Select Page

چهاردهه قبل به دستور خمینی و مشارکت همگانی حاکمان جمهوری اسلامی از هر دو جناح، هزاران کمونیست و آزادیخواه و مخالف جمهوری اسلامی ظرف یک ماه مخفیانه اعدام شدند. اجسادشان با بولدوزر در بیابانهای خاوران زیر خاک مخفی شد و جمهوری اسلامی زندانها را به این طریق از زندانی سیاسی خالی کرد! این قتل عام، مابه ازإ داخلی قبول شکست و آتش بس در جنگ ایران و عراق و برای “پاک سازی” زندانها و ترساندن جامعه بود. چهاردهه  دهه قبل خاوران بیابان گمنام و متروکی بود که سران جمهوری اسلامی فکر میکردند، دور از چشم مردم میتوانند آثار جنایت و کشتارشان را در آنجا پنهان کنند. اما دیری نپایید و خیلی زود این محل توسط مردم و خانواده جانباختگان کشف و به گورستان کمونیست ها منصوب شد. بیابان متروکی که قرار بود مخفیگاه آثارشکل گیری حاکمیت اسلام باشد، توسط صدها و صدها خانواده ای که در زیر تله های خاک بدنبال باقیمانده اجساد عزیزانشان میگشتند، به محل همبستگی و اتحاد مبارزاتی تبدیل شد. از آن سال به بعد  مبارزه ای بی وقفه برای زنده نگاهداشتن خاوران، جانباختگانش و آرزوی به زیر کشاندن و به محاکمه کشاندن سازندگان این هولوکاست اسلامی در جریان است. هر سال مخفیانه و آشکارا علیرغم فشار قداره بندان اسلامی خانواده قربانیان و مردم در این محل اجتماع کرده و یاد عزیزانشان را گرامی داشته اند. خاوران آشویتس جمهوری اسلامی و نماد به محاکمه کشاندن سران جمهوری اسلامی و کیفر خواست مردم تشنه آزادی است. خاوران پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است. تقلاهای مذبوحانه و پنهانکاریهای ناشیانه جمهوری اسلامی برای گم و گور کردن آثار یکی از بزرگترین مقاطع جنایتکاری جمهوری اسلامی فایده ای نداشته و ندارد. خاوران پابرجا و پایدار یکی از مهترین سندهای جنایات جمهوری اسلامی است که سران جمهوری اسلامی باید در مقابل آن پاسخگو باشند.

جوانان و زندانیانی که تابستان ٦۷ در جوخه های اعدامهای جمعی و شبانه در دسته های صدها و دهها نفره با پیکرهای شکنجه شده به قتل رسیدند، جرمی جز مخالفت با شکل گیری همین حکومت فقر و خفقان اسلامی را نداشتند. اینها کمونیست ها و آزادیخواهانی بودند که در راه مقاومت در مقابل شکل گیری یک حکومت ضد بشری اسلامی جانباختند. خاوران از مراکز و بناهای مهم، بازگو کننده مقطع مهمی از تاریخ شکل گیری جمهوری اسلامی ایران و ایستادگی در مقابل آن و گورستان هزاران هزار جانباخته عزیز و گرامی راه سوسیالیسم و آزادی است. مبارزه ای که این عزیزان مبشر آن بودند، اکنون در ابعادی گسترده تر ادامه دارد.

بارها نوشتیم ” دور نیست آن روزی که سران جمهوری اسلامی به جرم کارنامه سراسر جنایات و ننگین همه دوران حاکمیتشان به سزای اعمالشان میرسند”. جمهوری اسلامی با بحرانهای مرکب و با معضلات لاینحل روبرو است. اگر چه در یکسال گذشته جنگ ویرانگر و ضد انسانی آغاز شده توسط تروریسم دولتی آمریکا و اسرائیل و موشک پراکنیهای متقابل جمهوری اسلامی در منطقه روند روبه گسترش اعتراضات گسترده و قدرتمند شدن جنبش سرنگونی را به حاشیه راند، اما چشم انداز فوران خشم و انزجار وسیع و عمیق کارگران و زنان و جوانان و توده مردم جان به لب رسیده، کابوس دایمی سران جمهوری اسلامی است. پتانسیل مبارزاتی جامعه ایران، قدرت و نیروی تعیین تکلیف قطعی با جمهوری اسلامی و پایان دادن به عمر ننگین آن است. در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی، سران این نظام مخوف اسلامی و همه قاتلان دهه خونین شصت و جانیان حاکم قبلی و کنونی هر روز انسان کش این نظام به سزای اعماشان خواهند رسید.

شهریور  ۱۴۰٥

***