Select Page

ستون نیشتربحران

سلام

دعوت به همکاری با ستون «نیشتر بحران»

ستون جدیدی در سایت بحران آغاز به فعالیت کرده که از ویژگی بخصوصی برخودار است. متن هر مطلب بین 150- 300 واژه و به موضوع مشخص روز می پردازد.

بدون شک همکاری شما با این ستون به کیفیت آن می افزاید.

شاد باشید

علی ناظر
30 مرداد 1403

 

شامورتی بازی عراقچی – ستون در حال بازسازی

by ali nazer | آگوست 19, 2024 4:02 ب.ظ

در نمایش مجلس نشینان – در دفاع از منصبی که حتما به او تعلق دارد، عراقچی در پاسخ به مخالف خود می گوید من به جملات آخر ویدیویی که پخش شده افتخار می کنم. من در آنجا گفتم ترامپ نمی تواند برجام را از بین ببرد، نگفتم که نمی تواند خارج شود.
اگر خروج ترامپ برجام را از بین نبرد، پس چکار کرد؟ آیا تحریم ها تشدید نشدند؟ آیا جمهوری اسلامی مجبور به حراج نفت خود به چین با قیمت نازل نشد؟ آیا ایران توانست ناوگان به همریخته هوایی خود را بازسازی کند؟ آیا ترکمنستان گاز داد؟ آذربایجان دست روی بخشی از ایران نگذاشت؟ ترکیه جای ایران در بازار عراق را نگرفت؟ اسرائیل «قدس عزیز» و جولان را به کمک ترامپ از آن خود نکرد؟ براستی عراقچی و دیپلمات هایش چه غلطی کردند که باعث مباهات و افتخار شده است؟

ویدیو عراقچی

 

آغاز قرم قرم ها و استراتژی ابهام – ستون در حال بازسازی

by ali nazer | آگوست 20, 2024 9:23 ق.ظ

 

به حق حرفای نشنفته، « ابهام استراتژی». جمهوری اسلامی که پس از ترور هنیه در گیجی به سر می برد و نمی داند بهترین عکس العمل چه می تواند باشد، با چرخاندن میز می خواهد به همین چند میلیون طرفدار خود دلداری بدهد که عدم گرفتن «انتقام سخت»، و امروز و فردا کردن ها بخشی از استراتژی است، و نه ورود قوای دریائی آمریکا به منطقه، نه درگیری و بحران داخلی، و نه عدم برخورداری از پایگاه اجتماعی برای حمایتش در میدان جنگی خانمان سوز، بلکه « ابهام استراتژی» است. رسانه های خودی می نویسند «ایران تا الان فقط با یک تهدید معتبر و بدون شلیک یک گلوله، اسرائیل را فلج کرده و به تمامیت آن ضربه زده است.» بقول اون لاته «ما گفتیم زدیم، شما هم بگین زده… خوبیت نداره». گویی دولت وفاق ملی با قرم قرم ها می خواهد اذهان عمومی را برای یک عقب نشینی قهرمانانه آماده کند، در عین حال به اسرائیل پیام می فرستد «تل آویو می داند ایران کشورهای عربی نیست که بخواهد با حمله پیش دستانه از وقوع جنگ جلوگیری کند»؛ یعنی پیش از عملیات مانند دفعه قبلی خبرتان می کند. اسرائیل از سوی دیگر به جنایات خود ادامه می دهد، و انبار های اصلی مهمات حزب الله را منهدم، و اعضای ارشد حزب الله را می کشد. در استراتژی اسرائیل اصلا «ابهامی» وجود ندارد – نسل کشی و کودک کشی می کند تا تشنه به خون بودنش ارضاء شود.

 

کوچکتر شدن سفره کودک کار

by ali nazer | آگوست 20, 2024 10:01 ق.ظ

جهت اطلاع جراح نظام که خیلی خودش را به علی بن ابی طالب می چسباند، یک کودک کار –  فرید صادقی، ۱۳ ساله، اهل قروه و کارگر سازمان میادین میوه و تره بار تهران، پس از اذیت و آزار قرار گرفتن، به زندگی خود پایان داد. رئیس دولت وفاق ملی که مجموعه ای از تمام دزدان و کلاشان چند دوره قبلی ریاست جمهوری است، دائما از خشنودی مردم سخن می گوید. به راستی چگونه می شود یک «امت»، «خلق» و ملت شریف ایران را خشنود کرد؟ فرزندانش از زندان آزاد شوند، کودکان بجای کار برای تأمین معیشت، سر کلاس های درس حاضر شوند، دختران، بخاطر نداشتن حجاب اسلامی، کشان کشان به بازداشتگاه و سپس زندان گسیل نشوند، سفره کودکان کار از سفره دولت وفاق ملی هر روز کوچکتر و کوچکتر نشود. در رأس همه، دولت و رهبر گورشان را گم کنند و ملت را به حال خود بگذارند.

باید از نقشه محو شود

by ali nazer | آگوست 20, 2024 3:33 ب.ظ

بنا به گزارش ها «گیلاد اردان»، نماینده اسرائیل در سازمان ملل متحد، معتقد است که سازمان ملل متحد باید از صحنه زمین محو شود. گویی گیلاد اصطلاح «محو از روی نقشه زمین» را از احمدی نژاد عاریه گرفته است. البته گیلاد اردان دست احمدی نژاد را از پشت بسته. حداقل، احمدی نژاد که خدای تیکه انداختن های تاریخی است، از جمله بگم بگم، خس و خاشاک، و….. ضررش فقط به ملت ستمدیده ایران می رسید، اما این صهیونیست مدافع کودک کشی و جنایات جنگی، اصولا می خواهد قانون و مکانی برای پرسشگری وجود نداشته باشد، مخصوصا اگر این نهاد بخواهد صدایش درآمده و علیه جنایات اسرائیل موضعگیری کند. یادش بخیر آنروزهایی که سازمان ملل برای خودش یلی بود و می توانست در یک نشست صوری، ساکنین سرزمین اشغال شده را ملت، و آن سرزمین را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت بشناسد. آخ اگه ملل متحد میتوانست مثل آن قدیم قدیمها بیشتر از کوپنش حرف نمیزد، چوب لای چرخ نمی گذاشت و به اینکه نامش کبوتر حرم است راضی می ماند. اگر آن می ماند که اربابان بی مروت می خواهند، الان اسرائیل به رود فرات هم رسیده بود، رؤسای جمهور آمریکا هم یکی بعد از دیگری سرزمین های اشغالی جدید را بخشی تاریخی از کشور اسرائیل به رسمیت می شناختند…. از سوی دیگر، شاید هم حق با گیلاد است. سازمانی که نتواند حقوق ملت ها و کشورها را به رسمیت شناخته و از آن دفاع کند، سازمانی که چشمش به دست چند کشور سرمایه دار قلدر است، سازمانی که فریادرئیسش از کشتار کودکان به آسمان رسیده، اما نمی تواند (نمی خواهد) کاری بکند، شاید بهتر باشد که درش را گل بگیرند و اسمش که مایه شرمساری «انسانیت» است از صحنه روابط بین الملل محو شود.

 

بترسید از آن روز

by ali nazer | آگوست 20, 2024 4:40 ب.ظ

 

این روزها دعوا بین ذوب شدگان در ولایت بالا گرفته و اصولگرایان که قرار بود جبهه ئی مستحکم و واحد در برابر اصلاح طلبان نیویورکی تشکیل دهند، به جان هم افتاده اند. قضیه از زمانی آغاز شد که عراقچی بعنوان وزیر خارجه پیشنهاد شد. امیر ثابتی، از نوچه های جلیلی، در نطقی در مجلس با پیش کشیدن جملاتی از رهبر فرزانه به اصولگرایانی که می خواستند به عراقچی رأی بدهند انگ می زند که حرمت مجلس و مستقل بودنش را نادیده گرفته اند. یقه درانی امیر ثابتی باعث کدورت شده و بعضی ها در مجلس به «هزینه» کردن رهبر انتقاد می کنند. امیر ثابتی که در مکتب سعید جلیلی آموزش دیده، منتقدین را حامیان خجالتی عراقچی می خواند. در مقابل، منتقدین هم مقاله پشت مقاله به او و جلیلی هجوم می آورند…. به یاد سخنان خمینی افتادم « شماها به بن بست رسیدید… دست بردارید از فضولی‌ها، برای خدا کار کنید»… و چنین روزی را پیش بینی می کرد: «… این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» ـ خدای نخواسته ـ باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این] ‌ است که فاتحه همه ما را می‌خوانند»….. اما هشدار بی فایده است. شکاف درون جناحی هر روز عمیقتر می شود، و نیویورکی ها می روند تا عنان حکومت را در دست بگیرند.

 

نقش رسانه ها در جنگ افروزی و تولید بمب اتمی

by ali nazer | آگوست 21, 2024 10:43 ق.ظ

 

صدای آمریکا در خبری گزارش می کند « بازنگری تازه می‌گوید جمهوری اسلامی در موقعیت بهتری برای تسیلحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود است…..  حکومت ایران مشغول مدل‌سازی کامپیوتری و تحقیقات متالورژی است که در ساخت سلاح‌های هسته‌ای کاربرد دارد». یورونیوز هم تقریبا بر همین طبل می کوبد، اما از زبان امیراحمدی که به رهبر چنین خط می دهد «جمهوری اسلامی باید تهدید به ساخت بمب هسته‌ای را بگذارد روی میز مذاکره‌اش با آمریکا، و چیزی را که می‌خواهد، بگیرد و بمب را بدهد. ولی اگر آمریکا خواسته‌های ایران را برآورده نکرد، حکومت ایران بمب هسته‌ای را بسازد و از آمریکا و اروپا و اسرائیل نترسد. این‌ها به خاطر بمب‌سازی به ایران حمله نخواهند کرد. این تهدید که اگر ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای برود، این کشورها به ایران حمله خواهند کرد، یک دروغ بزرگ است. ولی مقامات حکومت ایران از این تهدید خیلی ترسیده‌اند….. در مذاکره اگر راضی نشدیم، می‌رویم بمب هسته‌ای می‌سازیم»…… رسانه های داخلی هم چندان عقب نیستند، و با نقل قول از صباغیان به تبعات تولید سلاح می پردازند، و هشدار می دهند «بایدن سند فوق محرمانه راهبرد هسته‌ای آمریکا را تایید کرد»…… واقعیت اینست که «دانش» را نمی شود با موشک و بمب نابود کرد.  شاید منهدم کردن زیرساخت های اتمی در ایران، تولید را برای چند سال به عقب بیندازد، اما عزم برای تولید بیش از پیش می شود، چنانکه تهدید ها کره شمالی را به سوی تولید تشویق کرد… موش دوانی، صحنه گردانی، و نقش آفرینی رسانه ها، بخصوص فارسی زبانان وابسته به ارباب بی مروت، در زمینه چینی برای حمله نظامی به ایران، کاربن کپی گزارشات پیش از حمله به عراق است.

 

نمایندگان بی خاصیت

by ali nazer | آگوست 21, 2024 5:24 ب.ظ

 

امروز مجلس شورای اسلامی به همه وزرای پیشنهادی رأی مثبت داد و می شود گفت که دولت «وفاق ملی» از امروز رسمیت پیدا کرده و بهانه ای برای کم کاری وجود ندارد. البته رأی اعتماد «نمایندگان مردم» به زبان خوش جلب نشد. محتمل بود که برخی از وزرای پیشنهادی رفوزه شوند، اما پزشکیان برای بار دوم پای میکروفون رفته و پس از خواندن چند سطر از نهج البلاغه، به همه اطمینان داد که لیست پیشنهادی قبل از مطرح شدن در مجلس جهت «رأی اعتماد»، نخست مورد بازبینی رهبر فرزانه قرار گرفته، و دل شیر می خواهد که کسی علیه رهبر و فرمان ملوکانه حرفی بزند….. یاد دوران اعلیحضرت همایونی می افتم که حزب رستاخیز تشکیل داده بود. خودش اعضا را تعیین می کرد، مشخص می کرد چه کسی رئیس حزب بشود، می گفت هر کسی سیستم تک حزبی دوست ندارد برود پاسپورتش را گرفته و از کشور خارج شود….اگر آمندرضا امروز زنده بود و می دید که چطور آخوندها پا جا پای او گذاشته اند، انگار نه انگار که «نماینده مردم» آدم است…. حتما با اخم ملوکانه  می پرسید «آخه مگه مرض داشتین…. پس چرا انقلاب کردین، خب خودمون یکجوری با هم کنار میومدیم. بختیار بی اختیار که بود….هیچ فرقی بین بختیار و پزشکیان نیست؟»…. شاپور بختیار که نخست وزیری خود را با این شعر آغاز کرد “من مرغ توفانم، نییندیشم ز توفان/ موجم نه آن موجی که از دریا گریزد همچون پزشکیان، آمده بود که کشتی توفانزده را نجات دهد، اما توفان آغاز شده بود. هرچند که «شور انقلاب» و برخورداری از «فرهنگ پایین مبارزاتی» به مردم اجازه نمی داد تا با مضرات «تغییر» فقط بخاطر تغییر آشنا شوند. بر موجی سوار شدند که تبعات آن در 45 سال گذشته بر همه بارز شده است.

 

یا نمی فهمد، یا ملت را نادان فرض می کند

by ali nazer | آگوست 24, 2024 9:17 ق.ظ

وقتی سخنان جراح نظام و پیامرسان دیپلماتیک رهبر را کنار هم بگذاریم، فقط باید یک نتیجه بگیریم که پزشکیان هم نمی فهمد و هم ملت را نادان فرض گرفته است. وی پس از اینکه مجلس نشینان به اذن رهبر، به تمام وزرای پیشنهادی رأی دادند، اول صبح امروز سر قبر خمینی حاضر شد و با بیعت با اصول و مرام خمینی و خامنه ای، اظهار می دارد که « اگر مسلمانان با هم متحد بودند اسرائیل جسارت می‌کرد این غلط‌ها را در این منطقه بکند؟ نه تنها آنها بلکه آمریکا و اروپا و هر قدرت دیگری آیا میتوانست از این کارها بکند؟» عراقچی، پیامرسان رهبر به شیطان بزرگ، هم در رابطه با پاسخ سخت به ترور هنیه می گوید «به‌گونه‌ای حرکت خواهیم کرد که منافع ملی، امنیت کامل و عزت ملی کشور به صورت کامل محقق شود»….. نخست اینکه، آمریکا «هیچ غلطی نمی تواند بکند» نه 45 سال پیش معنی داشت و نه امروز. نزدیک به 57 سال پیش (1967) آمریکا و اسرائیل خاک فلسطین، اردن، جولان و سینا را به توبره کشیدند، و برای همیشه  به گنده گویی های سران بی بخار عرب پایان دادند. سران اسلامی آنگونه اخته شده اند که امروز در برابر کودک کشی و …. خفقان گرفته اند. پیش از آن، آمریکا وقتی دید ژاپن اهل صلح و پایان دادن به جنگ نیست، با بمب اتمی ژاپن را به سر عقل آورد. وقتی متوجه شد که مصدق اهل کوتاه آمدن نیست، با یک مشت دلار کودتا کرد. وقتی شور بی معنای انقلابی در ایران، علیه آمریکا، را مشاهده کرد، جنگ ایران-عراق شروع شد. وقتی مجاهدین زیادی حرف زدند بر سرشان بمب ریخت. اینها را عراقچی درست درک کرده، و به همین خاطر می گوید «هیچ»کاری نخواهیم کرد که امنیت و منافع جمهوری اسلامی به خطر بیفتد. به زبانی دیگر، «حواله به چراغ نفتی» می دهد تا هم جناح هار ساکت باشند (کنترل تخاصم)، و هم ژتون بازی برای مذاکره با شیطان را داشته باشد.

اشاره خامنه ای به حمله سایبری و تولید بمب اتمی

by ali nazer | آگوست 25, 2024 6:44 ب.ظ

 

خامنه ای در «بیانات» امروز خود با عربی بلغور کردن «عقب نشنی شرافتمدارانه» جمعیت جوان و پرشور و تهییج شده دانشجو را با این جمله «سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم» از خواست «خونخواهی» به سوی این منطق هُل داد که در هر زمانی می بایست راهکار مشخصی انتخاب کرد. این دوران، بقرموده ملوکانه دوران انترنت [سایبری] و کوانتوم است، و همیشه سلاح نباید شمشیر و بمب و خونریزی باشد……. جالب اینکه یکی از بنیانگزاران نظریه فیزیک کوانتوم، اوپنهایمر است که در ساخت بمب اتمی و دو بمبی که بر سر ژاپنی ها فرود آمد نقش آفرینی کرد. آیا خامنه ای  غیرمستقیم به تشدید حملات سایبری و تولید بمب اتم اشاره دارد؟

وفاق بی وفاق – جلیلی خجالت بکش…. شنیداری

by ali nazer | آگوست 26, 2024 11:19 ق.ظ

جناح وابسته به «دولت وفاق ملی» که به اذن ملوکانه تشکیل شده، پس از کسب رأی اعتماد از مجلس نشینان، و شوربودن اعتراض ثابتی، از نوچه های جلیلی،  نوک حمله را بجای گرفتن «انتقام سخت» و «خونخواهی»، به سوی «دولت در سایه» جلیلی متوجه کرده، و در اولین گام، از طریق «فرزند شهید» برخر «ملیگرائی»شووینیستی سوار شده و رک و پوست کنده به سعید جلیلی برچسب ضد ملی، بی پرنسیب، و چه و چه می زند. سایت خبر آن لاین هم از موقعیت سوءاستفاده کرده و آنرا با عنوان زیر، بازتکثیر می کند.

حمله تندوتیز بازیگر سینما و تلویزیون به عکس سعید جلیلی با پرچم عراق: خجالت بکش؛ تو…! مختار سائقی بازیگر سینما و تلویزیون، ویدیویی را در اینستاگرام منتشر کرده و در در بخشی از آن به عکس یادگاری منتشرشده از سعید جلیلی با شال‌ بافت طرح پرچم عراق، واکنش نشان داده است.

پخش‌کننده صوت

 

بیابیای اسرائیل و پشت خم پشت خم ج.ا.

by ali nazer | آگوست 26, 2024 5:39 ب.ظ

 

بنا به گزارش صدای آمریکا «به‌دنبال «حمله پیشگیرانه» صبح یکشنبه اسرائیل به مواضع حزب‌الله، مایکل هرتزوگ سفیر این کشور در واشنگتن گفت «آرایش نظامی بسیار نیرومند ایالات متحده در منطقه» علیه حکومت ایران بازدارندگی ایجاد کرده است. همزمان، وزیر دفاع آمریکا به دو ناوگروه ضربت دستور داده در خاورمیانه باقی بمانند.»…. ظاهرا جنگ افروزان اسرائیلی و آمریکایی با کُری خواندن اینکه ج.ا. در گرفتن «انتقام سخت» بخاطر نقش آفرینی آمریکا و «آرایش نظامی» ناوهای جنگی در منطقه جاخالی داده است؛ امید دارند فعالان سیاسی حامی ج.ا. که به دنبال «خونخواهی» هستند، با در خطر دیدن «عزت ملی» سپاه و شورای عالی امنیت ملی را وادار به عکس العمل کنند، و سرانجام نتانیاهو را به آرزوی قلبی اش برسانند. شاید به همین خاطر است که خامنه ای دیروز گفت «سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم»، و عراقچی در همین رابطه گفت ج.ا. «حساب‌شده» عمل می کند. آیا پاسخ «کوانتومی» ج.ا. تولید «بمب اتمی» خواهد بود، و دقیقا به همین خاطر آمریکا دست به چنین «آرایش نظامی» زده است؟ و یا اینکه ج.ا. مثل دیروز حزب الله چند ترقه می ترکاند و می گوید «زدیم»؟

لزوما حقیقت ندارد

by ali nazer | آگوست 27, 2024 9:02 ق.ظ

در ریاضی گفته می شود که الف ← ب لزوما ب ← الف را حکم نمی کند. بنا به گزارش ها عبدالکریم حسین‌زاده، نماینده کُرد و اهل سنت مجلس، معاون پزشکیان شده، و پزشکیان به یکی از وعده هائی که داده بود، پایبند شده است. ظاهرا، اگر اینطوری پیش برود، تا پایان دوره وی، زنان بخاطر بی حجابی محاکمه و زندانی نمی شوند، سفره کارگران به بزرگی سفره رهبر فرزانه می شود، و… ایران عاری از فقر و ستم خواهد شد. متاسفانه چنین نخواهد شد. ایکاش بدون خونریزی و شورش می شد! رهبر گورش را گم می کرد، جمهور مردم حاکم می شد، هراس از راه رفتن در خیابان، و یا دست خالی به خانه برگشتن «نان بیار خانواده» را شرمگین نمی کرد…. انتخاب عبدالکریم حسین زاده هم در همین چارچوب «نخواهد شد و حقیقت ندارد»ها می گنجد….. اگر مردم کردستان از زمان ستم شاهی تا هماکنون از خود رشادت نشان داده اند، و نام خلق کُرد مترادف با شهامت و وطنپرستی شده است، لزوما بیانگر این نیست که حسین زاده چون کُرد است، تمام ویژگیهای کُرد بودن در تار و پودش نهفته است. اگر می بود، اگر همچون دیگر کُردها خواهان آزادی برای خلق کُرد و هموطنانش در ایران می بود، هرگز مجلس نشین نمی شد، و امروز این منصب را قبول نمی کرد. او از جنس خمینی و خامنه ای است، و تفاوتی با بقیه ندارد، وگرنه در نظام اسلامی پرسه نمی زد. اگر الف ← ب لزوما ب ← الف را حکم نمی کند.

روبه مکّار

امروز هیئت دولت به دست بوسی ملوکانه شرفیاب شده، و مورد ملاطفت رهبر فرزانه قرار گرفتند. رهبر شیعیان جهان (بجز چند میلیون شیعه)، در حمایت از دولتی که خودش انتخاب کرده، و برای اینکه همه وزرا پررو نشوند، با کشیدن خط تمایز می فرمایند  «تعدادی را که می‌شناختم یا صلاحیت آنها از طرق مورد وثوق به ما رسیده بود اینها را تأیید کردم، بعضی‌ها را هم تأکید کردم، تعداد بیشتری را هم نمی‌شناختم گفتم نظری نسبت به آنها ندارم.»…. پزشکیان از همان لحظه اول روباه منشانه اعلام کرده بود که لیست پیشنهادی به صلاحدید رهبر رسیده، تا اگر (حتما) چند وقت دیگر یکی دزد از آب در آمد، و دیگری کمکار، سومی نفوذی اسرائیل، چهارمی نیویورکی، بتواند همه چیز را به گردن رهبر بیندازد. خامنه ای که روباه پیش او درس مکاری آموخته، با پاتک در ملأ عام مشخص می کند که برخی را اصلا نمی شناخته، یعنی آنها مُهر تأیید ندارند، برخی هم که فقط مورد تأیید او هستند، بخاطر اینست که دیگران به او توصیه کرده اند، و می ماند چند نفری که مورد تأکید او هستند. این انگشت شماران آنهائی هستند که کمتر گاف می دهند و سیرت واقعی خود را نشان می دهند. البته اسم نمی برد، تا دستش در آینده باز باشد.

گزارش آژانس، «غنی سازی» و «دولت وفاق ملی»

by ali nazer | آگوست 29, 2024 7:31 ب.ظ

 

گزارش محرمانه آژانس حاکی از اینست که جمهوری اسلامی با توجه به مقدار اورانیوم غنی سازی شده تا خلوص 60% می تواند 4 بمب و با توجه به مقدار 20% شده می تواند تا 6 بمب تولید کند.

این گزارش «محرمانه»(؟) هنگامی علنی می شود که تمام جناح ها، پزشکیان و دولت وفاق ملی را سر دست گرفته و حلوا حلوایش می کنند که به به چه شیرین است. گویی جماعت فراموش کرده اند که این شیرینی تا زمانی به کام خوش آید که قرار نباشد تصمیم «سخت» گرفته شود. اگر عراقچی و تیم نیویورکی بخواهند همانطور که چند سال پیش سیمان ریختند و فاتحه برنامه هسته ای ایران را خواندند، اورانیوم غنی سازی شده 60%ی را فدای «لبخند» ارباب بی مروت کنند، بخشی از دولت وفاق ملی حتما جوش آورده و استعفاها سرازیر می شوند؛ و اگر بخواهد بد نعلی کرده و بقول عراقچی همه چیز از اول نوشته شود، یعنی این 60%یها زیر خاک، مذاکره برای رفع تحریم ها از آن نقطه شروع شود؛ بخش نیویورکی ها که به دنبال صلح و صفا با ارباب هستند، شروع می کنند به استعفا و جیغ بنفش کشیدن. خلاصه این تازه اول کار است.

روز بوقلمون

by ali nazer | سپتامبر 1, 2024 6:02 ب.ظ

 

در آمریکا رسم بر این است که روزی در نوامبر خانواده گردهم آمده و خدای را شکر می کنند که سالی گذشت و هنوز خانواده هست و گردهم آمده است. بچه ها به این روز می گویند «روز بوقلمون» چرا که از اول سال چشم به راه این روز هستند تا بوقلمونی کشته شود و در فر برشته شده و با هزار و یک به به و چه چه به سر سفره آورده شود.

این روز البته برای دیگر مسیحیان در کریسمس رخ می دهد، اما آمریکائی که رسم و رسومش را از بریتانیای کبیر به ارث برده، در نوامبر جشن می گیرد که مترادف با «روز برداشت محصول»، که کشاورزان قدیمالایام جشن می گرفتند، است.

روز شادی و شکرگزاری برای انسانها (امریکایی ها)، لزوما روز شادی برای بوقلمون نیست. بوقلمون در محیطی که بهداشت آن رعایت شده، و دکتر حیوانات جوجه بوقلمون ها را دائما زیر نظر دارد تا خدای نکرده بیماری مسری نگرفته و شور و شعف انسانها (آمریکایی ها) به عزا و ماتم بدل نشود، پرورده می شوند.

در اخبار آمده که بچه ها در غزه به صف شده اند تا در مقابل فلج اطفال واکسینه شوند. بچه هایی که غذا برای خوردن ندارند بچه هایی که قرار است در «روز بوقلمون» زیر بمب ها جان داده و باعث شور و شعف انسانها (سیاستمداران آمریکایی) شوند. گویی بچه ای که فلج شده و زیر بمب های ارسالی آمریکا به اسرائیل، کشته می شود، برایش مهم است که واکسینه شده یا نه. تشنه به خون ها که عطشی تمام نشدنی دارند «جوجه بوقلمون ها» را به صف کرده تا برای ذبح در آینده ای نه چندان دور آماده باشند. و جهان سیاست هم به این کشتار عادت کرده است، به همان شکل که عادت کرده بوقلمون ها هزار هزار در کریسمس و «روز شکرگزاری» ذبح شوند. به راستی ما انسانها را چه می شود؟

حقوق بشر در مظان اتهام

by ali nazer | سپتامبر 7, 2024 11:15 ب.ظ

 

مجاهدین از شروع حکومت مذهبی-فاشیستی، بالاترین تعداد زندانی، اعدامی، و شکنجه شده را داشته است. به زبانی ساده «مظلوم» واقع شده است. در کفه دیگر ترازو، رژیم اسلامی بالاترین تعداد انسان های خردسال و مسن، دختر و پسر، اقلیت مذهبی و شیعه، اقلیت قومی و فارس، را به قتلگاه گسیل داشته، و بسیاری از این جانباختگان در زندانهای جمهوری اسلامی شکنجه و پس از سالها تحمل اسارت، در تابستان 1367 به چوبه دار سپرده شده اند. جمهوری اسلامی از بدو تأسیس، اعضای سازمان های چپ، در اقصی نقاط ایران را با گلوله و طناب دار به قتل رسانده است. این ها واقعیات و کارنامه جمهوری اسلامی است که رژیم هم کتمان نمی کند، و رئیسی به آن افتخار می کرد. به زبانی ساده «ظالم» است. حال «ظالم» می خواهد میز محاکمه را چرخانده و جاوید رحمان، که به گفته خودش از اوت 2024 دیگر مسوولیتی تحت عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران ندارد را متهم معرفی کند. مهم نیست که جاوید رحمان چندبار قسم بخورد که از کسی پول دریافت نکرده و با خلوص نیت وظیفه خود را انجام می داده است. «ظالم» حرف خودش را می زند. این رسم زمانه است. همانطور که جنایت علیه بشریت در غزه توسط شخصیتها و دادگاه ها محکوم شده، صبح تا شب آمار هولناک کودکانی که مثله می شوند گزارش می شود، اما هنوز که هنوز است، هیچ دولت و دادگاهی اسرائیل را تروریست نخوانده است. «ظالم» از کاه کوه می سازد تا بتواند به جنایت ادامه دهد، و همیشه طلبکار است.

علیه تحمیل اردوگاههای اجباری در کردستان عراق قویا باید اعتراض کرد!

by رحمان حسین زاده | سپتامبر 7, 2024 8:08 ب.ظ

 

انتقال تحمیلی اعضای علنی و خلع سلاح شده  جریانات اپوزیسیون کردستان ایران به اردوگاههای اجباری در اطراف سلیمانیه  بشدت مخاطره آمیز و  محکوم است. دولت عراق و دولت اقلیم کردستان از وظیفه اولیه تامین  زندگی و امنیت  این انسانهای بیدفاع سرباز میزنند. لذا با فشار اعتراضی موثر میتوان و باید  این دو دولت حلقه بگوش جمهوری اسلامی و بخش پناهنده پذیری  un  راوادار کرد همه این فعالین سیاسی و خانواده هایشان را به کشورهای پناهنده پذیر اروپایی انتقال دهند. این راه موثر تضمین امنیت و  زندگی و تامین  حقوق اولیه شهروندی صدها فعال ضد جمهوری اسلامی است که اکنون  در تنگنا قرار گرفته اند. نباید گذاشت طبق سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی  تراژدی کمپ اشرف و لیبرتی مجاهدین خلق این بار در کردستان عراق تکرار شود.

