ضرب المثل «هم چوب خورد و هم پیاز و هم پول داد» را اکثرا می دانیم. برای یادآوری به ویدیو زیر برای چند لحظه توجه شود.
فکر کنم کار خامنه ای یواش یواش دارد به نقطه ای می رسد که باید دستها را بالا برده و بپذیرد که پایان خط است و هم او باید برود و هم نظام اسلامی و ولایت فقیه باید از ایران برای همیشه دور شود.
امروز ترامپ در پیامی که بوی گسترش جنگ می دهد، با استفاده از «می دانیم» بجای «اسرائیل می داند» و کنار کشیدن پای آمریکا از جنگ، می نویسد « «ما دقیقاً میدانیم که به اصطلاح “رهبر معظم” کجا پنهان شده است. او هدفی آسان است، اما آنجا در امان است. ما قصد نداریم او را از بین ببریم (بکشیم)، حداقل فعلاً نه.» او سپس اضافه کرد «تسلیم بیقیدوشرط.» یکی از منابع سپاه پاسداران هم بلافاصله در واکنش نوشت: “رئیس جمهور کذاب آمریکا باید بداند که ایران خودش را برای بدترین سناریوهای ممکن و بدترین شرایط در سختترین موقعیتها آماده کرده است، نه تنها منافع آمریکا بلکه تمام منافع غرب و مزدورانش را به آتش خواهد کشید.”» ترامپ پس از خروج ناهنگام از اجلاس جی 7، به ج.ا. یادآور شد که [ج.ا.] ایران می بایست همان متن پیشنهادی را همانموقع امضا می کرد، اما دیگر دیر شده و من دیگر حال و حوصله مذاکره ندارم.
این پیام و پسغام ها نشانگر اینست که ستمگران به دنبال «آلترناتیو» سازی، و یا در آوردن «آلترناتیو»مطلوب از دل این نظام، و «تغییر» سیاسی در ایران هستند.
ذوب شدگان سینه زن اطراف خامنه ای که کم آورده اند (هم تسلیحات پدافندی ته کشیده، هم موشک کم آورده اند، و هم فرمانده ندارند)، از سکوی اول که «اسرائیل حملات را قطع کند تا مذاکره کنیم» پایین آمده و راضی شده که شرط مذاکره این باشد که «آمریکا اعلام کند از اسرائیل حمایت نمی کند»، که البته خواسته ناممکنی است، چرا که اسرائیل نیروی نیابتی آمریکا در عمق استراتژیکش در غرب آسیاست.
طولی نخواهد کشید که دسته خامنه ای از این خواسته هم کوتاه بیاید، و برای ادامه حیاتشان بدون هیچ پیش شرطی و ذلیلتر از زلنسکی بپذیرند که 1- خامنه ای باید حذف شود، 2- توان نظامی باید نابود شود (اگر چیزی از آن مانده باشد)، 3- کشور همراه با منابعش را دو دستی به جهانخواران تقدیم کند، و 4- تن به کاپیتولاسیون (تسلیم کامل) بدهد.
شوربختانه تا رسیدن به آنروز، تعدادی از شهروندان به قتل می رسند، زیرساخت ها نابود می شود، و بی شک، محیط زیست در ایران آلوده خواهد شد. واقعیت اینست که این همه هزینه بدون هیچ دستاوردی، خشم مردم که از حملات وحشیانه اسرائیل ریشه گرفته، سمت و سوی اعتراضات انزجارآمیز از نظام بخود خواهد گرفت، و زمینه را برای کنشگری کانون های شورشی فراهم خواهد کرد.
در نوشتار «نیاز به فروغ جاویدان2» (18 آوریل 2025) به این واقعیت اشاره داشتم «برای جهان سلطه دست یافتن ج.ا. به «تسلیحات هسته ای» خط قرمز بوده و بارها بر آن انگشت گذاشته است. همزمان، چنین دستاوردی برای جناح «هاروحشی» یک «آرزو» و «گامی در راستای تثبیت نظام» بوده، که خود یکی از علل تشدید بحران درونی شده است. گفته می شود که ج.ا. فاصله چند میلیمتری تا تولید دارد. به همین دلیل ترامپ دائما تکرار می کند که چنین سناریوئی برای «ایران» و مردمش خوشایند نخواهد بود. با توجه به این دو نکته، سوال اینست که آیا ج.ا. و جهان سلطه، در حال سوق دادن ایران به سوی «جنگ» و ویرانی هستند؟»
به این سوال پرداخته بودم « اگر «مذاکره» به سرانجام نرسد و «جنگ» آغاز شود، «بهترین» عکس العمل چه می تواند باشد. پاسخ زمانی قابل بررسی است که نخست یک واقعیت بیان شود. نیروی رادیکال و انقلابی، اصولا مخالف جنگ است. بنابراین، آغازگر جنگ، نه خلق ستمدیده است و نه فرزندان رشید خلق. عموما، جنگ را فاشیست ها آغاز می کنند تا منافع درازمدت خود را که از طریق سیاست ورزی و سیاستبازی نتوانسته اند به دست بیاورند، اینچنین تأمین کنند. قربانی جنگ، همیشه ملت ها بوده و خواهند بود. اما جنگ یک واقعیت است، و در آن لحظه که آغاز می شود، نمی توان «پاسیو» ماند. در چنین حالتی، باید پرسید پس از آغاز جنگ – لحظه ای که آمریکا در راستای منافع خود و تثبیت اسرائیل بمب بر سرزمین مادری ریخت، چاره پیش رو چیست؟ »
امروز پاسخ به این سوال برای همگان روشن شده است که جهانخواران از نابودی و ویرانی ایران واهمه ای ندارند و برای کشتار شهروندان غیر نظامی همیشه آماده اند، اما چه باید کرد؟
در نیاز به فروغ جاویدان2 اشاره کرده بودم « به نظر نگارنده، آنچه «امروز» در حال شکل گرفتن است، همسان «قطعنامه 598» است که خامنه ای و اهل بیت، جمیعا در حال نوشیدن زهر هستند تا بتوانند جمهوری اسلامی را از خطر فروپاشی (تأکید می کنم فروپاشی و نه سرنگونی) نجات دهند. اگر این «فرض» من درست باشد، می بایست با تمام توان به کلیت نظام از تمام جوانب (سیاسی، نظامی، اجتماعی….) یورش برد.»
لازم به هشدار است که جهان ستمگر در حال «آلترناتیو» تراشی و جا انداختن رضاشاه دوم و یا ج.ا. مارک2 است. امروز، وقتی آنها از مذاکره صحبت می کنند، منظورشان «آلترناتیو مطلوب» است.
علی ناظر – روز پنجم ویرانی ایران
