تحلیلی بر درخواست عبدالله مهتدی و سابقه‌ی تاریخی همسویی نیروهای قومی با قدرت‌های خارجی

درخواست عبدالله مهتدی از دولت ایالات متحده برای برقراری ارتباط مستقیم با اپوزیسیون جمهوری اسلامی و تشویق به سیاست درهای باز نسبت به گروه‌های قومی و سیاسی مخالف، نه‌تنها بازتابی از یک استراتژی سیاسی اپوزیسیون راست‌گرای کرد است، بلکه بخشی از روند بلندمدت و تکرارشونده‌ای در تاریخ خاورمیانه به‌شمار می‌رود؛ روندی که در آن نیروهای ناسیونالیست یا قومی، در غیاب یک راهبرد مستقل و مردمی، به قدرت‌های امپریالیستی متوسل شده‌اند.

 

  • ۱ . دخالت سرمایه‌داری جهانی (امپریالیسم) در خاورمیانه: سابقه‌ای پرهزینه

در سده‌ی گذشته، نمونه‌های متعددی از نیروهای قومی یا ناسیونالیست وجود داشته‌اند که برای کسب قدرت یا تضعیف حکومت‌های مرکزی، به دامن دولت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده و متحدانش پناه برده‌اند. نتایج این دخالت‌ها همواره فاجعه‌بار بوده است:

  • عراق (۲۰۰۳): اپوزیسیون وابسته به غرب، شامل احزاب شیعه و کرد، در همراهی با حمله آمریکا نقش داشتند، اما پیامد آن، فروپاشی نظم اجتماعی، ظهور داعش، تجزیه‌ی عملی کشور و افزایش نفوذ ایران بود.
  • لیبی (۲۰۱۱): ناتو با شعار «حمایت از مردم» علیه قذافی مداخله کرد، اما نتیجه، ویرانی ساختار دولت، جنگ داخلی طولانی‌مدت و گسترش آشوب بود.
  • سوریه: بخشی از اپوزیسیون سوریه با تکیه بر حمایت مستقیم و غیرمستقیم آمریکا، ترکیه و عربستان، نه‌تنها شکست خورد، بلکه باعث تشدید خشونت‌ها و رشد نیروهای جهادی شد.
  • افغانستان: پس از بیست سال اشغال، میلیاردها دلار هزینه، و وعده‌های دموکراسی، آمریکا شکست خورد و طالبان با قدرتی بیش‌تر بازگشت. ساختار جامعه مدنی نیز در این میان نابود شد.
  • ۲ . ناسیونالیسم قومی و غیبت چشم‌انداز سراسری

مهتدی و همفکرانش در چارچوب ناسیونالیسم قومی کرد فعالیت می‌کنند. این نحله‌ی فکری در عمل نتوانسته پیوندی استراتژیک با جنبش‌های سراسری و توده‌ای در ایران برقرار کند. خواسته‌های قومی هرچند در لفافه‌ی حقوق دموکراتیک اقلیت‌ها مطرح می‌شوند، اما گاه با سمت‌گیری‌های جدایی‌طلبانه و گرایش‌های لابی‌گرانه، موجب شکاف بیشتر در صفوف اپوزیسیون مترقی شده‌اند.

خطر اصلی آن است که پروژه‌های قوم‌گرایانه با پوشش دفاع از دموکراسی، عملاً به ابزاری برای معامله با قدرت‌های امپریالیستی تبدیل شوند و مسیر مبارزه‌ی مردم برای عدالت اجتماعی و آزادی را به انحراف بکشانند.

 

 

  • ۳ . ابهام‌آفرینی در تعریف دشمن و دوست

مهتدی می‌گوید آمریکا باید فقط با «نیروهای دموکراتیک و غیرتروریستی» همکاری کند، اما توضیح نمی‌دهد که این تعاریف را چه کسی تعیین می‌کند؟ معیار دموکراتیک بودن چیست؟ و چه نهادی صلاحیت داوری در مورد «تروریست» بودن نیروها را دارد؟ این خاکستریِ خطرناک، بستری مناسب برای مداخلات امپریالیستی است، درست مانند پروژه‌های کودتایی یا «دموکراسی‌های صادراتی» که بارها در آمریکای لاتین، خاورمیانه و آسیای مرکزی آزموده شده‌اند.

  • ۴ . وظیفه‌ی نیروهای مترقی در برابر این وضعیت

الف) مرزبندی شفاف با امپریالیسم

جنبش چپ و نیروهای مترقی ایران همواره بر این اصل پایبند بوده‌اند که آزادی با دخالت خارجی به‌دست نمی‌آید. تنها جنبشی که ریشه در توده‌های مردم دارد و از دل اراده‌ی مستقل و مردمی برخاسته، می‌تواند ضامن آزادی و عدالت پایدار باشد.

ب) طرح بدیل انقلابی و سراسری

چپ باید هم‌زمان که حقوق فرهنگی و سیاسی اقوام را به‌رسمیت می‌شناسد، بر وحدت طبقاتی و ساختن یک پروژه‌ی انقلابی سراسری تأکید کند. نه پادشاهی، نه حکومت مذهبی، و نه فدرالیسم وابسته، هیچ‌کدام راه‌حل نهایی نیستند. راه‌حل، در سازمان‌یابی مستقل و مشارکت همه‌ی طبقات فرودست، کارگران، معلمان، زنان، مرزنشینان و حاشیه‌نشینان است.

ج) افشای پروژه‌های وابسته و معامله‌گران سیاسی

نیروهای چپ باید پروژه‌ی نئولیبرال‌ها، راست‌های قومی، و سلطنت‌طلبانی را افشا کنند که مشغول لابی‌گری در واشنگتن، بازی‌های رسانه‌ای، و دیدار با سناتورهای جنگ‌طلب آمریکایی‌اند. در حالی‌که جنبش‌های واقعی در کف خیابان‌های ایران، در اعتصابات معلمان، کامیون‌داران، صیادان، و بازنشستگان جریان دارد.

نتیجه‌گیری: استقلال، عدالت، همبستگی

اظهارات عبدالله مهتدی، نمادی‌ست از گرایشی که سرنوشت مردم ایران را به معادلات میزهای قدرت جهانی گره می‌زند. اما راه نجات، نه در پناه بردن به ناتو و پنتاگون، که در سازمان‌یابی مردمی و حرکت مستقل طبقاتی است.

مبارزه برای آزادی، یعنی مبارزه هم‌زمان با دیکتاتوری داخلی و سلطه‌جویی خارجی.

راهی جز استقلال، عدالت اجتماعی و همبستگی سراسری در پیش نیست.

 

ناصر کمالی

۱ ژوئن ۲۰۲۵