Select Page

فکر کنم ژنرال پاتون (یکی از افسران ارشد در جنگ جهانی دوم) گفته ای دارد به این مضمون «رزمنده ای حرفه ایست که با آخرین گلوله در آخرین نبردِ آخرین جنگ بخاک بیفتد»

امروز رسانه ها از صدور بیانیه اوجالان – رهبر پ.ک.ک. که سالهاست در اسارت به سر می برد – شوک شده و بیانیه تبدیل به خبر نخست آنها شده است. در بخشی از بیانیه آمده: «از همه گروهها دعوت می کنم که سلاح را زمین بگذارند و من مسئولیت تاریخی آن را برعهده می گیرم. از حزب کارگران کردستان می خواهم که یک کنفرانس عمومی را برگزار و تصمیم برای انحلال خود را اتخاذ کند….. زبان عصر، صلح است و جامعه دموکراتیک نیاز به توسعه دارد. راهی جز دموکراسی و گفت وگوی دموکراتیک وجود ندارد و بقای جمهوری جز از طریق دموکراسی برادرانه ممکن نیست….»

آیا این بیانیه در میان کُردها استقبال می شود یا نه، در چند روز و هفته آینده مشخص می شود. ظاهرا کُردهای سوریه از این بیانیه فاصله گرفته و آنرا مساله ای داخلی برای کُردهای ترکیه ارزیابی کرده اند.

سوالی که این بیانیه پیش می آورد اینست که آیا دولت و نظامی که با «سرکوب»، بمثابه تنها ابزار و روش به خواست های بحق ستمدیدگان پاسخ می گوید، می تواند درک درستی از «زبان صلح» داشته باشد؟

از کُردهای ترکیه دور شده و به خودمان نظری بیندازیم.

فرض کنیم که نیروهای رادیکال مسلح که با موجودیت ج.ا. در مصاف هستند، بیانیه صادر کرده و خواهان به زمین گذاشتن سلاح شوند، و گامی فراتر برداشته و برای «انحلال» نهاد فراخوان دهند. آیا ج.ا. اصولا می تواند درک مشخص و دوراندیشانه ای از «زبان صلح» داشته باشد، در زمانی که نمی تواند با شیرزنان ایران صلح جویانه برخورد کرده و بخاطر تکه ای پارچه بر سر، زنان را به اسارت گرفته و شکنجه می کند؟

سرنوشت توده و اکثریت پاسخ به این سوال است.