Select Page

با درود و همسویی با اهداف جانباختگان واقعه 19 بهمن، از سیاهکل تا زعفرانیه.

یک گفته قدیمی است «نشنو چی میگم، گوش بده چی میگم» – گاهی از اوقات لازم است به آنچه گفته می شود گوش بدهیم و نه فقط بشنویم.

بطور مثال:

  • امروز خامنه ای در حضور افسران تحت فرمان سخنانی ایراد کرد، که به ظاهر تغییری اساسی در روند همبستری «هیتلر» و «موسولینی» زمان خواهد داشت. وی در چند کلام امکان مذاکره با آمریکا را به صفر رساند و بر آتش جنگ افروزی دمید.
    به نظر این قلم، آنچه خامنه ای گفت چند وجه داشت.
  • خرج داخلی – اجتماعی: ریزشی های نظام را برای حضور در تظاهرات و راهپیمائی 22 بهمن دلگرم کند.
  • خرج داخلی – سیاسی: ریختن آب سرد بر روی انتظارات روزافزون جناح حاکم در پیشبرد تمام عیار خط غربگرائی؛ و دادن تنفس مصنوعی به جناح هارتر که در هجمه رسانه ای شکست خورده است.
  • خرج بین المللی – پاتک در مقابل فشار حداکثری؛ اما بیان شرایط برای مذاکره ای که بتواند «مشکل را حل کند».
  • ترامپ، گوئی غزه بخشی از مستغلات و زمین های بایر برای بساز و بفروش است، ادعا میکند که پس از کامل شدن پروژه (تکمیل قتلعام در غزه) نتانیاهو غزه را به او تحویل می دهد تا تفریحگاه ساحلی بسازد و ساکنین شهرک های جدید التاسیس بتوانند استراحت کنند. واقعیت اما در نکته ظریف تری نهفته است:
  • کلیه تحلیلگران منتظر بودند تا پس از ملاقات نتانیاهو و ترامپ، تکلیف فاز دوم آتش بس که به خروج نظامیان صهیونی از غزه منجر می شد، مشخص شود.
  • نه تنها آن فاز مورد بحث و پرسش خبرنگاران قرار نگرفت، بلکه کشورهای عربی که قرار بود با فشار بر فاکتور «معاهده ابراهیم» و ورود عربستان به آن، استقلال فلسطین را روی میز بگذارند، مجبور شدند که موضوع را به فراموشی سپرده و اعلام کنند که جا برای اسکان 3 میلیون فلسطینی ندارند. پاسخ نتانیاهو به عربستان هم ساده بود، کشور فلسطین را در صحرای عربستان تأسیس کنید.
  • پیام دوم آن موضعگیری با محکوم کردن دادگاه لاهه بخاطر حکم صادره علیه نتانیاهو روشن شد، سر بدهکار که نری، طلبکار میشه.

دیگر اینکه آنچه در سخنان خامنه ای متبلور و منعکس شد پیامد مواضع متعاقب نتانیاهو و ترامپ بود.

جاخالی دادن های پیاپی آمریکا در قبال تعهداتی که داده (یکی از تضمین دهندگان آتش بس در غزه)، و تبدیل کردن ایران به تلّی از خاکستر، باعث شد که خامنه ای بازی موش و گربه را کناری گذاشته و همچون همزاد فاشیستش ترامپ شمشیر را از رو ببندد.

  • و بالاخره نکته سومی که در پیام خامنه ای نهفته است.
    1. شورش های کمرنگ، بیصدا و زیرپوستی اجتماعی در داخل کشور در حال شکلگیری است که باید سرکوب و یا منحرف شوند،
    2. تهییج احساسات میهن پرستانه عموم در صورت جنگ و یا تهدید برای جنگی ویرانگر،
    3. جنگ یا تهدید جنگ، موهبتی الهی است که به بقای نظام یاری می رساند،
    4. سرکوب شورش های اجتماعی به بهانه جنگ یا تهدید جنگ (ستون پنجم، منافق، …)
  • توانمندی ج.ا. و نزدیک شدن به آخرین مرحله عملیاتی شدن تسلیحات هسته ای، ج.ا. را از مذاکره فقط برای مذاکره و یا حل مشکلات اقتصادی بی نیاز می سازد.
    1. مشکل ج.ا. اقتصاد و معیشت مردم نیست، بهمین خاطر مذاکره آنطور که در رسانه های داخلی می آید، حلاّل مشکلات نیست.
    2. مشکل ج.ا. به رسمیت شناخته شدن نظام و بقای آن برای چند دهه آینده است.
    3. مذاکره تنها زمانی برای خامنه ای حلاّل مشکلات است که نظام و «امنیت» نظام در خطر نیفتد. به همین خاطر رک و پوست کنده از آمریکا می خواهد که «امنیت را تهدید نکند».

در این میان رضا پهلوی امید دارد که با ورود به سالن کنفرانس مونیخ راهکار کودتای خزنده توسط بخشی از سپاه، و بازگشت خود به ایران را روی میز بگذارد.