برخی از این تجمعات اما به مراسم تقیبح حکم زندان حمیدرضا رسایی و انتقاد صریح از قوۀ قضاییه بدل شده و کافی است در نظر آوریم اگر دیگری همین نقد را به خاطر زندانیشدن چهرههایی چون مصطفی تاجزاده یا مصطفی مهرآیین بر زبان آوَرَد چه اتفاقاتی خواهد افتاد
سخنان تازه امیر حسین ثابتی نمایندۀ مجلس فعلی در حمایت از همکار زندانی خود – حمید رضا رسایی- حاوی طعنه یا اتهام به نمایندگان دیگر مجلسی است که با صفت “انقلابی” توصیف می شد و قرار بود کرسی نشستگان آنان با دقت و ابراز صلاحیت و در واقع انتخاب اولیه شورای نگهبان از هر خبط و خطا بری باشند.
هر چند به نظر میرسد اگر مجلس واقعا باز است او باید این موارد را در نطق و موضعگیری در مجلسی که به شکل مجازی فعالیت میکند اظهار کند نه در اجتماعات شبانه که هدف مشخص آن پیام به دشمنان خارجی و براندازان داخلی تعریف شده بود. به دشمنان خارجی از این حیث که گمان نبرند حاکمیت پشتوانۀ اجتماعی خود را از دست داده و به داخلیها تا 18 و 19 دی تکرار نشود و هزینه سنگینی متوجه نظام نشود.
برخی از این تجمعات اما به مراسم تقیبح حکم زندان حمیدرضا رسایی و انتقاد صریح از قوۀ قضاییه بدل شده و کافی است در نظر آوریم اگر دیگری همین نقد را به خاطر زندانیشدن چهرههایی چون مصطفی تاجزاده یا مصطفی مهرآیین بر زبان آوَرَد چه اتفاقاتی خواهد افتاد.
آقای ثابتی البته یک گام به جلو گذاشته فراتر گفته از آن که به جای زندانی شدن حمید رسایی نماینده مجلس حسن روحانی رییس جمهوری پیشین را محاکمه کنند (که چرا گفته برای ادامۀ جنگ همراهی همۀ مردم لازم است) یا چرا محمد جواد ظریف مشاورۀ دیپلماتیک میدهد (و عین نظرات امثال آقای خوشچشم در تلویزیون را تکرار نمیکند) بلکه گفته و در واقع ادعا کرده است: «چون نتوانستند رسایی را بخرند محکوم و زندانی شده زیرا به چشم دیده که در مجلس هر که قیمتی دارد و اگر نه همه که برخی قیمتی دارند و اگر اهل لابی بود به جای زندان بر سر سفره نشسته بود!»
این اتهام سنگین در حالی وارد آمده که شورای نگهبان در هر دوره نیمی از کاندیداهای نمایندگی مجلس و بالغ بر سه چهار هزار نفر شامل شخصیتهای سیاسی منتقد را رد صلاحیت میکند و از مجالس بعد از مجلس ششم به عنوان مجالس استصوابی یاد میشود هر چند اعمال نظارت استصوابی شدت و ضعف داشته و در مجلس دهم کمتر بوده است.
از نظر ما امیر حسین ثابتی -ولو به او رأی نداده باشیم- حق دارد در همۀ امور نظر بدهد و با زندانی شدن همکار و هم فکر خود هم کنار نیاید و برای خلاصیِ او بکوشد اگرچه تهمت و افترا به هیچ کس جای توجیه ندارد و فارغ از این که برای اتهامی که به برخی از همکاران خود وارد میسازد مدارکی دارد یا نه اما چه درست گفته باشد و چه نادرست، مُهر بُطلانی است بر نظارت استصوابی شورای نگهبان و مهر اِبطال هم نباشد علامت سؤال بزرگی است در مقابل آن.
چون اگر راست باشد، صوابدیدِ شورای نگهبان کارگر نیفتاده زیرا از غربال آن نامزدهایی گذشتهاند که حسب اظهار آقای ثابتی «هر یک قیمتی دارند» و اگر ناراست باشد باز هم صوابدیدِ شورای نگهبان کارگر نیفتاده چون خود او هم از این غربال گذشته که با صافی گذشتههای دیگر قرابتی ندارد و باز تدبیر همکاران آقای جنتی کارگر نیفتاده چون آقای ثابتی از منفذ عبور کرده! قبل از او هم حمید رسایی البته.
آقای ثابتی همچنین جانشین آقای رسایی در هیأت نظارت بر مطبوعات شده که یکی از 7 کرسی آن به نمایندهای از مجلس اختصاص دارد و اگر مطبوعهای همین جملۀ آقای ثابتی را از طرف خود یا گویندهای دیگر تیتر کند که «هر نمایندهای قیمتی دارد» یا « رسایی به زندان رفت چون لابی نکرد» چه بسا مصداق اهانت به دو قوه مقننه و قضاییه تلقی و به آن تذکر داده شود.
با این همه میتوان تبعات مثبتی هم بر سخنان او متصور بود. نخست اینکه در هیأت نظارت ذرهبین برنمیدارد و مانند سَلَف خود خواستار برخورد با هر نظر مخالف نمیشود.
دوم این که برای تجمعات شبانه تدبیری اندیشیده شود زیرا قرار نبود ذیل عنوان فراگیر “امت مبعوث” به جای اعلام همبستگی ملی در قبال تجاوز خارجی، میتینگ سیاسی در حمایت از رسایی و علیه آقایان قالیباف و محسنی اژهای برگزار شود و داستان، دیگر محدود به پزشکیان و روحانی و ظریف هم نیست.
