شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ -  ۸ دسامبر ۲۰۲۱

ارسال‌کننده: چپ   کد نظر: 425      تاریخ ارسال: 03 Aug 2007

جوامع اشتراکی و کمونی در طول تاریخ در تمام فرهنگها وجود داشته اند و هنوز هم در نقاط مختلف جهان وجود دارند. بسیاری از سوسیالیستهای امروزی علیه کمونهای محلی و محدود نیستند، بلکه معتقدند که در شکل محدود و محلی و ملی، از لحاظ تاریخی دوام نمی آورند. علتی که آنها می آورند این است که سرمایه داری جهانی در آن کمونها بطور طبیعی نفوذ می کند و آنرا از بین می برد.

در میان مارکسیستها، کمونیسم در یک کشور، توسط استالین تئوریزه شد، ولی اکثر مارکسیستها امروز معتقدند که کمونیسم محلی و ملی دوام نمی آورد و نظر استالین غلط بود. ولی مارکسیستها معتقد اند که به یک دوره گزار برای جهانی شدن سوسیالیست احتیاج است و ایجاد یک دولت کارگری را در نظر دارند. ولی تکلیف این دولت دوران گذار روشن نیست.

مارکسیستها سر مسئله دولت مرکزی و رئیس و رهبر، از سطح سیاستمداران سرمایه داری چندان بالاتر نرفته اند و در این زمینه باید از آنارشیستها آموخت که توجه خاصی به رابطه دولت و طبقات داشتنند و پیش بینی آنها در مورد دولتهای سوسیالیستی درست درآمد. آنها معتقد بودند که دولتهای مارکسیستها رابطه طبقاتی را تقویت می کنند نه تضعیف. حتی بسیاری از مارکسیستها از جمله روزا لوگزامبورگ (که در این مقاله از او نقل قول آورده شده)، به دولت بلشویکی، بدرستی، بدبین بودند. البته دولتهای غیر بلشویکی هم سر سازش با سرمایه داری را پیشه کردند. بطور کلی، مسئله دولت برای مارکسیستها هنوز حل نشده و متاسفانه اکثر آنها میخواند تجربیات گذشته را مجددا تکرار کنند.

بهترین روش برخورد در جنبش سوسیالیستی، مطالعه و درس آموزی از تمام تجربیات و نظریات تاریخی است. مبارزه طبقاتی تاریخ طولانی دارد و رابطه طبقاتی اشکال تکاملی مرکب فکری و مادی به خود گرفته و در چهارچوب یک ایدئولوژی قابل فهم و تغییر نیست. ایدئولوژی در حقیقت، نوعی توجیه رابطه طبقاتی است و به نظر من تفکر انتقادی تنها وضعیت عقلی مناسب برای آزادی از رابطه طبقاتی می باشد.

با عرض معذرت از طولانی شدن نظر، لازم شد که این نکات را هم اضافه کنم:

همیشه نوگرائی مشکل است و آدمها به سیستمهای فکری خو می گیرند و وقتی ایده های خلاف را می شنوند، آسایش خاطرشان از بین می رود و سعی می کنند کسانی را که ضعفها و شکست ها را برای نوگرائی خاطر نشان میکنند، شبیه جاسوس و خائن و مشکوک جلوه دهند. البته جاسوسها و خائن ها و مشکوکها هم دست بردار نیستند و به بدنام کردن نظریات و ایده های قدیمی و رایج بنفع اربابان خود مشغولند. ولی اگر مبارزه انقلابی و طبقاتی شکلی شبیه مبارزه گاندی بگیرد، عاملین ارتجاع بیکار می شوند. کلا در مبارزه طبقاتی، بنطر می اید که ارتجاع بهتر است با توده ها روبرو باشد تا با روشنفکران و روشنفکران بهتر است با زندگی در میان توده ها پنهان باشند و کلا نخبه گرائی های روشنفکران با اخلاق کمونیستی جور در نمی آید.
  

