نیویورکتایمز در گزارشی تحلیلی که امروز ۱۵ تیرماه منتشر شد، نوشت جنگ میان ایران و اسرائیل نشان داد که «محور چین ایران روسیه و کره شمالی» که پیشتر مقامات نظامی و اطلاعاتی غرب آن را بهعنوان یک تهدید جدی مطرح کرده بودند، در عمل تا چه حد محدود است.
این روزنامه با اشاره به فروش پهپادها و موشکهای بالستیک ایران به روسیه برای جنگ و صادرات نفت به چین نوشت این اقدامات «در زمان لازم نتیجهای نداشت و این موضوع تردیدهایی درباره وحدت این کشورها ایجاد کرد».
هیچیک از این کشورها در زمان جنگ میان ایران و اسرائیل یا زمانی که نیروهای آمریکایی تأسیسات هستهای ایران را بمباران کردند، برای کمک به ایران اقدامی انجام ندادند. چین و روسیه، بهعنوان قدرتمندترین این کشورها چهارگانه، تنها بیانیههایی رسمی در محکومیت اقدامات آمریکا صادر کردند.
الکساندر گابویف، مدیر مرکز روسیه و اوراسیا در بنیاد کارنگی، به نیوریورکتایمز گفته است این کشورها نمیخواهند درگیر جنگهای دیگران شوند و «لزوماً همان ساختارها، ارزشها و پیوندهای نهادی مشترکی را ندارند که ایالات متحده و متحدانش دارند».
مایکل کیماژ، استاد تاریخ در دانشگاه کاتولیک آمریکا و مقام پیشین وزارت خارجه ایالات متحده، نیز گفته است: «احتمالاً میزان بسیار کمی هماهنگی میان چین، کره شمالی، ایران و روسیه وجود دارد، به این معنا که با یکدیگر گفتوگو میکنند و نارضایتیهای مشترکی هم از ایالات متحده یا غرب دارند، اما این موضوع چندان معنادار نیست.»
در میان این کشورها، تنها روسیه و کره شمالی پیمان دفاع متقابل دارند. کره شمالی علاوه بر ارسال تسلیحات به روسیه، بیش از ۱۴ هزار نیرو برای جنگیدن در کنار روسها علیه نیروهای اوکراینی اعزام کرده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، یک روز پس از حملات هوایی آمریکا به سایتهای هستهای کلیدی ایران، با پوتین در مسکو دیدار کرد، اما نتیجۀ این دیدار چیزی فراتر از ابراز حمایتهای دیپلماتیک معمول نبود. در همان روز، ایران یک حملۀ موشکی نمادین به پایگاه نظامی آمریکا در قطر انجام داد و سپس با اسرائیل و ایالات متحده بر سر آتشبس توافق کرد.
