شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

به بهانه سایه

علی ناظر

برای شنیدن لطفا روی عکس کلیک کنید


چند گفتگو با دوستان، که بخشی از آن به درگذشت ابتهاج (ه.ا. سایه) مرتبط می شود و بخشی هم به فتنه های آشکار و پنهان، مرا به نوشتن این سطور تشویق کرد. در این سلسله نوشتار، خلاصه نکاتی که با این عزیزان مورد بحث قرار گرفت را بیان می کنم.

نخست، به «چرا اعدامشان کردند» با صدای ه.ا. سایه گوش دهیم (برای شنیدن روی عکس کلیک کنید). هرچند این شعر را سالها پس از سردونش خواندم، اما پاسخ شاعر به سوالی که پیش از 1350 و در نوجوانی در ذهنم شکل می گرفت، روشنگرانه بود. در آن دوران نوجوانی، حماسه سیاهکل، جانباختن امیرپرویز پویان و دیدگاه علی شریعتی به اسلام، و اخباری که از زندان توسط دوستان در دانشگاه مشهد به من می رسید، دست در دست هم، به این شعر معنایی مادی دادند.

در بخش های بعدی به دیگر نکات می پردازم. هوشنگ ابتهاج این پدیده هنری را در سال 1330 تقدیم به روزنبرگ ها کرده بود.

«اعدامشان کردند» 

خبر کوتاه بود:

«اعدامشان کردند»
خروش دخترک برخاست
لبش لرزید
دو چشم خسته‌اش از اشک پر شد
گریه را سر داد
و من با کوششی پردرد اشکم را نهان کردم
«چرا اعدامشان کردند؟»
می‌پرسد ز من با چشم اشک‌آلود
عزیزم! دخترم!
آنجا شگفت‌انگیز دنیایی است
دروغ و دشمنی فرمانروایی می‌کند آنجا
طلا، این کیمیای خون انسان‌ها
خدایی می‌کند آنجا

شگفت‌انگیز دنیایی که همچون قرن‌های دور
هنوز از ننگ آزار سیاهان دامن آلوده است
در آنجا حق و انسان حرف‌هایی پوچ و بیهوده است
در آنجا دشمنی، آدمکشی، خونریزی، آزاد است
و دست و پای آزادی است در زنجیر
عزیزم! دخترم!
آنان
برای دشمنی با من
برای دشمنی با تو
برای دشمنی با راستی
اعدام‌شان کردند
و هنگامی که یاران
با سرود زندگی بر لب
به سوی مرگ می‌رفتند
امیدی آشنا می‌زد چو گل در چشم‌شان لبخند
به شوق زندگی آواز می‌خواندند
و تا پایان به راه روشن خود با وفا ماندند
عزیزم!
پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز
تو در من زنده‌ای، من در تو، ما هرگز نمی‌میریم
من و تو با هزارانِ دگر
این راه را دنبال می‌گیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا با همه شادی و بهروزی
عزیزم!
کار دنیا رو به آبادی است

و هر لاله که از خون شهیدان می دمد امروز

نوید روز آزادی است.



شعری درباره ی اعدام

برای روزنبرگ‌ها
تهران،
۳۰ خرداد ۱۳۳۲ 
هوشنگ ابتهاج (هِ . الف. سایه)
از مجموعه «یادگار خون سرو»

 

شاد باشید
علی ناظر
20 مرداد 1401
11 اوت 2022

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.