ارسال‌کننده: gholam   کد نظر: 424      تاریخ ارسال: 03 Aug 2007

آقاي نادر احمدي نوشته شما نشان ميدهد عليرغم اصطلاحاتي كه به كار ميبريد ضد كمونيست هستي همچنين شيفته مدل حكومتي اسراييل (كمون ها)٠ خب افراد تمايلات طبقاتي (موضع طبقاتي) مختلفي دارند شما هم ميتوانيد ضدكارگر و يا هر چيز ديگري باشيد اما براي ورود در هر گفتگويي يا بحثي شخص بايد سواد كافي ودانش همچنين مطالعه جامعي در مورد بحث مورد نظر را داشته باشد٠ متاسفانه شما براي نقد ماركسيست لنينيست فاقد دانش لازم و كافي هستيد٠ كلمه عاشق ديكتاتوري در نوشته شما ديده ميشود آن چه صيغه اي است؟ طبق نظر شما رژيم ارتجاعي حاكم بر ايران يكدرجه از احزاب ماركسيستي مترقي تر است زيرا رييس جمهور حداكثر براي ٢ دوره ميتواند انتخاب شود اين هم از آن حرف هاست٠ سخن آخر اينكه جسم شما در قرن ٢١ است ولي طرز تفكر و بينش شما در دوران فيوداليسم سير ميكند در آنجا كه ميگوييد ماركسيست ها براي رسيدن به حكومت مبلغ تز هاي ارتجاعي مثل (حق تعيين سرنوشت) بشوند و يا بدفاع از (مرد ستيز هاي فمينيست) و (همجنس باز هاي منحرف) بپردازند ٠ باز جاي شكرش باقي است كه مثل كشيش هاي غربي در دهه هاي ۵٠ ٦٠ قرن بيستم نگفته ايد بلشويك ها بجه هاي خود را كباب ميكنند و ميخورند (كباب ميكردند وميخوردند)!   

ارسال‌کننده: نادر   کد نظر: 423      تاریخ ارسال: 03 Aug 2007

دوست عزیز آقای هادی شهاب، من مدافع عملکرد یهودیها نیستم و من فقط با مطرح کردن کمونهای اسرائیل تلاش می کنم تا بگویم که کمونیست کسی است که کمونیستی زندگی می کند و اصول کمونیسم رادر عمل و در زندگی روزمره خود اجرا میکند. نمی توان مثل احزب مارکسیست در عمل به تمام قوانین سرمایه داری وفادار بود و در شعار ادعای کمونیست بودن را کرد!! شعار حق تعیین سرنوشت ارتجاعی و ضد انترناسیونالیستی است و من مدافع یک کشور واحد، با حاکمیت تمامی ساکنان اسرائیل کمونیستی متشکل از فلسطیمیها و یهودیان هستم. من خواستار حذف مرزهای موجود در خاورمیانه و جهان هستم و مخالف ایجاد مرزهای جدید بین فلسطینیها و یهودبها هستم. در سالهای 1905 که مهاجرین یهود از روسیه به فلسطین مهاجرت کردند دولت در کنترل انگلیس بود و هنوز دولت اسرائیل تآسیس نشده بود و اولین کمونها دهکده هایی بودند که در بیابانها ایجاد شدند و ساکنان آن آنقدر فقیر بودند که با دریافت کمک مالی از خارج قادر به ادامه بقا بودند. من مخالف تجزیه اسرائیل و فلسطین هستم و باید حکومت کمونیستی کارگران و دهقانان جایگزین حکومت فاسد مناطق خودگردان فلسطینی و دولت نژاد پرست اسرائیل شود.   

ارسال‌کننده: عبود   کد نظر: 422   zedejang5@yahoo.com   تاریخ ارسال: 03 Aug 2007

اين نوشته جنان بي مزه است كه خواندنش با هزار كيلو نمك نميشود باتمام رساند .
___
دیدگاه: کاربران محترم نظرهای خود را با توجه به موازین دیدگاه ثبت کنید. گاهی اوقات، بهترین نظر، نظر ندادن است.
  