پنجم سپتامبر ۲۰۲۴

تا نوبت یعدی

by ali nazer | سپتامبر 8, 2024 6:00 ق.ظ

 

حدود سال 1381 بود که در سلسله نوشتاری «مجاهدین خلق، امر به وظیفه یا امر به نتیجه» تا حدودی به چرائی حضور مجاهدین در نزدیکی مرز ایران پرداختم. در آن روزها تیغ ها در حال تیز شدن بود، و گلوله ها در خشاب گذاشته می شد تا در زمان و وقت لازم به اشرف حمله شود. متاسفانه سالها بعد، یورش وحشیانه آغاز، و حتی وقتی مجاهدین از اشرف به لیبرتی عقب نشینی کردند، دشمن دست از کشتار و آسیب به بازماندگان خلع سلاح شده ارتش آزادیبخش ملی ایران، برنداشت تا تمام عناصر وابسته به مجاهدین را از عراق خارج نکرد…. آنچه امروز تحت عنوان «تحمیل اردوگاههای اجباری در کردستان عراق» مورد توجه فعالین سیاسی و حقوق بشری قرار گرفته، تفاوت چندانی با آن دوران ندارد. دشمن همان دشمن است، فقط نام «مخاطب دشمن» تغییر کرده است…. بنا بر گزارش ها «اردوگاههای این احزاب به منطقه «سوورداش»، نزدیک شهر دوکان یکی از شهرهای تابعه سلیمانیه منتقل شده است.  محل استقرار جدید این احزاب اگرچه به نقطه مرزی ایران نزدیکتر از پیش شده است اما دسترسی نیروها به داخل ایران را دشوارتر ساخته است»…… آنچه برای مخاطبین در تحلیل ها و گزارش ها مشخص نشده اینست که در این مقطع می بایست به حقوق انسانی اعضای این احزاب، یا تاکتیک های رزمایشی آنها الویت داده شود.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

by ali nazer | سپتامبر 8, 2024 9:42 ق.ظ

 

دیک چینی که یکی از بنیانگزاران تخریب کشورها با تمدن باستانی است، امروز از کاملا هریس به عنوان رئیس جمهور آینده آمریکا حمایت کرد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…. شایان توجه اینکه نزدیک به 200 جمهوریخواه ارشد تاکنون از هریس حمایت کرده اند، و جملگی بر این نکته تأکید دارند که ترامپ برای دموکراسی خطرناک است. مخرج مشترک دیگر حامیان جمهوریخواه هریس، هم نظر بودن در حمله نظامی به ایران است. دیک چینی، رامنی، جان مک کین، و… در موارد و به بهانه های مختلف بر بمباران ایران تا لشگرکشی به ایران تأکید داشته اند. مخرج مشترک این جنگ افروزان بسیار است که خارج از حوصله این کوتاه سخن است.

سکوت دائمی و دهشتناک اپوزیسیون؟

by ali nazer | سپتامبر 9, 2024 11:16 ب.ظ

 

برای چندمین بار کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس جلسه تشکیل دادند و برای چندمین بار اعلام کردند که جزایر سه گانه بخشی از امارت متحده است، و خیلی حرفهای دیگر که در سایت نقل شده است…. به این نکته نمی پردازم که تا سال  1371کشوری به نام امارات وجود خارجی نداشت، و امارات بخشی از عمان بود که با دسیسه های انگلستان از عمان جدا شد…. اما آنچه که باعث تعجب است سکوت دائمی و دهشتناک اپوزیسیون سرنگونی طلب در قبال این قبیل مواضع است. این سکوت به مانند اینست که شورای همکاری خلیج فارس اعلام کند که آبادان و خرمشهر بخشی از عراق، و بندرعباس و هرمزگان و مکران هم بخشی از عربستان است…. به راستی اپوزیسیون را چه شده است ؟ چه عنصر و یا نیروی خارق العاده و ماوراء طبیعتی بر زبان آنها قفل زده که حتی وقتی به تمامیت ارضی ایران می رسد، دندان بر زبان گرفته و سکوت اختیار می کنند. ایکاش همچون رضا پهلوی نان بخور بیگانگان بودند تا منطقی در سکوت آنها دیده می شد.

فراتر از حرکت نمادین میهن پرستی

by ali nazer | سپتامبر 11, 2024 9:57 ق.ظ

 

رجزخوانی های سرداران سپاه در مقابله با هر تهدیدی، سهم خواهی امارات از جزایر استراتژیک در خلیج فارس، شیرشدن جمهوری آذربایجان برای محاصره اقتصادی ایران، با چشمک های عیان و پنهان روسیه و ترکیه، ایران را خواسته یا ناخواسته به سوی کوچکتر شدن و تهدید منافع ملی، از جنس معاهده های گلستان و ترکمنچای سوق می دهد. سرداران سپاه که عنان خامنه ای، سیاستمداران، و رسانه ها را در دست دارند، ممکن است که «فتحعلی شاه»وار که در مصاف طولانی  25 ساله با امپراتوری روسیه شکست خورد، سالها با «شیطان بزرگ» مصاف کرده و تعداد بسیاری از جوانان مملکت را به کشتن بدهند، اما نتیجه «جنگ» یکی خواهد بود. منابع گازی/نفتی در جنوب، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران، و در منتهی الیه تمامیت ارضی ایران دچار دگرگونی همیشگی خواهد شد…. اپوزیسیون سرنگونی طلب رادیکال، متاسفانه، دچار اشتباه محاسبه دیگری شده و ظاهرا به این نتیجه رسیده که پس از سرنگونی، این «از دست رفته ها» باز پس گرفته می شود، و فعلا باید روی سرنگونی تمرکز کرد. اگر سلسله قاجار، پهلوی و آخوندی توانست  ارمنستان، گرجستان، داغستان، جمهوری آذربایجان،  نخجوان، و یا بحرین را به خطه ایران بازگردانند، نیروهای انقلابی حاکم بر آینده ایران هم خواهند توانست جزایر سه گانه، میدان نفتی آرش، راهیابی به بازار جهانی از مسیر شمال را به ایران بازگردانند…. با اتخاذ مواضع درست دیپلماتیک، همسایگان ایران را باید متوجه کرد که مخالفت خصمانه اپوزیسیون با نظام مذهبی-فاشیستی، مترادف با اهمیت ندادن به منافع ملی کشور نیست. همسایگان ترک و عرب و روس، (و همچنین چین) هم باید متوجه این پیام بشوند که به پا خاستن به هنگام شنیدن سرود ملی، تنها بخش نمادین از میهن پرستی اپوزیسیون است، و کارنامه عملیاتی 6 دهه گذشته حاکی از تفاوت فاحش بین سلسله های قاجار، پهلوی، آخوندی، و نیروهای رادیکال سرنگونی طلب است. باید در چنین برهه هایی از تاریخ، با موضعگیری های بجا، برای خلق ستمدیده به روشنی روز مشخص شود که نیروی رادیکال از تبار «آرش و کاوه»، ستار و مصدق است، و نه فتحعلی و رضا خان.

نامه فائزه هاشمی – تطهیر زندانبان و تکفیر زندانی

by ali nazer | سپتامبر 11, 2024 7:42 ب.ظ

 

آنچه در زندانهای ایران می گذرد را زندانیان سیاسی که با مقوله «تواب سازی» آشنا هستند، سالهاست که به خلق ستمدیده گزارش داده اند. آنچه از فحوای این گزارش ها، کتاب ها، و یا سخنرانی ها مشخص می شود اینست که رژیم اسلامی توانسته بخشی از زندانیان سیاسی را تحت فشار و شکنجه به زانو درآورده و از آنها به عنوان ابزار برای سرکوب اکثریت که خم به ابرو نیاورده اند، استفاده کند… اخیرا فائزه هاشمی، دختر رفسنجانی – یارغار خمینی، نامه ای نوشته که نه خصوصی است و نه از زیر تیغ سانسورچی های زندان اوین گذشته است…. فائزه هاشمی بر چند نکته تأکید دارد که شایان تأمل است….

هدف اصلی این نامه گویی پشیمان سازی نسل شورشگر است… فائزه با طعنه های حساب شده مشخصا به «چپ» ها و کلا به بند زنان سیاسی یورشی رذیلانه می برد «در کلام عالی و در عمل خالی، نظریه‌پردازانی از درون تهی. دیکتاتورهای کوچکی که آنچه را که سال‌ها با آن مبارزه کرده‌اند بر سر هم‌بندی‌های خود می‌آورند. هم‌بندیانی که کمتر یارای نقد کردن و یا ایستادن در مقابل آنها را دارند که در این صورت تنگ‌نظری‌ها، تهمت‌ها، پرونده‌سازی‌ها، هتاکی‌ها، حذف و طردها، تخریب شخصیت‌ها و گاهاً ضرباتی را نوش جان می‌کنند. به عبارت دیگر هم‌بندی (بخوانید گروه فشار داخل بند) هم‌بندی را می‌پاید، برای او تعیین تکلیف و خط قرمز مشخص می‌کند، آزادی او را سلب می‌کند، به او انگ و تهمت می‌زند، او را تهدید می‌کند، آرای او را دور می‌ریزد، ضرب و شتم نثارش می‌کند، فضای وحشت و خفقان می‌آفریند. چرا؟ چون با او همراه نشده، یا نقدی بر او وارد کرده و پا روی سلطه و اقتدار او نهاده. و عجیب‌تر سکوت یا همراهی و ادامه‌ی دوستی برخی دیگر از مشاهیر در بند با این اندک سلطه‌گران است.»

فائزه با بیان اینکه خودش هم یکی از قربانیان این نظام است و طی 30 سال گذشته در مجموع 12 سال حبس کشیده، در تلاش است تا شورشگران جوانی که از این نظام عاصی شده و به آخر خط رسیده اند، را از خیزش و جنبش پشیمان کند. او موذیانه می خواهد طرح تواب سازی را خارج از زندان آغاز کرده، و شورشگر را از ورود به میدان دلسرد کند… «جدیدالورودها (بالای ۹۰%) در کمتر از حداکثر یک هفته، البته اگر ماندگار شوند، شوکه و مبهوت و پشیمان که این‌ها بودند چهره‌هایی که آرزوی دیدارشان را داشتیم؟ چه فکر می‌کردیم و چه دیدیم؟ چگونه از چاله به چاه افتادیم؟ و در آرزوی خلاصی و پی‌گرفتن زندگی و پشت سر را نگاه نکردن. می‌گویند در زندان که قدرتی ندارند این‌گونه‌اند، وای اگر قدرتی بگیرند.»

فائزه با یک کاسه کردن «چپ» و «سلطنت طلب» چوب تکفیر را برداشته و نگاه مخاطب را از زنان مبارز در زندان به سوی سناریوی از پیش نوشته معطوف می دارد…« برای من که در سال ۱۳۹۱ نیز در زندان بودم، در مقایسه با این دوره چنین شرایطی به ابتذال کشیدن مبارزه است. در آن سال چپ‌ها و پادشاهی‌خواهان را نداشتیم. می‌گویند برخی از چپ‌ها هرجا و هر زمان که تعدادشان زیاد می‌شود، باند تشکیل می‌دهند، دسته‌جمعی به دیگران تهاجم می‌کنند، از خطاهای هم حمایت می‌کنند و دیگران را به خاک سیاه می‌نشانند.(به یاد بیاوریم وضعیت حکومت کمونیست‌ها را در کشورهای اروپای شرقی و شوروی سابق و کشورهایی در قاره آمریکا که فروپاشیدند از فساد و دیکتاتوری و فقر و همچنین کره شمالی و ونزوئلای امروزی را). مردان زندانی نیز تجربه‌های مشابهی دارند. متأسفانه برخی مدافعین حقوق بشر زندانی نیز به این‌ها پیوسته‌اند. انگاری تقسیم کار کرده‌اند در سلطه بر دیگران ولی با نقش‌های متفاوت. وضعیتی که در اپوزیسیون در داخل و خارج کشور و در فضای مجازی نیز مشاهده می‌شود.»

فائزه با استفاده از واژه «فاشیست» تلاش دارد تا نظام را از زیر ضرب «نظام مذهبی-فاشیستی» برهاند، و به نمونه هایی اشاره می کند که حتی اگر واقعیت داشته باشد، عمومیت ندارد…. «رفتارهای فاشیستی» زندانیان سیاسی زن را چنین گزارش می کند…« در جلسه عمومیِ بند موضوعی رأی می‌آورد بر خلاف نظر این افراد که در اقلیت بوده‌اند. جلسه تمام نشده با داد و ایجاد فضای همراه با وحشت و ارعاب به این رأی‌گیری اعتراض و آن را باطل می‌کنند…… نسبت به افراد غیرهمراه با خود و یا منتقد خود با انگ‌های نادرستی چون مزدور، دارای مأموریت، آدم‌فروش، جاسوس، حکومتی، کارمند دولت در اینجا و … وارد شده و مشابه گروه‌های فشار با ایجاد فضای وحشت و خفقان سعی در ساکت کردن آنها کرده و بعضاً موفق هم می‌شوند. (مقایسه کنید با عملکرد حکومت در استفاده از عناوین اتهامی چون تبلیغ علیه نظام….»

فائزه با اینهمانی زندانبان و زندانی، رفتار زندانی سیاسی در اسارت، و رفتار حکومت طی 45 سال گذشته را همجنس دانسته، و تلاش دارد تا زندانبان را منزه و زندانی را مقصر جلوه دهد تا اگر شورشی در زندان شکل گرفت، زندانبان با توسل به این نامه، شورش را بخشی از «رفتار فاشیستی» زندانی سیاسی تعریف کند.

شایسته تر است که فعالین حقوق بشر و زندانیان سیاسی از بند رسته، به این نامه از منظری کارشناسانه پرداخته و پیش از آنکه زندانبان بتواند از آن بعنوان چماقی برای سرکوب زندانیان سیاسی زن بکار برد، نسل جوان شورشگر را با واقعیات زندان در نظام شاه و شیخ آشنا کند.

علی ناظر
21 شهریور 1403
11 سپتامبر 2024

تشت رسوائی

by ali nazer | سپتامبر 14, 2024 10:18 ق.ظ

 

روایت های متفاوت نقل شده اما خلاصه آن چنین است که علی بن ابی طالب می گوید «اگر از پای یک زن یهودی خلخال به ظلم و جنایت دربیاورند، انسان خوب است تا از این غصه بمیرد.»…… امروز در اخبار آمده که دادستانی حکم داده اگر نانوائی به اتباع خارجی نان بفروشد، مجازات می شود… ظاهرا سوال باید این باشد که چرا جراح نظام که یکریز از علی و نهج البلاغه نقل قول می کرد، از غصه نمرده است؟ وقتی خمینی زمام امور را در دست گرفت، ماه ها، و ده ها هزار جوان می بایست جان فدا می کردند تا طینت واقعی دروغگوی قرن افشا شود… تشت رسوائی جراح نظام هنوز به 100 روز نرسیده از بام می افتد. بار دیگر مشخص شد چرا اکثریت قاطع مردم در نمایش انتخاباتی شرکت نکردند.

 

در آستانه تسلیحات هسته ای

by ali nazer | سپتامبر 15, 2024 12:11 ق.ظ

 

خبر یک روزنامه آبزرور انگلستان (فردا یکشنبه 15 سپتامبر منتشر می شود) پیرامون هراس مشترک آمریکا و بریتانیا از تبادل اطلاعات هسته ای بین روسیه و ایران، متمرکز شده است. بنا به منابعی که نامشان قید نشده، بخشی از روابط راهبردی بین روسیه و ایران همسوئی روسیه با بلندپروازی جمهوری اسلامی برای دستیابی به تکنولوژی هسته ای است، مخصوصا که مقدار اورانیوم غنی شده به جمهوری اسلامی امکان تولید سلاح هسته ای را می دهد.  ظاهرا در نشست استارمر – بایدن این اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته شده است. تحلیلگران سیاسی از سوی دیگر ابراز نگرانی می کنند که اگر روسیه تکنولوژی لازم را در اختیار ایران قرار دهد، نه تنها ممکن است اسرائیل در یک عملیات پیشدستانه به ایران جنگی همه گیر را در منطقه آغاز کند، بلکه کشورهایی همچون عربستان و امارات هم به دنبال تسلیحات اتمی خواهند بود که برخلاف راهبرد جهان غرب برای غرب آسیا است. این هراس مخصوصا پس از تزریق چمران 1 در مدارد 550 کیلومتری با ماهواره بر قائم100 تشدید شده است….

کنفرانس مطبوعاتی «طوطی سخنگو»

by ali nazer | سپتامبر 17, 2024 9:36 ق.ظ

 

سایت خبرآنلاین مطلبی با عنوان «شما نظر بدهید / آیا پاسخ های پزشکیان به سوالات خبرنگاران شما را قانع کرده است؟» در ارتباط با کنفرانس مطبوعاتی دیروز پزشکیان منتشر کرده و در ادامه از خواننده خواسته تا نظر دهند. آنچه در زیر آمده بخشی از نظرهای متفاوت است که با «نقطه» مشخص شده است.

  • طوطی سخنگو .
  • تو این 45 ساله همیشه سوال وپاسخ وحرف وگفتگو وقانون وتبصره و و و و…. بوده / عمل نبوده // این هم خبری نیست
  • از اینکه چنین شخصی رییس جمهور کشورم است تاسف خوردم. فقط خنده بازار بود.
  • خنده بازار نبود گریه آور بود و ملال آفرین !! ایشان از روی اطلاعات غلط و درک ناصحیح گفت با آمریکاییها برادریم !!! انتظار دارد آمریکا برادریش را ثابت کند بعد بهش ارثیه بدهد !!! برای اهل فهم این سخنان دردآور است .
  • قبلا هم از قبلی ها همین جواب ها را شنیده بودیم. حرف جدیدی نبود.
  • واقعا برای همه خبرنگاران متاسفم که هیچ کدوم جرات نکردن حرف دل میلیونها مالباخته در بورس رو بزنن
  • سوالها فیلتر میشه کجای کاری
  • نتیجه این حرفا اینه : نان گران شده، لبنیات گران شده، زمزمه گران شدن بنزین هم از اینور اونور داره میاد و بقیه هم به طریق اولی در راهن …خوب حالا با این شاخص ها که داریم هر روز تجربه شون میکنیم صحبت های بزرگوارُ محک و سنجه بزنید تا بفهمید این حرف کجای این واقعیت های روزمره مردم قرار دارند.
  • میگه کرسی آزاد اندیشی رو میخواد با سبک و سیاقش ایحاد کنه، میگه میخواد جلوگیری کنه از سرکوب، اما نمی تونه یا نمی خواد بانیان سرکوب و فشار رو در دانشگاه ها دست بزنه…. خنده داره
  • ایشون در حال گفتار درمانی هستن. آخرش بعد چند سال با رفع حصر ظاهری ۳ نفر که دیگه توان خروج از خانه رو هم ندارن و رفع فیلتر دو تا سرویس یا سایتی که کمترین تقاضای مردم برای رفع فیلتر رو داشتن میگن بیا فرق میکنه کی رئیس جمهور باشه. بقیشو نزاشتن
  • خیر سوالها پیش پا افتاده و کم محتوا بود هیچکس سوال نکرد که چرا وضع مملکت این همه بی ریخت هست هیچکس سوال نکرد که تکلیف هزاران جوان تحصیل کرده بیکار بی مسکن با سنین بالای سی چهل سال ودر حسرت ازدواج و زندگی ساده چی میشود میلیونها معتاد از کجا امده اند هزاران هزار جوان نا امید با اینده ای تیره و تار پای سفره خالی پدران و مادران پشیمان و مغبون چکار میکنند و صدها سوال دیگر این کنفرانس بیشتر به رفع تکلیف بود تا سوال و جواب
  • اصلا اصلا صداقت نداره یک پاسخ صاف و درست نداد از همه سیاست مدارا قبلی بدتره دارم پشیمان میشم از رایم به پزشکیان

شاباش خوش رقصی

by ali nazer | سپتامبر 18, 2024 10:08 ب.ظ

 

فائزه هاشمی پس از نامه خود در نقد زندانیان سیاسی، امروز آزاد شد. شاید انتقاد تند به فائزه برای نوشتن آن نامه، سختگیری به یک اسیر در چنگال جمهوری اسلامی باشد. خیلی ها، بسی مقاومتر از فائزه هاشمی، طی سالهای 1360 و 1370 با نوشتن انزجارنامه از زندان رها شدند، برخی در زمان شاه، با سپاس اعلیحضرتا زندان را ترک کردند. شاید فائزه هاشمی هم می بایست این انزجار نامه را می نوشت تا از زندان آزاد شود. هر چه که بود، سایت های وابسته به نظام، نامه او را بر سر دست بلند کرده و از محتوای آن برای شکنجه گران نظام جامه ای فراخ دوختند…. واقعیت اینست که آزاد شدن یک یا چند زندانی، در واقعیت مجازات ها، نحوه بررسی اتهامات، و رسیدگی به موقعیت پزشکی زندانیان تغییری ایجاد نمی کند. گزارشات از داخل زندان حاکی از تشدید فشار بر زندانیان سیاسی، و آماده کردن برخی برای مجازات اعدام، است.

 

«سنخ»

by ali nazer | سپتامبر 19, 2024 3:20 ب.ظ

 

وقتی اختلاف مجاهدین و خمینی بالا گرفت و جملگی دست به اسلحه بردند و خمینی طینت واقعی خود را بروز داد و فرمان تجاوز و خون کشی و کشتار بی پایان صادر کرد، حسینعلی منتظری که هنوز مورد خشم قرار نگرفته بود به قاتلین تشنه به خون گفت مجاهدین یک سنخ هستند و با قتل و کشتار تمام شدنی نیستند. این حرف را نه قاتلین فهمیدند و نه اربابان بی مروت که اسم  مجاهدین را برای خوشایند خمینی صفتان در لیست تروریستی قرار دادند…. داستان امروز حماس و حزب الله هم کپی برداری از آن داستان است. صهیونیست های کودک کش و هم سویان جهانخوارش گویی متوجه نیستند که حماس و حزب الله یک «بیزنس» نیست که یک روز رشد کند و بورسش بالا برود و روز بعد ورشکست شده و رؤسای آن دست به خودکشی بزنند…. کودک کشی در غزه و انفجار بمب های دستی در لبنان شاید تشکیلات را تضعیف کند، اما آرمان همان است که پارسال قبل از 7 اکتبر بود…. البته می شود در چارچوب تبلیغات اسرائیل و آمریکا افتاد و یمنی و لبنانی و فلسطینی و …. را «تروریست» خواند و خود را از شر موضعگیری های پیچیده راحت کرد. شاید بتوان وجدان های مدافع حقوق بشری را با این واقعیت که خمینی صفتان پشت این دسته جات و «گروهک»ها هستند، و هرچه از اینها کشته شود، در درازمدت به نفع «حقوق بشر» میلیون ها ایرانی و لبنانی و یمنی و …. خواهد بود. «حرف» زیاد می شود زد، اما از این واقعیت که دائما جلوی ما و اسرائیل و جهانخواران خودنمائی می کند نمی شود گریخت که اینها یک «سنخ» هستند…. نیامده اند که بروند…. امروز پلاکارتی در لبنان دست به دست می شد که رویش نوشته شده بود «اگر یک چشمم را کور کنی، با چشم دیگرم می جنگم»…. متاسفانه در ستون نیشتر بحران نمی شود از 300 واژه (کم و زیاد) بیشتر نوشت، وگرنه حرف زیاد است…. وقتی جنبش مجاهدین بعد از 30 خرداد 1360 آغاز شد و بسیاری از جوانان و کادر و سمپات کشته و اسیر و شکنجه می شدند، اشرف ربیعی (رجوی) به خلاصه گزارش داد «جهان خبردار نشد…» شاید نمی دانست که رسانه های دشمن، اجازه نداشتند تا جهان را خبردار کنند که در ایران… چه حمام خونی به راه افتاده..؟! امروز هم داستان به همان سیاق است… جهان خبردار نمی شود که در غزه و لبنان و یمن و عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و سودان…. چه حمام خونی به راه افتاده… اگر به آنچه می گذرد آگاهانه چشم فروبسته ایم… خواسته یا ناخواسته اجازه داده ایم تا این جنایات ادامه پیدا کند…. آنچه در فلسطین و لبنان رخ می دهد فقط و فقط آدمکشی نیست…. ذبح قوانین و حقوق بین المللی در انظار عمومی است….

رضا پهلوی – مثلث شرارت

by ali nazer | سپتامبر 21, 2024 11:12 ب.ظ

 

رضا پهلوی طی سخنانی از مثلث آمریکا و اسرائیل و خودش برای تغییر در نظام سیاسی ایران نام برده است. واقعیت اینست که غرب آسیا سالهاست که از مثلث شرارت آمریکا-اسرائیل-جمهوری اسلامی رنج می برد. طی 45 سال گذشته، ویرانی و کشتار در غرب آسیا – ایران، افغانستان و عراق و سوریه و لیبی و یمن، استوار بر استراتژی این سه شرور هم پیمان بوده و است. طبیعتا، جای تعجب ندارد که رضا پهلوی، با دانش به این واقعیت که ایران دیگر به عقب باز نمی گردد، دست به دامان اجنبی شده، تا با کودتائی، از جنس 28 مرداد، او را بر تخت سلطنت بنشانند.

اما گویی نمی فهمد که ملت شریف ایران، در تداوم مبارزات سرنگونی طلبانه، با تکیه به فرزندان غیور و مبارز خود، و با حمایت از کانون های شورشی، سرنگونی نظام اسلامی را محقق کرده، و آخرین تفاله های وابستگی به بیگانگان را به زباله تاریخ خواهند ریخت.

ظاهرا رضا پهلوی این نقل قول از ستارخان را هم نشنیده که «جناب کنسول! من می‌خواهم هفت دولت زیر سایه بیرق ایران باشد شما می‌خواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهد شد!» حال می خواهد ایران را زیر پرچم اسرائیل برده و تحت الحمایه آمریکا کند. شازده رضا نمی فهمد چرا زبان فارسی از میان نرفت، چرا شاعرانی چون فردوسی گرامی داشته می شوند، و چرا مصدق در دلها خانه کرده – عشق به ایرانی آزاد، مستقل از بیگانه، و آباد است. رضاخان دوم باید بفهمد که دوران طفیلیگری به پایان رسیده و آن دوران باز نخواهد گشت.

هرچند رضا پهلوی معنا و مفهوم جملات زیر را نمی فهمد اما تک تک ایرانیان میهن پرست، همصدا با آرش بارها خوانده و می خوانند:

….. (بخشی از منظومه آرش کمانگیر، سروده سیاوش کسرائی)

چنين آغاز كرد آن مرد با دشمن
منم آرش سپاهي مردي آزاده
به تنها تير تركش آزمون تلختان را
اينك آماده
مجوييدم نسب
فرزند رنج و كار
گريزان چون شهاب از شب
چو صبح آماده ديدار
مبارك باد آن جامه كه اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده كه اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارك باد
دلم را در ميان دست مي گيرم
و مي افشارمش در چنگ
دل اين جام پر از كين پر از خون را
دل اين بي تاب خشم آهنگ
كه تا نوشم به نام فتحتان در بزم
كه تا بكوبم به جام قلبتان در رزم
كه جام كينه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است
در اين پيكار
در اين كار
دل خلقي است در مشتم
اميد مردمي خاموش هم پشتم
كمان كهكشان در دست
كمانداري كمانگيرم
شهاب تيزرو تيرم
ستيغ سر بلند كوه ماوايم
به چشم آفتاب تازه رس جايم
مرا نير است آتش پر
مرا باد است فرمانبر
و ليكن چاره را امروز زور و پهلواني نيست
رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست
در اين ميدان
بر اين پيكان هستي سوز سامان ساز
پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز
پس آنگه سر به سوي آٍسمان بر كرد
به آهنگي دگر گفتار ديگر كرد
درود اي واپسين صبح اي سحر بدرود
كه با آرش ترا اين آخرين ديدار خواهد بود
به صبح راستين سوگند
به پنهان آفتاب مهربار پاك بين سوگند
كه آرش جان خود در تير خواهد كرد

……

ارزش جان 52 کارگر معدن کمتر از هنیه

by ali nazer | سپتامبر 22, 2024 2:04 ب.ظ

 

هنوز صدای بمبی که باعث قتل هنیه رهبر پیشین حماس در تهران شده بود، در گوش ها زنگ می زد که خامنه ای وسط میدان پرید و اعلام خونخواهی کرد. امروز، هنوز پس از نزدیک به 20 ساعت از وقوع حادثه که منجر به قتل 52 کارگر معدن در معدن طبس شد، حضرت آقا خفقان گرفته و نه به بازماندگان تسلیت گفته و نه اینکه خواهان خونخواهی 52 کارگر که خانواده آنها از امروز دچار مشکلات عدیده معیشتی خواهند شد، شده است. فی الواقع آخوند را هرکاری بکنی، آخوند است. خصوصی سازی بی در و پیکر جمهوری اسلامی، فقط در جاده ها بخاطر عدم ایمن سازی بدنه خودروها، جان هزاران نفر در سال را نمی گیرد. خصوصی سازی معادن، در نبود یک سیستم پیگیر، وزیری که دستش در جیب مردم و صاحبان سهام معادن نباشد، و طرح بیمه کارگران، خانواده کارگران آسیب دیده را در فشاری مضاعف قرار می دهد.

