25/05/2024

سال‌هاست که بحث‌هایی در مورد سیستم سرمایه داری و اینکه آیا این سیستم بدون استفاده از منابع استعماری در قرن‌های خصوصا ۱۶ تا ۱۹ می توانست  توسعه یابد؟ وجود دارد.

 متفکرین مدافع این سیستم همواره دلایل مختلفی را ارایه می دهند، تا آنچه که استعمار خانمان برانداز بر جامعه جهانی تحمیل نموده بود را  موجه جلوه دهند. آنها نه تنها روش های استعماری را به شکل ریشه ای محکوم نمی کنند، بلکه معتقدند هنوز راه هایی برای توسعه جامعه سرمایه داری وجود دارد.

نباید فراموش کرد که چپاولگران دوران استعمار نه تنها دسترسی به فلزات گرانبها به عنوان پول را مد نظر داشتند، بلکه انتقال مواد غذایی آن کشورها را به کشورهای پیش رفته در وهله اول برای سود جویی تمام عیاری که نصیبشان می شد، انجام میدادند، اما چنین سود جویی ای  موجب کاهش مواد غذایی در کشورهای استعمار شده می گردید و  به همین جهت ساکنین آن کشوره ها را به قعر فقر و بیکاری می کشاند و همچنین با به بردگی گرفتن و سرکوب آنها، موجب انقراض قومی و فرهنگی در سرزمین اجادی اشان  می گردید.

لازم به توضیح است که استعمار گران  جمعیت بومی را منقرض، یا در آستانه انقراض قرار می دادند و  سرزمین ها را با تمام منابعش تصاحب می کردند. (مانند انقراض برخی از قبایل آمریکایی). در نتیجه مردم این کشورها در سرزمین خودشان به حاشیه رانده می شدند. این راندن آنقدر عمیق بوده است که «اوو مورالس»، رئیس جمهور قبلی  بولیوی، تنها دومین رئیس دولت بومی در قاره آمریکا بود که در این قاره، به قدرت رسیده است. (مراجعه کنید به انتخابات کشور بولیوی.)

اسناد تاریخی دوران برده داری کشورهای اروپایی تنها  در زمان استعمار و در قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی، نشانگر این واقعیت است که  – حدود 12 میلیون نفر – از مردم آفریقا به عنوان برده دستگیر و به اروپا و آمریکا منتقل شدند. این یعنی نابودی بافت اجتماعی دوازده میلیون نفر و خانواده های آنها در قاره آفریقا!!

ما می توانیم در مورد صدمات استعمار بر جوامع آسیایی، آفریقایی، استرالیایی و آمریکایی بسیار بنویسم و با ارایه آمار، روش های جنایتکارانه این سیستم را نشان دهیم و عواقب وخیم چنین سیستمی را در  جامعه کنونی که ریشه در همان سیستم استعماری دارد، بوضوح نشان دهیم. لرد بنتینک، فرماندار کل شرکت هند شرقی در سال ۱۸۳۵ در نامه ای غرور انگیز نوشته است: « دشت های هند با استخوان های بافندگان سفید است!»

مردم جهان هنوز از زخم های چرکین چنین روش های ضد انسانی ای رنج می برند.

اما مبلغین جامعه سرمایه داری نه تنها این گذشته جنایت بار را کاملا محکوم نمی کنند، بلکه اکنون با برنامه ریز های مختلف دیگری از این سیاق،  سعی می نمایند جوامعی که هنوز جذب جامعه سرمایه داری نشده اند و در مجامع سنتی و فرهنگی خود زندگی می کنند را نیز جذب  جامعه سرمایه داری بنمایند.

متفکرین و اقتصاددان های این جامعه، برای جذب  جوامع به اصطلاح«عقب ماند» برنامه های مشخصی به  نام فناوری توسعه             « Entwicklungstechnologie » تدوین کرده اند،  تا در آن کشورها با صرف بودجه های کلان، فناوری توسعه را پیگیری نمایند.

در منظر اجتماعی توسعه صنعتی در چنین کشورهایی بسیار انسانی و در جهت ارتقا کیفیت زندگی مردم تعریف می شود، اما با نگاهی به یکی از چنین پروژه هایی در کشور مکزیک، متوجه فاجعه دیگری چون استعمار نو، خواهیم شد.

در کشور مکزیک پروژه ای در حال انجام است که به موجب آن زمین های کشاورزان خرده مالک را خریداری و برای پروژه تولید برق از انرژی خورشیدی، مورد استفاده قرار می دهند.

کشاورزان مکزیکی با فروش زمین های خود، مبلغی دریافت می نمایند و چند صباحی با وجه مورد نظر زندگی مینمایند. پس از مدتی، هرگز منبعی برای تامین مخارج زندگی خود نخواهند داشت و به لشگر بیکاران و گرسنگان تبدیل می شوند.

این تنها جنایتی  نیست که سیستم سرمایه داری مرتکب آن می شود، بلکه ابعاد جنایت بسیار بزرگتر از آن است.

صنایع خودرو سازی آلمان هم اکنون درصدد ساخت اتوموبیل های الکتریکی می باشند. قرارداد های تجاری آلمان با کشورهای آمریکای لاتین حاکی از آن است که در سال های آینده میزان قابل توجهی از اتومبیل های الکتریکی به مکزیک و کشورهای آمریکای لاتین صادر خواهند شد. این اتومبیل ها نیاز به تامین منابع الکتریکی دارند. با توجه به چنین پروژها و چنین قردادرهایی به ناگاه متوجه می شویم که سیاستمداران آلمان قبل از اینکه قرارداد های تجاری را با کشورهای دیگر منعقد کنند، زمینه های مورد نیاز آن تجارت را با اتکا به سرمایه های مردم فقیر همان کشورهای فراهم می آورند. از این طریق حاکمیت صنعتی کشورهای مورد نظر را به انقیاد خود گرفته و از هرگونه پیشرفت صنعتی آن کشور ها جلوگیری می کنند.

 نمونه های مختلفی از چنین قراردادهایی در کشورهای مختلف، از جمله ایران نیز مشاهده می شوند. پی آمد چنین برنامه های جنایتکارانه ای، منجر به شکست صنایع داخلی کشورها و بوجود آمدن لشگر بیکاران و کثرت تهیدستان خواهد شد. 

بدهی است که این نوع سرمایه داری نوع جدید استعمار، برای  گسترش «تجارت آزاد غیرآزاد» است.