19/06/2024

اردیبهشت ۲۴, ۱۴۰۳

شیراحمد شیرانی(نارویی) سردبیر «حال وش»

در این مطلب از زوایای مختلف به بررسی برخی از اهداف، ابعاد پیدا و پنهان و پیامدهای مهم ابر طرح موسوم به «توسعه سواحل مکران» از سوی جمهوری اسلامی بر علیه مردم بلوچستان پرداخته شده است.

طرح توسعه سواحل مکران یک ابر طرح است که بخش های مختلف جمعیتی، فرهنگی، مذهبی، نظامی و اهداف استراتژیک منطقه ای را شامل میشود که یکی از اهداف اصلی این طرح پرهزینه «توسعه سواحل مکران» که با اصرار علی خامنه ای در حال اجراست «آمایش سرزمینی» و کنترل آبراه اقیانوسی این منطقه است که به گفته نخستین مدیر اجرایی طرح توسعه سواحل مکران، فرمانده اسبق نیروی دریایی ارتش حبیب الله سیاری، هدف اصلی طرح توسعه سواحل مکران «ایجاد تمدن جدید علوی» است و آنطور که در برنامه توسعه هفتم عنوان شده برای اسکان ۷ درصد از جمعیت کشور یعنی (بیش از ۶ میلیون نفر) عمدتا در سواحل سیستان و بلوچستان و بخش بلوچ نشین استان هرمزگان با هدف اقلیت سازی بیشتر مردم بلوچ که هم اکنون در اکثریت در این منطقه قرار دارند برنامه ریزی شده است.

و همینطور تسلط کامل در دریا و زمینه سازی برای مسدود کردن تنگه هرمز با انتقال زیرساختهای صادرات نفت و گاز ایران در خارج از خلیج فارس تا جریان تجارت جمهوری اسلامی ایران در زمان ناامن سازی این آبراه بین الملی مختل نشود و به خواسته های سلطه طلبی خود در منطقه و جهان ادامه دهد.

با در نظر داشت به اهداف این ابر طرح جمهوری اسلامی که تغییر بافت جمعیت، مذهب، هویت و فرهنگ مردم بلوچ را شامل می شود و نخستین پیامد این طرح به یغما بردن ثروت های خدادادی و منابع و ذخایر این خطه است که سبب گسترش بیشتر فقر و تداوم تبعیض های سیستماتیک و تشدید جو امنیتی در این منطقه محروم خواهد بود به گونه ای که تمام ساکنان مردم بومی بلوچ در حاشیه سواحل مکران از شرق هرمزگان تا مرز گوادر پاکستان که هزاران سال در این منطقه سکونت داشته اند و با وجود ستمهای فراوان و فقر از طریق کشاورزی و صیادی و … امرار معاش کرده اند توسط مجریان این ابر طرح، زمین های آبا و اجدادی و مشاغل خود را از دست داده و مجبور به کوچ کردن و کپرنشین شدن در حاشیه شهرهای دیگر خواهند شد امری که امروز در بیشتر مناطق سیستان و بلوچستان و از جمله چابهار و زاهدان مشهود هست بطوری که به گفته خود مسئولان نزدیک به ۶۰ درصد مردم بلوچ بومی چابهار حاشیه نشین شده و از حداقل امکانات رفاهی، بهداشتی، آموزشی و اجتماعی محروم هستند و زیر خط فقر زندگی می کنند.

در مرحله بعدی تغییر بافت جمعیتی مردم بلوچستان یا همان آمایش سرزمینی در کنار تغییر مذهب، فرهنگ، هویت و به نوعی اقلیت سازی مردم بلوچ خواهد بود بطوری که وقتی جمیعتی حدود هفت میلیون نفر از دیگر نقاط خارج از استان با تفاوتهای بسیاری نسبت به مردم بومی که بر پایه اطلاعات رسیده عمدتا از شبه نظامیان گروهای تندرو شیعه فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان هستند که در جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی در کشورهای سوریه، عراق، لبنان، و یمن جهت تحقق اهداف ایدئولوژی هلال شیعی ولایت فقیه حضور داشته اند در سواحل مکران اسکان داده شوند که در این صورت منجر به افزایش محرومیت و سخت تر شدن وضعیت زندگی مردم منطقه و پایمال شدن و تضییع حقوق ملی و شهروندی آنان بیش از گذشته و حال خواهد شد.