یکی بود، یکی نبود

by ali nazer | سپتامبر 25, 2024 9:23 ق.ظ

 

پزشکیان تلاش کرد تا سخنان غرائی در دفاع از مردم ستمدیده فلسطین و جنایات اشغالگران آن سرزمین تاریخی ادا کند اما کلا، حرف جدیدی نزد، و مهره ای تکان نخورد، بجز اینکه برای اولین بار «رئیس جمهور» ایران به هنگام سخنرانی تُپُق می زد و با اینکه از روی نوشته سخنرانی می کرد، دست و پایش را گم کرده بود و گاهی کتابی و گاهی هم محاوره ای حرف می زد. سالن هرچند پر از خالی بود و بسیاری از نمایندگان کشورهای عضو در اعتراض به حضور ایشان جلسه را ترک کرده بودند، اما آنچه که توجه را جلب می کرد، حضور نماینده ای دون پایه از اسرائیل به هنگام سخنرانی بود. نکته جالب تر اینکه، به هنگام دفاع پزشکیان از مردم غزه و فلسطین، محمود عباس هم به علامت اعتراض جلسه را ترک کرده بود و در سالن حضور نداشت. حال خود خوانید داستانی که با این یکی بود، یکی نبود آغاز می شود.

ترجمان تکه تکه و جعبه جنگ و صلح

by ali nazer | سپتامبر 26, 2024 12:21 ب.ظ

 

ترامپ که معرف حضور همه است، اخیر گفته که اگر ایران بخواهد او را ترور کند، «تکه تکه» خواهد شد.

این جانور فاشیست متوجه نیست وقتی که اپوزیسیون از بند از بند رژیم جدا کردن صحبت می کند، منظورش ایران نیست، بلکه متلاشی کردن ساختار نظامی-سیاسی-ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است. حمله نظامی به ایران در راستای تکه تکه کردن آن سرزمین، نه تنها عملا ممکن نیست و هزینه بالایی برای آمریکا و متحدانش خواهد داشت (عواقب ضد خلقی و آسیب های متعدد که مردم ستمدیده ایران متحمل خواهند شد  را در نظر نگرفته ام)، بلکه به استمرار جمهوری اسلامی هم یاری خواهد رساند، و بی شک نظام را متقاعد به تولید تسلیحات هسته ای می کند.

اما یک نکته حائز توجه است. سالها پیش (خرداد 1399) در یک سلسله نوشتار قصه گونه («مسافر پشت پرده») – قسمت هفدهم، به مطلبی تحت عنوان «جعبه جنگ و صلح» اشاره ای مبسوط داشتم. در آنجا به اقسام دکترین ها اشاره داشته و به تز برنارد لوئیس و هانتینگتون پرداخته ام. دهه ها پیش از اینکه ترامپ فرق دست چپ و راستش را بفهمد و بنگاه معاملاتی داشت، لوئیس به «تکه تکه» کردن کشورها در «خاورمیانه» پرداخته و منافع متعدد آنرا برای استثمارگران برشمرده است.

پاراگراف زیر بخشی از آن نوشتار است:

«….. ترجمه تحت اللفظی این پاراگراف میشه: «بنا به نظریه لوئیس، انگلیسیا باید شورش برای خودمختاری را بین اقلیت ها تشویق کنند. بطور مثال، دروز در لبنان، بلوچها، ترکهای آذربایجانی، علویه سوریه، مسیحیان کپت در اتیوپی، فرقه ها در سودان، قبایل در عربیه، …. هدف اینست که خاورمیانه همچون موزائیک به کشورهای کوچک جمهوری و سلطنتی تقسیم شود…. جرقه ای در میان جدائی طلبان کُرد و آذری، بلوچ و عرب در ایران زده شود… این جنبش های مستقل از هم، سپس باعث ایجاد تنش و فروپاشی در ترکیه و عراق و پاکستان و دیگر کشورهای همسایه خواهد شد…»

متاسفانه مطالبی که در قصه «مسافر پشت پرده» و سپس در قصه «مرگ آگاهان» نوشته بودم یکی پس از دیگری واقعیت پیدا می کنند. در مرگ آگاهان، به ارتش مورچگان که در جنگ با سلیمان بودند، و دائما تونل هایشان به آتش کشیده شده و هزاران مورچه قلع و قمع می شوند، پرداخته بودم. امروز پیروان سلیمان و داوود به قلع و قمع مردم غزه پرداخته و حال به لبنان چشم دوخته اند. بیش از دو دهه است که سرزمین های تاریخی (افغانستان و عراق و یمن و سودان و سوریه و لیبی….)  «تکه تکه» می شوند.

واقعیت اینست که اربابان بی مروت هیچگاه به فکر مردم ستمدیده نبوده اند، و همیشه به دنبال بهانه ای بوده اند تا استثمار را نهادینه کرده و از رشد و توسعه ستمدیدگان پیشگیری کنند.

پایان یا آغاز؟

by ali nazer | سپتامبر 28, 2024 9:58 ق.ظ

 

خبرها مبتنی بر اطلاعیه ارتش اسرائیل حاکی از اینست که حسن نصرالله رهبر حزب الله در عملیات شدید اسرائیل به لبنان کشته شده است. موضع آمریکا در این مورد بر صحت این خبر تأکید دارد. ج.ا. این خبر را تأیید نکرده است.

سالها پیش خط مبارزه نظامی مجاهدین با جمهوری اسلامی «زدن سرانگشتان رژیم» بود. گویی اسرائیل این خط را در سطحی گسترده تر به اجرای عملیاتی گذاشته است. نخست با فلج کردن حماس و ویران کردن غزه و سرانجام حذف کردن هنیه، سپس و از چند روز پیش با انفجار پیچر ها که به ناکارآمدی فرماندهان حزب الله منجر شد، یورش فلج کننده به لبنان، و از میان برداشتن رهبران نظامی-سیاسی لبنان، و حال از میان برداشتن حسن نصرالله، زمینه را برای حمله به ایران، تسلیم و جام زهر خوردن رهبران جمهوری اسلامی، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل، و بالاخره پیمان ابراهیم حرکت می کند.

سالها پیش نوشتم که جمهوری اسلامی می خواهد به راست میانه بچرخد، و در این راه حتی حاضر است اسرائیل را به رسمیت بشناسد. آیا آنچه رخ می دهد پیمودن آن راه است؟ اگر واقعیت میدانی امروز را ملاحظه کنیم نه حماس و حزب الله به لحاظ ساختاری از بین رفته و می رود، و نه رهبران اسلامی جرأت به رسمیت شناختن اسرائیل را خواهند داشت. در عین حال، دو انگشت کارآمد رژیم اسلامی در حال قطع شدن است. آیا کشته شدن حسن نصرالله همچون قتل هنیه در سطح رجزخوانی خامنه ای برای خونخواهی و انتقام سخت و سه روز عزای ملی، ولی در عمل سکوت باقی خواهد ماند، و یا اینکه با عکس العمل جمهوری اسلامی روبرو خواهد شد و جرقه جنگی که نتانیاهو برایش دعا می کرد زده شدهو ویرانی به تمام منطقه گسترش خواهد یافت؟ در چنین حالتی، قتل هزاران هزار شهروند عرب و ایرانی، ویرانی و ستم مضاعفی که بر مردم تحمیل خواهد شد غیرقابل وصف خواهد بود.

جهت توجه آنها که در جایگاه کلیدی هستند

by ali nazer | سپتامبر 29, 2024 12:06 ب.ظ

 

بالاخره، به خوبی و خوشی و سلامتی هنیه را زدند، حسن نصرالله و فرماندهانش را زدند، و خامنه ای هم را بردند به خانه موش تا بعدا بزنند…. هورا!!!.

یادم می آید که دو دهه پیش وقتی قوم و خویش های بن لادن برج های دوقلو را زدند، بعضی ها خوشحالی کردند و شیرینی پخش کردند، گویی که امپریالیسم به این آسانی از میان برداشتنی است. متاسغانه در پس آن عمل تروریستی، اعمال تروریستی دیگری برنامه ریزی شده بود؛ و هنوز که هنوز است بسیاری از کشورها در غرب آسیا و شمال آفریقا را به خود مشغول کرده و از پس آن سازندگان اسلحه سازی و دلالانشان نان در خون خلق های ستمدیده تلیت می کنند و پشتش هم آروغ می زنند.

به واقعیات میدانی برگردیم. قاسم سلیمانی تحت مراقبت های ویژه در مأموریتی در عراق با یک موشک پرتاب شده از یک پهپاد به قتل رسید. خیلی ها هورا کشیدند. هنیه در یک اتاق، در یک پادگان سپاه، زیر نظر «زبده ترین» افسران حراستی و ضدجاسوسی، به عنوان میهمان اقامت داشت. اسرائیل، از آن سر دنیا، یک مزدور در میان سپاه و این افسران حراستی و ضدجاسوسی پیدا کرد و قبل از اینکه کسی پلک بزند هنیه به قتل رسید. خیلی ها هورا کشیدند. حسن نصرالله در رأس یک تشکیلات آموزش دیده و زبده، که بسیاری از اطرافیانش سالها امتحان خود را پس داده بودند، در یک سنگر زیر تونلی، با یک بمب به قتل رسید. خیلی ها هورا کشیدند. اینها واقعیات میدانی است.

ترجمان سطحی آن ساده تر است. رژیم و سرانگشتانش در تیررس اسرائیل و آمریکا هستند و هر موقع آمریکا و اسرائیل تصمیم بگیرد جانشان گرفته شده است. اما این واقعیات یک ترجمان دیگری هم دارد که به ما مربوط می شود.

رهبران سازمانهای سیاسی-نظامی اپوزیسیون هم که از پیچیدگی کمتری از توان حراستی و امنیتی برخوردار هستند هم در تیررس آمریکا و اسرائیل هستند. نه فقط امروز، بلکه فردا و پس از سرنگونی و پیروزی خلق ستمدیده ایران؛ مگر اینکه رهبران سیاسی آینده و دولتی که سکان حکمرانی را در دست می گیرد «آسه بیاد و آسه بره که اسرائیل شاخش نزنه». به زبانی ساده تر، «استقلال» می شود یک امر ظاهری، در غیر اینصورت و با توجه به واقعیات میدانی، معنا و مفهوم ندارد؛ اربابان بی مروت هرموقع که بخواهند خودشان را از شرّ رهبران اپوزیسیون راحت می کنند. سوال اینست که اگر این توان را دارند، چرا تا به حال نکرده اند؟ یکبار در عراق سعی خود را کردند، اما نشد. بقیه را می سپارم به خواننده فهیم که هورا نمی کشد.

تا اینجا شد آنچیزی که اربابان می خواهند به ما القا کنند. می خواهند به تمام جهان بفهمانند که آنها در تمام سازمان ها و احزاب و در سوطح کلیدی و بالا، عنصر مزدور دارند. می خواهند به همه بفهمانند که وابستگی به اربابان بی مروت (مثل مافیا) همراه با تضمین سلامت و فعالیت است. می خواهند بفهمانند که آنچه در بهمن 1357 رخ داد خواست نشست گوادلوپ بود، و خیزش خلق هرگز نقشی ندارد. می خواهند ما را با هورا کشیدن ها مشغول کنند تا متوجه نشویم که پشت آنچه در میدان رخ می دهد چه اهدافی نهفته است.

حرفم را بد نفهمید. گور بابای هنیه و نصرالله و سلیمانی، صحبت آنها نیستند، صحبت اینست که اول، مواظب سلامت خودتان باشید. دوم، صفوف خود را با گذراندن کادرها از فیلترهای جدید امنیتی، پاکیزه تر و مستحکمتر کنید، سوم اعضا و کادرهای خود را به نحوی آموزش دهید که هرکدام به تنهایی بتوانند یک فرمانده بشوند، چهارم، نه خلق ستمدیده و نه اعضای و تشکیلات خود را قائد به فرد نکنید، و بالاخره و مهمتر از همه، به اربابان بی مروت بفهمانید که هر افسر و فرماندهی که برود یکی دیگر آماده به انجام آن وظایف است.

نگاه چپ چپ به شرق

by ali nazer | اکتبر 1, 2024 1:37 ب.ظ

 

ظاهرا چین و روسیه، پیش از آنکه به سرمایه گذاری و احداث ارتباطات تجاری با ایران وارد شوند، در حال وقت کشی هستند تا ببینند که آخر و عاقبت ایران چه می شود،.

روسیه که نمی خواهد بدون هیچ دستاورد چشمگیری از جنگ در اوکراین دست بکشد، به شرکتی که ناظر بر احداث کریدور جنوب-شمال است فهمانده که به یک شکلی از زیر انجام کار شانه خالی کند. شرکت روسی «وت‌ب پروئکت»  هم به دولت روسیه پیشنهاد کرده که فعلا و تا اطلاع ثانوی از احداث قطعهٔ راه‌آهن رشت-آستارا کوتاه بیاید.

خبرآنلاین به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی می نویسد «… در تنظیم روابط با اردوگاه‌های شرق و غرب نباید با یکی از آنها پالوده خورد و به آن دیگری اخم کرد. این واقعیت را بپذیریم که سیاست ‌دوری و تقابل با غرب و کشورهای اروپایی صد درصد به نفع سیاست مسکو است. این، کاملاً درست است که ما را وارد شانگهای و بریکس کرده‌اند اما توجه داشته باشیم که تمام راه‌ها را با کمک چین به روی ما بسته‌اند….» و بالاخره با چپ چپ نگاه کردن به اردوگاه شرق نتیجه می گیرد « … همراهی چین و روسیه با شیوخ امارات در مورد انکار مالکیت ایران بر جزایر سه‌گانه و سخنان موهوم دولتمردان روسیه درباره زنگزور و خدشه‌دار کردن حریم مرزهای شمال غرب ایران، نمونه‌هائی از اقدامات این دو کشور اردوگاه شرق هستند که غیرقابل اعتماد بودن آنها را نشان می‌دهند.»

ظاهرا، هرچه زمان بیشتر جلو می رود و خامنه ای به لقاءالله نزدیکتر می شود، اختلافات درونی علنی تر شده، و دیر نخواهد پایید که ایران از همه طرف محاصره شده، و «رفیق شی و رفیق پوتین» از پشت به برادر خامنه ای خنجر بزنند و یکی تایوان را نجات دهد و دیگری در جنگ اوکراین سربلند بیرون بیاید.

بیهوده نیست که جراح نظام در اولین مصاحبه خود می گوید «… ما با آن کشورهایی که ما را تحریم کردند سر جنگ نداریم.» و به برادر آمریکا چشمک می زند. اما، و بنا به شواهد، دیر آمده و تصمیماتی گرفته شده که در حال اجرائی شدن است.

تبریک به رضا پهلوی

by ali nazer | اکتبر 1, 2024 6:26 ب.ظ

 

شاهزاده رضا پهلوی، بازمانده محمدرضا شاه، شاه شاهان، که بیدار بود و کورش بیارامد، پیوندتان با نتانیاهو و بایدن مبارک باد. لحظاتی پیش، آخوندهای غارتگر و آدمکش که دلیل حمله موشکی به تلاویو را قتل حسن نصرالله اعلام کرده اند، بالاخره در پی جنایات غیرقابل وصف نتانیاهو در غزه، بهانه پیدا کردند تا خلق ستمدیده ایران را بار دیگر به جبهه جنگ گسیل کرده، و از سرزمین آباد ایران گورستانی وسیع بسازند. شاید اینبار، قتل و کشتارهای جنگی باعث شود تا شما بتوانید به سوگندی که خورده اید وفادار بوده و بر تخت سلطنت جلوس فرموده و همچون پدر تاجدارتان نگهبان منافع آمریکا و شرکاء بشوید.

اما… اگر این آدمکشی و نسل براندازی ها به بازگشت شما به وطن منجر نشود، نه تنها شما خوار و ذلیل خواهید شد، بلکه لعن و نفرین خلقی ستمدیده را به همراه خواهد داشت. دور نخواهد بود روزی که وابستگان به غرب و شرق، و سران سپاه پاسداران در دادگاهی عدالت محور پاسخ وطن فروشی را بدهند.

تا آنروز… فرزندان رشید خلق، در پوشش کانون های شورشی به فعالیت سرنگونی طلبانه ادامه خواهند داد و با ارتقاء فرهنگ مبارزاتی و گسترش کانون های شورشی در تمام کشور لرزه بر اندام سپاه و خامنه ای خواهند انداخت، و حکومتی مبتنی بر بیانیه حقوق بشر در ایران شکل خواهد گرفت.

جرم صلح طلبی

by ali nazer | اکتبر 2, 2024 9:09 ق.ظ

 

امروز اطلاعات سپاه طی بیانیه ای مشخص کرد که سه قوه قضائیه و مقننه و مجریه و حتی رهبر معظم، همه کشک است. آنکس که حرف اول و آخر را میزند سپاه است. در این اطلاعیه  وظایف سربازان گمنام اینگونه مشخص می شود «… در صورت مشاهده هرگونه فعالیت در حمایت از دولت جعلی اسرائیل در فضای مجازی، در اسرع وقت اطلاعات و مشخصات صفحات مذکور و گردانندگان آن‌ها را به بخش گزارش‌های مردمی سایت گرداب ارسال نمایند.»

فحوای اطلاعیه بر چند نکته تأکید دارد:

  • همه مردم، آنطور که در صدا و سیما می خواهند القاء کنند، از جنگ افروزی حمایت نمی کنند؛
  • وعده صادق 2 که قرار بود نظام را از بحران درونی نجات دهد، در کف خیابان با اعتراضات صلح طلبانه (ضد جنگ) روبرو شده و به تقابل نظام با مردم منجر می شود؛
  • هر حرکت صلح طلبانه، مترادف با حمایت از اسرائیل تفسیر شده و جرم است و با سرکوب روبرو می شود؛
  • «قانون» جایگاهی در ایران ندارد. حکمران واقعی سپاه، و نه وزارت اطلاعات کشور، مجلس و یا قوه قضائیه است.
  • این واقعیت بر «شورش» زیر چتر حفاظتی نیروی رادیکال مسلح تأکید می کند.

گویی قرار است دوباره به دوران «جنگ تحمیلی» و «خورانده شدن زهر» بازگردیم.

 

عزا در پس شادی و پایکوبی

by ali nazer | اکتبر 3, 2024 8:53 ب.ظ

 

 

از طولانی شدن متن پوزش می خواهم….

پس از عملیات وعده صادق 2، بخشی از مردم، اکثرا وابستگان به نظام اسلامی، به خیابان ریخته و با پخش شیرینی و دعا و ثنا به سپاه مقتدر اسلامی، شادی و پایکوبی کردند. صدا و سیما هم هیزم بیار این آتش و معرکه بود. از سوی دیگر برخی از هموطنان هم در شبکه های اجتماعی این عملیات را محکوم کرده و آنرا نقطه عطف تلقی کرده اند، تا به آن حد که اطلاعات سپاه بیانیه صادر کرد و مخالفت با جنگ را جرم دانست. شایان توجه اینکه بسیاری از ساکنین حلب در سوریه، پس از شنیدن خبر ترور حسن نصرالله دقیقا همین عکس العمل را نشان داده و با رقص و پایکوبی و پخش شیرینی شادی خود را نشان دادند.

کارشناسان اجیر شده در صدا و سیما بر این نکته اصرار داشتند که اگر ج.ا. عکس العملی نشان نمی داد، اسرائیل جری تر شده و به اشغال لبنان ورود می کرد. بنا به تحلیل آنها، این عملیاتی بازدارنده بود. اما، لحظاتی پس از پایان صادق 2، اسرائیل مرکز بیروت را بمباران کرد و به سربازان خود برای تصرف روستا ها و شهرک ها در خاک لبنان آماده باش داد. به زبانی دیگر، اسرائیل مشخص کرد که عملیات وعده صادق 2، نه تنها بازدارنده نبود، بلکه مُهر تأییدی بر استراتژی نتانیاهو بوده است.

آنچه در سرزمین نفرین شده فلسطین می گذرد خارج از حوصله این نوشتار است. نظامی آپارتاید، فاشیست، به لحاظ ایدئولوژیک افراطی، و در رأس آن قسم خورده ای جنایتکار قرار دارد. در این سو، مردم ستمدیده فلسطین که طی دو قرن اخیر دائما تحت اشغال عثمانی و انگلیس و اسرائیل بوده اند، هرگز لحظه ای آرامش نداشته اند.

ستمی که بر مردم فلسطین می گذرد، دستاویزی برای توسعه طلبی فاشیستی دیگر با دقیقا همان مشخصه های رژیم صهیونیستی شده است. ج.ا. با توسل به آرمان خلق فلسطین – استقلال و عزت و به رسمیت شناخته شدن مقام تاریخی شان – به ساماندهی و سازماندهی عناصر مطلوب و وابسته پرداخته، و در یک استراتژی (عمق استراتژیک) با اهداف دراز مدت، حزب الله، حماس، و…. «جبهه مقاومت» را تشکل می دهد. و در عملیات طوفان الاقصی که «خروجی» و «زمانبندی» آن، برای عاملان و آمران مشخص نبود (نشده بود) به سرزمین های اجدادی اشغال شده یورش برده و جنگی یکساله را رقم زدند.

تحلیل کارشناسان ایرانی در هفته های اول این بود که اسرائیل توان تقابل با تونل های حماس را ندارد و ورود به غزه برابر است با کشتار جمعی صهیونیست ها. آنها به این واقعیت توجه نداشتند که فاشیست ها آنگونه که متعارف است فکر نمی کنند، برنامه ریزی نمی کنند. هدف ارتش اسرائیل تسخیر غزه است، و اگر لازم به تخریب تمامیت آن باشد، یک جنایتکار حتما به آن ورود می کند. چنین شد. تونل ها با خاک یکسان شدند. ده ها هزار مردم بی دفاع در خون غلطیدند، کودکان و زنان در زیر آوار آخرین نفس ها را کشیدند، و ده ها هزار بیشتر زخمی شدند. سپس، سربازان وارد عملیات زمینی شدند تا جنایت در مداری بالاتر رقم زنند.

آنچه در غزه رخ داد برای کارشناسان وابسته درس عبرت نشد. تا بالاخره حسن نصرالله به قتل رسید. وزیر خارجه لبنان می گوید که هفته ای پیش از قتل نصرالله، نتانیاهو و حسن نصرالله و بایدن و مکرون به توافقی برای آتش بس رسیده بودند. اما کسی متوجه نبود که اسرائیل پیش از قتل هنیه هم با حماس به توافق رسیده بود. آنچه اسرائیل انجام می دهد خریدن زمان برای انجام نقشه های نظامی و ترور است. قبول توافق صلح و آتش بس تنها یک فریب نظامی است. چنانکه با یاسرعرفات توافق کرد ولی هرگز به آن پایبند نشد.

تمام کارشناسان و مفسران سیاسی در سطح دنیا بر این امر تأکید داشتند که هدف غائی نتانیاهو زمینه چینی برای دخالت ج.ا. در این جنگ بوده تا با دخالت دادن آمریکا در نزاع، جنگ بین اسرائیل و مردم فلسطین به جنگ میان ایران و آمریکا تبدیل شود. این نکته را آمران صادق 2 درک نکردند. نه اینکه نمی دانستند، و یا در باره آن بحث و برنامه ریزی نکرده باشند، بلکه به تبعات آن دقیقا پی نبرده بودند.

این نکته با یک سوال شروع می شود. در صورت حمله تلافی جویانه اسرائیل به ایران، آیا ج.ا. توان پاسخ دارد؟ پاسخ ساده است. حتما. حتی ممکن است که شدیدتر از صادق 2 عکس العمل نشان دهد. اما تا به کی و تا چه اندازه، و با چه هزینه ای؟ آیا موقعیت اقتصادی ایران در آن حد و اندازه است که یک جنگ فرسایشی را ادامه دهد؟

برخی از جمعیت پایکوب، صادق 2 را نقطه عطفی برای پایان دادن به حیات اسرائیل می دانستند. برخی آمران و عاملان صادق 2 را تشویق به ادامه عملیات می کردند. اکثرا اعلام آمادگی برای ورود به تقابل رودررو با اسرائیل و آمریکا می کردند.

این جماعت به این نکته واقف نبودند که رژیمی که به هیچ پروتکلی پایبند نیست و میهمان سیاسی را در مراسمی سیاسی در ایران به قتل می رساند، رژیمی که هزاران کودک را به قتل می رساند، حاضر است تا هر اقدامی برای حفظ موجودیت خود بکند. به همان نسبت، آمریکا که تنها کشور در استفاده از بمب اتم است و برای پیشبرد اهداف نظامی و سیاسی آماده به استفاده از سلاح کشتار جمعی بوده و در ویتنام از بمب های فسفری استفاده می کرده، بدون شک، اگر خود را در تنگنا ببیند، دست به تکرار چنان جنایتی خواهد زد.

همانطور که حماس نتوانست از تونل هائی که میلیون ها دلار خرجش شده بود، استفاده عملیاتی کند، مردم ذوب شده در ولایت هم پیش از آنکه آماده تقابل تن به تن شوند، زیر آوار آخرین نفس ها را خواهند کشید.

پزشکیان در ملاقات با وزیر خارجه عربستان پس از رد و بدل تعارفات مرسوم دیپلماتیک، با همان زبان، عربستان را متهم به سکوت و بی غیرتی اسلامی کرد. وزیرخارجه عربستان هم کم نیاورد و پس از ابراز علاقه به مستحکم تر شدن روابط با کشور برادر ایران، علت جنگ در فلسطین و گسترش آن به خلیج فارس را ج.ا. دانست، و ایران را به خویشتنداری دعوت کرد (البته همه به زبان دیپلماتیک و خیلی برادرانه).

واقعیت اینست که کشورهای منطقه چشم دیدن ج.ا. را ندارند، و خوشحال خواهند شد اگر اسرائیل چشم و زبان ج.ا. را از کار بیندازد. ج.ا. این واقعیت را می داند، اما در کمال نادانی تلاش بر این دارد که همه را متقاعد کند که بروند و به اسرائیل بفهمانند صادق 2 پایان مناقشات بود. گویی درک این نکته برای پزشکیان سخت است که اسرائیل در یکسال گذشته چنین هزینه ای پرداخت نکرده که در وسط کار همه چیز را تعطیل کند.

آنچه در 7 اکتبر رخ داد برای تسلط بر میدان نفتی بود و حماس در غزه مانع برداشت بی درد سر از آن بود. آنچه رخ داد طبق یک برنامه ریزی پیچیده بود. یکسال پیش از انتخابات آمریکا آغاز شد. زمانی که هر کاندیدائی از ورود به مسائل غیر متعارف دوری می کند، و طبیعتا و سنتاً از اسرائیل حمایت می کند. زمانی رخ داد که در رأس آمریکا بایدن به عنوان یک صهیونیست قسم خورده، قرار داشت. زمانی رخ داد که در اروپا راست افراطی در حال جان گرفتن بود و دولت های اروپائی درگیر مسائل درون کشوری بودند. زمانی رخ داد که روسیه را با اوکراین مشغول کرده بودند تا اینبار اقدامی مشابه آنچه در سوریه کرد انجام ندهد. زمانی اتفاق افتاد که چین درگیر تایوان است. در چنین شرایطی هیچ کشوری آمادگی لازم برای ورود به آنچه در فلسطین و لبنان و حال ایران رخ می دهد را ندارد. با توجه به این نکته، اسرائیل ممکن نیست از جنگ افروزی دست بکشد. اصولا جنگی را آغاز کرده تا بتواند آنرا ادامه بدهد.

سالها پیش، نزدیک به دو دهه پیش، نوشتم که اگر جنگی رخ بدهد، ما در جبهه سرنگونی طلبان، عکس العمل قابل توجهی نمی توانیم نشان دهیم. نه می توانیم از جمهوری اسلامی  که باعث و بانی بسیاری از جنایات در ایران است، حمایت کنیم و نه همچون شاهزاده رضا پهلوی، با اسرائیل همبستر شویم. اما می توانیم علیه جنگ عکس العمل نشان دهیم.

سالها پیش شعاری در ایران بر سر زبانها افتاده بود، «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران». به نظر من این شعاری است که تنها از دهان وابستگان به راست افراطی (رضا پهلوی) بیرون می آید. به عنوان یک عدالتخواه نمی توان علیه جنایات در غزه و لبنان عکس العملی نشان نداد. چگونه می شود جنایتی را دید و سکوت کرد؟ یکی از اهداف جنگ ها در دوران کنونی، انسانزدائی است. رسانه های وابسته به صهیون حدود یکسال است که در گوش همه می خوانند مردم غزه همه تروریست هستند پس می توان آنها را قتلعام کرد. می توان اجساد زخمی ها را جلوی خودرو گذاشت و در شهر چرخاند، و می توان اجساد کشته شدگان را از طبقه های بالای ساختمانی ویران شده به پایین پرت کرد. آنچه اسرائیل در غزه مرتکب می شود دیگر یک مبحث سیاسی نیست، بلکه یک فراخوان به وجدان فعالین سیاسی است. آیا می توان در برابر این جنایات سکوت کرد، چون الویت اول و اخر «ایران» است؟

این نکته به آن منظور نیست که آنقدر عقب عقب برویم تا از آنطرف بام بیفتیم که منجلاب حمایت از جمهوری اسلامی است. اما سکوت در برابر جنایت دو دلیل بیشتر ندارد. یا بوئی از انسانیت نبرده ایم، و یا اینکه درک درستی از ویژگی انسانی نداریم. وقتی سیاست در کل، و سرنگونی بالاخص، ما را از خصیصه انسانی دور کند، تا به آن حد که توان دیدن جنایت را داشته باشیم، اما بتوانیم بر احساساتمان سرپوش گذشاته و سکوت کنیم، دیگر مهم نیست که سرنگونی طلب هستیم یا طرفدار ج.ا.، چرا که دیگر انسان نیستیم. در چنین شرایط و با چنین تفکری، حمایت و دفاع ما از حقوق بشر، تنها مشروط به برآورده شدن خواست های سیاسی ما است. از مفاد بیانیه حقوق بشر دفاع نمی کنیم چون درست است، بلکه به این خاطر که با اهداف سیاسی ما منطبق بوده و فعلا کارمان پیش می رود. دقیقا مثل نتانیاهو که از توافق آتش بس حمایت میکند، اما و تنها برای پیشبرد یک هدف سیاسی و نه به این خاطر که قتل و جنایت کافیست.

