باید با استبداد جنگید؛ بیپرده و بدون هیچ اما و اگری؛ چون استبداد پیش از هر چیز، حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش و بر میهن خویش را سلب میکند.
استبداد خود را جای ملت مینشاند، اراده مردم را بیاعتبار میکند و هرگاه منافع و ماندگاری خود را در خطر ببیند، حقوق شهروندان را پایمال میکند. برای استبداد، ملت تا زمانی صاحب حق است که فرمانبردار باشد؛ اما همان لحظه که مردم بخواهند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند، آزادی بخواهند و حق حاکمیت خویش را مطالبه کنند، سرکوب آغاز میشود.
استبداد یعنی گرفتن اختیار مردم برای تعیین سرنوشت خود.
پس مبارزه با استبداد، فقط مخالفت با یک حکومت، یک فرد یا یک گروه نیست؛ مبارزه برای پس گرفتن حقی است که از ملت گرفته شده است: حق حاکمیت بر سرنوشت خویش و میهن خویش.
اما این تنها نیمی از حقیقت است.
اگر استبداد حق ملت را از درون کشور غصب میکند، دخالت، تجاوز و سلطه بیگانه نیز همین حق را از بیرون نشانه میرود.
از همین رو، هیچ انسان آزادهای نمیتواند برای مبارزه با استبداد، چشم بر تجاوز و دخالت بیگانه ببندد؛ همانگونه که هیچ وطندوستی حق ندارد به بهانه دفاع از میهن، استبداد و سرکوب مردم را توجیه کند.
نه استبداد ناجی ملت است، نه بیگانه ناجی آزادی.
هر دو، هنگامی که حق ملت را نادیده بگیرند، در برابر حق مردم ایستادهاند.
این فریب را کنار بگذاریم که ملت باید میان «بد و بدتر» یکی را انتخاب کند.
این انتخاب نیست؛ یک دام است.
دامی که میخواهد مردم را میان دو زنجیر سرگردان کند: زنجیر استبداد از درون و زنجیر وابستگی از بیرون.
چرا باید مردم برای رهایی از استبداد، استقلال و اختیار کشورشان را واگذار کنند؟
چرا باید برای دفاع از میهن، آزادی و حقوق شهروندی خود را قربانی کنند؟
ملت هیچ تعهدی ندارد که از میان دو ظلم، یکی را برگزیند.
اینکه بگوییم «فعلاً استبداد را تحمل کنیم، چون دشمن خارجی داریم»، چیزی جز توجیه استبداد نیست.
و اینکه بگوییم «برای سرنگونی استبداد، به هر قدرت خارجی تکیه کنیم»، چیزی جز زمینهسازی برای وابستگی نیست.
هر دو نگاه، در پایان یک قربانی دارند: حق ملت.
حق ملت یک پازل نیست که بتوان یک تکه آن را برداشت و بقیه را دور انداخت.
ملت حق دارد آزاد باشد.
حق دارد بر سرنوشت خویش حاکم باشد.
حق دارد میهنش را خود اداره کند.
حق دارد در برابر دخالت، تجاوز و سلطه بیگانه از میهن خویش پاسداری کند.
و حق دارد هیچ قدرتی را مقدس و فراتر از پاسخگویی نداند.
آزادی بدون استقلال، ناقص است؛ استقلال بدون آزادی نیز میتواند به زندانی دیگر تبدیل شود.
نمیتوان آزادی را بهانهای برای وابستگی کرد؛ همانگونه که نمیتوان استقلال را بهانهای برای سرکوب مردم قرار داد.
نه آزادی باید قربانی استقلال شود و نه استقلال قربانی آزادی.
این دو، دشمن یکدیگر نیستند؛ هر دو از حقوق بنیادین ملتاند.
بنابراین، من نه میان استبداد و وابستگی انتخاب میکنم و نه اجازه میدهم کسی این دوراهی دروغین را تنها راه پیش روی ملت جا بزند.
با استبداد میجنگم، چون حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را غصب کرده است.
با تجاوز و دخالت بیگانه میجنگم، چون حق ملت بر میهن و اختیار تصمیمگیری درباره آینده خویش را تهدید میکند.
این دو موضع نه تنها با یکدیگر ناسازگار نیستند، بلکه ریشه هر دو یکی است: دفاع از حق ملت.
کسی که به نام مبارزه با استبداد، دخالت بیگانه را توجیه میکند، نمیتواند مدعی دفاع کامل از حق ملت باشد.
و کسی که به نام دفاع از میهن، استبداد را توجیه میکند نیز نمیتواند مدعی دفاع از مردم باشد.
حق، گزینشی نیست.
نمیشود آزادی را برای یک روز مقدس دانست و روز دیگر به نام مبارزه با استبداد، آن را کنار گذاشت.
نمیشود استقلال را برای یک روز مقدس دانست و روز دیگر به نام دفاع از آزادی، اختیار کشور را به بیگانه سپرد.
حق ملت نه قابل تقسیم است، نه قابل معامله و نه قابل قربانی کردن پای هیچ قدرت و مصلحت سیاسی.
ملت ایران نه رعیت استبداد است و نه سرباز بیگانه.
نه باید فرمانبردار خودکامه باشد و نه پیرو ارباب خارجی.
سرنوشت ایران را نه استبداد باید تعیین کند و نه بیگانه؛ صاحب این حق، مردم ایراناند.
پس این دوراهی دروغین را از برابر ملت بردارید.
مردم را میان دو زنجیر مخیر نکنید.
نگویید برای آزادی باید وابستگی را پذیرفت.
نگویید برای استقلال باید استبداد را تحمل کرد.
ملت هم آزادی میخواهد و هم استقلال؛ هم حق تعیین سرنوشت میخواهد و هم حق پاسداری از میهن.
و هیچ قدرتی حق ندارد یکی را از او بگیرد و از او بخواهد برای داشتن دیگری سکوت کند.
نه استبداد را به نام میهن میپذیرم، نه وابستگی را به نام آزادی.
با هر دو میایستم؛ زیرا هر دو، هنگامی که حق ملت را پایمال کنند، در برابر آزادی و حاکمیت مردم قرار گرفتهاند.
اگر این سخن برای کسی خوشایند نیست، مشکل از سخن من نیست.
مشکل آنجاست که برخی، حقیقت را تنها تا جایی میپذیرند که به سود دیدگاه خودشان باشد.
اما حقیقت قرار نیست برای خوشایند ما تغییر کند.
حق ملت را نمیتوان میان «بد و بدتر» قربانی کرد.
ملت حق دارد آزاد باشد، مستقل باشد و خودش سرنوشت خودش را تعیین کند.
و من از این حق، بدون گزینش و بدون دوگانگی دفاع میکنم.
شاد باشید