ارسال‌کننده: نادر   کد نظر: 421   nader_nl_1@yahoo.com   تاریخ ارسال: 03 Aug 2007

در جواب دوست عزیزی که نوشته اند: « برای آزادی کارگر در اسرائیل، کارگران و زحمتکشان اسرائیل (بدون در نظر گرفتن نژاد) باید مدیریت جامعه اسرائیل را از دست دستگاه دولتی فعلی هوادار استثمار کارگر بیرون بکشند و وحدت طبقاتی خود را با همه کارگران جهان، جایگزین وحدت نژادی، سیاسی و مذهبی کنند. اگر منظور نویسنده این می باشد، با او موافقم، اگر مارکس علیه کنترل مستقیم کارگری بوده، من علیه مارکس ام، اگر مارکسیسم بصورت کنترل دولتی و بوروکراتیک زندگی کارگران فرموله شده، نویسنده درست می گوید» این رفیق دقیقأ نظر من را منعکس کرده است. من خواستار تشکیل دولت کارگران و زحمتکشانی هستم که با مشارکت مستقیم تمام ساکنان فلسطین در شرایط برابر و حقوق برابر باشد و بازگشت تمام فلسطینیهای آواره به خانه و زندگی آنها تضمین شود و فلسطینیها نیز عضو کمونهای موجود در اسرائیل شوند و برای نمونه یک کشور کمونیستی واقعی در جهان ایجاد شود. به نظر من احزاب مارکسیستی تشکلات بوروکرات و بورژوائی هستند که مانع تحقق سوسیالیسم و کمونیسم هستند و باید مستقیمأ شوراهای کارگران ودهقانان و بدون دخالت احزاب سیاسی با تآسیس کمونهای بیشتر مدیریت جامعه را بعهده بگیرد و وحدت طبقاتی و انترناسیونالیسم جایگزین نظام نژادی- سرمایه داری کنونی حاکم در اسرائیل شود.
کمونهای اسرائیل یک الگوی خوب برای تمام کسانی است که واقعأ می خواهند بر اساس اصول کمونیسم زندگی کنند .
  

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 420      تاریخ ارسال: 03 Aug 2007

كاربر گرامى آقاى نادر،
توجه كنيد كه اگر تشگيل اين كمونها به قبل از تشگيل دولت اسرائیل مربوط ميشود ادامه حيات آن هيچگونه تناقض و تضادى با سياست دولت بالاى سرش نداشته.
خريد سرزمينهاى فلسطينيان با مبلغهاى بالاتر از قيمت روز آنموقع يك سياست صهیونیستى كامل تاسيسگران اين كمونها بود. كمون نميتواند بر سياست بى خانمانى مردمى كه آنجا زندگى ميكردند بر پا گردد. (حداقل آن كمونى كه ما هنوز خوابش را ميبينيم و بهترين رفقاى ما برايش جان باختند. )
ستم روا شده از سوى دول اروپايى و روسيه به يهوديان را نبايد با ستمى ديگر از سوى يهوديان به فلسطينيان تحت نام قشنگ اين كمونها توجيه كرد. كمون بالاترين شكل جامعه انسانيست كه تمامى ملتها و قومها را در منطقه خودش زير پوشش ميگيرد و نميتواند زير پوشش يك دولت مثل دولت اسرائیل باشد. اينجا
از ذكر هر گونه آوردن تعاريف كلاسيك خودارى ميكنم وجدان و عدالت انسانى را معيار و پايه اين بحث جايگزين ميكنم.
در مورد حل مسئله فلسطين و نقش اسلام سياسی بحث جالبى از سوى تراب حق
شناس انجام شده و در باب
اتحاديه هاى كارگرى اسرائیل و مواضع آنها با كارگران فلسطينى و حق تععين سرنوشت صحبت كرده
( http://www.peykarandeesh.org )

