شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah    

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰ -  ۶ دسامبر ۲۰۲۱



سايت ديدگاه


کد مطلب: 793
تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

ارسال‌کننده: شباهنگ راد
  

تشديد اعدام‏ها در ايران!

جرثومه‏های فساد صحنه‏ی ايران را به ميدان توحش‏گری‏های خويش تبديل نموده‏اند و بار ديگر مخالفين، جوانان و قربانيان نظام را به پای چوبه‏های دار فرستاده‏اند. اعدام مخالفين، مبارزين، كمونيست‏ها و قريانيان نظام امپرياليستی در ايران يد طولائی دارد. تيرك‏های دار از همان آغاز، هم‏چون هيولائی مرگ‏بار بر فضای جامعه‏ی‏مان سنگينی می‏كند و هزاران قربانی را از آن خود ساخته است.

هر زمان، جمهوری اسلامی و به بهانه‏ای، چماق اين سركوب را بر سر كارگران و زحمت‏كشان و همه‏ی محرومان علم نموده است. مبارزه با "ضد انقلاب" و "فرهنگ غربی"، مبارزه با "ارذال و اوباش و "ارتقاء امنيت اجتماعی" و غيره پرونده‏ی جنايت‏كاری‏های رژيم جمهوری اسلامی را تشكيل می‏دهد. اين رژيم تا كنون توانست به پاس و با وفاداری كامل به سياست‏های سركوبگرايانه‏اش بر مسند قدرت تكيه زند. شاهديم كه كارگزاران رژيم جمهوری اسلامی در تداوم سياست‏های خفقاق‏بار از شگردهای گوناگونی سود جسته تا بزعم خويش بر فضای پر تنش و التهاب جامعه تسلط يابند و سكوت قبرستان را حاكم گردانند.

 

ترجمان واقعی اعدام‏های دسته‏جمعی توسط رژيم جمهوری اسلامی چه در سياه‏چال‏ها و چه در انظار عمومی چيزی جز تلاش بمنظور به تسليم واداشتن و عقب راندن اعتراضات توده‏ای نيست. بر پا نگه داشتن چوبه‏های دار همانا ايجاد رعب و وحشت در جامعه می‏باشد. زمام‏داران و زورمداران ايران اين‏روزها به اين دليل بر موج اعدام‏ها افزوده‏اند تا مانع‏ی نضج و گسترش هر چه بيشتر اعتراضات كارگری – توده‏ای گردند. بطور قطع جامعه‏ی ايران در شرايط بغرنجی بسر می‏برد. نارضايتی‏ها به اوج خود رسيده است و همه علناً در مقابل سياست‏های استثمار و سركوبگرايانه‏ی رژيم بپاخاسته‏اند و مخالفت خود را به بهانه‏های متفاوت اعلام نموده‏اند. ميزان اعتراض روز به روز قابل افزايش است و رژيم را به هراس انداخته است. به جرات می‏توان گفت به همان ميزانی كه رژيم دست به كُشت و كُشتار می‏زند؛ به ميزانی بمراتب وسيع‏تر، ما شاهد مخالفت‏‏ها و خيزش‏های مردمی‏ايم. سران حكومت چاره‏ای به غير از قلع و قمع توده‏ها و قربانيان نظام ندارند. روشی به غير از دستگيری، شكنجه و اعدام را به رسميت نمی‏شناسد. زنده نگه‏داشتن فضای اعدام در جامعه، كاملاً هم‏تراز با خلُق و خوی غير انسانی‏شان می‏باشد. تنها زبانی‏ست كه آموخته‏اند و تا پايان با اين منطق و زبان، با هر اعتراضی و به هر ميزانی برخورد خواهند نمود.

 

حقيقتاً كه نمی‏توان پرونده‏ی سران رژيم جمهوری اسلامی را ورق زد و در آن صفحه‏ای را يافت، كه بدور از سركوب، اجحاف و ظلم به توده‏های ستم‏ديده و مخالفين باشد. به كارش گمارده‏اند تا وظيفه‏ی ضد خلقی‏اش را به مطلوب‏ترين شكل ممكنه به انجام رساند. اين رژيم تا توانست دستگير نمود؛ تا آنجائی‏كه در توان دارد شكنجه می‏كند و تا زمانی‏كه در قدرت است، چوبه‏های دار و ميدان‏های تيرش بردوام خواهد بود و وقاحت را به حدی رسانده است‏كه وعده‏ی اعدام‏های علنی بيش از اين را سر می‏دهد؛ امّا در مقابل ما شاهد مبارزات "مدنی"، "حقوق بشری" و اشاعه‏ی سياست‏های نرم‏افزاری مدعيان منافع‏ی توده‏های رنج‏ديده می‏باشيم!!

