در اولین ساعات حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، مدرسه ای در میناب مورد اصابت بمب های مهاجمین قرار گرفت، و بنا به آخرین آمار نزدیک به 153 کودک زیر 13 سال به قتل رسیدند، و تعداد قابل توجهی مجروح شدند.
اما آنی که می بایست، آنرا محکوم نکرد.
امروز الجزیره گزارش می دهد که دو مدرسه در نزدیک تهران مورد اصابت بمب قرار گرفت. هنوز از آمار کشته شدگان و مجروحین اطلاعی به دست نبامده است.
اما آنی که می بایست، آنرا محکوم نکرد.
سازمان جهانی بهداشت تأیید کرد که طی 6 روز گذشته، آمریکا و اسرائیل به 13 زیرساختار مرکز درمان و بهداشت (کلینیک، بیمارستان، …) حمله کرده است، منجر به کشته شدن 4 نفر و 25 نفر مجروح از کادر درمان شده است.
اما آنی که می بایست، این جنایت جنگی را محکوم نکرد.
البته چریکهای فدایی خلق ایران، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، و چند نهاد سیاسی دیگر چپ در اطلاعیه، و یا سرمقاله های خود هر حمله به مردم و نهادهای مردمی را غیرقابل توجیه خوانده و خواهان توقف این قبیل جنایات جنگی، و اصولا جنگ شده اند.
به راستی چرا برخی در اپوزیسیون (مخصوصا شخصیتها با عنواین عریض و طویل) این قبیل حملات را محکوم نمی کنند؟
پاسخ آنها، مانند پاسخ آمریکا و اسرائیل ساده است. عوامل جمهوری اسلامی در مدارس و ورزشگاه ها و بیمارستانها موضع گرفته و این اراذل هستند که باعث می شوند آمریکا و اسرائیل دست به چنین اقدامات غیر انسانی بزنند.
پذیرش و یا رد این توجیه را می سپارم به عهده خواننده این سطور. فقط یادمان باشد، ساختمانی که اینچنین بالا برود، تا ثریا «می برد معمار، کج».
همان روزهای اول پس از تغییر نظام در ایران، که هویدا، فرخروپارسا و سران پیشین نظام شاهنشاهی بدون محاکمه به قتل می رسیدند، نشانه آن بود که معمار آن بنا، خمینی، تا ثریا که امروز باشد، کج رفتاری و خودمحوری و پشت کردن به حقوق بشر خواهد داشت. خمینی، آیه از قران عاریه می گرفت تا به کشتار ادامه دهد. نتانیاهو به تورات پناه می برد، ترامپ به کیسه گشاد و اخلاق فاشیستی اش. این قبیل شخصیتها در اپوزیسیون، برای نادیده گرفتن کشتار کودکان و شهروندان و کادر درمان بی دفاع، به چه منبعی دخیل می بندند؟
قران، کلمات قصار لنین و مارکس و مائو، و یا اینکه ماکیاول؟
علی ناظر
اسفند 1404
5 مارس 2026
