Select Page

داستان آقای همیشه منتقد و گوساله پرستی

13 سال قبل در آذر 1391 دکتر احسان نراقی جامعه‌شناس مشهور ایرانی که حکومت‌ها را اعم از پهلوی یا جمهوری اسلامی نصیحت می‌کرد و خیرخواه مردم بود چشم از جهان بست.
بعد از درگذشت احسان نراقی هر که به فراخور مطلبی نوشت از جمله این نویسنده در همین تارنما و جایی دیگر. ماهنامۀ مهرنامه اما تعبیری به کار برد که اگرچه درست بود اما چون چشم از جهان بسته بود نپسندیدم ولی در ذهن من رسوب کرد. مهرنامه نوشت: «پیرمرد، خسته نشده بود، خسته کننده شده بود!»
خسته نشدن به خاطر اصرار او بر توصیه به مدارا و تلاش برای کاهش تنش‌ها به همان شیوۀ یونسکویی بود.
حالا حکایت آقای سعید جلیلی است که نمی‌توان گفت از آن مذاکرات بی حاصل طی 6 سال دوران احمدی‌نژاد که به قطعنامه‌های تحریمی انجامید خسته شده یا از تکرار ادعاهای عجیب در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری (و گاهی مضحک مانند امکان صادرات 11 میلیارد دلاری صیفی‌جات به روسیه با این وضع آب و در حالی که روسیه این قدر صیفی‌جات وارد نمی‌کند!). بله خسته نشده اما به معنی واقعی کلمه خسته کننده شده و حوصله سر‌بر. آن‌قدر که صدای خبرگزاری تبلیغ کنندۀ خود در ایام انتخابات را هم درآورده است.
قصه بر سر توییت اخیر اوست که بلافاصله بعد از انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی و احتمالا در واکنش به آن منتشر کرده و نوشته است:
«خداوند برای قوم بنی‌اسراییل پیامبری فرستاد تا آنها را از ظلم فرعون برهاند اما آنها پس از پیروزی بر فرعون وقتی 40 روز پیامبرشان به کوه طور رفت گوساله‌پرست شدند. عده‌ای نیز امروز پس از این که دشمن در وسط مذاکره به ما حمله کرد و ملت ایران پیروز شد مجدد دم از مذاکره می‌زنند!»
می‌توان نوشت: اولا شرایط امروز آیا شبیه به 3000 سال قبل است؟ ثانیا در این تمثیل موسی کیست که نیست و به کوه طور رفته است؟ ثالثا ملت ایران بر همان قوم بنی‌اسراییل پیروز شده در حالی که در مثال شما خود بنی‌اسراییل بر فرعون پیروز شد. رابعا اگر مذاکره گوساله‌پرستی است چرا 6 سال درگیر این کار بودید (و البته گاهی دل آدم به حال کاترین اشتون می‌سوزد که احتمالا متوجه نمی‌شد جلیلی دقیقا چه می‌گوید!) خامسا به قول آقای آذری جهرمی اگر عصای موسی داری بر زمین بکوب تا قوم به گمراهی نیفتد. سادسا در آموزه‌های دینی موسی بیشتر برادر و جانشین خود -‌هارون – را سرزنش می‌کند که در غیاب او غفلت کرد. اما اینها را دیگران هم کم و بیش نوشته‌اند و مشخص است چرا ناراضی است.
بنا بر این ترجیح دادم از زاویه‌ای دیگر به قضیه نگاه کنم و آن هم این که اینها خسته نمی‌شوند کما این که در واکنش به استعفای اجباری شیخ کاظم صدیقی یکی به او لقب «شهید آبرو» داده و دیگری که منصوب شیخ در ستاد امر به معروف است در ستایش آقای صدیقی نوشته است! اگر تعبیر «خسته نشده بود، خسته کننده شده بود» به خاطر آن که پیرمرد احتمالا دچار آلزایمر شده بود با انتظار پس از مرگ متناسب نبود، اما دربارۀ آقای جلیلی می‌تواند به کار برود چون فراموشی نگرفته و مدام بر تکرار روش‌های شکست خورده اصرار دارد و جوری از ملت ایران سخن می‌گوید که انگار نه انگار نصف ملت ایران در انتخاباتی که او کاندیدای ریاست جمهوری آن بود شرکت نکردند و از نصف دیگر هم بیش از نصف‌شان به رقیب او رأی دادند تا او رئیس جمهور نشود و هر روز محکوم به شنیدن این سخنان خسته‌کننده و ملال‌آور نباشند.