در جنگ جهانی دوم، یکی از ابزاری که نازیستها بکار می بردند، به آتش کشاندن یک شهر بود. آنقدر بر سر آن شهر بمب می ریختند تا با خاک یکسان شود، بخصوص به شهرهایی در انگلستان. در آن دوران این امر محکوم می شد و به عنوان یکی از خصیصه های نازی ها و طینت آدمکشی آنها ارزیابی می شد. در اواخر جنگ جهانی دوم، آمریکا و انگلستان دقیقا دست به همان جنایت زدند. شهرهای مهم آلمان را با بمب باران متوالی به آتش کشاندند.

تقبیح یک امر جنایتکارانه، مهم نیست توسط چه کسی یا دولتی و یا کشوری انجام می شود، یک وظیفه انسانی است. وقتی آمریکا و انگلستان از بالا بر سر رزمندگان مجاهد بمب می ریختند، آن عمل جنایتکارانه می بایست محکوم شود؛ نه بخاطر اینکه سیاست ها و یا ایدئولوژی مجاهدین درست است، بلکه و تنها به این دلیل که جنایت آمریکا و انگلستان غیر انسانی است، مخصوصا که مجاهدین اعلام بیطرفی کرده بودند. وقتی روسای حزب توده بازداشت شده و زیر ضرب رفتند، شورای ملی مقاومت شکنجه و اعدام آنها را تقبیح کرد. نه به این دلیل که حزب توده «خائن» به ناگاه رفیق راه شده بود، بلکه به این دلیل که «اعدام» عملی غیر انسانی است.

«جنگ» به هر دلیل و شکلی، انسانهای بی دفاع را هدف گرفته و اولین و بیشترین قربانیان از میان مردم بی دفاع است تا سیاستمداران و یا حتی سربازان در جبهه. آن فردی که به دنبال ظهور امام زمان و بخشی از «لشگر امام زمان» است، اصولا با جنگ موافق است، اما کارگری که پشت تهیه نان شب گیر کرده، کارگر معدنی که نمی داند از تونل سالم بیرون می آید و یا اینکه از لحظه ای که وارد تونل می شود، معیشت خانواده اش چگونه تهیه خواهد شد، به دنبال امام زمان و امت اسلامی و یا دیگر مطالب افیون زده نیست. می خواهد زنده بماند تا یک لقمه نان حقیر بر سفره رنگ و رو رفته اش بگذارد تا پدر به مادر و مادر به فرزند تعارف کند، چرا که مقدار آن کفاف سیر شدن همه را نمی دهد.

«جنگ» و «جنگ افروزی» خواست وابستگان به افکار سنتی و سلطه جو بوده و است. موضع موضع سناتور های آمریکائی، که متاسفانه مجاهدین با برخی از آنها دمخور هستند، از بمباران ایران، ویرانی زیرساخت های ایران، و بقول هیلاری کلینتون «ایران را با خاک یکسان کردن» حمایت می کنند، قابل درک است. آنها نظام سلطه و استثمارگران را نمایندگی می کنند (چرا مجاهدین با آنها محشور هستند سوالی دیگر است). اما یک فعال سیاسی، سرنگونی طلب، آزادیخواه و میهن پرست، نمی تواند و نباید از «جنگ» و «جنگ افروزی» حمایت کرده و یا در مقابل آن سکوت کند.

هر از گاهی شاید نگاهی گذرا به تاریخ/گذشته در تعیین مواضع شخصی یاری رسان باشد. هنگامیکه خمینی پس از 8 سال جیغ بنفش کشیدن و شعار جنگ جنگ تا پیروزی سردادن، به قطعنامه 598 تعظیم کرده و جام زهر را نوشید. قرار بر این بود که در مرزها تنشی رخ ندهد تا دو کشور عراق و ایران بتوانند در آرامش به دلایل شروع جنگ و مواردی که می تواند از آغاز دوباره جنگ پیشگیری کند گفتگو کنند. ارتش آزادیبخش ملی ایران، که بیشتر افسران آنرا مجاهدین تشکیل می دادند، تصمیم به ورود به خاک وطن کرده تا آخرین تیر ترکش خود را به سینه رژیم بزنند. عملیات موفق نبود. تعداد قابل توجهی از فرزندان خلق جان فدا کردند و با خون خود بر آرمان ستم ستیزی مُهر تأیید زدند.

پس از عقب نشینی مجاهدین، خمینی که زمینه های کشتار تابستان 1367 را در سر می پروراند تا خود و نظامش را از شر انبوهی زندانی سیاسی رها سازد، ظاهرا، و به بهانه عملیات فروغ جاویدان تعداد کثیری از زندانیان سرموضعی را به قتل رساند. نسل جوان امروز هنوز خبردار نشده که بر مجاهدین چه گذشت. اما دشمن که از طینت رذل برخوردار است با استفاده از رسانه های وابسته، سال بعد از سال، دهه پس از دهه، در گوش کودکان و نوجوانان چنین خواند «منافقین»، «ستون پنجم صدام حسین»، و «عنصر وابسته به استکبار»…. تا به آن حد که امروز وقتی با نسل جوان صحبتی پیش می آید، افترائات جمهوری اسلامی بازگو می شود. کسی متوجه نیست که فروغ جاویدان تنها یک هدف داشت، ورود به خاک وطن، و آزادسازی میهن در زنجیر. بسیاری از نسل جوان امروز هنوز نمی دانند که پس از شکست نیروهای چپ در گنبد و مهاباد، خمینی به این جمع بندی رسیده بود که آخرین مانع بر سر راهش را هم می بایست حذف کند. 30 خرداد 1360 را مجاهدین آغاز کزدند، اما باعث و بانی آنچه رخ داد خمینی بود.

هدف از این مثال اینهمانی بین حماس و مجاهدین نیست، آنچه در 7 اکتبر 2023 رخ داد، به ظاهر ساخته و پرداخته حماس بود، اما واقعیات تاریخی شاهد است که باعث و بانی آن اسرائیل است. تنها کاری که حماس کرد ورود به خاک وطن، برای آزادی میهنش بود. اما رسانه های وابسته به صهیون آنرا حمله به اسرائیل خواندند و بسیاری از سرنگونی طلبان هم آنرا تکرار کردند. حماس تروریست خوانده شد، و جنایاتی که انجام داد را غیر قابل توصیف خواندند. تکرار می کنم، نمی خواهم اینهمانی کنم. ارتش آزادیبخش، در عملیات فروغ جاویدان، بسیاری از اسرایی که در مسیر راه به سمت کرمانشاه به پشت جبهه منتقل کرده بودند را بعد از خلع سلاح آزاد کردند. حماس چنین نکرد. اسرا را به عنوان ژتون مذاکره و معامله به داخل تونل ها برد. بدون شک و حتما تفاوت های فاحشی بین مجاهدین و حماس است. اما وقتی قلم در دست دشمن است، نقل قولها مشابه هستند. مجاهدین تا دو دهه پیش «در لیست تروریستی» بودند، اما فی الواقع تروریست هستند؟ آیا هرچه دشمن می گوید و به هم می بافد را باید تکرار کرد؟

برای درک واقعیات، باید به گذشته و تاریخ مراجعه کرد. اگر خمینی به دنبال تصاحب قدرت نمی بود. اگر بر ولایت امر و ولایت فقیه و جا دادن اصل ولایت فقیه اصرار نمی ورزید، و اگر بر جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و زیاد پا نمی فشرد، و بالاخره در عزل بنی صدر تأکید نداشت، نه 30 خرداد 60ی رخ می داد، نه گنبد و مهاباد و نقده به خون کشانده می شد، و نه فروغ جاویدان و کشتار 67 و جنگ ایران-عراق شکل می گرفت. باعث و بانی همه و همه آنچه امروز در ایران می گذرد، خمینی بود.

به همان نسبت، اگر ارتش اشغالگر انگلیس به یهودیان ساکن در فلسطین و اعراب فلسطین اجازه همزیستی می داد تا کشور آزاد شده از یوغ عثمانی را با همدیگر بسازند، 75 سال جنایت رخ نمی داد.

گاهی از اوقات، انسان ناخودآگاه وقایع تاریخی را از نیمه مرور می کند. اسرائیل به معنی اخص کلمه تا پیش از 1948 وجود خارجی نداشت. و آنزمان که به عنوان یک کشور در ملل متحد به رسمیت شناخته شد، قد و قامت و مرز های جغرافیائی آن تا به این نقطه که هماکنون است، نبود. اما یاسر عرفات با پذیرش اسرائیل به عنوان یک کشور گام غلط استراتژیک را برداشت و محمود عباس هنور بر آن تأکید دارد. حتی و به لحاظ تاریخی اگر توافق یاسرعرفات را مبنا قرار دهیم، اسرائیل در زمان حاضر یک اشغالگرسرکوبگر است و باید به همان مرزهای توافق شده بازگردد. اگر در همان زمان که آن توافقنامه امضا شده بود، اسرائیل عقب نشنی می کرد و به سرزمینی که فلسطینی ها به او هدیه داده بودند قناعت می کرد، هرگز و هرگز 7 اکتبر رخ نمی داد، و مهمتر از آن خمینی هرگز و هرگز بهانه برای تشکیل حزب الله و جهاد اسلامی و حماس نداشت. باعث و بانی آنچه رخ می دهد، اسرائیل است، و تا به مرز های سال 1967 باز نگردد، آش همین و کاسه همین است. چه نظام اسلامی در ایران حاکم باشد و یا سرنگون گردد، مردم ستمدیده فلسطین از خواست بحق خود کوتاه نخواهند آمد. آیا آنچه نوشتم، از آنطرف بام افتادن است؟ شاید، اما باور من است.

مشکل مردم کشورهای استثمارشده در اینست که از فرهنگ مبارزاتی غنی برخوردار نیستند. نمی دانند چه می خواهند، چگونه می خواهند آنرا به دست آورند. همیشه تحت فشارهای روانی و اقتصادی بوده اند و زمان برای ارتقاء فرهنگ مبارزاتی نداشته اند. سرنگونی محمدرضا شاه، بخاطر فقر فرهنگی آنهائی که در کف خیابان بودند، به فاجعه ای به نام جمهوری اسلامی انجامید. اما گامی بود برای ارتقاء فرهنگ مبارزاتی مردم، که به انحراف کشانده شد.

وقتی جوانان به سفارت آمریکا حمله برده و آنرا تسخیر کردند، تنها صدائی که علیه آن موضع گرفت مهدی بازرگان و همفکرانش بودند. بسیاری از نیروهای سیاسی آزاد شده از زندان جلوی سفارتخانه سینه خیز می رفتند و در ارگان های خود شعارهای دو آتشه می نوشتند، بی آنکه به سطح فرهنگ مبارزاتی آنانی که در کف خیابان هستند توجه داشته باشند. خمینی برخلاف این سازمانها دقیقا از ماهیت مردم کف خیابان مطلع بود. می دانست وقتی جماعتی صورت او را در ماه ببیند، به آسانی فریب خواهد خورد. رسانه های وابسته به دستگاه حاکم، با القاء این نکته که می شود جلوی آمریکا ایستاد، چرا که هیچ غلطی نمی تواند بکند، اهداف سلطه جویانه خود را اشاعه می داد، و برخی هم آنرا بازتکثیر کرده و به صورت کتابچه تحت عنوان سخنان تاریخی امام پخش می کردند.

امروز چندان فرقی با آن دوران نکرده است، هرچند که شبکه های اجتماعی خود منبعی برای شستشوی مغزی آنهائی که کف خیابان هستند، شده است. شعارهای ساختارشکن بسیار است اما هیچکدام به فرهنگ سازی یاری نمی رساند. کسی به مردم کف خیابان نمی گوید که برای چه باید این نظام سرنگون شود، چگونه و نتیجه آن چه خواهد بود، و مهمتر اینکه، چرا باید علیه جنگ بود و به رژیم اسلامی در جنگ افروزی یاری نرساند. در عین حال، می بایست به عنوان یک فعال سیاسی، علیه جنگ افروزی و کودک کشی اسرائیل موضعی قاطع داشت. محکومیت اسرائیل به هیچ وجه برابر با حمایت از جمهوری اسلامی نیست، چنانکه مخالفت با جنگ، حمایت از جمهوری اسلامی و یا اسرائیل نیست. ما در دوران پیچیده ای به سر می بریم که دیگر همه چیز باینری (دو ارزشی) نیست. باید فهمید که بین اسرائیل و جمهوری اسلامی هم انتخاب سومی هم وجود دارد. دیدگاه سومی هم وجود دارد.

به نظر من، تضاد اصلی نه آمریکا و امپریالیسم است و نه جمهوری اسلامی و اسرائیل، هرچند که می بایست علیه این سه محور شرارت موضعی قاطع داشت. تضاد اصلی عدم فرهنگ مبارزاتی در میان مردم ایران است. در اینجا «فرهنگ مبارزاتی» مترادف با نحوه مبارزه نیست – آن مهم است. «فرهنگ مبارزاتی» یعنی بدانیم چرا و در چه راستائی سرنگون طلبیم. اگر این مهم برای خود و کف خیابانی ها مشخص نشود، حکومت آینده بدون شک از جنس شاه و شیخ خواهد بود. پایکوبی در حلب سوریه و یا تهران نشانه از فقر فرهنگی است. حلبی ها متوجه نیستند که حزب الله تاکنون چند رهبرش ترور شده و دوباره رشد کرده است. مردم کف خیابان تهران هم متوجه نیستند که آنچه رخ می دهد یک بازی، و یا فیلم سینمائی و یا مسابقه فوتبال نیست. آنچه در حال رخ دادن است، شروع یک فاجعه برای مردم ستمدیده منطقه است. وظیفه نیروهای سرنگونی طلب هشدار سیستماتیک و دائمی به مردم، علیه حمایت از جنگ و یا تشویق به جنگ است.

شاد باشید

علی ناظر
12 مهر 1403
3 اکتبر 2024

«جنگ رستاخیز»

by ali nazer | اکتبر 7, 2024 11:14 ب.ظ

 

 

سرتیتر های دهشتناک: ……

نتانیاهو به «جنگ رستاخیز» اشاره کرده است…..
لیندزی گراهام: «چنان چه حکومت ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای دست یابد، پرسش این خواهد بود که آیا آن را علیه آمریکا، اسرائیل، و یا عربستان سعودی به کار خواهد گرفت.»….

نماینده روسیه در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ادعاها درباره آزمایش هسته‌ای در ایران را رد کرد…….

….. با توجه به بالا هرکس خودش را گول، و یا به نفهمی و خواب بزند که آنچه درحال رخ دادن است یک درگیری ساده مانند جنگ ایران و عراق و یا روسیه و اوکراین است، باید با تشر هشیارش کرد.

آنچه در حال رخ دادن است جنگ صلیبی از جنس قرن بیست و یکم است. دو عنصر فاشیست- مذهبی-افراطی، شیخ نتانیاهو و شیخ علی خامنه ای می خواهند غرب آسیا را با تخریب، دوباره بسازند، به آنگونه که همه چیز در غرب آسیا به کام باور و اعتقادات افراطی آنها باشد.

باید پیش از آنکه دیر شود، از آغاز و گسترش آن پیشگیری کرد، در غیر اینصورت نسل های آینده که قربانی حکومت های دیکتاتور-فاشیستی-مذهبی به عنوان یک رسم و سنت، خواهند شد، ما را نخواهند بخشید.

موضوع روی میز دیگر سرنگونی، غزه، لبنان، و یا حتی کودک کشی سیستماتیک در فلسطین نیست. صحبت در باره مبحثی، نظامی، و آینده ای بس تاریک برای نسل های آینده است. بی شک، آنچه در غرب آسیا ریشه دوانده و رسم شود، جاپای خود را در سراسر دنیا پیدا خواهد کرد، و اولین قربانیان آن کودکان، زنان، کارگران و ستمدیدگان خواهند بود.

جنگ بین کریدور «برکت» و «نفرین»

by ali nazer | اکتبر 8, 2024 9:18 ب.ظ

 

اوائل سال 1393 در مقاله ای طولانی «استراتژی، کانون آن، و آنچه هست» در فصل اول – بخش1 به نکاتی چند اشاره داشتم. از جمله نقش آفرینی چین در تعیین مختصات نظم جهان در آینده. از آنروز ده سال گذشته و بسیاری از موارد در حال کلید خوردن است.

«….یکی از پارامترهایی که چین در نقشه راه خود برای رسیدن به 4 دریای استراتژیک (خزر، خلیج فارس، دریای عمان، و مدیترانیه) لازم دارد، خط آهن است. نقشه احداث راه آهن از چین به این چهار دریا (نمودار زیر)، بیانگر خط مشی و استراتژی چین برای سال 2025 است. در ،2010 ایران و چین برای احداث “جاده ابریشم آهنین” به توافق رسیدند. این خط قرار است ایران را به آسیای مرکز، ترکیه و اروپا وصل کند. چین همچنین با اسرائیل به توافق مشابهی رسیده که بندر اشدود [بین غزه و تل آویو] و ایلات [جنوب در مجاورت دریای سرخ] را بهم وصل کرده، تا بعدا به بندر عقبه در اردن وصل شود. ظاهرا، احداث این خطوط آهن، مباحثی اقتصادی و تجاری است، اما اگر آن را از منظر استراتژی کلان، و جاده ابریشم آهنین ارزیابی کنیم، موقعیت آمریکا در منطقه و تمایل به توسعه نفوذ در کشورهای حوزه پاسیفیک، مبحث کلی “ژئو پلیتیک”، و خونریزی های یکی دو دهه اخیر در خاورمیانه معنا و مفهوم جدیدی به خود می گیرد. بعدا به این نکات می پردازم.  ….»

اخیرا نتانیاهو به این دو کریدور با استفاده از «برکت» و «نفرین» اشاره دارد (آیمک). منظور وی به زبان ساده اینست که کریدوری که قرار است از اسرائیل رد شود برای نه تنها اسرائیل بلکه تمام کشورهای عربی پربرکت است – بیهوده نیست که اکثر کشورهای عربی نوار خلیج فارس در موردغزه ساکت هستند. به نظر نتانیاهو کریدوری که از ایران می گذرد «نفرین» شده است – محکوم به نابودی و بحرانزده است. به همین خاطر، و در راستای منافع ملی اسرائیل، کریدور «نفرین» باید همیشه دچار بحران باشد تا هم سرمایه گذاری در ایران شکل نگیرد و هم اینکه چین از ورود به آن استراتژی (در نوشتارم نوشته بودم «جاده ابریشم آهنی»] پشیمان شود.

آنچه در فلسطین و لبنان و اکنون ایران در حال رخ دادن است، در راستای تثبیت منافع اسرائیل، و بی فایده کردن خط ابریشم آهنی است، که البته مردم ایران را از آنچه که هستند فقیرتر و دچار تنگناهای اقتصادی غیرقابل حل می کند. به عمد به کریدور زنگزور (نوار مرزی ایران، آذربایجان، و ارمنستان) که آن «بحران» هم دستپخت اسرائیل است نمی پردازم.

چند خط دوستانه به شاهزاده رضا پهلوی

by ali nazer | اکتبر 9, 2024 3:23 ب.ظ

 

آقای پهلوی….

اخیرا پیرامون نحوه مبارزه و آنچه مبارزین و خلق ستمدیده در ایران می بایست انجام داده و یا ندهند، رهنمودهائی ادا فرموده اید که مورد تمسخر و مضحکه برخی، از جمله مجاهد خلق مسعود رجوی قرار گرفته است. ایشان به طنز نوشته اند که «گنده گویی» کرده اید، و شما را «بچه شاه» خطاب کرده اند.

بسیار متاسفم!

به نظر من، شما اصولا نبایستی خود را وارد مقولاتی بکنید که از پیچیدگی بالائی برخوردار است و ممکن است از میان جملات شما، «گاف»هائی دربیاید که باعث خنده و مضحکه دیگران شود. مخصوصا که شما به مبارزه مدنی باور داشته و حاضر نخواهید بود خون از دماغ کسی، چه خودتان و یا حامیانتان بچکد. البته حضور شما در کنار اسرائیل و آمریکا که دائما در حال خونریزی هستند با این گفته تناقض ندارد، چرا که آن خونریزی ها را کس دیگری میکند و آنهائی که خونشان ریخته می شود «عرب» هستند و از «ژن» پاک ایرانی برخوردار نیستند.

درک نکاتی که شما فرموده اید اصولا برای هر آدمی که تازه از راه رسیده، و یا خیلی هم که تجربه مبارزاتی داشته باشد، 50-60 سال است، سخت است. وقتی آنها روزگار را در زندان گذرانده ویا آنوقتی که شکنجه نمی شدند، توی حیاط به تفریح و راه رفتن می گذراندند، شما تحصیلات خود را در سوئیس می گذراندید و در آمریکا هم دوره خلبانی دیده و عملا با خطرات آتشبار آشنا می شدید و می دانید که دست بر روی ماشه داشتن چه تبعاتی می تواند داشته باشد.

به راستی متاسفم که مجاهد خلق مسعود رجوی به شما «بچه شاه» گفته اند. به نظر من شما «شاه»زاده هستید و تمام ویژگی های لازم را برای «شاه» شدن، و سلطنت کردن دارید، البته با یکی دو استثنا، از جمله مردم دیگر «شاه» نمی خواهند، همین الان هم در حال سرنگون کردن یک «شاه» دیگر هستند. دیگر اینکه تاج شما را خیلی وقت است که خامنه ای بر سر گذاشته و شما مستحضر هستید که آخوند جماعت چیزی را که تصاحب کند به این آسانی ها پس نمی دهد، باید به زور گرفت. اگر این دو استثنا نادیده شود، شما برازنده تاج و تخت همایونی هستید و با موضعگیری های اخیر خود ثابت کرده اید که پا جای پای پدر تاجدارتان گذاشته اید.

حرف آخر اینکه، البته جسارت نباشد – بقول خمینی ملعون «نصیحت می کنم شما را» – با جماعتی که از سر بیکاری، وقتشان را در زندان و روی تخت شکنجه می گذرانند، و یا در سنگر و مقابل آتش دشمنی که می شود با او مسالمت آمیز «تعامل» کرد، سینه ستبر می کنند، دهن به دهن نشوید. اینها به قول شما «تروریست» هستند، یکمرتبه دیدید که عصبانی شدند و نتوانستند خودشان را کنترل کنند و به شما گفتند «پخ». آنوقت مجبور می شوید میدان مبارزه را برای مدتی ترک کرده و برای مدتی برای تسکین اعصاب به اسکی، ورزشی بسیار سالم که شهبانو هم به آن شدیدا علاقه دارند، روی آورده تا تشنجات روانی آرام بگیرد. البته می شود در دوران نقاحت، کتاب «مأموریت برای وطنم»، و دستاوردهای بی شمار خود، در کنار سیاستبازان را منتشر کنید.

در غیر اینصورت، تا آنجائیکه من این حضرات را می شناسم، وقتی آخوند ها سرنگون شدند، و اگر اینها بر سر کار باشند، شما می توانید در آزادی کامل در داخل ایران فعالیت سیاسی کرده و یا حتی حزب مورد نظرتان – «ایران نوین» – را تشکیل داده و همه سلطنت طلبان را عضو آن کنید، تا کور شود هرآنکه نتواند دید؛ با یک استثنا، یکی از حامیان پروپا قرص شما، پرویز ثابتی، باید اول محاکمه شود.

آلترناتیو دوم اینکه، همچون پدرتاجدارتان که بحرین را به «انگلیسیا» بخشید، شما هم می توانید جزایر سه گانه را به آمریکا ببخشید تا شاید آمریکا زمینه های کودتای 28 مرداد دیگری را برنامه ریزی کند. خدا را چه دیدی؟

دکترین جدید ج.ا.

by ali nazer | اکتبر 10, 2024 10:47 ب.ظ

 

ژوئیه 2024 در گاهنامه «بازپیدائی فاشیسم» که به انگلیسی منتشر و برای ژورنالیستها و سیاستمدارانی که فارسی نمی دانند ارسال می شود، با یک سوال شروع کردم «آیا ج.ا. قرار است وارد یک جنگ تمام عیار با اسرائیل و آمریکا شود و یا با هسته ای شدن باعث می شود که طرفین مخاصمه محاسبات سنجیده تری داشته باشند؟» و به این نتیجه رسیدم که ج.ا. در حال تغییر استراتژی خود از «عمق استراتژیک» به «استراتژی بازدارندگی» – هسته ای است.

اخیرا زلزله ای در نزدیکی سمنان ثبت شد که برخی آنرا اولین آزمایش هسته ای زیرزمینی ایران ارزیابی کردند. حسن خمینی هم چند روز پیش از آن، از الزام به تغییر استراتژی سخن گفته بود، و چند روز قبل از آن هم در یک تحلیل خبری تلویزیون اروپائی این سوال مطرح شد که آیا ج.ا. تسلحیات هسته ای دارد. این حدسیات تا به امروز ادامه داشت، تا بالاخره امشب خبرگزاری فارس که نزدیک به نیروهای سرسپرده است، از قول راشاتودی که خودش از قول منبعی در ایران خبرداده است، تهدید کرده که «چنانچه پیامد پاسخ احتمالی آن [پاسخ اسرائیل] بر غیرنظامیان تأثیر بگذارد، ایران دکترین هسته‌ای خود را تغییر خواهد داد».

از آنجا که متن نیشتر بحران می بایست حدود 300 واژه باشد، خواننده علاقمند می تواند به گاهنامه «بازپیدائی فاشیسم – شماره 3 – آخرین حمله جنگ افروزان   The Last Assault of the Warmongers – Ante-Fascism No3 -» در سایت بحران رجوع کند.

لینک – https://irancrises.info/wp-content/uploads/2024/07/d3-bulletin-af-03-2.pdf

جنگ و نگاهی به واژگان

by ali nazer | اکتبر 14, 2024 11:22 ق.ظ

 

وقتی خمینی از صدور انقلاب صحبت می کرد و صدام هم برای اینکه عقب نماند از قادسیه، که بالاخره به جنگی خانمانسوز بین دو کشور ایران و عراق به مدت هشت سال انجامید، بسیاری از ما در چارچوب رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی و جهانخواران افتاده و از واژگان «جنگ ایران و عراق» استفاده کردیم.

وقتی جمهوری اسلامی برای تغییر استراتژی کلان خود (از عمق استراتژیک به بازدارندگی هسته ای)، البته به بهانه دفاع از مردم ستمدیده سرزمین های اشغالی، آتش افروزی می کند، و دولت افراطی نتانیاهو به بهانه عملیات 7 اکتبر پارسال، دست به کشتار ده ها هزار غیرنظامی در غزه و سپس لبنان می زند، و همسو و همراه با ج.ا. به انحراف اذهان از جنگ بین مردم فلسطین و دولت فاشیستی-مذهبی اسرائیل، عربده می کشد، ما آنرا «جنگ ایران و اسرائیل» می نامیم.

واقعیت اینست که ایران و مردم ایران تنها به یک «جنگ» مشغولند که از مشروطیت آغاز شده، و حالاحالاها ادامه خواهد داشت – «جنگ با دیکتاتور برای استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی». از 1948 تاکنون خلق ستمدیده فلسطین هم فقط درگیر یک «جنگ» بوده و لاغیر. بقیه، از جمله جنگ بین اعراب و اسرائیل (به بهانه آزادی فلسطین)، جنگ بین حزب الله و اسرائیل (به بهانه آزادی فلسطین)، و یا امروز جنگ بین ایران و اسرائیل (به بهانه آزادی فلسطین، و البته امنیت اسرائیل)، به راستی بین اسرائیل با مردم و کشورهای اطرافش نبوده ونیست؛ بلکه جنگ بین اسرائیل با پان ناسیونالیست های عرب، جنگ با دست نشاندگان ج.ا. در لبنان، و بالاخره جنگ بین فاشیستهای مذهبی حاکم بر ایران و اسرائیل، در راستای توسعه طلبی و پیشبرد منافع درازمدت مذهبی است.

مردم و کشور ایران در این «جنگ» نقشی ندارد، و اگر همچون دوران «جنگ ایران و عراق» از آنها قربانی گرفته شود، چه در جبهه و یا شهر، آن قربانیان ناخواسته بمثابه هیزم هایی هستند که در تنور آتش افروزی ریخته می شوند تا استراتژی کلان دو فاشیست-مذهبی عملیاتی شود.

حمایت از این «جنگ» (و یا هر جنگ کلاسیک دیگری)، تحت هر بهانه و عنوانی، دمیدن در تنوری ایران سوز، و یاری رساندن به گسترش بازوان اختاپوس ها در منطقه خواهد بود. ورود تاد به اسرائیل، پس از وعده صادق2،  یک ترفند برای رضایت نتانیاهو به «آرشیو طرح» حمله نظامی به ایران نیست، بلکه در تأکید به عملیاتی شدن آن، و تحکیم پدافند دفاعی اسرائیل پس از حمله به ایران است.

