میهن دوستان از کودکی چند بیت و مصرع و شعار را دائما از پدران و پدربزرگان خود شنیده اند و با آن بزرگ شده اند.

بسیاری، از آنچه بر سر دولت ملی محمدمصدق آمد مطلع هستند و درک درستی از کودتا توسط اجانب دارند. بسیاری از «انقلاب» (تغییر نظام فاشیستی-پلیسی، به فاشیستی-نظامی) آگاه هستند و اگر عمرشان به آن حد نیست و آنروزها را بخاطر ندارند، سواد کلاسیک آنها توانسته از آنچه در 22 بهمن 1357 بر سر خلق ستمدیده آمد درک درستی داشته باشند.

شعار چو ایران نباشد تن من مباد، و یا دریغ‌ست ایران که ویران شود، برای برخی دیگر معنا و مفهومی میهن پرستانه ندارد. از این اشعار برای پیشبرد اهداف سیاسی و حتی وطن فروشانه بهره می جویند.

می خواهم از سحنان اخیر مریم رجوی جملاتی عاریه گرفته و به این نوشتار ادامه دهم.

مریم رجوی می گوید ایران، رژیم آن نیست. ایران، مردم آن است.

به نظر من حرف درستی است، اما کامل نیست. ایران در عین حال که با مردمش و فرهنگش باید شناخته شود و نه با سیاستمداران و حکمرانان ستمگرش، چه شاه باشد چه رهبر، و چه ولی فقیه، همزمان می بایست با تمامیت ارضی ایران، از خزر تا خلیج فارس و از کردستان تا بلوچستان و از خراسان تا خوزستان، شناخته شود.

تفاوت ایران با خیلی از کشورهای دیگر، بخصوص همسایگان، دقیقا در همین تفاوت قومیت و ملیت، و مهمتر از همه همبستگی و همگرایی، بردباری و تحمل قومیتی و ملیتی زیر یک پرچم و تحت یک نام، ایران، است.

دقیقا به همین خاطر دریغ است ایران که ویران شود.

نمی خواهم وارد جزئیات بشوم، چرا که هجوم اجانب به میهن، به بسیاری از عزیزان وقت مطالعات آکادمیک از این دست را نمی دهد. پس خلاصه می نویسم.

سرنگونی طلبم، اما به شرطی که این مهم به دست خلق ستمدیده و به یاری و پشتیبانی فرزندان رشید و مسلح خلق جامه عمل به تن کند.

ایرانی که چند پاره شود، دیگر ایران نیست. حکومتی که به دست اجانب قدرت به دست بگیرد، بدون شک نه ایرانیست و نه میهن پرست و نه مدافع منافع ملی ایرانیان. خواسته و یا ناخواسته، بقول ستارخان، رفته زیر بیرق روس ها (آمریکا). مهم نیست که چقدر اشعار فردوسی را فریاد بزند، شاهزاده باشد یا تبعیدی.

جنگ، هر جنگی، چه جنگ جنگها، ویا فتح الفتوح و یا غرش شیران نام داشته باشد، به هر جهت از خلق قربانی می گیرد. ایران ویران می شود. نفرت نژادی عرب و عجم و آریایی و سامری بوجود می آورد. خلاصه اینکه، برنده آن نه خلق و خلق های منطقه، بلکه استثمارگران و جنگ طلبان و باورمندان به ایدئولوژی های خداپرورانه خواهد بود.

برای من، تنها جنگی که جنگ جنگ هاست، جنگ آزادیبخش خلق و فرزندانش علیه ستمگر و آنهم برای برابری، آزادی و استقلال است.

علی ناظر
12 اسفند 1404
2 مارس 2026