 

بار ديگر تاريخ و عمل‏كرد تا كنونی سران حكومت را در قبال مطالبات و خواسته‏های ابتدائی كارگران و زحمت‏كشان، زنان و دانشجويان را گواه گيريم تا دريابيم بطور واقعی در برابر رژيم تا بُن دندان مسلحی هم‏چون رژيم جمهوری اسلامی، چه راهبردی ثمربخش بوده و از چه روشی بايد سود جست تا به رهائی و آزادی دست يافت. حكومتی كه ابتدائی‏ترين حقوق انسانی را محترم نمی‏شمارد و همواره پاسخ‏اش گلوله، طناب دار و سنگسار می‏باشد؛ چگونه می‏توان با اتخاذ روش‏های مسالمت‏آميز و نرم و از طريق گفتمان مانع‏ی اين همه جنايات و اعدام‏ها گرديد؟

واقعيت اين است‏كه استانداردهای تعيين شده‏ی سياسی رژيم جمهوری اسلامی به گونه‏ای ديگر تعريف شده است كه با جامعه‏ی مدافع‏ی انسانی هيچ‏گونه مطابقتی ندارد. در اين ميان توده‏های ستم‏ديده كوچك‏ترين توهمی نسبت به ماهيت رژيم جمهوری اسلامی ندارند و در عمل آموخته‏اند كه سران حكومت هم‏چنان بر يگانه سياست‏‏شان پای‏بندند و ميدان‏های دار و تير را بر دوام نگه خواهند داشت. اين طبيعت و قانونِ ذاتی سران رژيم است. رژيمی كه خون رگ‏های‏اش در اثر اعدام‏های دسته‏جمعی جاری می‏شود، نمی‏تواند با دستان خود بر حيات‏اش پايان بخشد.

 

دولت‏مردان رژيم يك راه را در برابر ميليون‏ها انسان، انتخاب نموده‏اند؛ بنابراين با يك راه می‏توان با او به مقابله‏ی تمام كننده برخاست و آن‏هم راهی جز قهر انقلابی سازمانيافته نيست. بدون شك جبر زمانه بدون توجه به تمايلات منفعت‏طلبان، انسان‏ها را بدان سمت خواهد كشاند. تاريخ گواه‏ی اين مدعاست و هم‏چنين قضاوت تاريخی را نمی‏توان به بازی گرفت و مسير آنرا بنابه گرايشات سياسی خود تغيير داد و از روش‏های غير موثر و نا كارآمد بمنظور دگرگونی بنيادی سود جست. مطئمناً جامعه‏ی ايران هم، از راه و متدی پيروی خواهد نمود كه ديگر انقلابات از آن بهره‏مند گرديده‏اند. مطئمناً روزی فرا خواهد رسيد كه خلق‏های ستم‏ديده‏ی ايران تأوان همه‏ی جنايت‏كاری‏های رژيم جمهوری اسلامی را باز پس گيرند و سران حكومت را به سزای اعمال ننگين‏شان خواهند رساند

.

بنابراين مردم ايران در نبود رژيم‏های ضد خلقی‏ای هم‏چون رژيم جمهوری اسلامی و در پرتو حاكميت كارگران و زحمت‏كشان است‏كه از امنيت اجتماعی برخوردار خواهند گرديد و خيابان‏های ايران ديگر نه شاهد صحنه‏‏های دردناك اعدام‏های دسته‏جمعی بلكه به تصوير در آوردن آزادی‏های اجتماعی – سياسی بمنظور سازندگی مطلوب‏تر جامعه خواهد بود.

 

 

 

2 آگوست 2007

11 مرداد 1386


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از شباهنگ راد:





[تاریخ ارسال: 06 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: ناظر بی طرف]  [  ]  
از نويسنده اين مطلب سوالی داشتم و آن سوال اين است که اگر مردم ايران برای رهائی به " قهر سازمان يافته " نيازمند اند وظيفه مخالفين جمهوری اسلامی و طرفداران اين "قهر سازمان يافته" در خارج از کشور چيست؟ و چرا آنها را در همين مبارزات غير قهر آميز خارج از کشور نمی توان ديد!!   



ورود به بخش دیدگاه کاربران

نام ورودی:  
کد ورودی:       

آرشیو مطالب دیدگاه کاربران

لیست عنوان‌ مطالب دیدگاه کاربران

برای دستیابی به تمامی نوشته‌های هر یک از نظردهنده‌گان(منظور کسانی است که پیرامون مقاله‌ها نظر داده‌اند)، نام کاربر مورد نظر را در کادر زیر به فارسی تایپ کرده و سپس روی "پيدا کن" کلیک کنید.




[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.