معنی این سکوت چیست؟

by علی ناظر | اکتبر 19, 2024 12:09 ق.ظ

 

چند سالی است که امارات، مدعی شده مالک جزایر سه گانه است. عیبی بر این نوجوان که در میان کشورهای کهن سال بُر خورده نیست. به فرمان علیاحضرت الیزابت به دنیا آمد تا روزی همانکه او را بالا برد بر زمینش بزند. اما این واقعیت به خودش مربوط است، حتی در این دوران بحرانی که از یکسو اسرائیل مشغول جنایت علیه بشریت است، و همزادش جمهوری اسلامی مشغول جنایت و سرکوب ملتی مظلوم و ستمدیده، اما هرلحظه می رود تا از هم فروپاشد، سخن گفتن در باره تازه به دوران رسیده ها اتلاف وقت است، هرچند که این قبیل ادعاهای فرمایشی، که آبش خورش پیر استعمار است، می بایست، حتی در چند خط، محکوم شود.

سالهاست که امارت ادعا می کند و سالهاست که از اپوزیسیون می پرسم «چرا سکوت»؟ بالاخره در 26 مهرماه 1403، سخنگوی مجاهدین به ناگاه و در مطلبی «فوری» علیه موضعگیری مشترک اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس که جزایر سه گانه را به امارات بخشیده اند، موضعی قاطع و درخور گرفته است.

به نظر من، یکی از دلایل رسیدن امارات به این حد از گستاخی، عدم موضعگیری اپوزیسیون، بخصوص مجاهدین و شورا، بوده است. اپوزیسیون، همانموقع که امارات و چین، و سپس امارات و روسیه چنین غلطی کردند می بایست موضع می گرفت، و چون این اجانب متوجه شدند که جمهوری اسلامی ضعیف است و از پایگاه مردمی هم بی بهره، و نمایندگان واقعی مردم ایران (اپوزیسیون سرنگونی طلب) ساکت نشسته اند، کودکانه نتیجه گرفته که بایستی از موقعیت سود جسته و از آب گل آلود خلیج همیشه فارس ماهی بگیرد.

خوشبختانه سخنگوی مجاهدین در چند خط توپ سیاسی را به زمین اروپا و امارات پرتاب کرد. اما، این کافی نیست، بقیه سازمانها و نهادهای سرنگونی طلب هم می بایست خط خود را از سلطنت طلبان و رضا پهلوی در تمام موارد، از جمله این دسیسه، جدا کرده و بر تمامیت ارضی ایران که شامل جزایر سه گانه و دیگر جزایر ایران در خلیج فارس می شود، تأکید کنند.

ناگفته روشن است که چنین اقدامی نمی تواند و نبایستی اپوزیسیون را از مسیر اصلی خود – سرنگونی، تمامیت نظامی فاشیستی-مذهبی جمهوری اسلامی، و در مقطع کنونی علیه جنگ بین دو نظام افراطی، منحرف کرده و ما را به لبه پرتگاه پوپولیستی و شووینیستی هُل دهد.

متن موضعگیری مجاهدین که دیرکرد داشت، اما دیر بهتر از هرگز است، در زیر آمده است.

 

سخنگوی مجاهدین: اتحادیه اروپا به‌جای لیست‌گذاری سپاه پاسداران به بذل و بخشش جزایر ایران روی آورده است

سخنگوی مجاهدین۲۶ مهر ۱۴۰۳

فوری

اتحادیه اروپا به جای لیست‌گذاری سپاه پاسداران به بذل و بخشش جزایر ایران روی آورده است!

این، تفرقه‌اندازی بین مردم ایران و اعراب و بهترین کادو به فاشیسم دینی حاکم بر ایران است تا برای گریز از سرنگونی، خود را در انظار ایرانیان حافظ تمامیت ایران و پرچمدار دروغین ملی‌گرایی جلوه دهد.

مردم ایران خواهان آزادی تمام ایران و یک جمهوری دموکراتیک غیراتمی با جدایی دین از دولت و خواهان صلح و همزیستی و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی به‌ویژه با همسایگان خود هستند. برای مردم ایران سرنگونی دیکتاتوری ضدایرانی و ضداسلامی و ضدانسانی ولایت فقیه مقدم بر هر موضوع و هر تضاد دیگری‌ است که مبارزه متحد جبهه خلق را به‌سود رژیم به انحراف بکشاند.

 

ه اذن فرمایشات ملوکانه اعلیحضرت رضاشاه دوم، اسرائیل هیزم اول را به تنور جنگ انداخت

by علی ناظر | اکتبر 26, 2024 1:59 ق.ظ

 

به اذن فرمایشات ملوکانه اعلیحضرت رضاشاه دوم، اسرائیل هیزم اول را به تنور جنگ انداخت

همه با هم برای تثبیت ج.ا.

by علی ناظر | اکتبر 26, 2024 10:54 ق.ظ

 

آنچه از دیشب تا به امروز رقم خورد، تأیید حرف همیشگی سرنگونی طلبان بود. همه دشمنان خلق ستمدیده ایران با هم جمع شده اند تا این نظام را بر سرپا نگاه دارند. برای این اجانب و اجنبی پرستان، ایران تحت حاکمیت ملی و مردمی، که در راستای آبادی، استقلال و تنش زدائی حرکت کند، غیرقابل تحمل، و می بایست از چنین امری در حد امکان پیشگیری شود.

  • متهم ردیف نخست که به یاری جمهوری اسلامی شتافت و همچون ابزاری از او استفاده شد، رضاشاه دوم است. وی با شرکت در گردهمائی صهیونیست ها، اسرائیل و حامیانش را به حمله نظامی به ایران تشویق کرد.
  • متهم ردیف دوم که به یاری جمهوری اسلامی شتافت، البته در مدارجی پائینتر، حامیان “ایرانی تبار” رضا پهلوی بودند که در سایت ها و تلویزیونهای وابسته به اجانب از موضعگیری ضد میهنی رضا پهلوی حمایت کرده و بر طبل ادامه جنایات اسرائیل کوبیدند، و مخاطب خود را نابخردانه به این باور سوق دادند که اگر اسرائیل حمله نظامی کند، کلیت نظام سرنگون می شود.

واقعیت اینست که «دعوائی» بین ج.ا. و اسرائیل وجود نداشته و ندارد. آمریکا و سگ هارش در منطقه در یک ارزیابی دقیق، سالهاست به این نتیجه رسیده اند که بودن ج.ا. برای پیشبرد اهداف آنها، بهتر از نبودنش است.

آنچه از دیشب تا امروز در ایران رخ داد،:

  • ایجاد خوراک تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی، و دستاویز داشتن نظام برای سرکوب هرچه بیشتر به پاخاستگان ستمدیده است.
  • هدیه ای بود برای نظام فرتوت اسلامی تا نیروهای ریزشی خود را برای چند صباح بیشتری از پشت کردن به ج.ا. منصرف کنند.
  • سوق دادن ایران از راهبرد «نه شرقی نه غربی» به راهبرد «نگاه به شرق» و وابستگی هرچه بیشتر نظام به دو گردن کلفت جهانخوار دیگر چین و روسیه است.
  • دستاویز دادن به ج.ا. اسلامی و ذوب شدگانش برای تولید سلاح هسته ای است.
  • دستاورد دیپلماتیک بود. پس از حملات حساب شده اسرائیل، همسوئی دیپلماتیک عربستان سعودی، امارات، پاکستان، مالزی…. که این حمله را محکوم کردند.

همه و همه اینها با یک موضعگیری نابخردانه رضا پهلوی آغاز شد. به اذن و بنا به فرمایشات ملوکانه اعلیحضرت رضاشاه دوم، اسرائیل هیزم اول را به تنور جنگ انداخت، تا هم تنور گرم بماند و هم ماندگاری ج.ا. برای مدتی تضمین شده باشد.

همانظور که بارها نوشته ام، سرنگونی تنها از طریق خیزش های سازمانیافته اجتماعی تحت پوشش نیروهای رادیکال مسلح امکان پذیر است. به نظر من، این مهم تنها از کانال «کانون های شورشی» امکان پذیر است.

تنهایی در تمام حوزه ها

by علی ناظر | اکتبر 28, 2024 9:38 ق.ظ

 

پس از حمله نظامی تمام عیار آن فاشیست به قرارگاه های نظامی این فاشیست، برخی از کشورهای منطقه برای خالی نبودن عریضه، عملیات نظامی اسرائیل را محکوم کردند، تا روابط دوباره جان گرفته ج.ا. با کشورهای حاشیه خلیج فارس، دچار تنش بیشتر نشود. طبیعتا، انگلستان و آمریکا که همیشه از دموکراسی دفاع می کنند، عملیات را حق مسلم اسرائیل دانسته و چپ و راست به ج.ا. هشدار می دهند که تلافی نکند وگرنه بد می بیند.

سکوت روسیه و چین، (مثلا) دو یار غاز ج.ا. در این مورد صدای خیلی از صاحب نظران ذوب شده را درآورده تا عاقبت روسیه و چین جداگانه موضعی گرفتند که اگر نمی گرفتند برای ج.ا. بهتر بود. روسیه طرفین را به خویشتنداری فراخوانده و «به منظور همکاری با تمام طرفین جهت کاهش سطح درگیری» ابراز آمادگی می کند. سفیر چین (و نه وزارتخارجه کشور) یک گام دورتر از این موضع برداشته و در مصاحبه ای اختصاصی با فارس از محکوم کردن حمله زیرکانه جاخالی می دهد «کشورش همواره از ایران در حفظ حاکمیت، امنیت و کرامت ملی خود حمایت می‌کند».

ظاهرا، سفرهای عراقچی به کشورهای مختلف، و حضور پزشکیان در بریکس نه تنها بی ثمر بوده،  بلکه نشان می دهد که  در حوزه اقتصاد وتجارت هم دچار بی لطفی قرار گرفته است. رسانه های ذوب شده خبر می دهند که «چین به افغانستان برای خطوط تعرفه ۱۰۰ درصدی، تعرفه صفر درصدی ارائه خواهد کرد.» گزارش همچنین به کریدور افغانستان-پاکستان اشاره دارد که چین برای رسیدن به آبهای جنوب، محتمل است با تقاضای افغانستان موافقت کند «دولت طالبان همچنین از چین خواسته است تا به این دولت اجازه دهد بخشی از کریدور اقتصادی چین و پاکستان باشد، یک پروژه اتصال ۶۲ میلیارد دلاری که منطقه غنی از منابع سین کیانگ چین را به بندر گوادر پاکستان بر کرانه دریای عمان متصل می‌کند….». همسایه دیگر ایران، ترکیه از گسترش روابط با عربستان در حوزه دفاعی و زیرساختاری صحبت می کند «پیمانکاران ترکیه در ۹ ماه ابتدایی سال جاری میلادی توسعه بیش از ۱۶۱ پروژه جدید خارجی به ارزش ۱۱.۸ میلیارد دلار را در دست گرفته‌اند که ۲.۳ میلیارد دلار آن مربوط به عربستان سعودی می‌شود….. آمارهای وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه نیز نشان می‌دهد در هشت ماه ابتدایی امسال ۶۵۵ هزار گردشگر عربستانی وارد این کشور شده که ۲.۵ برابر دور مشابه سال ۲۰۲۱ است»

با این وجود، ج.ا. هنوز بر طبل جنگ می کوبد و به دنبال تحکیم و تثبیت فرهنگ «شهادت طلبی» است. فرهنگی که اکثریت جامعه به سردی با آن برخورد کرده و بنا به گزارشات داخلی صف های طولانی برای خروج از کشور از طریق راه های جاده ای به ترکیه رو به افزایش است.

همه اینها یک طرف، سکوت معنی دار رئیس جمهور پیشین که می خواست اسرائیل را از صحنه نقشه پاک کند برای خودی ها سوال براگیز شده است. «از ژست مدافع محرومان و انقلابی‌گری تغییر موضع داده و به‌عنوان یک چهره سیاسی در قالب اپوزیسیون داخلی به تحرکاتی مشغول است….» همین گزارش ادامه می دهد «خبری از موضع‌گیری مرد بهاری نشد. این سکوت او برای اصولگرایان و رسانه‌هایشان نیز بسیار گران تمام شده….احمدی‌نژاد بعد از پایان دوران ریاست‌جمهوری تلاش کرد تقریبا در همه رویکردهای سابق خود دنده‌معکوس حرکت کند و مواضع و رفتارهای کاریکاتوری و متفاوت بروز دهد، نامه به بن‌سلمان در ماجرای جنگ یمن و تقاضای مصالحه از وی، عدم رأی‌دادن در انتخابات‌های ریاست‌جمهوری، پیام تسلیت برای سالگرد فوت مایکل جکسون، مصاحبه‌هایی که وی تلاش می‌کند خود را یک طالب آزادی‌های وسیع اجتماعی نشان دهد و… اما از آنجا که این واکنش‌ها با شخصیت احمدی‌نژاد همخوانی ندارد، نه‌تنها جامعه این نسخه او را نپذیرفت بلکه به‌درستی به ریاکاری و رادیکال شدن متهم شد و حامیانش رفته‌رفته کمتر و کمتر شدند. در حقیقت اگر زمانی مواضع ضدصهیونیستی احمدی‌نژاد موجب محبوبیت شده بود، به همان درجه سکوت امروز او موجب تنفر است چراکه همین اظهارات او علیه هولوکاست بود که از وی یک سیاستمدار متفاوت ساخت و عدم موضع‌گیری در برابر هولوکاستی که امروز در فلسطین و جنوب لبنان در حال رخ‌دادن است، تمام باقی‌مانده وجاهت او را نابود خواهد کرد.»

زیدآبادی این معما را چنین حل می کند «من یا آدم مهم و اثرگذاری هستم یا نیستم؟ اگر هستم پس چرا اجازه داده نمی‌شود در انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس فعال شوم و یا درباره مسائل مورد علاقه‌ام آزادانه اظهارنظر کنم؟ و اگر مهم و اثرگذار نیستم، دیگر توقع اینکه درباره چند موضوع خاص و گزینش‌شده، حتما موضع‌گیری کنم، بر چه منطقی استوار است؟» من معمولا منتقد و مخالف رویکرد سیاسی و اعتقادی محمود احمدی‌نژاد بوده و هستم، اما در این مورد خاص، استدلال فرضی‌اش، بیراه نیست. »

هرچه که هست و نیست، یک امر مسجل است. ج.ا. در تمام حوزه ها – دیپلماسی، اقتصادی، داخلی و البته راهبردی، ریزشی دارد، و تنها راه باقیمانده برای ادامه حیات، ادامه تنش آفرینی و دمیدن به تنور جنگ، سرکوب در داخل و ممانعت از خیزش های اجتماعی است.

باید ابزار جنگ از ج.ا. گرفته شود، تا رویاروئی ج.ا. و ملت شریف ایران هرچه بیشتر برجسته شود..

گاو و گاوتر

by علی ناظر | اکتبر 29, 2024 9:49 ب.ظ

 

حدودا 7 سال پیش بود که خامنه ای از سخنان بلیغ ترامپ آتو گرفت و خطاب به عربستان گفت «تا توانستند شما را “می‌دوشند” و وقتی که ناتوان شدید، “ذبح” می‌شوید».

چندروز پیش خبرنگار روزنامه کار و کارگر در انتقاد از عدم حمایت روسیه از جمهوری اسلامی به هنگام حمله نظامی اسرائیل به قرارگاه های نظامی سپاه، با عصبانیت روسیه را «بی شرف» نامیده و می پرسد که چرا ما باید به روسیه پهپاد و کروز بدهیم و روسیه حتی انگشتش را تکان ندهد.

آنچه خبرنگار عصبانی می خواست بگوید ولی از بازداشت می ترسید این بود که روسیه تا توانست شما را دوشید و حالا مشغول ذبح جمهوری اسلامی است، و اگر عربستان گاو است، شما که گاوترید وقتی رفتار گاو و گاودار را مشاهده می کنید ولی به همان طویله وارد می شوید. ولی ترسید که گاوتره شاخش بزنه…

نمایشگر ویدیو

لاوروف و ژتون هایش

by علی ناظر | نوامبر 2, 2024 9:51 ق.ظ

 

وزیرخارجه روسیه قرار است که اوائل دسامبر جهت شرکت در اجلاس وزیران خارجه به مالت سفر کند. این اجلاس که عمدتا بر امنیت، و بخصوص امنیت اروپا متمرکز است، همیشه مکانی برای مبادله و معامله بوده و بسیاری از طرح ها پس از بررسی در این اجلاس عملیاتی می شود.

لاوروف که کشورش مورد «تحریم ظالمانه» غرب قرار دارد، پس از سه سال به اروپا سفر میکند. این سفر مصادف است با تقریبا پایان کشتار در فلسطین و لبنان، بررسی احتمال دخالت در انتخابات آمریکا وعواقب ورود ترامپ به صحنه، اوکراین و طرح صلح و گسترش ناتو، و البته «جنگ» و «صلح» با ایران، پس از تقویت نیروی دریائی و هوائی آمریکا در منطقه.

برای بررسی هر کدام از این مباحث چندین اجلاس لازم است، اما آنچه همه را آزار می دهد، گستاخی بیش از حد ج.ا. و همکاری نظامی روسیه با ج.ا. است. آمریکا و اسرائیل بارها اعلام کرده اند که اجازه نمی دهند «ایران» مسلح به تسلیحات هسته ای شود (اخیرا رضاشاه دوم هم به آنها پیوسته تا مشترکا جبهه آزادیبخش تشکیل دهند).

واقعیت اینست که کار از این حرفها گذشته. خرازی آب پاک را روی دست همه ریخت و در مصاحبه اخیر خود گفت تنها مانع، فتوای خامنه ای است؛ که البته آنهم راه حل دارد. همانطور که رفسنجانی را مرده کردنش، خامنه ای هم مرده کرده می شود، تا فتوایش قابل تعلیل و تفسیر شود. منتظری قبل از فوتش گفته بود که در شرایط لازم و ضروری می شود چنین سلاحی را تولید کرد (نقل به مضمون).

حال، لاوروف می رود تا ژتون «ایران» را روی میز گذاشته و در کنار همقطارانش چاره جویی کنند.

بدون شک، اگر ب52 آمریکا وارد صحنه عملیاتی شود، بسیاری از این معادلات بهم می خورد، مخصوصا اگر ج.ا. عملیات وعده صاق 3 را اجرائی کند.

سوالی که می ماند اینست که در صورت وقوع جنگ بین فاشیست ها، نیروهای مردمی، از جمله کانون های شورشی چه نقشی خواهند داشت؟ اگر وارد میدان شده و از فرصت استفاده کنند، خواسته و یا ناخواسته به طرح رضاشاه دوم که معتقد است برای براندازی به کمک نظامی اجانب احتیاج است، تن داده اند. 45 سال مبارزه بی امان آخرش به این ختم می شود که بدون آمریکا هیچ غلطی نمی توان کرد. از سوی دیگر اگر دخالت مفید نداشته باشند، فرصتی مهم از دست رفته است.

شما بودید چه می کردید؟

عصیان زنانه

by علی ناظر | نوامبر 2, 2024 11:15 ب.ظ

 

روزنامه جوان، پس از انتشار مصاحبه خرازی که بر امکان تغییر دکترین دفاعی ج.ا. تکیه داشت، به نکته شایان تأملی اشاره می کند.

«در فقه شیعه فتوا وابسته به امور مستحدثه و شرایط روز است و می‌تواند تغییر کند. سلاح هسته‌ای بازدارنده است و اگر تهدید وجودی شود (که دارد می‌شود) گریزی از ساخت آن نیست.»

البته این حرف تازه ای نیست. انقلابیون ایران از زمان مبارزه با نظام سلطنتی همیشه بر این اصل خلل ناپذیر اصرار داشته اند که «درک مشخص از شرایط مشخص» راه پیش روی را تعیین می کند.

حال که آخوند جماعت توانسته کلاه شرعی (عمامه) برای چرخش از گناه کبیره تولید و استفاده از سلاح هسته ای بهم ببافد، چرا در همین راستا به نتیجه نمی رسد که بنا به همان دستورات شیعه و با توجه به شرایط مشخص این قرن، حقوق انسانی «زن» (بقول آخوندها بانوان، گوئی استفاده واژه زن حرام است) می بایست به رسمیت شناخته شود.

واقعیت اینست که «زن» در ایران منتظر ننشسته که آخوند حق و حقوق زنان را به رسمیت بشناسد. هر روز با یک یورش به فرهنگ ارتچاعی آخوند جماعت، سنگر جدیدی را فتح می کند.

تا چند سال پیش علیه روسری یا توسری بپاخاستند، و از اکبرپونس ها نهراسیدند تا رسید به روزی که روسری ها را به دور انداختند و در اعتراض به نگاه هوسران ذوب شدگان، موهای خود را قیچی کردند. و حال گامی فراتر برداشته اند. با بدنی عریان در ملأ عام ظاهر می شوند.

امروز خبرگزاری ها گزارش کرده اند که « در این ویدیوها، دختری با لباس زیر بر سکویی در محوطه بلوگ یک دانشگاه علوم و تحقیقات نشسته است و به نظر می‌رسد در حال بحث با ماموران زن و مرد حراست دانشگاه است و در تصاویر دیگری او با لباس زیر با خونسردی در حال قدم زدن در محوطه دانشگاه است. ‌»

سایت های ذوب شده توسرزنان برای ماله کشی به صحنه آمده و بالاخره به این نتیجه رسیده اند که آن «زن» دیوانه است « کانال روزنامه فرهیختگان نوشت: «حمله‌اى در کار نبود، خانم آ.د. همکلاسى اینجانب رشته ادبیات فرانسه از سلامت روان برخوردار نیست، پرونده‌هاى انضباطى زیادى در دانشگاه داره، به‌شدت هم مزاحمت فیزیکى و روانى براى ما و سایر دانشجوها داشت»، این روایت یکی از کاربران شبکه ایکس با نام ترانه است درباره یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در عملی عجیب و خلاف شأن عمومی در فضای این واحد دانشگاهی برهنه شد و واکنش‌های منفی متعددی را برانگیخت.»

بی شک، در هر حرکت رادیکال، چپ روی و راست روی بسیار رخ می دهد، اما یک نکته غیرقابل کتمان است. هرچه آخوند جماعت لایحه های سرکوبگرانه تر در مجلس و شورای نگهبان  تصویب می کند، «زن»جماعت یک گام فراتر برمی دارد؛ تا به آن حد که جماعت زن ستیز به تب راضی می شود.

جماعت فاسد حاکم بر ایران متوجه نیستند که اگر سلاح هسته ای روی سریعترین موشک هایپرسونیک هم سوار کند، بازهم نسل جوان، دختران عاصی از اندیشه ارتجاعی، به پا خواهند خاست و تمامیت نظام را ریشه کن خواهند کرد..

نمایشگر ویدیو

آهو دریایی علیه آپارتايد جنسیتی

by رحمان حسین زاده | نوامبر 3, 2024 7:41 ب.ظ

 

اقدام جسورانه دانشجوی جوان آهو دریایی علیه آپارتايد جنسی من را به یاد عصیان شجاعانه روزا پارک عليه آپارتايد نژادی در آمریکا انداخت. در دهه شصت میلادی  روزا پارک سیاهپوست  بر صندلی مخصوص سفید پوستان در اتوبوس  نشست و مشت محکمی بر دهن مامورین حافظ تبعیض نژادی کوبید و  فشار آنها برای ترک آن  صندلی را ناکام گذاشت.کل قانون عصر حجری  جداسازی نژادی هیأت حاکمه تا مغزاستخوان مرتجع آمریکا را زیرپا گذاشت. اقدام فردی او الهام بخش بزرگترین جنبش اعتراضی علیه نژاد پرستی در آمریکا شد. تفاوت اینست، اما ابتکار خلاف جریانی آهو دریایی الهام گرفته از چند دهه مبارزه زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتايد جنسی و مشخصآ بر بستر خیزش انقلابی دو سال اخیر اتفاق میافتد. اقدام جسورانه آهو دریایی را با احیای جنبش اعتراضی متحدانه و سازمانیافته باید حمایت کرد. بازداشت‌ آهو دریایی قویآ محکوم است و فورا باید آزاد شود. درود بر وکلایی که سریعآ آماده دفاع و حمایت از او شده اند.

سوم نوامبر ٢٠٢٤

دختر علوم تحقیقات، انفجار اعتراض “زنانه”

by علی فیاض | نوامبر 4, 2024 12:00 ب.ظ

 

زنی جوان در محوطه دانشگاه با لباس زیر زنانه توجهات را به خود جلب کرده است. او که بر سکویی نشسته است، پس از لحظاتی شروع به قدم زدن می کند… در صحنه دیگری “گزمه” های رژیم دختر را به زور و با خشونت های همیشگی و تکراری در اتوموبیلی می افکنند و با خود می برند.

ماجرا اما چیست؟ به روایت های حکومتی که در راستای فرافکنی و دروغ پردازی است، هیچ اعتمادی نمی توان کرد. رژیم در چنین مواردی به برچسب های ریاکارانه روی می آورد و سعی می کند با اتهامات روحی – روانی، ماجرا را به نفع خود تحریف کند. گفته می شود تعرض نیروهای سرکوب گر به این زن جوان به دلیل بی حجابی و کشیدن و یا پاره کردن لباس وی، او را با در آوردن لباس، به اعتراضی “هنجار” شکنانه وا داشته است. حتا اگر داستان این گونه نیز نباشد، تنها نتیجه ای که از آن می توان گرفت، این است که صبر زنان جامعه لبریز شده است. آنها بیش از این تحمل کشیدن بار تحمیلات این رژیم ارتجاعی را ندارند.

رژیم اما  در این میان علیرغم دستگاه های عریض و طویل تبلیغاتی، بنا به ماهیت دروغ پرداز و تحریف گر خود، نه تنها بر افکار عمومی در راستای اهداف و سیاست های خود نمی تواند تاثیری بگذارد، بلکه در دنیای مجازی و فضای عمومی که تا حدودی در دست مردم قرار دارد، به انزوا کشیده شده و حمایت های مردمی از “دختر علوم تحقیقات” – علیرغم فضای اختناق آلود – نشان می دهد که مردم هیچ بهایی برای روایت های حکومتی قائل نیستند. بدون تردید عمل آهو دریایی، کنشی در تداوم جنبش زن، زندگی، آزادی است که بیش از سه ماه رژیم را مستاصل و درمانده ساخت و بی شک به مثابه آتشی زیر خاکستر، در آینده ای نه چندان دیر و نه چندان دور بار دیگر با ماهیتی زنانه سر بر خواهد آورد و طومار عمر رژیم ننگین ولایت فقیه را در هم خواهد پیچید. اعتراض “گستاخانه” و بی باکانه دختر علوم تحقیقات شاهدی بر زنده بودن جنبشی است که علیرغم سال ها فشار بر دختران و زنان جامعه، آنها در آن نقشی تعیین کننده و اساسی بر عهده خواهند داشت.

اینکه چه رخ داده است و چرا “دختر علوم تحقیقات” در فضایی پر از اختناق، که بسیاری را به جرم بی حجابی و بد حجابی با بدترین خشونت ها مواجه می سازند، به چنین نقطه انفجاری می رساند، با هر روایتی، تنها یک مساله را مشخص می سازد و آن مقاومت زنانه در جامعه ای با فرهنگ مردسالارانه و حاکمیتی است که نه تنها آزادی های سیاسی که آزادی های اجتماعی را نیز بر نمی تابد.

آنچه که در این کنش و واکنش اجتماعی خود را در معرض افکار عمومی قرار می دهد، عصیان دختران و زنان جامعه ای است که حتا جسم خود را نیز به عنوان پرچمی علیه بیداد و بی عدالتی در معرض تماشا قرار می دهند، تا با زبانی دیگر از ستمی بگویند که سال ها است بر آنان جامعه تحمیل شده و می شود. اینکه رژیم برای انحراف افکار عمومی، هر حرکت “هنجار” شکنانه را به مسائل روانی فرد پیوند می زند، نشان از هراس آنان از تداوم این رفتارها و اعتراضات “عریان” جامعه در برابر حاکمیتی دارد که از ماوراء قرون وسطا خود را بر جامعه ای تحمیل کرده است که در قرن بیست و یکم به سر می برد و خواست ها و مطالباتش خواست ها و مطالبات انسان امروزی است.

اینکه بسیاری از زنان “هنجار” شکن جامعه، همچون سپیده رشنو، رویا حشمتی، ویدا موحد، رویا ذاکری، و امروز آهو دریایی در آرزوی آزادی و رهایی از حجابی که بر دست و پای آنها بسته اند سر به عصیان می زنند، نشان گر اوج ستمی است که بر زنان جامعه رفته است و می رود و بیش از این قابل تحمل نیست. زنجیرهایی را که بر دست و پای زنان جامعه بسته اند در حال از هم گسیختن است و حرکاتی از این دست نوید بخش فروپاشی سیستمی که خود جامعه را به مرحله انفجاری رسانده است.

 

«بیضه اسلام»زن ستیز

by علی ناظر | نوامبر 4, 2024 10:41 ب.ظ

 

چند روزیست که این خبر دست به دست می چرخد: «…. فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیه‌ای نسبت به حادثه خیابان آفریقا اعلام کرد: این درگیری روز پنجشنبه، ۱۰ آبان ماه، به واسطه ایجاد مزاحمت شخص موتورسوار برای خانم جوان اتفاق افتاده و با تکمیل تحقیقات، پرونده‌ای با موضوع ایجاد مزاحمت برای بانوان تشکیل و برای سیر مراحل قانونی به مرجع قضایی ارسال شد.

