25/05/2024

علی ب در نوشتاری تحت عنوان «آفتاب اخلاق انقلابی مجاهدین» به پایداری به پیمان مجاهدین اشاراتی چند دارد (بازتکثیر در دیدگاه).

شخصا در این نکته شک ندارم که مجاهدین خلق ایران طی 45 سال گذشته تلاش داشته اند تا با فعالیت سیاسی (فاز سیاسی)، فعالیت نظامی (فاز نظامی) و حال فعالیت دیپلماتیک نظام اسلامی را تغییر داده و آلترناتیو مورد نظر خود را جانشین کنند. بهترین سند و نمونه، لیست جانباختگان این سازمان است، از موسی خیابانی تا آنها که جاودانه فروغ شدند.

نکته ای که مرا متعجب کرد نقل قولهایی است که ایشان از عناصر معلوم الحال آمریکایی آورده است. «سرهنگ توماس کنتول هم که روزگاری، فرمانده حفاظت اشرف و در واقع زندان‌بان مجاهدین بود آنها را ستود که: “آنها افرادی با شخصیت، با نظم و درست‌کاری فوق‌العاده بودند، و من افتخار می‌کنم که کسانی از آنها را می‌شناسم که اکنون در آلبانی در اشرف۳ هستند”». علی ب با وجود اینکه اذعان دارد جناب سرهنگ در اصل نقش زندانبان را ایفا می کرده تا وقت وقتش عناصر وابسته به سلیمانی و مالکی با زرهی و بولدوزر بر تن به دفاع آفرزندان خلق بتازند، با این وجود، و تنها بخاطر اینکه جناب سرهنگ دستی بر سر و روی مبارزه بی امان مجاهدین کشیده، تمام گذشته جناب سرهنگ را فراموش کرده و برای جناب سرهنگ هورا می کشد و دسته گل می فرستد.

به راستی ما را چه می شود؟

اشتباه درک نشود. منظور من این نیست که با شعار های ضد امپریالیستی و  مرگ بر «سرهنگ»، صفحات سایت دیپلماتیک مجاهدین را سیاه کنیم؛ ولی حداقل برای این اجانب قلم به مزد هورا نکشیم و جلوی پایشان فرش قرمر پهن نکنیم.

آنچه که دلیل بر مقاومت و مبارزه بی امان مجاهدین است خود مجاهد خلق است. شاید افرادی چون من با بسیاری از نظرات و مواضع آنها مخالف باشد، ولی واقعیت را که نمی شود کتمان کرد. بقولی آفتاب آمد دلیل آفتاب/گر دلیلت باید از وی رو متاب.‌‌

علی ب در تلاش برای تعریف «معنای زندگی اصولی» می نویسد «بدیهی است که هنگامی چنین کادرهایی باشند و این‌گونه بزرگ‌ترین فداکاریها را در تاریخ انقلابات و سازمانهای انقلابی به ثبت برسانند، اصول و پرنسیپ‌های آنها چشم ناظران بیرونی را بگیرد.» مشکل این قلم در بطن آخرین واژه هاست که نگاشته شده «چشم ناظران بیرونی».

به راستی چرا پس از (بیش از) نیم قرن مبارزه تنگاتنگ با ستم شاهی و حال دیو ارتجاع، علی ب قادر نیست چند نقل قول پسندیده در وصف مجاهدین، که «ناظران درونی» و غیر وابسته به شورای ملی مقاومت ایران، گفته اند نقل کند؟ چرا، بقول ایشان  «طولانی شدن مبارزه و دیرپاییِ نبرد بین مردم ایران با ارتجاع و استعمار هم‌کاسه»  دائما دگراندیشان سرنگونی طلب و «ناظران درونی» مخالف با نظام شاهی-شیخی را از پیرامون این نهاد سراپا غرقه به خون ارزشمندترین فرزندان خلق، دورتر می کند، و کار به جایی می رسد که باید از جناب سرهنگ نقل قول آورد؟

پیشنهاد نگارنده به علی ب ساده است. بخود بنگریم و برروی پاهای خود بایستیم، و بقولی بر این «اصل» باور داشته باشیم که «کس نخارد پشت من» بخصوص جناب سرهنگ و امثالهم.

پیشنهادم به سازمان پرافتخار مجاهدین هم ساده تر است. سالروز 30 خرداد و تأسیس شورای ملی مقاومت نزدیک است.

این اراذل همان رفتاری که با اشرفی ها و ساکنان بی دفاع و پناهجوی لیبرتی کردند، امروز با مردم ستمدیده غزه می کنند. جناب سرهنگ ها آدمهای بی وجدانی هستند که نان را به نرخ روز می خورند و سودی که (اگر) از آنها به سرنگونی طلبان برسد کم عمر، بی ارزش و در موارد بسیاری مضر است.

شاد و برقرار باشید

علی ناظر
18 فروردین 1403
8 آوریل 2024