با احترام فراوان
  

ارسال‌کننده: نادر   کد نظر: 419      تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

آقای هادی شهاب با تشکر از اظهار نظر شما، در مورد کمونهای اسرائیل باید عرض کنم که آغاز تأسیس این کمونها به دوران قبل از تأسیس دولت اسرائیل بر می گردد و هر چند که بیشتر مؤسسان این کمونها مهاجران روس هستند که بر اثر ظلم و ستم روسیه تزاری در سالهای 1905 از روسیه گریخته بودند و بخشی از آنها به آمریکا و بخش دیگر به فلسطین مهاجرت کردند اما برای هزاران سال یهودیها و عربها در کنار هم زیسته اند و جامعه اسرائل نیز مثل هر جامعه دیگری از گرایشات راست و چپ و مذهبی و سکولار تشکیل شده است و حتی به گفته رادیو اسرائیل ساکنان کیبوتصها که دارای تمالات سوسیالیتی هستند با اعراب فلسطینی رابطه خوبی دارند و از حقوق آنها در برابر یهودیهای صهیونیست دفاع می کنند و حتی خاخم یهودی ضد صهیونیست نیز وجود دارد و همه یهودیها صهیونیست نیستند. هر چند که من به تصمیم مردم احترام می گذارم اما ترجیح می دهم که فلسطینیهای آواره بتوانند به خانه و زندگی خود باز گردند و مثل گذشته با یهودیان در صلح و صفا و حقوق برابر و در یک کشور واحد با هم زندگی کنند. از نظر من دولت اسرائیل بازوی سرمایه داران یهودی- آمریکایی است و نظام سرمایه داری در اسرائیل حاکم است. به نظر من عملکرد احزاب مارکسیستی در سراسر جهان و عدم موفقت آنان در نظر مردم سوسیالیسم وکمونیسم را یک ایده تخیلی و غیر قابل دست یافتن جلوه داده است و در مقابل آن موفقیت کیبوتصهای اسرائیلی ثابت کرده است که بدون دخالت حزب و دولت سوسیالیستی بهتر می توان به سوسیالیسم رسید. دولت اسرائیل لزومأ نماینده تمام مردم اسرائیل نیست و تمام مردم اسرائیل با عملکردهای دولت اسرائیل موافق نیستند. در اسرائیل یک اتحادیه قوی کارگری و یک جنبش قوی صلح طلب ویک حزب فاشیست مذهبی از شرقی تباران به نام شاس وجود دارد که به یهودیان مهاجر از اوکراین لقب فاحشه داده است.   

ارسال‌کننده: چپ   کد نظر: 418      تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

برای آزادی کارگر در اسرائیل، کارگران و زحمتکشان اسرائیل (بدون در نظر گرفتن نژاد) باید مدیریت جامعه اسرائیل را از دست دستگاه دولتی فعلی هوادار استثمار کارگر بیرون بکشند و وحدت طبقاتی خود را با همه کارگران جهان، جایگزین وحدت نژادی، سیاسی و مذهبی کنند. اگر منظور نویسنده این می باشد، با او موافقم، اگر مارکس علیه کنترل مستقیم کارگری بوده، من علیه مارکس ام، اگر مارکسیسم بصورت کنترل دولتی و بوروکراتیک زندگی کارگران فرموله شده، نویسنده درست می گوید.   

ارسال‌کننده: جمال فراهانی   کد نظر: 417   jamal75de@yahoo.de   تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

اين آقائی که دارد اينچنين تبليغ "کیبوتص های اسرائیل" ميکند، آيا نميداند که اين به اصطلاح «کمون اشتراکی بین المللی » بر روی خون و اجساد زنان و کودکان و مردان فلسطينی بنا شده است؟ جالب است که ايشان نام :«سوسیالیسم مردمی در اسرائیل » را هم بروی آن نهاده و به رخ ديگران ميکشد. ايکاش ايشان توضيح داده بودند که در اين کيبوتص ها شرم سيری چند است؟.
  