همچنین راکب موتورسیکلت به علت رعایت نکردن مقررات راهنمایی و رانندگی مورد اعمال قانون قرار گرفته و خانم جوان به علت رعایت نکردن قانون حجاب به مرجع قضایی معرفی شده است….»

ناجا هرچند اذعان دارد که «درگیری» بوده، اما آنرا فقط به «مزاحمت برای بانوان» تقلیل داده و پرونده را برای طی مراحل قانونی به مرجع قانونی ارسال می کند. در عین حال، زن تعرض شده را با توجه به رهنمود های «بیضه»اسلام، به علت رعایت نکردن حجاب و بدون سیر مراحل قانونی، مقصر می شناسد.

اما واقعیت چه می تواند باشد؟ راکب یک «آمر به معروف» بوده که «بانوی» بی حجابی را دیده و خواسته او را «نهی از منکر» کند که با برخورد «زن» («به تو چه!»)روبرو می شود. کار بیخ پیدا می کند تا به آن حد که ناجا برای رد گم کردن، «آمر به معروف» را «راکب» و «امر به معروف» را «مزاحمت» و برخورد آن زن با شخص خاطی را «درگیری»، بدون پرداختن به علل درگیری، معرفی می کند؛ تا احساسات جامعه بیشتر از آنی که هست جریحه دار نشود، و این «حادثه» در کنار «حادثه» خانم آ.د. در دانشکده علوم تحقیقاتی، به عنوان یک سندروم روزمره اجتماعی تعبیر نشود.

حلقه اتحاد فاشیسم افسار گسیخته کامل شد

by علی ناظر | نوامبر 6, 2024 9:28 ق.ظ

 

ترامپ که با شعارهای راسیستی توانست برای دومین بار به کاخ سفید برسد، خود را ملزم به پایان دادن به جنگ های منطقه ای، اخراج مهاجران غیرقانونی، و ایرانی بدون سلاح اتمی کرده، اما و همزمان به ج.ا. فهمانده که دولت او با حکومت اسلامی مشکلی ندارد، اگر ایران برنامه تسلیحاتی هسته ای خود را ادامه ندهد.

با انتخاب ترامپ ج.ا. در برابر چند انتخاب سخت قرار گرفته است:

  • شکل و ماهیت عملیات تلافی جویانه به اسرائیل چگونه باید باشد؟ از جنس وعده صادق 2، و یا از جنس حمله به عین الاسد؟
  • به نتیجه رساندن برنامه هسته ای و یا ورود به مذاکرات دیپلماتیک پشت پرده، پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید؟
  • ورود به طرح راهبردی «جامع» با چین و روسیه، و گرایش کامل به «شرق» و از دست دادن استقلال عملیاتی برای همیشه، و یا مذاکره با «غرب» و زندگی زیر سایه ارباب؟

آنچه که مسلم است حلقه فاشیسم افسارگسیخته از ایران تا اسرائیل، و از اروپا تا آمریکا با انتخاب ترامپ کامل شد، و جهان به سوی دیکتاتوری کور و همه جانبه حرکت خواهد کرد.

بدون شک، هزینه سرنگون طلبی برای ملت شریف ایران بالا خواهد رفت.

«جنبش جاودانی» مگا

by علی ناظر | نوامبر 7, 2024 8:13 ب.ظ

 

ترامپ درگردهمائی فلوریدا، پس از پیروزی در انتخابات، جملاتی ادا کرد که مرا به یاد سخنرانی هیتلر انداخت. ترامپ از «جنبش مگا» (Make America Great Again) و حرکتی که خیلی ها را متحیر کرد می گوید. هیتلر هم از «جنبش جاودانی» صحبت می کند. از جنبشی که فقط با 7 نفر آغاز شد، تا بالاخره حزب نازی شکل گرفت و همه گیر شد.

هر دو، هرکدام با توجه به منحنی زمان – یکی در دهه 1930 و دیگری در قرن بیست و یکم- با تکیه برترفند های پوپولیستی، تهییج و« شور ناپخته»  اذهانی که دچار فقر فرهنگی، و ضعف حافظه تاریخی هستند، تاریخ ساز می شوند. هردو از صلح صحبت می کنند، اما هردو پایه ریز جنگ و ویرانی هستند.

کار هر روز از روز قبل سخت تر می شود.

اگر تاکنون می بایست اذهان جامعه مسخ و ذوب شده را برای روشن شدن هدف قرار داد، ، حال باید در میان اپوزیسیون هم رگه پوپولیستی که در حال رشد است را برجسته کرد و رفیقانه هشدار داد.

در ادامه سخنان ترامپ و هیتلر تقدیم می شود.

نباید متحیر شد اگر ترامپ برنده جایزه صلح نوبل شود.

بخشی از سخنان ترامپ:

این حرکتی بود که هیچ‌کس تا به‌حال مانند آنرا ندیده بود. و صادقانه بگویم، به اعتقاد من، این بزرگترین جنبش سیاسی تمام دوران بود. هرگز چنین چیزی در این کشور و شاید فراتر از آن وجود نداشته است.

ببیند چه اتفاقی افتاد! آیا این عالی نیست؟ اما این یک پیروزی سیاسی است که کشور ما قبلاً مثل آنرا ندیده است. هیچ چیزی شبیه این وجود ندارد.

من برای شما، برای خانواده و آینده شما خواهم جنگید. هر روز برای شما و با هر نفسی که در بدنم است می‌جنگم. من دوران طلایی آمریکا نخواهم بود. این کاری است که ما باید آن‌را انجام دهیم.

ما اکنون در میشیگان، آریزونا، نوادا و آلاسکا برنده می‌شویم، که منجر به کسب حداقل ۳۱۵ رأی الکترال می‌شود، اما انجام کاری که شبکه‌ها انجام دادند یا هر کسی که آن را اعلام کرد، بسیار آسان‌تر است، زیرا راه دیگری وجود نداشت. راه دیگری برای پیروزی وجود نداشت. ما رأی سراسری را نیز به‌دست آورده‌ایم.

ما با سناتورها کار کردیم. آنجا رقابت سختی بود و منظورم این است که تعداد پیروزی در سنا کاملاً باور نکردنی بود… . هیچکس چنین انتظاری نداشت. هیچ کس. هم‌چنین به نظر می‌رسد که ما کنترل مجلس نمایندگان را حفظ خواهیم کرد.

گفتند ترامپ جنگ را شروع خواهد کرد. من جنگی را شروع نمی‌کنم، جنگها را متوقف می‌کنم. اما این یک پیروزی بزرگ برای دموکراسی و آزادی است. ما با هم قفل سرنوشت آمریکا را باز خواهیم کرد.

بخشی از سخنان هیتلر

نمایشگر ویدیو

انتخاب ترامپ محصول دمکراسی است

by رحمان حسین زاده | نوامبر 8, 2024 6:44 ب.ظ

 

در یک نگاه

بازگشت دوباره ترامپ راسیست به مسند ریاست جمهوری آمریکا نه تنها رهبری و بدنه حزب دمکرات آمریکا، بلکه  طیف متنوع دمکراسی خواهان را در سطح جهان درشوک فروبرده و مفسران و تحلیلگران فرصت طلب و سطحی شان میگویند این پدیده متناقض با دمکراسی و گویا برای آینده دمکراسی خطرناک است. قابل توجه تر اینکه بخشی از جریانات و فعالین سیاسی چپ ایده آلیزه کننده دمکراسی که خود را سوسیالیست معرفی میکنند، با اندکی تفاوت همین نگرش را دارند. به نظرم تناقضی در کار نیست، “انتخاب” مجدد ترامپ عین دمکراسی است. همانطور که “انتخاب” نتانیاهوی فاشیست کارگردان نسل کشی در فلسطین دقیقأ محصول دمکراسی است.

اولین بار نیست در سیستم دمکراسی و پروسه انتخابات در کشورهای غربی و اقمار آنها در جهان فاشیسم از صندوق رأی سر درمیاورد. هیتلر و موسولینی چهره های شاخص فاشیسم جهانی در نیمه اول قرن بیستم محصول طبیعی دمکراسی و چهره های دست راستی همچون تاچر و ریگان و بوش و بلر و آریل شارون و… با کارنامه سیاهشان علیه بشریت محصول همین سیستم و به اصطلاح انتخابات “دمکراتیک” بودند. دمکراسی تصویر بورژوازی از آزادی و چیزی جز تضمین حاکمیت و آزادی عمل و سیادت طبقه استثمارگر سرمایه دار و حکومتهایش با همه زشتی ها و ناهنجاریها و تبعیضات و جنگ و تروریسم نیست. تمام تاریخ سلطه طبقه سرمایه دار از جمله به قول ایدئولوگها و رسانه هایشان در مهد دمکراسی، یعنی در آمریکا و کشورهای اروپایی همین واقعیت را نشان میدهد. دمکراسی و اشکال مختلف آن، هیچگاه اراده مردم را نمایندگی نکرده است. چهار سال یکبار با مهندسی افکار عمومی، احزاب اصلی ترندهای اجتماعی بورژوازی نیروی مردم را در میان انواع پیچ و خم اداری و قانونی و فیلترهای سیاسی و مالی به پای صندوق رأی میکشند، رأی آنها را میگیرند و سیاستهای ضد انسانی را به اجرا میگذارند. به رأی دهندگان مستقیم خود جوابگو هم نیستند. دمکراسی و اشکال مختلف انتخابات آن سوپاپ اطمینان بورژوازی در مسیر دست به دست شدن  قدرت میان جناحهای مختلفش است. مورد برجسته آن آمریکا بیش از یک قرن است جابجایی قدرت در صحنه سیاسی آمریکا بین دو حزب جمهوریخواه و دمکرات دست به دست میشود و هیچ نیروی دیگری از همان خانواده بورژوازی مجال به دست گرفتن قدرت را نداشته تا چه برسد به طبقه کارگر و مردم و آزادیخواهان و کمونیستها

رویداد خجسته و یا….؟

by علی ناظر | نوامبر 13, 2024 8:59 ب.ظ

 

نمی دانم این اتفاق را چه باید نامید؟ یک رویداد فرخنده؟ گامی در راستای همبستگی ملی میان نیروهای رادیکال سرنگونی طلب؟ بدون ورود شخصی به مبحث، موضعی را از زبان دیگران ادا کردن، و یا اینکه…؟

در سایت همبستگی ملی (وابسته به مجاهدین خلق ایران/شورای ملی مقاومت ایران) نوشته ای از چریکهای فدائی خلق ایران پیرامون رویداد «لخت شدن یک زن در دانشگاه تهران»، بازتکثیر شده است.
بازتکثیر این نوشتار برایم جالب بود. به دو دلیل، نخست، موضعگیری اصولی چریکهای فدائی خلق ایران پیرامون این رویداد و بازکردن جنبه های مختلف برخوردها با این مبحث (متن در زیر آمده است)؛  دیگر اینکه، چرائی بازتکثیر این نوشتار در سایت همبستگی ملی.

شایان به تأکید است که این نخستین بار نیست که سایت های وابسته به شورای ملی مقاومت/مجاهدین خلق ایران، مطلبی از چریکهای فدائی خلق ایران منتشر می کنند. اما و تا حدی که حافظه ام امکان می دهد (ممکن است اشتباه کنم) این اولین باری است که نوشته ای بدون اینکه به مجاهدین/شورا مربوط باشد، در سایت های وابسته به این دو نهاد سیاسی بازتکثیر می شود.

نکته ای که می خواهم تأکید کنم بازتکثیر کردن و یا نکردن این مطلب بخصوص نیست، بلکه می خواهم این سوال را مطرح کنم که چرا این رویه به یک سنت تبدیل نمی شود؟ چرا نبایستی یادداشت های یک نهاد رادیکال در سایت های وابسته به شورا بازتکثیر شود، حتی اگر در مواردی مخالف با خط سیاسی/ایدئولوژیکی حاکم بر سایت است؟ مگر نه اینکه در طرح همبستگی ملی بر دو اصل تأکید شده است، سرنگون طلبی مستقل از نگرش شاه و شیخ؟

متن یادداشت در زیر آمده است:

چریکهای فدائی خلق ایران

پیرامون رویداد لخت شدن یک زن در دانشگاه تهران!

در شرایط سلطه فزاینده فقر و بیکاری و سرکوب در جامعه تحت سلطه ما و در  شرایطی که هر روز موج جدیدی از مبارزات مستقیم توده‌های به جان آمده با شعارهای معیشتی و ضد دولتی در سراسر کشور مانند آواری بر سر رژیم ضد خلقی جمهوری اسلامی خراب شده است، انتشار ویدیوهای مربوط به زنی که تنها با لباس‌های زیر خود در سکوی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران نشسته و بعد در آن محوطه قدم می‌زند تا این که مأموران رژیم با خشونت وی را سوار ماشین خود کرده و با خود می‌برند، به مرکز ثقل بحث‌های روز و موضع‌گیری‌های متفاوت و به موضوعی برای دستگاه‌های تبلیغاتی غرب تبدیل شده است.

تا آن‌جا که به دستگاه تبلیغاتی رژیم ضد خلقی و فریبکار جمهوری اسلامی باز می‌گردد آنها در توجیه اقدامات سرکوبگرانه و زن‌ستیزانه خویش کوشیده‌اند تا فرد نام‌برده را دچار “اختلال روانی” و به یک معنا “دیوانه” جا بزنند و در رد این ادعا که وی پس از درگیری با یک بسیجی که به حجاب او گیر داده بود، لباس‌های پاره شده خود در آن درگیری را از تنش کنده است (این موضوع مستند نشده و ویدیویی هم در این زمینه پخش نشده است)، مدعی شده‌اند که او یک بیمار روانی بود و در نتیجه وی را به یک بیمارستان روانی انتقال داده‌اند. با توجه به شناخت و تجارب مردم ما از این رژیم فریبکار و زن‌ستیز، می‌توان با اطمینان تاکید کرد که ادعاهای حکومت در توضیح این رویداد کوچک‌ترین محلی از اعراب نداشته و حقیقت این مساله را روشن نمی‌سازد.
از طرف دیگر در خصوص رویداد مورد بحث ابهامات متعددی وجود دارد. از جمله فقدان آشکار اطلاعات مستند در مورد مشخصات زن نام‌برده را می‌توان ذکر کرد که حتی در لحن و محتوای گزارشات مدیای بین المللی نیز قابل مشاهده است. با توجه به دستگیری او، سخنگوی دولت اصولا می‌بایست نام و مشخصات او را اعلام می‌کرد. اما وی تنها از متأهل بودن او گفت و از بردن نام شوهرش نیز امتناع نمود. در ضمن تا کنون حتی یکی از همکلاسی‌هایش مطلبی در مورد وی نگفته است. در همان حال به گزارش بی‌بی‌سی قبل از این که این زن در سکوی دانشگاه با لباس زیر دیده شود به چند کلاس درس رجوع کرده و هنگامی که یک دانشجو دلیل این مراجعه غیر مترقبه را از وی سئوال کرده با جیغ و داد او مواجه شده است. بدون آن که لازم باشد از همه موارد مبهم در این مورد مثلا چرایی واکنش غیر فعال افراد حاضر در صحنه به او، به گونه‌ای که در ویدیوهای منتشر شده آشکار است، لیستی ارائه شود اما ابهامات موجود باعث شده است که برداشت‌هایی در میان گروهی از افراد و نیروها به وجود آمده و از احتمال غیر خودجوش بودن این حرکت فردی و سازماندهی شدن آن برای بهره‌برداری‌های ضد انقلابی دشمن علیه زنان و جنبش انقلابی توده‌های تحت ستم ایران، صحبت به میان آید.

واقعیت این است که با در نظر گرفتن حد و صحت و سقم اطلاعات موجود، قضاوت درباره‌ی “خودجوش” بودن حرکت یک “زن عاصی” از قوانین زن‌ستیزانه دیکتاتوری حاکم در دانشگاه و یا “پروژه” بودن آن، فاقد یک پاسخ واقعی و مسئولانه در این لحظه می‌باشد. بی شک آینده به طور قطع واقعیت چگونگی این رویداد را در مقابل همگان به نمایش خواهد گذارد. اما آن‌چه که از نقطه‌نظر منافع جنبش انقلابی مردم ایران علیه دشمنان‌شان دارای اهمیت می‌باشد، موج تبلیغات به غایت فریب‌کارانه و ارتجاعی‌ای ست که در ورای کارزار مربوط به این رویداد از سوی جبهه متحدی از امپریالیست‌ها، مرتجعین و سازشکاران رنگارنگ وطنی برای پمپاژ به افکار عمومی در جریان است. نقطه مشترک در میان این نیروها ستایش از لخت شدن زن نام‌برده و نام بردن از این حرکت به عنوان “سمبل” مقاومت علیه رژیم جمهوری اسلامی است.

در تبلیغات ریاکارانه، این طور جلوه داده می‌شود که گویا لخت شدن در ملاء عام منعکس‌کننده جوهر انقلاب مردم ماست. در این میان افراد و نیروهای اصلاح‌طلب و به اصطلاح مخالف حکومت و اکثرا پرو امپریالیست ضمن تقدیس عریان‌گرایی، از آن به عنوان شیوه رادیکال مبارزاتی یاد کرده و به طور مثال ادعا می‌کنند که با این شیوه، زنان “بدن‌های‌شان را نمادِ اعتراض و طغیان علیه زن‌ستیزی و استبداد کرده‌اند” (نرگس محمدی) و یا این که گویا بدن زن سلاح پرقدرتی علیه زن‌ستیزی جمهوری اسلامی می‌باشد. آنها از انقلاب ایران به مثابه انقلاب زنانه نام می‌برند و لخت شدن را شکلی از مبارزه مدنی که باید تکثیر شود جلوه می‌دهند تا به اصطلاح “انقلاب زن زندگی آزادی”، نامی که آنها به تبع از بنگاه‌های تبلیغات امپریالیستی به جنبش انقلابی مردم تحت ستم و گرسنه و تحت فشار دیکتاتوری جمهوری اسلامی داده‌اند، فراز جدیدی بیابد. به این ترتیب سیلی از این گونه ایده‌های انحرافی و فاقد پایه عینی در جامعه تحت سلطه ما در تقدیس برهنگی به عنوان یک شیوه مبارزاتی “فراز نوین” و “نماد پیکار” به راه افتاده است. در تبلیغات اینان جنبش مردم ما در سال ۱۴۰۱ با هزاران کشته و مجروح و معلول گویا حداکثر برای رفع “حجاب” و تحقق “آزادی پوشش” و یا نداشتن پوشش برپا شد. در حالی که در واقعیت امر در آن سال توده گرسنه و تحت فشارهای اجتماعی و سیاسی با هدف تغییر مناسبات به غایت استثمارگرانه و ارتجاعی موجود برای نان و کار و مسکن و آزادی آن جنبش عظیم را که هنوز هم لرزه بر اندام دشمنان و سرسپردگان به جمهوری اسلامی می‌اندازد، برپا کردند.

حقیقت را بخواهیم تبلیغات انحرافی آگاهانه‌ی رسانه‌های غربی در مورد رویداد دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، همچنین جان تازه‌ای به اپوزیسیون اصلاح‌طلب و ضد مردمی و در امتداد آنها به برخی نیروهای سازشکار و فرصت‌طلب داده تا با نشخوار کردن همین ایده‌ها به وظیفه دائمی خود در تندپیچ‌های اجتماعی یعنی خاک پاشیدن به چشم کارگران و زحمتکشان و دختران و پسران جوان مبارز و رادیکال دست بزنند. اکنون غیر قابل انکار است که حرکت لخت شدن در داشگاه به هر دلیلی که بوده باشد به دستاویز بزرگی برای افکار‌سازی توسط دستگاه‌های تبلیغاتی غرب تبدیل شده است. این دستگاه‌ها همان‌هایی هستند که در اوج جنبش‌های توده‌ای چند سال اخیر در هر بحرانی با خِست تمام مشغول سانسور اعمال انقلابی و شعارهای رادیکال دختران و زنان و مردان مبارز ما بودند. اکنون نیز کوشش دارند که خواست‌ها و مطالبات اکثریت عظیم زنان و مردان زحمتکش در جنبش انقلابی را نه تحقق “نان، کار، مسکن و آزادی” بلکه حداکثر رفع محدودیت‌های غیر انسانی و ضد‌ خلقی نظیر حجاب اجباری جا بزنند.
تبلیغات انحرافی حول موضوع اخیر در شرایطی به راه افتاده است که روزی نیست که فریاد ستم‌دیدگان جامعه از کارگران تحت شدیدترین ظلم و ستم‌ها گرفته تا پرستاران زحمتکش و تحت شدیدترین فشارهای کاری تا بازنشستگان تا دانشجویان معترض به امنیتی کردن فضای دانشگاه، تفکیک جنسیتی، سیاست‌زدایی از دانشگاه و معترض به کیفیت نازل غذا و غیره شنیده نشود. این اعتراضات علیه رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی، امروز سراسر کشور را فرا گرفته است. فریادهای کارگران و زحمتکشان در شعارهایی نظیر “زیر بار تورم، شکسته پشت مردم، روسری را رها کن، تورم را مهار کن، حقوق عادلانه حق مسلم ماست، تورم اسف‌بار، حاکم شده تو بازار، سفره بی نان ما، چه می‌خواهید از جان ما، وعده وعید کافیه، سفره ما خالیه و …” فضای جامعه را پر کرده است. اما نه این مبارزات و نه حتی به قتل رسیدن وحشیانه کارگران معدن طبس هرگز در آنتن این رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد. در واقع در شرایطی که صدای خرد شدن استخوان‌های میلیون‌ها تن از زنان و مردان کارگر و زحمتکش در زیر چرخ استثمار و سرکوب نظام سرمایه‌داری وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی به گوش می‌رسد، آنها لخت شدن را وسیله‌ای جهت مبارزه با جمهوری اسلامی به نفع زنان جا می‌زنند که درست به منظور انحراف توجه‌ها از شرایط دهشتناکی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی برای اکثریت مردم جامعه ایران به وجود آورده است. فراتر و رسوا تر آن‌که برخی نیروهای اپورتونیست و فرصت‌طلب و سازشکار در این مورد نیز خود را به ارابه تبلیغات امپریالیست‌ها و مرتجعین در تقدیس عریان‌گرایی به مثابه شیوه مبارزاتی وصل کرده و در حال برگزاری کمپین‌های لخت شدن در برخی شهرهای اروپایی هستند.

تبلیغ برای برهنه شدن، به خصوص مورد توجه اکثرا زنان طبقه بالا و ثروتمند قرار دارد که هیچ درکی از درد و رنج و مرگ تدریجی زنان و مردان کارگر و زحمتکشی که در این نظام استثمارگرانه، گرسنه و بی‌سرپناه و بیکار در زیر خط فقر جان می‌دهند، ندارند. بدون شک هر انسان مسئولی می‌تواند متصور شود که اگر زنانی در ایران به لاطائلات روشنفکران مدافع این شیوه احیانا گوش داده و با حضور جمعی در خیابان‌های ایران بدن لخت خود را ابزاری جهت به اصطلاح مبارزه با جمهوری اسلامی قرار دهند، رژیم حاکم چگونه این امر را به دستاویزی برای ایزوله کردن مبارزات توده‌های ستم‌دیده قرار خواهد داد. واقعیت این است که در چارچوب دیکتاتوری عریان حاکم بر کشور ما، زنان رزمنده و مبارز ایران از طریق لخت شدن در خیابان‌ها نمی‌توانند بساط حتی حجاب اجباری را در چارچوب این رژیم برکنند.
حرکت زن دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، به هر صورتی که اتفاق افتاده باشد _چه خودجوش و از سر استیصال و به مثایه یک عصیان در جامعه زن‌ستیز ایران که اولین نمونه نیز نمی‌باشد، و چه به عنوان یک حرکت سازمان‌یافته توسط دشمنان مردم ما_ نه نماد و فراز نوینی را در مبارزه حق‌خواهانه مردم ما علیه امپریالیست‌های غارتگر و رژیم جمهوری اسلامی به نمایش می‌گذارد و نه نشانه “زنانه” بودن انقلاب اجتماعی پیشاروی کارگران و زحمتکشان ماست. این حرکت به هیچ وجه یک راه نوین نجات‌بخش از بن بست مبارزاتی کنونی را عرضه نمی‌کند. تبلیغات انحرافی مربوط به این رویداد نیز تنها تلاشی از روی استیصال از سوی دشمنان مردم ما برای به حاشیه راندن شیوه‌های مبارزاتی رادیکال و واقعا مؤثر مردمی است که توده‌های جان به لب رسیده ایران تا کنون در اعمال فداکارانه و شجاعانه خود نشان داده و کارآیی آن شیوه‌ها را در مقابله با دشمن به ثبوت رسانده‌اند.

مسلم است که یک نیروی مردمی و انقلابی از هر گونه اعتراض اصیل توده‌ها به دیکتاتوری عریان و نظام حاکم هر چقدر کوچک دفاع می‌کند. اما ضمن درک خشم زنان تحت ستم ایران که گاه با نمایش بدن لخت خود دست به یک عصیان کور می‌زنند، استفاده ابزاری از بدن زن برای ظاهرا مبارزه با آزادی پوشش به گونه‌ای که تبلیغات انحرافی رسانه‌های غرب و نیروهای سازشکار با کوته‌بینی و توهم به آن دامن می‌زنند، محکوم است. از این رو نیروهای مردمی و انقلابی در مقابل جایگزین کردن جنبش برهنگی به جای مبارزه رهایی‌بخش و انقلابی زنان ما با رژیم جمهوری اسلامی با تمام قوا می‌ایستند.

کارگران و زحمتکشان، زنان و جوانان، خلق‌های محروم و سایر توده‌های تحت ستم ما در جریان ۴۵ سال مبارزات خونین و بی‌امان خود با جمهوری اسلامی دریافته‌اند که رهایی از چنگال این رژیم و سلطه امپریالیست‌های غارتگر حامی آن از کانال یک مبارزه مسالمت‌آمیز و مدنی و در این بحث با عریان‌گری امکان‌پذیر نیست. دیکتاتوری حاکم با تشکل و سازمان‌یابی توده‌ها و مسلح کردن آنان برای نابود کردن ستون فقرات این رژیم یعنی ماشین سرکوب آن در جریان یک جنگ توده‌ای طولانی از بین خواهد رفت.

مرگ بر رژیم دیکتاتور و زن‌ستیز جمهوری اسلامی!
درود بر زنان و مردانی که دوشادوشِ هم علیه هرگونه ظلم و ستم مبارزه می‌کنند.
زنده باد انقلاب ستم‌دیدگان ایران برای رسیدن به نان، کار، مسکن و آزادی!

چریکهای فدائی خلق ایران
۱۶ آبان ۱۴۰۳ برابر با ۶ نوامبر ۲۰۲۴

اعلیحضرت رضاشاه دوم «آماده رهبری دوران گذار» – دیداری

by علی ناظر | نوامبر 14, 2024 7:52 ب.ظ

 

سایت بحران: پس از سخنرانی نتانیاهو برای مردم ایران، نوبت رضاشاه دوم شده که خطاب به ملت شریف ایران پیام بدهد و خود را «رهبر» خطاب کند. دور نخواهد بود که ترامپ و مارکو روبیو هم پیام بدهند.
رضا پهلوی (ببخشید اعلیحضرت رضاشاه دوم) گویی متوجه نیست که ملت شریف ایران طی 45 سال گذشته رهبر زیاد دیده و از هیچکدام سودی نبرده اند. جهت اطلاع حضرت ملوکانه، «رهبر» آنکسی است که در کف خیابان، همراه ستمدیدگان، سلاح به دست، خروشان، آزادی ستان است. تک تک جوانان غیور ایران که از دوران ستم شاهی تاکنون بر تیر و چوبه اعدام بوسه زده و یا همچون امیرپرویز پویان با سرب داغ راه گشا بوده اند، «رهبر» ملت ستمدیده ایران هستند، و نه موج سوار و وارث ثروت به غارت رفته که تا دیروز می خواست برای خمینی خلبانی کند و از اصلاح طلبان حمایت می کرد و حال به ناگاه، پس از دیدار با نتانیاهو آنقدر شیر شده که ادعای «رهبر»ی به سرش زده است.

رضا پهلوی برای رهبری دوران گذار از جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کرد

سه ساعت پیش – منبع:یورونیوز

رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران روز پنجشنبه ۱۴ نوامبر با انتشار ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی تحولات جهانی و منطقه‌ای کنونی را «فرصت تازه‌ای را برای بازپس‌گیری و نجات ایران» خواند و گفت: «امروز، جمهوری اسلامی از هر زمان دیگری ضعیف‌تر، و در مواجهه با بحران‌ها، درمانده‌تر است. در این میان، بزرگ‌ترین نقطهٔ ضعف این رژیم، نداشتن مشروعیت و مقبولیت مردمی است.»

پهلوی خطاب به مردم ایران افزود: « مشکلات روزافزونی که شما با آن مواجه هستید، ناشی از بی‌کفایتی و فسادی‌ست که با تار و پود این رژیم، گره خورده است. جمهوری اسلامی، اساسا، اراده و توان ادارهٔ کشور و تامین ابتدایی‌ترین نیازهای مردم را ندارد.»

فرزند آخرین شاه ایران گفت: « اما اکنون، در این دورهٔ حساس، در این فرصت نو، دو راه پیش روی ماست: یا نظاره‌گر و منتظر باشیم تا شاید دیگران، تغییرات دلخواه خود را برای ما رقم بزنند؛ یا اینکه با عزم و ارادهٔ ملی، خود، موتور محرک تغییر باشیم؛ و خواست ملتِ ایران را در میهن‌مان، و در اتاق‌های فکر و دالان‌های قدرت در سراسر جهان، به کرسی بنشانیم. انتخاب من، بدون تردید، گزینه دوم است.»

