علی ناظر: درباره پیام مسعود رجوی – حدود 23 سال پیش (مجاهدین خلق، امر به وظیفه، امر به نتیجه – به این سوال پرداخته شده بود که در صورت حمله آمریکا به عراق، مجاهدین چه می توانند بکنند). جملات زیر گزیده ای کوتاه از یک تحلیل در شهریور 1381 (متن کامل نوشتار 9 بخش است) بود که در سایت دیدگاه تقدیم کردم
«… اگر مجاهدين در حمله به عراق نابود شده، و يا مجاهدين خلق، مانند مجاهدين افغانستان زير بليط آمريکا رفته و نظام جمهورى اسلامى را سرنگون کنند. به هر جهت، خواستهٴ آنها ثبات در ايران است، و دول جهانخوارنظام جمهورى اسلامى را به مجاهدين ترجيح ميدهند. اگر اين فرض را بپذيريم، چاره اى نداريم به جز قبول اين که مجاهدين در مقابل خود راهى به جز حمله نمى بينند، چرا که بسيارى از پل هاى پشت سر به اروپا را وقتى که مريم رجوى به عراق رفت خراب کرده اند. به هر جهت آنها با اين معضل روبرو هستند که آيا حملهٴ آنها به داخل امرى به وظيفه (اين بارادامهٴ بقا) و يا امرى به نتيجه (پيروزى) است؟
پاسخ به اين سوال را بايستى در مناسبات بين جناحى در داخل کشور، نزديکى نيروهاى ريخته شده از رژيم به مجاهدين، درجهٴ شدت بحران در داخل نظام جمهورى اسلامى، انسجام نيروهاى اجتماعى، از قبيل دانشجويان، کارگران، کشاورزان، ووو…و درجه ٴپيوستگى شان به مجاهدين، و مهمتر از همه موقعيت نهاد ها و تيم هاى چريکى که از چند سال پيش در داخل کشور فعال شده اند، جست…. تصفيه ى نيروهاى چپ سنتى از حکومت، و روانه کردن سران آنها به اوين، باعث خواهد شد که بسيارى از هواداران آنها به دنبال آ لترناتيو راديکالتر بگردند. مجاهدين اميد بر اين دارند که اين نيروهاى واخورده، به آنها پيوسته و قواى برانداز شهرى را تشکيل دهند. اين مساله با توجه به شکل بندى فرهنگ و نگرش نسل جوان به اسلام و سياست قابل تامل است….. على ناظر – ١ شهريور ١٣٨١.» (على ناظر – ١ شهريور ١٣٨١ – مجاهدين خلق – امر به وظيفه يا امر به نتيجه؟)»
سایت مجاهدین – امروز مسعود رجوی پیامی داده که شایان تأمل و توجه خاص است (بخصوص با توجه به آنچه اوجلان با پ.ک.ک کرد)، نه بخاطر اینکه وی «رهبر مقاومت»، و یا اینکه «رهبر عقیدتی» مجاهدین خلق ایران است، بلکه همانطور که از فحوای پیام مشخص است، این یک پیام «شخصی» است. نه زیر آن شعاری آمده و نه در آن از منصب خود بعنوان «سخنگو و مسوول شورای ملی مقاومت ایران» یاد شده و از جمله بندی ها مشخص است که پیام، یک «نظر شخصی» است « بهعنوان کسی مینویسم که داغ شعلهور فراق یاران تیرباران شده و سربدار در دهه ۶۰ را بر سینه دارد.» و یا « همچون شانزده سال گذشته بر حقوق موسوی در برابر ستم خامنهای تأکید میکنم و خواهان حفاظت او و همسرش از گزند ولیفقیه و آزادی آنها از بازداشت خانگی طولانی هستم.»
این قلم کسی نیست، اما برایم سخت است که به نخست وزیر تابستان 1367 که در «جنبش سبز سیدی» از خیزشگران جوان خواست که «ساختارشکنی» نکنند، نیش نزنم، اما لازم است روی این جملات تأمل کنیم
«نیش و لگد زدن به موسوی در این شرایط مشخص و در این مورد مشخص، هنری نیست و به نفع خامنهای است».
«ضربهای را که پیام موسوی به بساط «وحدت» خامنهای در داخل رژیم زده نمیتوان و نباید کتمان کرد.» و
«همچنانکه خدمات بچهٔ شاه به رژیم و مشخصاً تفرقهاندازی با شاهپرستی ارتجاعی و استعماری به سود خامنهای و سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، قابل انکار نیست.»
در عین حال، مجاهد خلق مسعود رجوی به درستی یادآور می شود که « استراتژی انقلابی قیام و سرنگونی قهرآمیز کجا و استراتژی رفرمیستی گذار خشونتپرهیز از فاشیسم دینی و قانون اساسی ولایت فقیه کجا؟!»
فکر کنم سال 1374 بود که در نبردخلق مطلبی ارائه کردم با عنوان «تضمین ضروری» که در آن نوشته بودم، تا زمانیکه «پاسدار» نگهبان این نظام است، زندانی سیاسی، زیر شکنجه روحی و جسمی زندگی می گذراند، و در قانون اساسی «ولی فقیه» داریم، «رفراندوم» حتی اگر سازمان ملل هم صحت و روند آنرا تضمین کند، ممکن نیست (نقل به مضمون).
با این وجود، و به دلیل جملات گزیده شده مسعود رجوی، و آنچه در شهریور 1381 نوشتم، از «نیش و لگد زدن» به این «محصور در خانه» نظام (که برای روزهای مبادای نظام در ترشی انداخته شده)، خودداری می کنم، هرچند که می دانم از تنور نخست وزیر در «کشتار67» نانی که بتواند گرسنگان را سیر کند، بیرون نخواهد آمد.
به نظر این قلم، «رفورم» زمان بر خواهد بود، «رفراندوم» با مدیریت «ولی فقیه» ملّوث خواهد شد، و تنها بازده آن زمان خریدن برای نظام اسلامی است تا بتواند خود را بازسازی کند. دست میرحسین موسوی را بازگذاشتن بمثابه آدرس غلط به مردم دادن است که «انتخاب» در این نظام «امکان پذیر است.
به امید اینکه اشتباه ارزیابی کرده باشم. اما می دانم که «صبر» مردم حد و حدودی دارد، و اگر نظام به این حداقل خواست «بخشی از جامعه» تن ندهد، مردم برای سرنگونی تمامیت نظام برخواهند خاست، و میرحسین موسوی، و خامنه ای با توجه به خشم ملت از 47 سال جنایت، زمان نامحدود نخواهند داشت.
30 تیر 1404
21 ژوئیه 2025
