سايت ديدگاه

برای زیبایی - برگردان از
میلاد مختوم


بر فراز کودکی من

بال تو گسترده بود

نزدیک های سبز! دوردست های زرین!

و تو در آخرین کرانهء آسمان

میهن غریب مرا آفریدی.

 

بر فراز سال های نوجوانی من

هدایت دست تو بود

بانوان نجیبِ موج گیسو

خطرات و رقص های بی پروا

شب های اندیشه به روز و به مرگ.

و هر شب در کرانهء آسمان

میهن غریبم سرخ و گدازان بود.

 

درون رود گل آلود زمان

رقص ها و خطرها فرورفتند،

تنهایی ام تاق می زند سبز و زرین

بدون نزدیکی ها، بدون دیوارها.

و سپهر محو گشت

بر فراز کرانهء روح بیمارم

میهن غریبم برجاست.

 

بازوانم  به سوی ساحل گشوده اند

شوق دیدار می گستراند نگاه

بر فراز مرگ و زندگی.

سرودهایم چشم براه تو، زانو می زنند

آیا دوباره می آیی؟

سرنوشتم در انتظار، زانو می زند.

 

معبدهای میهن غریبم آمادهء سرورند

برج و باروها را می توان دید

عطرش را می توان به مشام کشید

آنگاه که دیگر توان دیدنم نیست

بانوی من، آیا بلم ران سیه چرده

مرا به خانه رهنما خواهد شد؟

 

شاعر: هرمان هسه

برگردان به فارسی: میـلاد مختـوم

 



منبع: سايت ديدگاه



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.