وقتی حاکمیت زمین های اجدادی مردم بومی آن منطقه را مصادره و پروژه های خود را تکمیل کند مشکلات و بدبختی های مردم بلوچ چندین برابر افزایش می یابد و در مناسبت های اجتماعی و سیاسی که هم اکنون اکثریت هستند و با این حال از قدرت اجرایی در امورات اجتماعی خود محروم شده اند به جایگاه پایین تر از اقلیت تنزل خواهند یافت و نقش اصلی خود را در شکل گیری مسائل اجتماعی و سیاسی منطقه شان از دست خواهند داد. و حاکمیت به اقدامات خصمانه با هدف انسان زدایی از شهروندان بلوچ بوسیله محروم نگه داشتن آنان از آموزش و پیشرفت دست به اعدام و سرکوب آنان زده و همچون گذشته از اعطای اوراق هویتی به صدها هزار نفر از شهروندان بلوچ فاقد شناسنامه در داخل کشور به دلایل سیاسی و مذهبی که تاکنون خودداری کرده است همچنان ادامه خواهد داد.

از جمله همه مسئولین ادارات دولتی و سازمانی در همه سطوح بیشتر از قبل به افراد تندرو و متعصب خودی حاکمیت و غیر بلوچ سپرده خواهد شد، مردم بومی ناچار به مهاجرت اجباری از این مناطق اجدادی خود خواهند شد، جوانان ناچار می شوند از فرط بیکاری برای امرار معاش به شغل های کاذب و پرخطر مانند سوختبری و .. روی بیاورند که به قیمت از دست دادن جانهایشان تمام خواهد شد، در سایه این فقر تحمیلی بسیاری از جوانان مجبور به ترک تحصیل و دچار اعتیاد می شوند و از رنج بیکاری به سمت مواد مخدر روی خواهند آورد که نهایتا به قیمت زندان و اعدامشان بیشتر از گذشته ختم خواهد شد.

مذهب، هویت، زبان و فرهنگ مردم بلوچ در خطر تغییر و دگرگونی بنیادی قرار خواهد گرفت به گونه ای که فشارهای مذهبی به عموم مردم و علما و روشنفکران بشدت و بیشتر از حال حاضر افزایش می یابد، به گونه ای که مردم از انجام مناسک اعتقادی، مذهبی، فرهنگی و حتی هویتی خود مانند پوشیدن لباس سنتی شان قویا منع خواهند شد، دستگاه های امنیتی و نظامی در همه سطوح در زندگی مردم بلوچ بطور علنی دخالت و نحوه و سبک زندگی جدید آنان را طبق خواسته های خود انتخاب و کوچکترین اعتراضی را با شدید ترین وجه ممکن سرکوب خواهند کرد، اعدام شهروندان بلوچ به بهانه های مختلف افزایش چشمگیری خواهد یافت، دست حاکمیت برای سرکوب شخصیتهای برجسته مردمی و اجتماعی و جنبش های اعتراضی بیشتر از قبل در این خطه باز خواهد بود. بطوری که حکایت و وضعیت اسفبار زندگی فعلی مردمان رانده شده همچون روهینگیا و فلسطین که سرزمین های شان غصب و بدن های زنان، مردان و کودکانشان هر روز به بهانه های مختلف سلاخی می شود عملا تکرار می شود. اگر به اتفاقات پس از جمعه های خونین زاهدان و خاش و نارضایتی عمومی مردم بلوچستان از جمهوری اسلامی که دست به کشتار، سرکوب و قتل عام صدها نفر از شهروندان در زاهدان و خاش زده، بنگریم به اهمیت این ابر طرح تحت عنوان توسعه سواحل مکران برای جمهوری اسلامی جهت پیشبرد سیاستهای فرقه گرانه و سرکوب هر چه بیشتر مردم اهلسنت بلوچ در این منطقه حساس ژئوپلیتیک و بحران زا که به لحاظ امنیتی طی سال های گذشته و مخصوصا در ماه های اخیر شاهد انجام اقدامات نظامی و عملیاتهای خونین سازمان مسلح جیش العدل در آنجا بوده ایم به خوبی پی می بریم که حاکمیت برای پیشبرد و تثبیت سیاستها و اهداف خود در بلوچستان از هر ابزاری استفاده می کند.