حدود یکساعت پیش، امروز صبح ساعت حدودا 1 و 45 دقیقه گزارش شد که 2فروند بی 2 آمریکایی تأسیسات هسته ای ایران را با 30 تن بمب مورد تهاجم قرار دادند.
این سناتور نئوکانی که از یاران خیلی نزدیک ترامپ است، دائما خواهان شرکت فعالتر و مشارکت در بمباران تأسیسات هسته ای داخل ایران بود. پیش از او هم تعداد دیگری از سناتورها و یا نامزدهای ریاست جمهوری خواهان بمباران ایران بودند. جان مک کین حتی با بشکن زدن آواز می خواند «بمب، بمب، بمب ایران».
شوربختانه، این اجانب جنگ طلب و آتش افروز همیشه به گرد دستگاه دیپلماسی مجاهدین خلق ایران می گشته اند، و برخی از آنها با خانم رجوی هم ملاقات داشته اند.
واقعیت اینست که دیگر مهم نیست، مجاهدین چه موضعی می گیرند و چگونه بر نه جنگ نه مماشات اصرار می ورزند، چرا که جنگ وارد فاز متفاوتی شده است. از این لحظه به بعد، یک سوال می ماند، حال که «تضاد اصلی» (حداقل بنا به گفته پیشکسوتان مجاهدین) وارد میدان شده، چه باید کرد؟
تا به آنجاییکه به «علی ناظر» مربوط می شود، موضعگیری، محکوم کردن این بمباران به هر شکل و محتوایی، توسط هر نهاد سرنگونی طلبی، دیگر مهم نیست. سوال ساده اینست، چه باید کرد؟
اگر این سوال را از رضا پهلوی و شاه الهی ها بکنم، پاسخشان مشخص است. «بزن، بزن، که داری خوب میزنی» آنقدر بزن تا «رضا پهلوی» بر تخت شاهنشاهی بنشیند. این موضع آنهاست. البته از این قبیل «اپوزیسیون» انتظار دیگری هم نمی شود داشت، چرا که خود را برای صندلی صدارت و کرسی ریاست فروخته اند. آنها جوابی بجز آنچه لیندزی گراهام خواهانش است ندارند.
به راستی، از این پس، آیا پمپئو، بولتون، لیندزی گراهام، روی جولیانی خیلی شریف، هنوز هم برای سخنرانی دعوت می شوند؟
تاریخ در حال تماشاست تا ثبت کند که هرکدام از ما در کجای این صفحه قرار داشته ایم.
علی ناظر – نیمه شبی که آمریکا بر خاک ایران بمب افکند