رضا پهلوی افزود: «من بنا به خواست شما، آمادگی خود را برای هدایت این تغییر، و رهبری دوران گذار اعلام کرده‌ام. توان من ناشی از قدرت شماست. نیرویی را که از تداوم مبارزه و اعتراضات حق‌طلبانه‌تان می‌گیرم، در مسیر استقرار دولتی ملی، و جلب حمایت حداکثری جهانی برای تحقق آن، به کار می‌بندم.»

نمایشگر ویدیو

بیعت کنندگان با ترامپ در اپوزیسیون راست پروغربی

by رحمان حسین زاده | نوامبر 15, 2024 10:43 ق.ظ

 

در یک نگاه –

رضا پهلوی به نمایندگنی از سلطنت طلبان و مشروطه خواهان زودتر از بقیه جریانات راست پروغربی با ترامپ بیعت کرد. برای کسی که خود را در رأس اپوزیسیون راست میداند، به عنوان نفر اول پیام تبریک ارسال کردن به بارگاه ترامپ “نجات دهنده شان” قابل انتظار بود.او امیدوار است ترامپ راسیست ” تاریخ ساز شود و با کمک به پایان دادن تهدید جمهوری اسلامی میراثی از صلح پایدار به جای بگذارد”.

در جبهه ناسیونالیستها و فدرالیستهای  کردستان نیز، عبدالله مهتدی شکست خورده از نمایش رسوای “ائتلاف جرج تاون” مثل اینکه از آن تجربه ناکام درس نگرفته و دوباره و به روال همیشگی اش ذوق زده ، جلوتر از بقیه فدرالیستها، پریده وسط میدان و ضمن بیعت خالصانه با ترامپ امیدوار است  “روابط دوستانه دولت ایالات متحده و جامعه کرد در ایران تقویت شود و مشتاقانه منتظر حمایت ترامپ از آرمانهای مردم ایران برای آزادی و صلح و ثبات است”

از نظر مردم حق طلب و آزادیخواه ایران و کردستان، از منظر توده وسیع مردمی که در یکسال گذشته حمایت بی اما و اگر دولت آمریکا را از نسل کشی و قتل عام جمعی هزاران انسان را در غزه و لبنان توسط فاشیسم حاکم در اسرائیل دیده اند، از نگاه مردم آگاه که فاجعه و مصائب و سناریوهای سیاه حاصل دخالتهای دولت آمریکا را در عراق و افغانستان و لیبی و ….دیده اند، لبیک گفتن های امثال رضا پهلوی و مهتدی و امیدواریهای کاذب کل طیف راست پروغربی به ترامپ، موجب نفرت و انزجار از این سیاستهای بشدت ارتجاعی و پیشقراولانش خواهد شد. ما این لبیک گفتن های صف ارتجاع را ثبت میکنیم تا روزی پاسخگوی همراهی شان با راسیسم عروج کرده در آمریکا و جهان باشند. به علاوه در همین رابطه حزب کمونیست کارگری – حکمتیست در بخشی از اعلامیه  خود تحت عنوان “انتخاب ترامپ و تحرک ارتجاعی اپوزیسیون راست ” به درست تأکید کردیم:

“روند آتی اوضاع سياسى در ایران درس جديد و ناکامی مجددی را به اپوزیسیون راست در تعقیب اهداف ارتجاعی شان خواهد داد. کشمکش قدرتهای جهانی، تحولات پیچیده خاورمیانه، تداوم سیر نزولی موقعیت دولت آمریکای مورد اتکای آنها و شکستهای تاکنونی اش در خاورمیانه، آگاهی و هوشیاری موجود در جامعه ایران و در سطح اپوزیسیون رادیکال و کمونیست در قبال سناریوی دخالتگری امپریالیستی، موانع جدی چنان طرحهای ارتجاعی برای آینده ایران است. برخلاف تبليغات رياکارانه اين جريانات، ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا با وجود احتمال در پیش گرفتن سیاست سختگیرانه تر، نه قصد “تغییر رژیم” بلکه “رام کردن و معامله” با جمهوری اسلامی را دارند. بعلاوه فضای سیاسی زنده جامعه ایران، وجود جنبشهای اجتماعی رادیکال و پتانسیل گسترش ابراز وجود طبقه کارگر و قطب چپ و کمونیست جامعه مانع مهمی در مقابل متحقق کردن چنان طرحهای ارتجاعی از بالای سر مردم خواهد بود. روند رشد حرکت اعتراضى کارگران و مردم، تناقضات و تنشهاى درونى رژيم اسلامى، صف بندی و تحرک جنبشهای سیاسی حاضر در جامعه، معادلات سياسى کنونى را تغییر خواهد داد. در چنین روندی افشاء و ایزوله کردن طرحهای ارتجاعی اپوزيسيون راست به طور جدی و ناگزیر در دستور کار مستقیم تر مبارزات صف آزادیخواه و قطب چپ جامعه قرار خواهد گرفت.”

***

نوامبر ٢٠٢٤

فن محک زدن

by علی ناظر | نوامبر 21, 2024 7:39 ب.ظ

 

برای اینکه بتوانیم خود، اطرافیان و یا دیگری را بشناسیم، به چند ابزار احتیاج داریم:

  • شناسنامه – تاریخچه بودن ها و شدنها، از چه به چه تکامل یافته و یا دگردیسی داشته، از کجا آمده و به کجا دارد می رود، و بالاخره در این مسیر چند نفر را به خود نزدیک و یا از خود دور کرده، زیر پا له کرده، و از کشته ها پشته ساخته تا به اینجائی که هست، رسیده است.
  • اصول – مهم نیست اصولش چیست، مهم اینست که تا به چه اندازه به آن اصول پایبند بوده و برای حفظ آن اصول تا کجا و به چه اندازه انعظاف نشان داده، و چون به تقابل با تضادها رسیده، چگونه آنها را اصلی و فرعی کرده و روند تغییر تضاد اصلی به فرعی و یا بالعکس تا به چه اندازه منبعث از فشارها، کنش و واکنش ها، و بالاخره، برای حفظ اصول، از بودن و ماندن و نقل مجلس شدن گذشته است.
  • اطرافیان – نحوه گزینش و یا دوری جستن از دیگران مبتنی بر شناختش از واقعیات حاکم بر روابط، و یا تکیه بر ویژگیهای انسانگونه و شکل دهنده تضاد بین انسان و حیوان بوده است.

آنچه امروز، پس از اعلام حکم دادگاه لاهه، و تأکید بر نسل کشی، کودک کشی، گرسنه کشی، و جنایت در میدان جنگ تحت فرماندهی و ولایت نتانیاهو، مرا ساعت ها و تا به همین لحظه در بهت و حیرت، انگشت به دهان نگه داشته، کمبود ژورنالیست که بدون هراس، سانسور، چینش گزینه ای اخبار، و استتار خبر در میان انبوهی اخبار دیگر، است.

از ژورنالیست های حرفه ای بی بی سی،  سی ان ان، ….. تا رسانه های بسیار نزدیک به سرنگونی طلبان، وظیفه ژورنالیستی که به عهده گرفته اند را به گور سپرده اند تا چهره کریه و جنایات پیشه نتانیاهو از انظار خوانندگانشان دور نگاه داشته شود.

چه احمقانه!

در قرن بیست ویکم که قبل از پخش خبر، خبر پخش شده است، در زمانی که 13 ماه است که جنایت در غزه و لبنان رخ می دهد و همه ژورنالیست ها و صاحبان رسانه با هم در تلاشند تا حتی یک عکس از جان دادن کودک گرسنه غزه ای پخش نشود، بی آنکه متوجه باشند هر چشم انسان دوستی بدون آنکه ببیند، آنرا دیده و بوی تعفن اجساد کودکان زیر آوار به مشامش خورده است. چه چیزی را می خواهی مخفی کنی؟

مهم نیست چقدر بنویسم و عربده بکشم…

این ژورنالیست نماها… شریک جرم در جنایت، بازهم سکوت می کنند. اذهان خوانندگان خود را بزدلانه به اخبار دست چندم منعطف می کنند تا کسی نپرسد، چرا خبر حکم دادگاه لاهه با تفسیر و تحلیل در رسانه «تو» دیده نمی شود؟

واقعیت حکم لاهه ساده است.

هرکس، به هر اندازه ای از نتانیاهو حمایت کرده، و کشتار روزمره این جانی را کمرنگ گزارش کرده، به اندازه نتانیاهو مقصر است. آمریکا و انگلیس و فرانسه که دائما به اسرائیل سلاح گسیل می دارند، به همان اندازه در این کشتار شریک هستند، که ترکیه و امارات و اردن و مصر، و جمهوری اسلامی که شعارهای حمایت از فلسطین گوش را کر می کند، اما در پشت پرده، و به کمک لاریجانی و امیرقطر و …. آدم فروشی می کند، و تلاش دارد تا حزب الله و حماس را متقاعد کند تا به یک سازش متعادل با اسرائیل برسند تا شاید گزندی به عبا و عمامه نرسد.

بیهوده صفحه سیاه می کنم.

ژورنالیست و سردبیر های رسانه ها که قرار است آگاهی رسان باشند، خودفروخته شده اند و جنایت پیشگی در رگ و پی سیاستمداران رخنه کرده و دور نخواهد بود که در آینده ای نزدیک بهای گرانتری بر مردم ستمدیده ایران و غرب آسیا تحمیل شود.

برای محک زدن، فن و تئوری لازم نیست. ژورنالیست و سیاستمدار متعهد به اصول اگر باشد، کمیاب است. اما اگر خواستیم محک بزنیم به اطرافیانش نگاه کنیم، و ببینیم چه بوده و چه شده، و دارد به کجا می رود.

یک گام تا ویرانی – تعامل یا تقابل

by علی ناظر | نوامبر 22, 2024 7:27 ب.ظ

 

در گاهنامه بازپیدائی فاشیسم (انگلیسی – ژوئیه 2024) نوشته بودم که جمهوری اسلامی در حال تغییر دکترین خود از عمق استراتژیک به دفاع بازدارنده هسته ای است، و آنچه اسرائیل طی این مدت در غزه و لبنان انجام داده و ج.ا. آنرا تا حد امکان نادیده می گیرد یکی از تبعات این تغییر دکترین است.

طی 24 ساعت گذشته سه اتفاق قابل تأمل رخ داده که می تواند عملیاتی شدن راهبرد مورد نظر جمهوری اسلامی را تسریع کند.

  • حکم دادگاه لاهه که نتانیاهو را رسما جانی شناخته است. طبیعتا آنهائی که در این مسیر به او یاری رسانده اند به همان نسبت در امر جنایت مشارکت داشته اند.
  • محکومیت ج.ا. ب ای 71مین بار، بخاطر نقض دائم حقوق بشر.
  • محکومیت ج.ا. در اجلاس شورای حکام، بخاطر نادیده گرفتن تعهداتش در برجام.

جمهوری اسلامی آنقدر که دیگران فکر می کنند اهمیتی به «تصویب هفتاد و یکمین قطعنامه محکومیت رژیم آخوندی به‌خاطر نقض وخیم حقوق بشر» نمی دهد. همچنان که دز 46 سال گذشته آدم کشته و شکنجه کرده و خلقی ستمدیده که از چاله ستمشاهی بیرون آمده بود را به چاه ظلمات انداخته، ولی باز هم به همان روند ادامه خواهد داد.

اما، نمی تواند در قبال پیام شورای حکام ساکت نشسته و بی توجه از کنار آن بگذرد. باید تعداد سانتریفیوژها را افزایش دهد، باید مقدار ذخیره و درصد غنی سازی را تا حد قبال توجهی بالا ببرد تا جناح هار و حامیان تولید تسلیحات اتمی آرام بگیرند. بعید نیست که تا پایان دسامبر امسال به اندازه کافی ژتون برای تعامل در دست داشته باشند که در مذاکره با دولت فاشیستی ترامپ هزینه کنند.

این یکطرف قضیه است.

از سوی دیگر نتانیاهو که مثل سگ زخمی در حال گاز گرفتن دم خود است، و آبروی اسرائیل بیشتر از این نمی توانست به چالش کشیده شود، ممکن است به پیشنهاد اخیر لیندسی گراهام (از حامیان مجاهدین خلق ایران) گوش کرده و تأسیسات اتمی ایران را مورد تهاجم نظامی قرار دهد.

این حرکت که آرزوی ج.ا. است، همانطور که خمینی می گفت به جنگی منتهی می شود که «موهبت الهی است»، و به جانشین خامنه ای آتو می دهد تا بمب اتمی خود را تولید کرده و جهان را به بازنگری وادارد.

اما چنین خواهد شد، و جهان سلطه در رفتار بازنگری خواهد کرد؟

به نظرمن خیر! جهان سلطه گر  به دنبال تشدید بحران در پیرامون روسیه و چین است. به تهدیدات اتمی پوتین توجه نکرد و به اوکراین چراغ سبز نشان داد تا از تسلیحات ممنوعه استفاده کند و بلوف پوتین را به چالش بکشاند، و مشاهده کردیم که پوتین چگونه عکس العمل نشان داد، تا به آن درجه که آلمان و کشورهای اسکاندیناوی در حال طراحی راهبردهای پدافندی غیر عامل در صورت بروز جنگ جهانی سوم هستند. ساده اینکه، جهان به سوی درگیری همه جانبه در حال حرکتی شتابزده است. با توجه به این نکته، نه اسرائیل و نه حامیان اسرائیل از حمله نظامی به ایران نه تنها واهمه نخواهند داشت، بلکه آنرا تنها راه برای پیشگیری از توسعه طلبی چین (کریدورها)، روسیه (توسعه طلبی ناتو و پاتک روسیه از غرب و جنوب کشور) می دانند.

با توجه به آنچه که آمد، ج.ا. باید یکی از دو طرح موجود را بپذیرد.
1- عقب نشینی مفتضحانه که باعث ریزش خودیها شده و عاقبت به خوردن جام زهر منجر می شود.

2- ورود به جنگی فرسایشی در نبود بازوهای حماس و حزب الله.

بنا به شواهد، ج.ا. خود را برای طرح دوم آماده می کند، که اولین نمونه آن عملیات علیه «نیروهای تروریستی» در جنوب شرقی ایران است.

و… این آنچیزیست که اسرائیل برایش دعا می کرده، تا ترامپ را در مقابل انتخابی جنگ افروزانه قرار دهد. در این طرح، نه تنها نتانیاهو چیزی برای از دست دادن ندارد، بلکه در درازمدت آبروی رفته را بازتولید کرده و حکم دادگاه لاهه از اذهان زدوده خواهد شد.

در صورت وقوع این سناریوی سیاه و ویرانگر، اپوزیسیون با این سوال کیفی روبرو می شود که تولید سلاح هسته ای در راستای منافع ملی است یا نه.

برای پرداختن به این سوال پیچیده می بایست دو واژه هم نام را از هم تفکیک کرد. «منافع ملی» و «منافع مردم». نگاه منافع ملی درازمدت و خارج از بود یا نبود ج.ا. و نظام جمهوری یا سلطنتی و یا…. قرار دارد؛ حال آنکه منافع مردم به معیشت و مشکلات روزمره ای که مردم با آن درگیر هستند و طبعتا «اخلاق» می بایست مورد توجه قرار گرفته شود، می پردازد.

شاید مثالی حزن آلود این تفاوت را روشن کند. استفاده بمب اتم در ژاپن ربطی به منافع مردم نداشت، بلکه منافع ملی آمریکا در نظر گرفته شده بود. در عین حال، تعداد کلاهک های هسته ای که متعلق به روسیه است از تعداد کلاهک های هسته ای بریتانیا و فرانسه بیشتر است، اما روسیه سالهاست که درگیر جنگی فرسایشی است، حال آنکه اروپا به رتق و فتق مشکلات اقتصادی پسا 2008 و 2016 و پسا کرونا با آن درگیر است، می پردازد. منافع ملی اروپا، در حمایت از اوکراین و آتش افروزی در مرزهای روسیه است، حال آنکه منافع مردم وقتیکه خط فقر در اروپا خانواده ها را روزانه به خود مشغول داشته، در ادامه جنگ افروزی نیست.
و بالاخره، اگر ج.ا. به منافع مردم توجه می داشت، و کار، نان و مسکن برای مردم مهیا می کرد، بدون شک درصد اعتراضات مردمی کاهش می یافت، و خروج روزانه مردم از کشور به این حد نجومی نمی رسید که امروز است. از سوی دیگر، اگر جمهوری اسلامی در تمامیتش سرنگون شود، شاید تا مدتها منافع مردم لحاظ نشود، اما و بدون شک، احتمال وقوع جنگی ویرانگر خلق ستمدیده را آزار نمی دهد، و بطور حتم منافع ملی ایران تأمین می شود.

در همین چارچوب برخی بر این نکته مصر هستند که «به کار انداختن بند ماشه در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ملل متحد و فعال کردن قطعنامه‌های ششگانه شورای امنیت درباره پروژه‌های اتمی رژیم ایران» می تواند ج.ا. را از دستیابی به تسلیحات هسته ای بازدارد.

در اینجا می بایست یک نکته مورد توجه قرار بگیرد.

با توجه به شرایط امروز (توافق راهبردی چین و روسیه با ج.ا.)، و از آنجائیکه آمریکا از برجام خارج شده، به کارانداختن بند ماشه عملا و حقوقا نمی تواند عملیاتی شود، چرا که آمریکا از برجام خارج شده، و بسیاری از موارد «واقعی» امروز از جمله توسعه سانتریفیوژها…. برجام را عملا از وجاهت انداخته است. در نتیجه اصرار بر ورود به «فعال کردن بند ماشه» اتلاف وقت و در راستای منافع جمهوری اسلامی است.
دیگر اینکه، از عمر برجام «بند ماشه» تنها 11 ماه مانده است. برای اینکه بند ماشه بتواند عملیاتی شود، آمریکا باید جام زهر نوشیده و دوباره به برجام بازگردد، و پس از بازگشت رسمی به برجام، می شود علیه تخلفات ج.ا. به شورای امنیت شکایت کرد. پس از رأی گیری، و اگر اکثریت به نفع جناح معترض باشد، می توان بند ماشه را فعال کرد. عملا این روند امکان پذیر نخواهد بود، و پس از مهر 2025 «چیزی» بنام برجام و بند ماشه وجود نخواهد داشت.

بیهوده نیست که دیپلمات ها و مسوولین ج.ا. در دولت وفاق ملی مصر هستند که چیزی بنام برجام وجود ندارد و می بایست وارد توافقات و تعامل جدیدی شد.

ج.ا. به این واقعیت پی برده که می شود با جهان سلطه تعامل کرد. نقطه ضعف ج.ا. مردم و اعتراضات تهاجمی و روزافزون مردمی است. بجای پرداختن به ایده های نخنمای «بند ماشه»، می بایست تمام توان را بر ساماندهی اعتراضات مردمی متمرکز کرد، تا سناریوی تعامل ج.ا. با ترامپ فاشیست به تقابل ج.ا. با مردم تغییر ماهیت دهد.

اعدام باید گردد

by علی ناظر | نوامبر 25, 2024 9:09 ق.ظ

 

چند ساعت پیش خامنه ای در نشستی بمناسبت هفته بسیج، طینت واقعی خود را باری دیگر نشان داده و گفته که حکم دادگاه لاهه کافی نیست، حکم اعدام جزای نتانیاهو است.

در این واقعیت که نتانیاهو و دولت فاشیستی مذهبی او هزاران کودک و هزاران زن را در غزه کشته اند، صدها هزار کودک و زن را با قحطی و خطر مرگ زودرس روبرو کرده، غزه و بخشی از لبنان را با خاک یکسان کرده، از رسیدن دارو و درمان به مجروحین جنگی جلوگیری کرده، و… شکی نیست، و حتما سران و سربازانی که دانسته و خودآگاه دست به این جنایات زده اند می بایست در دادگاهی بین المللی محاکمه شده و زندانهای طولانی برای آنها از قاضی درخواست شود.

به همان نسبت، خامنه ای که از زمان شورش بی نتیجه بهمن 1357 از تمام جنایات جمهوری اسلامی آگاه و از آمرین بوده و در بسیاری از طرح های سرکوب شراکت مستقیم داشته، در کشتار تابستان 1367 رئیس دولت جمهوری اسلامی بوده، پس از آن و با وجود آگاهی از اعمال شکنجه در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی نه تنها قدمی مثبت برای تغییر این روش حیوانی برنداشت بلکه در بسیاری از سخنرانی ها طی 46 سال حکومت فاشیستی مذهبی اسلامی از آن حمایت کرده است، هم باید به همراه تمامی سران نظام، حوزه علمیه، سپاه، بسیج، و عاملین اجرائی این جنایات، در دادگاه بین المللی محاکمه و به زندان های طولانی محکوم شوند.

 

اما…. صدور حکم اعدام، حتی برای این حیوانات درنده خو، که کاری بجز جنایت علیه بشریت نداشته اند، غیرقابل قبول است. واژه اعدام، قصاص، عمل به مثل، بغی، مفاسد فی الارض، جرم سیاسی و… می بایست از فرهنگ غنی فارسی زدوده شود و با واژه های مرتبط با حقوق بشر جایگزین شده، و صدور حکم اعدام به هر دلیلی تقبیح، محکوم و به آن در قانون اساسی در یک بند غیرقابل تغییر و توجیه اشاره مبسوط شود. «نه به اعدام» نباید فقط شامل یاران سرنگونی طلب شود، بلکه هرمجرمی (حتی خامنه ای و نتانیاهو) نباید به این جزای وحشیانه محکوم شود.

لب و چشم و دل

by علی ناظر | نوامبر 27, 2024 10:40 ب.ظ

 

جنایتکاران به این نتیجه رسیده اند که فعلا آدمکشی در لبنان بس است، تا چند روز و ماه و سال دیگر، دوباره آغازبه کشتار کنند. آوراگان لبنانی که برای گریز از آتش ارتش صهیون به مناطقی دورتر کوچ کرده بودند به محل اسکان خود باز می گردند.
آنها که زودتر به محله ویران شده خود رسیده اند، به ساختمانهای ویران شده، خیابان های تکه و پاره شده، و شهرک غمزده، با لبخندی بر لب و اشکی در چشم و نفرتی در دل به اطراف می نگرند.

چه ساده انگارند آدمشکان که به غلط می اندیشند با قتل و کشتار، و با بمب های فسفری و گلوله های آغشته به اورانیوم می توان باور به آرمان را از دلها و اذهان بزدایند.

قرار نتانیاهو بر این بود که حزب الله را با پیجرها و بمبهای سنگرشکن و توپ و تانک بی سر و بی بدنه کرده و همگی را یا بکشد و یا خلع سلاح کند. اینچنین نشد.

گویی نتانیاهو از نیم قرن تاریخ اخیر ایران درس نیاموخته بود. ندید که اعدام ها در دوران ستمشاهی، و سپس کشتارهای وحشیانه در گنبد و مهاباد و آمل و تهران نتوانست خلق ستمدیده را به زانو درآورد. ندید که همتای فاشیستش هزاران را طی چند هفته در تابستان 1367 قتلعام کرد، اما گوئی خون های ریخته شده بذرهای ماندگاری هستند که نسل بعد از نسل از خود ردپا گذاشته و راه را به سوی پیروزی سرخ فام می کنند.

مهم نیست که من شخصا در باره مواضع سیاسی و وابستگی حزب الله و حماس به ج.ا.چه می اندیشم. می توان آنها را بازوان اختاپوسی ارزیابی کرد که در راستای اهداف درازمدت رژیم جهل و جنایت، در راستای گسترش امپراتوری اسلامی حرکت می کند. در عین حال می شود آنها را مدافعین مردم خود دانست، که از تقابل دو نظام فاشیستی استفاده بهینه می کنند.

مهم، این واقعیت است که دشمن آنها، و دشمن مبارزان سرنگونی طلب در ایران، از یک جنسند. هردو فاشیست-مذهبی، هر دو جنایتکار، هردو آماده به جنایت علیه بشریت برای ماندگاری، و هر دو در این اشتباه که کشتارهای جمعی میتواند تدام بخش حیات آنها باشد.

اگر نمیشد بهتر نبود؟ بخش نخست

by علی ناظر | نوامبر 29, 2024 11:45 ب.ظ

 

کاربر محترمی طی یک ایمیل مبسوط، پس از بیان نظراتشان، چند سوال مهم پیش کشیده اند و نوشته اخیرم را به نقد کشیده اند. با کمی نقل به مضمون به گوشه هایی از آن می پردازم.

اگر حماس حمله نمی کرد آیا این جنایات رخ می داد؟

بستگی دارد به این نکته از چه زاویه ای نگاه کنیم. اسرائیل از بدو شکلگیری به عنوان یک کشور، در حال گسترش سرزمین هایی بوده است که به او هدیه داده بودند. اسرائیل امروز، اسرائیل یک دهه پیش، و اسرائیل یک دهه پیش اسرائیل دو دهه پیش نیست، و… اسرائیل 1967، فلسطین 1948 نیست، و اسرائیل 1948، فلسطین پیش از آن نیست. به همین نسبت جمعیت ساکن در خطه ای که رسما به نام اسرائیل شناخته می شود هم این جمعیت نبوده است. دائما با مهاجرین یهودی باورمند به خط صهیونیسم آمار افزایش یافته است. آنچه در این 75 سال رخ داده، نه متمدانه انجام شده و نه از طریق دیپلماسی و خواهش و تمنا. همیشه همراه با کشتار، زندان، کوچاندن دسته جمعی فلسطینیان از یک قطعه سرزمین مادری به نقطه ای دیگر.

برای پاسخ دقیق به این سوال پیچیده، نمیتوان آری و نه گفت و مبحث را زیر فرش قایم کرد. با اجازه سوال را با سوالی پاسخ می دهم. اگر آنچه رخ داد، رخ نمی داد، چه می شد؟ آیا کشور فلسطین حتی در ابعاد و گسترش کنونی، به رسمیت شناخته می شد؟ آیا فلسطین می توانست ارتش خود برای حفاظت از تمامیت ارضی فلسطین تشکیل بدهد؟ آیا روابط اسرائیل و فلسطین صلح طلبانه می شد؟ چرا اسرائیل حاضر به ورود به پیمان صلح ابراهیم با امارات و بحرین و سعودی و… می شود، اما فلسطین که محور مشکلات است را نادیده می گیرد؟

پیش از این نوشته ام که آنچه رخ داده و می دهد نه در راستای دفاع از امنیت اسرائیل است و نه بخاطر انتقام خون آنهائی که پس ازعملیات حماس کشته شده اند. ظاهرا، آنچه رخ می دهد بوی خون می دهد، اما اگر بیشتر فضا را استشمام کنیم، بوی نفت و گاز می دهد. بوی پول و دلار می دهد، بوی رسیدن منافع به اروپا می دهد، ولی برای استتار آن آنقدر خون ریخته اند که فقط بوی خون به مشام بخورد. اگر آنچه رخ داد، نمی داد، اسرائیل بازهم به دنبال نفت و گاز و رسیدن به سواحل غزه می بود.

متاسفانه، اکثر فعالین سیاسی می خواهند با عدم تصمیم گیری روز را به شب، و شب را به سحر برسانند. حال آنکه، بالاخره و در آخر خط، یک تصمیم استراتژیک باید گرفته شود. مقاومت و مبارزه، یا سازش و پراگماتیسم.

سالها پیش سازمان مجاهدین خلق ایران یک تصمیم استراتژیک گرفت. مهم نیست که آن تصمیم صحیح بود یا نه، مهم اینست که تصمیم به ورود به این وادی گرفت. کمی بی خردانه است اگر ادعا کنیم که نمی دانستند استراتژی اشتباه است. ورود به مبارزه مسلحانه علیه نظامی تا به دندان مسلح به آتشبار و به لحاظ ذهنی و عقیدتی مطیع و فرمانبر رهبر، نه بر مبنای عقلانیت بود و نه اینکه راندمان قابل ملاحظه می توانست داشته باشد. آنچه مجاهدین به درستی انجام دادند بجا گذاشتن یک ردپا بود.

اگر درست نقل قول کرده باشم امیرپرویز پویان چنین از خود جاپا می گذارد «تعرض کردن و تجربه از خود باقی گذاشتن و آنگاه از بين رفتن در صورتی که ژرف و تاريخی قضايا را بررسی کنيم وجود است، باقی ماندن است» و یا «در اينجا تجربه نوينی برای بازگردانيدن اعتماد به پيشاهنگ در توده‌ها الزامی بود.»

می شود بحث و مجادله کرد که آنچه مجاهدین خلق ایران و پیش از آنها مبارزین در گنبد و مهاباد، انجام داده اند  نتیجه ای بجز نیستی نداشته است. باری دیگر از پویان کمک می گیرم «درک ما از “بقا” از ديدگاه انجام تاريخی و جنبه استراتژيک آن‌است. برداشت ما از بقاء افراد و گروههای انقلابی از نظر تجربه‌ای است که برای مراحل بعدی جنبش می‌گذارند، نه صرفاً باقی ماندن خود اين افراد و گروهها. در حاليکه نقش فعال و ضروری خود را بازی نکردن و در نتيجه بر جامعه و جنبش بی‌تاثير ماندن، و در قبال اين موضع منفعل به بقاء صوری خود ادامه دادن از ديدگاه تاريخی “بقاء” نيست، بلکه در نهايت نابودی است.»

