25/05/2024



رابرت اینلاکش

ترجمه حمید علوی

آمریکا و اسرائیل با یک دشمن قدرتمند جدید در خاورمیانه روبرو هستند
تلاش واشنگتن برای تشکیل ائتلافی علیه حوثی‌ها تقریباً هیچ یک از قدرت‌های منطقه را جذب نمی‌کند.

رابرت اینلاکش تحلیلگر سیاسی، روزنامه‌نگار و مستندساز است که در حال حاضر در لندن، بریتانیا زندگی می‌کند. او از سرزمین های فلسطینی گزارش داده و در آن زندگی می کند و هم اکنون با قدس نیوز کار می کند. کارگردان فیلم «سرقت قرن: فاجعه ترامپ در فلسطین و اسرائیل».

در یک نمونه دیگر از شکست، که شکست مداخله نظامی غربی در غرب آسیا را منعکس می کند، جنبش انصارالله یمن (حوثی ها) به عنوان یک شرکت کننده فعال در جنگ جاری بین اسرائیل و غزه وارد عمل شده است. ابتدا انصارالله تعدادی از گلوله های خوشه ای، موشک های بالستیک و موشک های کروز را به سمت اسرائیل شلیک کردند، سپس از عبور کشتی هایی که در مالکیت اسرائیل هستند یا توسط اسرائیل اداره می شوند از طریق دریای سرخ جلوگیری کردند و سرانجام اعلام کردند که مسیر کشتیرانی را برای همه کشتی هایی که می خواهند در بندر ایلات لنگر بیندازند به طور کامل مسدود می کنند.

پس از آنکه حوثی ها یا انصارالله تعدادی از کشتی ها را مصادره کردند و برخی دیگر را با حملات پهپادی هدف قرار دادند، فعالیت در ایلات تقریباً ۸۵ درصد کاهش یافته است. شرکت های کشتیرانی بین المللی و اسرائیلی تصمیم گرفته اند که مسیر طولانی را طی کنند که در برخی موارد ۱۲ روز اضافی طول می کشد تا با محموله خود به اسرائیل برسند – یک دور زدن پرهزینه به عبارتی.

در مقابل، وزیر دفاع ایالات متحده، لوید آستین، به منطقه سفر کرد و از تشکیل یک نیروی دریایی چند ملیتی خبر داد که قرار است در دریای سرخ مستقر شود. اگرچه گفته می شد که عربستان سعودی، مصر و حتی امارات متحده عربی به این ائتلاف بپیوندند، اما تنها کشور عربی که به آن پیوست بحرین بود.

بنابراین، ایالات متحده بدون قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل (UNSC)، که معمولاً برای قانونی کردن نظامی سازی یک منطقه طبق حقوق بین الملل ضروری است، یک مداخله خارجی دیگر را آغاز کرده است. این مداخله از این جهت مهم است که نتوانسته است بازیگران منطقه ای مهم را برای شرکت در آن متقاعد کند، که کاهش نفوذ آمریکا را نشان می دهد، اما همچنین وضعیت جنبش انصارالله یمن را بالا برده است.

در سال ۲۰۱۵، واشنگتن تحت ریاست جمهوری سابق باراک اوباما، مداخله ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن را حمایت کرد. از آن زمان، حدود ۳۷۷ هزار نفر جان خود را از دست داده اند، عمدتاً به دلیل محاصره مرگبار که بر بخش عمده ای از جمعیت این کشور تحمیل شده است، در حالی که حدود ۱۵ هزار غیرنظامی بر اثر درگیری مستقیم جان خود را از دست داده اند. هدف مداخله سعودی که توسط ایالات متحده و بریتانیا حمایت می شد، سرنگونی انصارالله در پایتخت صنعا بود. اگرچه انصارالله به طور بین المللی به عنوان نیروی حاکم در یمن شناخته نمی شود، اما بیش از ۸۰ درصد جمعیت را کنترل می کند، از دو سوم نیروهای مسلح یمنی از آنها حمایت می کند و از صنعا حکومت می کند.

انصارالله پس از انقلاب مردمی علیه رئیس جمهور وقت یمن، عبدربه منصور هادی، در سال ۲۰۱۴ به قدرت رسید. ماه ها بعد، هادی استعفا داد و از کشور گریخت، پس از آن که مبارزان انصارالله تصمیم گرفتند با زور قدرت را به دست بگیرند. در میان جنگ هفت ساله، این جنبش سیاسی، اجتماعی و مسلحانه که اغلب به عنوان «شورشیان حوثی» شناخته می شود، به عنوان دولت غیررسمی یمن عمل می کند، اما هنوز توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته نشده است که به جای آن «شورای ریاست جمهوری» را که در سال ۲۰۲۲ در ریاض، عربستان سعودی تأسیس شد، به رسمیت می شناسد.
متن بالا برای درک توانایی های جنبش انصارالله یمن ضروری است که در رسانه های غربی سال ها به عنوان یک گروه از «شورشیان مورد حمایت ایران» دست کم گرفته شده است. در حالی که دولت های غربی سعی کرده اند وانمود کنند که گروه یمنی بی اهمیت است، تصمیم اخیر واشنگتن برای تشکیل یک ائتلاف دریایی چند ملیتی برای مقابله با حوثی ها، اعترافی است که آنها یک بازیگر منطقه ای مهم هستند. در واقع، انصارالله تنها جنبش عربی است که از دارایی های دولتی و یک ارتش دائمی برخوردار است که در جنگ جاری با اسرائیل مشارکت دارد.