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 416      تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

كاربر گرامى آقاى نادر،
ايجاد كمون در هر جايى و منجمله اسرائیل بايد بر اساس احترام به ساير مردم آنمنطقه صورت بگيرد. ايجاد كمون در سرزمينهاى بزور تسخير شده در فلسطين نميتواند براى يك كمونيست ملاك و مثال عمل مثبت باشد.
چرا با ديكتاتورى رهبران گروههاى به ظاهر ماركسيستى مخالف هستيد ولى به زور و نيرنگ حكومت اسرائیل كه طى چندين دهه اجازه ورود به فراريان و اخراجيان فلسطينى نميدهد اعتراض نميكنيد. و حق تعيين سرنوشت ملتها را ناديده مى گيريد.
با احترام فراوان
  

ارسال‌کننده: شهرام فاضل   کد نظر: 415      تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

این نوشته نشان می دهد که این حضرت آقا هنوز ابتدایی ترین درک را نه از مارکس دارد و نه از مارکسیسم و با تحریفات واختراعات من درآوردی از مارکسیسم ثابت می کند که ابتدائی ترین دانش از این مباحث را ندارد و فقط فقر فکری خود را به نمایش گذاشته است. نوشته او چنان آش شله قلم کاری است که پاسخ به آن باعث سر درد می شود اما مضحکتر از همه در این نوشته کشف "سوسیالیسم مردمی" و "کمون" در کشور آپارتاید و نژادپرست و سرمایه داری (کاپیتالیست !)اسرائیل می باشد! شاید بهتر بود او به جای دست به قلم بردن کمی سر در آثار مارکسیستی می برد!!!   

بقیه نظرهای دریافتی در صفحه‌های: 1   2   صفحه‌ی بعد

 Untitled Document

بازگشت به صفحه‌ی نظرها
برای دستیابی به تمامی نوشته‌های هر یک از کاربران، نام کاربر مورد نظر را در کادر زیر به فارسی تایپ کرده و سپس روی "پيدا کن" کلیک کنید.


يادداشت مسئول ستون کاربران

بدون توضيح، و بدون متعهد بودن به پاسخگويي


با توجه به پيامهای تعداد کثيري از کاربران که در اين ستون نظر ثبت نمي کنند اما به ادامهء حيات اين ستون علاقه دارند
نظرهایی که بیرون از موازین دیدگاه باشند
در ستون نظر کاربران ثبت نخواهند شد

نظري که در آن تندگويي شده باشد، از لحني که شايستهء کاربر ديدگاه نيست استفاده شده باشد، در آن به کاربري توهين شده باشد، به سازماني که در جبههء خلق است به جاي انتقاد و برخوردي سازنده و آموزنده، سخن ناروا [خائن، تروريست، جاني، ...] گفته شده باشد، نظري که بيش از حد طولاني باشد، تکرار مکررات باشد [چندين بار در بارهء همين موضوع در زير همين مطلب، همين کاربر نظر داده باشد]، با احترام به فرد نظردهنده که امکان دارد فقط در همين يک مورد خارج از موازين، اينچنين نظر ثبت کرده باشد و يا اصلا با ديدگاه موافق نباشد که آن نظر توهين آميز و خارج از موازين است، اما براي جلوگيري از اتلاف وقت، اين نظر، به علت کمبود وقت و انرژي، بدون توضيح و بدون متعهد بودن به پاسخگويي حذف مي شود.
با پوزش و تنها به دليل کمبود وقت و انرژي، نظرهايي هم که متعاقبا در مورد عدم ثبت آن نظر ارسال شوند ثبت نشده و يا به اي ميل هايي که در این مورد ارسال شوند پاسخ داده نخواهد شد.
ديدگاه - 3 تير 1386



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.