ساده می نویسم. اگر آنچه در 7 اکتبر 2023 رخ داد، رخ نمی داد، نتیجه چه می توانست باشد؟ یورش و تعرض هرچه بیشتر دشمن، تصرف بیشتر سرزمین اجدادی، احاطه ساکنین در مکانی محدود همچون زندانی به وسعت یک بیابان، و عاقبت از شهر و دیار کوچانده شدن، چنانکه در گذشته انجام می شد.

شاید سوال دقیقتر شما این می توانست باشد که آیا این خونریزی نتیجه مادی و کمّی برای فلسطینیان داشت، و اسرائیل در میدان جنگ شکست خورد؟ این سوال ساده ایست. نه! این جنگ به نفع اسرائیل تمام شد، از همان روز اول هم مشخص بود که چنین خواهد شد، و بنا به زدوبندهای پشت پرده قرار هم بر این بود که چنین بشود، و شد. ساده تر اینکه، اگر 7 اکتبر رخ نمی داد، بازهم اسرائیل و شهرک نشینان وابسته به صهیونیسم قریه بعد از قریه، ساکنین را از دم تیغ می گذراندند و همچون گذشته به سرزمین اسرائیل می افزودند. آنچه رخ داد یک نه به این روش بود. نه به تهاجم، اما با چنان طنینی که جهان را لرزاند. بسیاری از شهروندان جهان که از جنگ 75 ساله فلسطینیان و اشغالگران و حامیانش بی خبر بودند، باخبر شدند. بسیاری که در خواب خرگوشی به این امید که روزی اربابان بی مروت حق و حقوق فلسطینیان را به رسمیت می شناسند، از خواب بیدار شدند. پیامی که همه شنیدند ساده بود، «ببینید با ما چه می کنند، و آنرا در زرورقهای رنگین رسانه ای پیچانده و به شما عرضه میکنند. واقعیت در فلسطین اینست که امروز مشاهده می کنید. در یک سو، جهان زورگو و آدمکش، و در مقابل مردمی ستمدیده، بی سلاح که سقف خانه بر سرشان خراب می شود و آب بر آنها بسته می شود، و کودکان با آماجی از گلوله به خاک و خون کشانده می شوند. اینست داستان فلسطین از سالها و سالها پیش، از عثمانی ها، تا انگلیسی ها و اسرائیلی ها. داستان فرقی نکرده، فقط قاتل ها لباس عوض کرده اند».

برای پژواک چنین پیامی در سطح دنیا که تمامی رسانه ها اجیر زورگویان است، می بایست جنگ، به جنگی رودررو و عریان تبدیل می شد.

نتیجه در میدان شکست است. اما از سوی دیگر نتیجه پیروزی است. شکست چرا که از حماس چیزی نمانده و حزب الله تا حدودی تن به سازش آتش بس مورد نظر اسرائیل داده، اما اسرائیل دیگر نمی تواند خود را مادر دموکراسی در خاورمیانه بنامد. دیگر نمی تواند به همه بباوراند که ارتش صهیون ضربه پذیر نیست. دیگر نمی تواند فلسطینیان را تروریست بنامد و آنها را در دادگاه های رسانه ای محاکمه کند، چرا که خودشان در دادگاه لاهه محاکمه و مجرم شناخته شده اند. چهره واقعی عیان شد. چندی پیش نتانیاهو اعلام کرده بود که اگر ج.ا. مجهز به سلاح اتمی شود، همه گزینه ها (استفاده از بمب هسته ای) روی میز است و بکار گرفته می شود.

چاره و نحوه تقابل با این جنگ افروزی علیه بشریت چیست؟ سکوت؟ و یا تبادل پیام های دیپلماتیک که فقط با یک جمله روبرو می شود – «یا تعظیم کن یا کشته و نابود می شوی»؟

اشتباه برداشت نشود. صحبت از حمایت از حماس و حزب الله نیست، بلکه انتخاب سکنه فلسطین اشغالی برای مبارزه یا تسلیم است. و حال که غزه ویران شده و بخشی از بیروت و لبنان با خاک یکسان، صحبت از نفرتی است که بذر آنرا نتانیاهو در اذهان و دلها کاشت. اگر 10، 20، 30 سال دیگر 7 اکتبر دیگری رقم خورد، از خود نپرسیم چرا، مگر راه حل متمدانه دیگری در دست نبود؟ خانه های ویران امروز، کودکان گرسنه به صف کشیده برای لقمه ای نان در غزه را به یاد بسپاریم. این کودکان، روزی خواهند پرسید با کشورم چه رفته است؟ و در آن روز بغض ها می ترکند و صدای گلوله ها طنین افکن خواهند شد.

شاید فروغ جاویدان در میدان شکست خورد، اما ردپائی شد برای آزادی میهن. در آنروز سلحشوران در مداری دیگر، با تکیه بر رهنمود امیرپرویز پویان، تعریف واژه «بقا» را به فراموشکاران یادآوری کردند.

متن طولانی شد. به بقیه سوالات، و دیگر نکات ایراد شده بعدا می پردازم.

اسلامگرایان شورشی مردمی

by علی ناظر | نوامبر 30, 2024 11:49 ب.ظ

 

زمانی نه چندان دور، وقتی داعش یکشبه از یک سوی عراق سر درآورد و هلهله زن، تیغ به کف بخشی از عراق را تحت کنترل خود درآورد و «دولت اسلامی عراق و شام» را اعلام کرد، نمایندگان پارلمان انگلستان ساعتها بحث میکردند که اسم این گروه را چه بگذارند «داعش» که برخورنده است یا… امروز، پس از ورود تحریرالشام، و… به داخل سوریه و کنترل شهر پس از شهر، رسانه های غربی بین چند واژه دست و پا می زنند. بی بی سی آنها را «اسلامگرایان»، رادیو فردا و یورونیوز آنها را «شورشیان»، رویترز به آنها «گروه های مسلح اپوزیسیون» و مجاهدین خلق ایران تیتر می زند «قیام مردمی در حمص، درگیری در دمشق». یادمان نرود که وقتی داعش وارد موصل شد تیتر بود «قیام مردمی – عشایر».

خوشبختانه یا شوربختانه هیچکس این اسلامگرایان شورشی را تروریست نخوانده است، چرا؟ حتما چون «مردمی» هستند.

هشیار باشیم که دوباره در تله «طالبان» و «داعش» نیفتیم.

واقعیت؟ اسلامگرایان شورشی تحریرالشامی اجیرشدگان آنهائی هستند که بیش از 13 سال است می خواهند سوریه را بخشی از حوزه سیاسی- نظامی-اقتصادی ناتو کنند. واقعیت دیگر اینکه با گسیل سپاه قدس به سوریه برای دفاع از دولت بشار اسد، بخشی از توان نظامی ج.ا. در داخل کم شده، و در صورت حمله نظامی به ایران، سپاه قدس و ارتش جمهوری اسلامی در حال جنگ در چند جبهه خواهد بود. آیا این واقعیت ج.ا. را بیشتر به سوی تغییر استراتژی دفاعی و تسلیحات هسته ای سوق می دهد؟ به نظر من، بدون شک.

اگر نمیشد بهتر نبود؟ بخش دوم

by علی ناظر | دسامبر 2, 2024 11:33 ب.ظ

 

هموطن عزیز در ادامه تحلیل خود این سوال کلیدی را مطرح می کند که:

اگر انقلاب نمیشد، برای صلح و آرامش بهتر نیود؟

برای پاسخ به این سوال از هر طرف که بخواهیم ورود کنیم ناچار به اذعان این واقعیت هستیم که «آری، اگر شاه می ماند بطور حتم صلح و آرامش بیشتر می بود».

در عین حال، می خواهم برای پرداختن به سوال این هموطن، سوال هموزن و همجنسی را مطرح کنم.

اگر سر کوچه یک فرد لات و چاقو کشی ایستاده باشد و با گرفتن باج اجازه ندهد آرامش محل به هم بخوردد، تا کی و تحت چه شرایطی می شود و می بایست باج داد و آرامش را تضمین کرد؟

واقعیت اینست که آرامش در دوران پهلوی منوط به پذیرفتن رابطه ارباب و رعیتی بین حکمران (و البته ملت شریف ایران) و لات سرگردنه بگیر (آمریکا و استثمارگر) بود. در هر لحظه که حکمران رضاخان و یا محمدرضا پهلوی قدمی برخلاف منافع کوتاه و دراز مدت ارباب بی مروت برمی داشتند، شورش، درگیری و یا خطری سلسله پهلوی را تهدید می کرد.

برای کوتاه نویسی از بیان شاهد مثال های تاریخی می گذرم، اما می پرسم، پس از سرنگونی سلسله پهلوی، اوضاع به نفع چه کسی چرخید؟ برای اینکه منظورم روشنتر شود به خبری که در سایت بحران از رادیو فردا نقل شده اشاره می کنم. تیتر خبر به تنهائی تمام داستان را حکایت می کند. «فروش تسلیحات جهانی در ۲۰۲۳ به بیش از ۶۳۰ میلیارد دلار اوج گرفت». ساده اینکه، آنچه در غزه و اوکراین و لبنان و سوریه و سودان و… می گذرد، تنها و تنها در راستای ارضاء عطش شرکتها و تولید کنندگان اسلحه و نفت است.

سقوط پهلوی، که زیر سایه «اسلام عزیز» عملیاتی شد، نه تنها در 9 سال اول پس از سرنگونی، تولید و فروش تسلیحات جنگی به ارقام نجومی رسید، بلکه زمینه ساز جنگ در افغانستان، اشغال افغانستان، اشغال عراق، اشغال یمن و …. که طبیعتا به فروش تسلیحات یاری می رساند، هم انجامید.

این قلم، در اکثر اوقات تلاش می کنم از استفاده واژه «انقلاب» برای رویداد 22 بهمن 1357 خودداری کنم.

آنچه در بهمن 1357 رخ داد نه انقلاب بود و نه اینکه ویژگیهای انقلابی دموکراتیک را به همراه داشت.

قاعدتا، و بنا به شواهد تاریخی، وقتی دگرگونی و «انقلابی» می خواهد رخ بدهد، سکاندار و  «رهبر»ی آن انقلاب می بایست ریشه تاریخی در خواست های «دگرگون طلبی» داشته باشد.

خمینی، در هیچ زمانی پیش از ورود به فرانسه، خواهان سرنگونی نظام سلطنتی نبود. بدون شک، خواهان تغییراتی بود و به بسیاری از فعالیت های شاه خرده می گرفت، اما فقط از منظر یک مدرس حوزه علمیه. فعالیت ها نمی بایست با قوانین و آموزه های اسلام تضاد و تداخل داشته باشد (کشف حجاب رضاخان، نه از منظر دفاع از حقوق بشر در انتخاب پوشش، بلکه از منظر اسلام که زن عفیف باید پوشیده باشد. مخالفتش با انقلاب سفید و سپاه دانش و بهداشت و ورود زن به ارتش هم دقیقا از این جایگاه بود).  آنجا هم که از تغییر صحبت می کرد، و یا از ظلمی که ستمشاهی بر مردم روا می داشت انتقاد می کرد، عملا و در همان چند روز پس از «انقلاب»ثابت شد که به هیچکدام باور ندارد و تنها برای فریب بوده و نه از روی باور. اعدام هویدا و فرخروپارسا و … و تشکیل دادگاه های انقلاب که احکام صادره آن بجز آدمکشی بازده دیگری نداشت، 180 درجه با خواست های دموکراتیک مردم متناقض بود.

پس از بهمن 1357، نیروهای انقلابی و رادیکال به گوشه ای رانده شده، حال آنکه سازمان چریکهای فدائی خلق و مجاهدین خلق ایران و تا حدودی نهضت آزادی پایه ریزان خیزش های 1356 و پیروزی در 1357 بودند. آنها می بایست سکاندار خیزش می شدند. اما در عمل، «رهبر»ی نظام نوپا نه تنها به آنها سپرده نشد، بلکه با کشتار در گنبد و مهاباد و سپس در آمل و تهران، عنصر انقلابی و رادیکال از صحنه تصمیم گیری حذف شد.

سوالی که مطرح شده در اصل می بایست این می بود «اگر شاه درآمدهای نفتی را در راستای منافع ملی خرج می کرد، و ساواکش مخالفین مسالمت جو همچون طالقانی و مهدی بازرگان و تا حدودی علی شریعتی را به زندان نمی افکند، آیا اصولا سازمان های چریکهای فدائی خلق و مجاهدین خلق شکل می گرفتند؟»

آنچه امروز در ایران و منطقه می گذرد، به اشتباه به پای اسلام و خمینی و خامنه ای نوشته می شود؛ بانی اصلی این «شرّ» محمدرضا شاه و نظام ستمگر سلطنتی است. خمینی و خامنه ای و رشد اسلام و ارتجاع در منطقه بازده چپاول نوکرمآبان استثمارگر و غارتگر ثروت ملی است. سیری ناپذیری محمدرضا پهلوی، خوی مستبد رضاخان و فرزندش، و تمکین نکردن به قانون اساسی، مصدق را مصدق کرد. مگر محمد مصدق چه می گفت که آمریکا و بریتانیای کبیر علیه دولت ملی او کودتای ننگین 28 مرداد را طراحی کردند؟ بجز این بود که می گفت منافع تولید و فروش نفت می بایست به خزانه دولت و جیب ملت ریخته شود. نه سوسیالیست، به معنای اخص کلمه بود، نه رادیکال و مسلح به آتشبار. نه قصد درگیری نظامی با جهان استثمارگر را داشت و نه اینکه خارج از قانون اساسی میخواست گامی بردارد. آیا هرگز پرسیده اید که چرا کودتا شد؟ و اگر کودتا بدون اطلاع محمدرضا شاه انجام، چرا وی به عنوان «شاه مملکت» علیه آن موضع نگرفت؟ بدتر اینکه، چرا رضاشاه دوم (فرزند خلف)، تاکنون علیه کودتای 28 مرداد موضع نگرفته و آنرا محکوم نکرده است؟

این نکات را می نویسم که به ناخواسته ذهن و فکرمان منحرف نشود و عامل اصلی آنچه بر سرمان می آید را درست معرفی کرده و دوباره به آن چاله نیفتیم.

برای این قلم دشمن فقط یکیست. هرکس که منافع ملی ملت ایران را به خطر بیندازد. از دهه ها پیش تاکنون تضاد منافع ملی با منافع «آمریکا» بوده و لاغیر. خمینی و خامنه ای و محمدرضا پهلوی و…. همه و همه ابزار پیشبرد اهداف تضاد اصلی هستند.

آری، در آن دوران دشمن اصلی شاه بود و می بایست سرنگون شود. امروز دشمن اصلی خامنه ای و نظامش است و باید سرنگون شود، اما «تضاد اصلی» هنوز که هنوز است همان آمریکاست. بسیاری از فعالین سیاسی سرنگونی طلب، ناخواسته دشمن اصلی و تضاد اصلی را اینهمانی کرده و در نتیجه چشم از تضاد اصلی برداشته و به دشمن اصلی می پردازند.

ظاهرا، در این چشم پوشی اگر به سرنگونی دشمن اصلی منجر شود ایرادی نباید باشد. اشتباه دقیقا در این نقطه است. با نادیده گرفتن تضاد اصلی، حتی پس از پیروزی علیه دشمن اصلی، تضاد اصلی از دری و یا دروازه ای دیگر دوباره وارد شده و همانی بر سر ما می آورد که در این 46 سال (حداقل) شاهدش بوده ایم.

بارها شنیده و خوانده ایم که شعار های توخالی اما دهان پرکن مبارزه با امپریالیسم و… بجز آب در هاون کوفتن نتیجه ندارد. مگر تسخیر سفارتخانه آمریکا و شعارهای ضد امپریالیستی خمینی و هوادارانش به کجا انجامید، مگر نه اینکه همان تسخیرکنندگان سفارتخانه آمریکا امروز بر مذاکره با آمریکا پافشاری می کنند؟

حرف درستی است!

اما آنچه می نویسم فراتر از این بحث و جدل است.

برای هر حرکتی، یک آرمانی لازم است. آرمان غیرقابل تغییر و تفسیر است، و با گذشت زمان نمی توان به آن ماده و تبصره افزود. برای «انقلاب» می بایست ریشه های «استثمار» خشک شود. برای خشک کردن ریشه ها، باید عامل رشد ریشه های استثمار شناسائی شود. پس از شناسائی، باید روش خشکاندن ریشه، و احداث موانع برای پیشگیری از نفوذ آبشخور شناسائی شود. اولین گام برای خشکاندن ریشه استثمار، ارتقاء فرهنگ جامعه و نهادهای ذیربط است. به همین خاطر، پیش از «انقلاب» هر عنصر فعال در پروسه براندازی، می بایست متوجه این واقعیت باشد که «هدف غائی» خشکاندن ریشه استثمار و تضاد اصلی است و نه فقط و فقط پیروزی علیه دشمن اصلی.

مبارزه برای ارتقاء فرهنگ مبارزاتی از خودمان شروع می شود. هر عنصر فعال می بایست با این واقعیت اخت بگیرد «تا زمانی که ریشه خشکانده نشده، آش همین و کاسه همین است»، خری می رود و خر دیگری می آید. ظالمی می رود و ظالم دیگر می آید. چهره ها تغییر می کنند، اما خط هنوز همان خط است «حمایت مستقیم و یا غیر مستقیم از منافع تضاد اصلی».

انچه امروز و طی 46 سال اخیر رخ داده، تنها به این خاطر بوده که پیش از «انقلاب»، کسی متوجه نبود که برای چه میخواهد انقلاب کند. کسی از خود نپرسیده بود که آیا می دانم چه می خواهم؟ آیا اگر فقط پول نفت بین همه تقسیم شود، کافیست؟ آیا اگر فقط آزادی پوشش زنان رعایت شود، کافیست؟ و یا اینکه آنچه من میخواهم مجموعه ای از تمام این ویژگیهاست، و اگر اینچنین است، آیا با حمایت از ایکس و یا ایگرگ به این اهداف می رسم؟

اگر همه و همه این سوالات پیش از «انقلاب 57» پرسیده شده بود و نیروهای رادیکال به آنها پرداخته و با «خلق» صادقانه برخورد می کردند، شاید هنوز شاهی در ایران حکومت می کرد، شاید تعداد کمتری در زندانها شکنجه و اعدام می شدند، شاید جنگی بین عراق و ایران رخ نمی داد، شاید امارات و آذربایجان و ترکیه اینقدر «شیر» نمی شدند. شاید! اما دلیلش تنها این بود که شاه مملکت کشور را دودستی در سینی طلا به ارباب تقدیم کرده بود. چرا که در پشت پرده و صحنه عروسک هائی همچون امارات و ترکیه و آذربایجان را به رقص در نمی آورد، و نه بخاطر اینکه سیاست و نحوه حکمرانی «شاه» درست است.

از سوی دیگر، آنچه امروز بر ایران می گذرد نه به این خاطر است که آخوند مخالف تقدیم منافع ملی به ارباب است، و پاسدار منافع ملی، بلکه به این خاطر که «سهم» بیشتری از «شاه» می خواهد. اگر شاه ژاندارم محل بود، آخوند هم حاضر است همان نقش را ایفا کند، اما با دریافت حقوق بیشتر. اگر «تضاد اصلی» و «دشمن اصلی» در تقابل قرار گرفته اند نه به این خاطر است که در تضاد با یکدیگرند؛ بلکه، هرکدام سهم بیشتر می خواهند و جنگشان «برای یک مشت دلار بیشتر» است، و نه منافع ملی ملت شریف ایران. بیهوده نیست که اسرائیل و آمریکا و رضاشاه دوم برای سرنگونی آخوند همپیمان شده اند؛ چرا که رضاشاه دوم با درکی ژنتیک به این نتیجه رسیده که به تنهائی و بدون سازمایافتگی نمی تواند نظامی تا به دندان مسلح را سرنگون کند. رضا پهلوی به دنبال کودتائی با ویژگیهای قرن بیست و یکم است.

سوال اینست که آیا بازده این «تغییر» در آینده به نفع ملت است یا پس از نیم قرن، ایران قرار است دوباره به همان نقطه ای بازگردد که علیه آن شوریده بود؟ اگر به این پاسخ رسیدیم که تقریبا به همان نقطه بازمیگردد، باید پرسید عامل این بازگشت کیست. و اگر به این پاسخ رسیدیم که «آمریکا»، در این حالت است که  ریشه شناسائی شده، و باید برای خشکاندن آن فرهنگ سازی کنیم؛ و نه اینکه حسرت گذشته را خورده و دائما به عقب نظاره کرده و آرزوی رجوع به عقب («ارتجاع») را داشته باشیم.

این کلام را با نقل قولی از ترامپ به پایان می رسانم « ترامپ: گروگان‌های غزه تا ۲۰ ژانویه آزاد نشوند، خاورمیانه تاوان سنگینی خواهد داد». توجه به واژگان رئیس جمهور برگزیده فاشیست مهم است. اگر گروگانهایی (اسرای جنگی) که حماس در اختیار دارد آزاد نشوند، تمام خاورمیانه بها می پردازد. «تنبیه جمعی»، همان عملی که اسرائیل طی 13 ماه گذشته انجام می داده، و همانی که چنگیزخان و هیتلر و … هم مسلکانش در طول تاریخ انجام می داده اند. تضاد اصلی تمام جوامع استثمارشده نباید  به هنگام مبارزه برای سرنگونی دشمن اصلی از یاد برود.

متن طولانی شد. بعدا و اگر شرایط سیال سیاسی اجازه بدهند به سوالات بعدی می پردازم.

نیشتر نه، جوالدوزی که خودشان به خودشان می زنند

by علی ناظر | دسامبر 4, 2024 10:42 ب.ظ

 

سایت بحران: به راستی وقتی خودشان مثل سگ هار به جان همدیگر می افتند، آیا لازم است مطلبی نوشته شود؟ وقتی قانون حجاب، نقاب از بحران های بین جناحی بر میدارد.

 

در تجارت نیوز دات کام آمده

مهری طالبی دارستانی کیست؟ چه توهینی به پزشکیان کرده

 

لات، طلبکار، دروغگو، بی‌خاصیت، ندانم‌کار ، نادان، ناتوان، ترسو، کم‌عقل، سست، بی‌اراده، بی‌حمیت! این متنی است که طالبی دارستانی برای پزشکیان نوشت.

به گزارش تجارت نیوز،

مهری طالبی دارستانی از حامیان سعید جلیلی و نیرو‌های نزدیک به عبدالملکی است. مخالف سرخت FATF و آموزش مسائل جنسی است و درخواست محاکمه مولاوردی را هم در کارنامه دارد.

دارستانی در ۱۶ سالگی ازدواج کرده و دخترش نیز در سنین نوجوانی ازدواج کرده است. او در گفت‌و گویی با دفاع از ایده «ازدواج نیمه مستقل» گفته: «ما برای دخترم همین کار را کردیم. دامادم سن پایینی داشت و سربازی نرفته بود و شغل نداشت. ما پذیرفتیم به این دلیل که ابتداییات لازم را داشتم. الان اخلاقیات حرف اول را می‌زند. در دادگاه‌ها بحث مالی و اخلاقی هر دو مطرح است».

طالبی‌دارستانی در دوران حجت عبدالملکی در وزارت کار سمت و پست و به عنوان مدیرکل بازرسی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی فعالیت داشت. طالبی‌دارستانی در بهمن سال ۱۴۰۰ در پیام توییتری با انتشار تصاویر حجت عبدالملکی روز مرد را تبریک گفت که این مساله با واکنش رسانه‌ها نیز همراه شد.

طالبی‌دارستانی در صفحه توییتر خود مطالبی در بیان ادله‌اش برای مخالفت با پیوستن ایران به FATF نوشته است. علاوه بر این طالبی‌دارستانی چهره ثابت تجمعات اعتراضی به موضوعات بی‌حجابی یا آنچه «انحرافات فرهنگی مسوول ساخته» عنوان کرده است.

طالبی‌دارستانی همچنین در آذرماه سال ۱۳۹۷ در گفت‌وگویی با پایگاه خبری سدید گفته است که «عمده انتقال جنس از طرق غیرجنسی است» و «اصرار برای آموزش‌های جنسی فراگیر با هدف قبح‌زدایی از روابط نامشروع انجام می‌شود».

ماجرای توهین طالبی دارستانی به پزشکیان چیست؟

طالبی دارستانی در صفحه خود درباره پزشکیان نوشت: لات، طلبکار، دروغگو، بی‌خاصیت، ندانم‌کار ، نادان، ناتوان، ترسو، کم‌عقل، سست، بی‌اراده، بی‌حمیت! دقیقا صفاتی است که یک رئیس جمهور نباید داشته باشد تا عزت ملی حفظ شود … البته هیچ ربطی به ما ندارد. برسد به دست‌ رای دهندگان مریخ.

در اطلاعات دات کام – شهر خبر هم آمده

بعد از توهین مهری طالبی به پزشکیان یکی از اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر که باعث برکناری او شد. محمد کرباسی هم با انتقاد توهین آمیز علیه پزشکیان در ویراستی نوشت: خسارت محض یعنی یک نفر یک ساعت حرف میزنه و صدر تا ذیل مملکت از مسئول و کارشناس و فعال رسانه‌ای تا عموم مردم باید مشغول پاسخگویی و ماستمالی بشن!در اقتصاد: با وعده گرانی بنزین، رو اعصاب ملت اسکی میکنن!در سیاست: اظهار ضعف در برابر دشمنی که از هر انگشتش سیل خون جاریه!در فرهنگ: هجمه به قانون رسمی
کشور در حوزه حجاب و حمایت از ولنگاری و ابتذال در فضای مجازی!و این سه محور، تنها گوشه ای از خسارت آن یک ساعت است، تبعات امنیتی، روانی و اجتماعی آن بماند.

بیهودگی رخنه اراذل و اوباش سایبری به سایت بحران

by علی ناظر | دسامبر 5, 2024 6:24 ب.ظ

 

امروز متوجه شدم که باری دیگر سایت بحران مورد هجمه اراذل و اوباش سایبری قرار گرفته است.

بدون شک، موضعگیریهای منتشر شده در سایت بحران، همسوئی تزلزل ناپذیر سایت بحران با سرنگونی طلبان رادیکال، و رشد روزافزون توجه کاربران به سایت بحران، اراذل را بر آن داشته تا با آهسته کردن گامهای حمایت سایت بحران از سرنگونی طلبان، بخصوص آنها که در جناح چپ قرار داشته، و علنا و دائما با خط و مشی آدمکشانی چون نتانیاهو و خامنه ای، و فاشیسم رو به رشد در جهان زر و زور و استثمار، مخالفت خود را بیان داشته اند، پیشگیری کنند.

چنین نخواهد شد!

مشکل اراذل با سایت بحران در اینست که همچون سایت همطراز و پیشکسوتش دیدگاه دات نت، به اصولی خدشه ناپذیر باور داشته و از آن حمایت می کند، ازجمله:

نخست و در رأس آن، حمایت از کانون های شورشی، و حمایت از آنهائی که به سرنگونی از طریق سازماندهی جنبش های اجتماعی تحت حفاظت نیروی رادیکال و مسلح باور دارند.

دیگر اینکه، حمایت خدشه ناپذیر از جمهوریت مردم، و مخالفت با خودفروشان و بازماندگان اندیشه تصاحب قدرت از بالا با تکیه به قوای بیگانه.

سایت بحران، همچون سایت دیدگاه دات نت، تنها یک ابزار زمینه ساز برای ارتقاء فرهنگ مبارزاتی است. بود یا نبود آن در روند رشد کانون های شورشی تأثیر چندانی نخواهد داشت، چرا که کانون های شورشی یک بایست و دستور کار برآمده از داده های میدانی و مبارزه رودرروی ملت شریف ایران با دشمن اصلی است.

به نظر این قلم، کانون های شورشی موتور کوچکی است که خلق ستمدیده را از پس دودلی ها، نگرانی و تشویشها، و نبود رهبری در کف خیابان آزاد کرده و با جمع بندی های درون گروهی سیمای تازه ای به مبارزه سرنگونی طلبانه ارائه می کند.

هرچند کانون های شورشی دست پرورده مجاهدین خلق ایران است، لیکن، حتی اگر تمامیت مجاهدین خلق هم، بر فرض محال، وجود نمی داشت، یک بایست و برآمده از درک مشخص از شرایط مشخص دوران است، و رویدادهای امروز در داخل را رقم زده و خواهد زد.

بیهوده نیست که اپورتونیست های بی عمل، همچون رضا پهلوی (رضاشاه دوم)، هراسان به کاسه لیسی خط و مشی نتانیاهو و آمریکا سقوط کرده، و به سرعت به سوی بی هویتی کامل در حرکتند.

هک، و یا کُند کردن سایت بحران، شاید برای این قلم وقت گیر و دردسرآفرین باشد، اما در مسیر باورهای این قلم، و بسی مهمتر، در راستای توفندگی مسیر سرنگونی طلبی بی فایده و اتلاف وقت اراذل و کم خردان است.

بحران های درون جناحی که در حال از هم پاشیدن پایه های نظام است، همراه با خیزش های زنان غیور، کارگران و کشاورزان و اقشار مختلف جامعه  ستمزده که در انتخابات نمایشی اخیر خامنه ای و پزشکیان و همفکرانش را به عقب راندند، یکی دیگر از عوامل تشدید رشد کانون های شورشی خواهد شد، چرا که هر شورشی اگر مبتنی بر حضور فعال زنان، کارگران و اقشار تحت ستم نباشد، محکوم به شکست و انحراف از اهداف عالیه است.

علی ناظر

مسوول سایت های بحران و دیدگاه

Top of Form

Top of Form

Top of Form