تفاوت پزشکیان و لاریجانی با سعید جلیلی و دوستان او در این است که پزشکیان بر روی واقعیت‌ها انگشت گذاشته و پیش چشم همه قرار داده و کاری به موسی و بنی اسراییل ندارد. لاریجانی هم اهل حساب و کتاب و منطق است و دو دو تا چهار تا می‌کند و جایی گفته بود اگر در دیپلماسی 10 درصد داشته باشی باز باید برای افزایش آن بکوشی در حالی که نگاه امثال جلیلی به دنیا صفر و صدی است و همه عالم را اسیر ضلالت و گمراهی و تنها خودشان را در سَبیل هدایت می‌دانند. به گزارش عصر ایران، مردم اما غم نان و بی‌آبی و بی‌برقی دارند و حوصله‌شان از این جور حرف‌ها سر رفته و دلیل حوصله سر بر بودن صدا و سیما هم این است که برادر همین جلیلی می‌خواهد همین حرف‌ها را جور دیگر به خورد مردم بدهد.
وجه شگفت‌آور قضیه اما این است که خودشان از خودشان خسته و از سخنان ملال‌آورشان ملول نمی‌شوند! مثل مرحوم ناصرالدین شاه ذوق هنری و ادبی و شور زندگی هم ندارند که مقابل آیینه بایستند و بگویند خودمان از خودمان خوش مان آمد!
حمله تسنیم به جلیلی و طرفدارانش
تسنیم در مطلبی با عنوان «دوستانه با جناب جلیلی» نوشت: آقای سعید جلیلی در حساب مجازی خود متنی درباره مذاکره نوشته و آن را به گوساله‌پرستی پس از حضور موسی (ع) در کوه طور تشبیه کرده است.
او نوشته است: «خداوند برای بنی‌اسرائیل پیامبری فرستاد تا آن‌ها را از ظلم فرعون برهاند اما آن‌ها پس از پیروزی بر فرعون، وقتی ۴۰ روز پیامبرشان به کوه طور رفت، گوساله پرست شدند؛ عده‌ای نیز امروز پس از اینکه دشمن در وسط مذاکره به ما حمله کرد و ملت ایران پیروز شد، مجدد دم از مذاکره می‌زنند!» این توییت آقای جلیلی با واکنش‌های بسیاری همراه شده است و در واقع، غیر از حلقه‌ای از طرفداران ایشان که برایشان «هرچه آن خسرو کند شیرین بود!» مصداق دارد، باقی مخاطبان، از انقلابی گرفته تا دیگران به ایشان انتقاد کرده‌اند.
انتقادهای جناح اصلاح‌طلب به سعید جلیلی مناسبات خاص خود را دارد و در موارد بسیار زیادی ناشی حب و بغض‌های شخصی و جناحی است، اما به نظر می‌رسد انتقادهای فراوان جریان انقلابی به این توییت جناب جلیلی، به حق است.
جناب جلیلی وقتی چنین تشبیهی را به کار می‌برد قاعدتاً باید توضیح دهد که وجوه این تشبیه کدامند؟ مشبّه و مشبّه‌به چیست؟ وجه شبه آن‌ها کجاست؟ موسی کیست؟ گوساله‌پرستی دقیقاً اینجا مصداق چیست؟ سامری کدام است؟ چه کسی به کوه طور رفته؟ همه اینها نکات مهمی است و هرچه در آن تامل می‌کنیم غلط بودن توییت جناب جلیلی بیشتر آشکار می‌شود! انتقاد به روند و محتوای مذاکرات چیز بدی نیست؛ از قضا هر سیستم حکمرانی می‌تواند از طریق همین تضارب آرا، تصمیم‌های بهتری بگیرد، اما این نقدها وقتی می‌تواند مفید باشد که از رادیکالیسم و نقدهای هیجانی فاصله بگیرد.
تضارب آرا برای هر نظام حکمرانی مطلوب است، به شرطی که کفش رادیکال‌گویی را از پای سیاست درآوریم!