سپس «بت»پرستی، فقط به جمهوری اسلامی و سلسله پهلوی بر نمی گردد، در میان قدما هم به همین گونه، «تندیسی» درست می شد، و «هتاکی» به آن کیفر داشت. مثل ضریح «امام رضا» در مشهد، «معصومه» قم، مرقد «امام» حسین در عراق، حتی «کف زدن در روز عاشورا»، تا برسیم به دوران حاضر که مرقد «امام» خمینی هم محلی برای زیارت و «بت پرستی» شده است. فرهنگ «بت پرستی» در میان ایرانیان تا به آن حد پیش رفته که می توان شبهی از آنرا در میان برخی از نیروهای سرنگونی طلب هم مشاهده کرد.
واقعیت اینست که فرد «هتاک» می خواسته ساختارشکنی کرده، و این مقوله «تقدیس» را از اذهان پاک کند. می خواسته تابو شکنی کند. بگوید که با همین گونه «تندیس»هاست که ما را تحمیق می کنند. دیروز تندیس رضاخان و سپس مجسمه شاه شاهان، و امروز که از هر کسی که در منصبی باشد، تندیس می سازند و حامیان با به به و چه چه به فرهنگ «بت پرستی» دامن می زنند.
در اروپا و آمریکا، سالیان سال بود که نماد برده فروشی به شکل تندیس و مجسمه های بلندبالا در میادین شهر خود نمایی می کرد، و نسل بعد از نسل از کنار آن می گذشتند بی آنکه بدانند دور چه مجسمه ای طواف می کنند. اما روزی فرا رسید که به تندیس ها هتاکی شد، و قدرت پلیسی هم نتوانست از آن پیشگیری کند. تندیس قاسم سلیمانی شاید شروع دوران بت شکنی باشد، اگر همه به این نتیجه برسند که تا «تندیس» ها در اذهان «بت» هستند، آزادی در اسارت می ماند.
البته مجسمه سازی و صورتگری و چهره پردازی (در حیطه هنر) اگر تنها به این منظور باشد که از چهره فرد مورد نظر نمونه ای برای ثبت در تاریخ باشد، ایراد ندارد. می شود همه این تندیس ها را در موزه «تندیس» نگاه داری کرد. اما وقتی از یک فرد اسطوره تا به سطح «خدایان»، و سپس مجسمه، و عاقبتا «بت» ساخته می شود، دیگر سخت می شود آن را به زیر کشید، و یا از تخمیر اذهان در جامعه پیشگیری کرد. تندیس اولین گام ستایش از دیکتاتور، و لبیک گفتن به خودمحوران برای گستراندن بالهای استبداد است. وقتی نشود به یک تکه سنگ «تو» گفت، آیا بدون پرداختن هزینه ای بالا، می شود بر کلیت نظام شورید؟
علی ناظر
22 دیماه 1400
12 ژانویه 2022

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.