Select Page

 

بالاخره خامنه ای خانه موش را ترک کرد و (مثلا) سرزده به مراسم عاشورا وارد شد. چه هیجانی در میان جمعیت حاضر بوجود آمدو شعار حیدر، حیدر فضا را پر کرده بود. در میان حضار، رئیس دو قوه مقننه و قضائیه کنار منبر نشسته بودند. رئیس قوه مجریه هم به شبکه ایکس پناه آورده و این حضور پرشور را با این پیام «ابوالفضل علمدار خامنه ای نگهدار» جلوه ای تازه بخشید. چهره خامنه ای به نظر  شکسته می آمد، گویی که خانه موش به او نساخته بود. او با وقار همیشگی روی صندلی همیشگی، که ذوب شدگان به آن خو گرفته اند نشست، و به محمود کریمی مداح، با صدای خسته، که گویی از ته چاه بلند می شد گفت «اگر خسته نمی‌شوی «ای ایران» بخوان!» جمعیت بهت زده به یکدیگر نگاه کردند. «ای ایران»؟! اما خواست «حیدر» بود و می بایست اجرا شود.

محمودکریمی، ای ایران محمد نوری را برای خواندن انتخاب کرد. و چنین خواند:
ای ایران خدایی، ای میهن خدایی، ایران کربلایی، ایران ذوالفقاران، ایران عاشورایی (و جمعیت، از جمله قالیباف و اژه ای با همین رنگ و ضرب سینه می زدند). مداح با همکاری جمعیت بصورت کُر خواند در روح و جان من، میمانی ای وطن… و ادامه داد (ویدیو این بخش از مراسم جهت روشنگری در زیر این مطلب آمده است).

همزمان، سایت مجاهدین خبر از فعالیت کانون های شورشی می دهد:

۵۷ پراتیک انقلابی به‌مناسبت تاسوعای حسینی در ۱۹ شهر

پخش شعار، نصب پلاکارد، فتوکال، تراکت و دیوارنویسی
در تهران، کرج، قم، تبریز، اصفهان، شیراز، رشت، ساری، بندرعباس، زاهدان،
یزد، گرگان، سمنان، کهنوج، گنبد کاووس، اهر، شهریار، نیشابور و لنگرود

  • حکومت یزیدی سرنگون
    ● قسم به خون سرور شهیدان مجاهد راه توئیم تا پایان
    ● راه حسین در ایران راه مجاهدین است
    ● سلام بر حسین، مرگ بر اصل ولایت فقیه
    ● پیام نهضت حسینی، مرگ بر خامنه‌ای، لعنت بر خمینی
    ● سلام بر حسین، لعنت بر خمینی
    ● مرگ بر یزید زمان، خامنه‌ای یزید دوران

در میان این دو سنگ خارای مذهبی، بخشی از جمعیت ایران که نه این قرائت از اسلام را قبول دارد و نه آن قرائت را، و تا همین چند روز پیش از یک دولت فاشیستی-مذهبی اجنبی ضربه خورده بود، با تأسف و حیرت به خانه هایی که بر اثر بمباران منفجر شده اند، به ماشین هایی که برای ابتیاع آن باید سالها در صف ماند و بر اثر بمب و موج انفجار تکه تکه شده اند، نظاره کرده و به یاد گفته مهدی بازرگان می افتند «ما باران می خواستیم، سیل آمد».

پاسخ به سوالی که در این دوران پر پیچ و خم پیش روست بسیار سخت است. برای رهایی از «مذهب» و «دولت با نگرش مذهبی» بدون اینکه به دامان رضاپهلوی و اسرائیل بیفتیم چه باید کرد؟

ایکاش می توانستم پاسخی، حتی برای مرهم درد خلق ستمدیده ارائه دهم، اما باید اعتراف کنم که راه حلی به نظرم نمی رسد، بجز اینکه خلق باید به شکلی خود را از بین این دو سنگ خارای «مذهبی» بیرون کشیده و بی آنکه به سوی حکومت دست نشانده پهلوی منحرف شود، راه خود را پیدا کند.
راهکار بدون شک در دو  شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «مرگ بر خامنه ای» مختصر شده و حتما از پس اعتراضات صنفی و خیزش های اجتماعی بیرون خواهد زد.

اجرای زیبای نوری