واقعیتی که ایالات متحده اکنون با آن مواجه است، هم عربستان سعودی و هم امارات متحده عربی در اوایل سال گذشته تشخیص دادند. پس از دو حمله جداگانه پهپادی و موشکی به ابوظبی و دبی در ژانویه ۲۰۲۲، مشخص شد که حمایت فعلی غرب نمی تواند امنیت کافی را برای امارات متحده عربی فراهم کند. تا زمانی که آتش بس سراسری در آوریل ۲۰۲۲ برقرار شد، انصارالله همچنین با حمله به اهداف اقتصادی ارزشمند در عربستان سعودی نیز توانایی های موشکی و پهپادی پیشرفته خود را نشان داد.

اگرچه نیروهای انصارالله توجه بسیار کمتری نسبت به آنچه سزاوار بودند دریافت کردند، اما حمله دوم آنها به امارات متحده عربی به طور استراتژیک طوری برنامه ریزی شد که با ورود رئیس جمهور اسرائیل اسحاق هرتزوگ به کشور همزمان شود. این یک پیام روشن به رهبری اماراتی و سعودی بود که حمایت غربی امنیت کافی را فراهم نخواهد کرد. احتمالاً ریاض به دلیل این تهدید از یمن، یک توافق امنیتی با ایالات متحده را برای تسهیل یک توافق عادی سازی با اسرائیل دنبال کرده است. چنین توافق امنیتی مقرر می کرد که حمله به یکی، حمله به همه است، و بنابراین آمریکایی ها را در صورت شعله ور شدن مجدد درگیری، در جنگ مستقیم علیه یمن درگیر می کرد.

ایالات متحده تلاش کرده است تا سرنگونی دولت فعلی در صنعا را حمایت کند، اما در این راه یک گروه جنگ دیده ایجاد کرده است که توانایی های آن بسیار فراتر از آنچه در آغاز درگیری در سال ۲۰۱۵ داشت، است. جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، در اولین سخنرانی خود در سیاست خارجی پس از تحلیف در سال ۲۰۲۱، قول داد که جنگ در یمن را پایان دهد. با این حال، به جای تلاش برای یک توافق یمنی-سعودی، کاخ سفید قول خود را کنار گذاشت و به جای آن تلاش کرد یک توافق سعودی-اسرائیلی را میانجیگری کند. این تصمیم فاجعه بار اکنون برای سیاستمداران تصمیم گیرنده در واشنگتن به یک مصیبت تبدیل شده است.

با حمایت حداکثری از اسرائیل در جنگ خود علیه نوار غزه و روشن کردن اینکه هیچ خط قرمزی وجود ندارد که تا کجا دولت بنیامین نتانیاهو می تواند پیش رود، ایالات متحده اجازه داده است که یک جنگ فلسطینی-اسرائیلی به یک درگیری منطقه ای عربی-اسرائیلی گسترده تر گسترش یابد. خطر تشدید بین ارتش اسرائیل و حزب الله لبنان روز به روز بیشتر می شود، در حالی که عبدالملک الحوثی، رهبر انصارالله، اعلام کرده است که نیروهایش «نظارت بی تفاوت نخواهند داشت اگر آمریکایی ها تمایل به تشدید و ارتکاب حماقت داشته باشند و کشور ما را حمله کنند.»
با هر معیاری، اعتبار دیپلماتیک ایالات متحده به دلیل نحوه برخورد آن با جنگ اسرائیل علیه نوار غزه در سطح بین المللی کاهش یافته است. آنها نتوانسته اند مهمترین بازیگران منطقه ای در غرب آسیا را متقاعد کنند که برنامه تشدید خود را حمایت کنند، که همه آنها در کنار روسیه و چین قرار دارند و خواستار آتش بس هستند. جهان ریاکاری واشنگتن را می بیند. برای مقایسه، تعداد کشته شدگان در نوار غزه امروز بیش از ۲۳۰۰۰ نفر تخمین زده می شود، که اکثر آنها زنان و کودکان هستند. اسرائیل در کمی بیش از دو ماه به اندازه این تعداد نفر کشته است، در حالی که سازمان ملل تخمین می زند که گروه تروریستی داعش/داعش در دو سال اول قیام خود در عراق حدود ۱۸۸۰۰ غیرنظامی را کشته است. کل تعداد غیرنظامیانی که توسط داعش در سوریه کشته شده اند، کمی بیش از ۵۰۰۰ نفر تخمین زده می شود.

مقدار رنج انسانی در نوار غزه بی سابقه است و رکوردهایی را در تاریخ مدرن میشکند، از جمله مقدار مواد منفجره ای که بر یک منطقه کوچک پرتاب شده است و بالاترین تعداد روزنامه نگاران، کادر پزشکی و کودکانی که در یک درگیری کشته شده اند. به عنوان پاسخ، دولت ایالات متحده بارها قطعنامه های آتش بس شورای امنیت سازمان ملل را مسدود کرده است، به اسرائیل حمایت نامحدود ارائه می دهد و اکنون تهدید می کند که یک ائتلاف کشورهای غربی را وارد جنگ با یمن کند. راه حل اینجا بسیار ساده است: انصارالله اعلام کرده است که محاصره کشتی ها به اسرائیل زمانی پایان خواهد یافت که جنگ در غزه پایان یابد. واشنگتن این امکان را دارد که جنگ را پایان دهد، اما از انجام آن خودداری می کند، در حالی که تهدیدات او علیه یمن به جز تشدید بیشتر به نتیجه ای نخواهد رسید.