در تماسی که با دوستان داشتم، دو نکته برایم برجسته شد، که تلاش می کنم در این نوشتار به آن بپردازم.
یکم: آنچه در خیزش 404 رقم خورد، انقلاب را برای دهه ها به تأخیر خواهد انداخت.
دوم: خیزش 404 خیزشی همگانی نبود، هرچند که خیزشگران در سراسر ایران مورد هجوم وحوش وابسته به ج.ا. قرار گرفته، و کشتار سراسری بود.
می خواهم با سه نقل قول به این مبحث ورودکنم.
نخست: مسعود رجوی – ۳۰ دی ۱۴۰۴
«در مصاف با دیکتاتوری و وابستگی، برای آزادی و استقلال ایران شاه و شیخ گزیده، هیچ نیازی به دخالت خارجی و مداخلهٔ نظامی نیست، سلاحهای مجاهدین خلق را برگردانید کفایت است، سلاحهایی که در ۱۰۰رشته عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران، از رژیم خمینی در جنگ ضدمیهنی با شعار فتح قدس از طریق کربلا، به غنیمت گرفته شده و در واقع متعلق به مردم ایران است، بقیه سلاحها و تجهیزات را هم با پول و کمکهای هموطنان خریداری کردیم و اسناد آن موجود و منتشر شده است.»
دوم: مصاحبه مریم رجوی
«رهبر اپوزیسیون ایران، مریم رجوی، هشدار داد که تشدید خشونتهای جمهوری اسلامی علیه معترضان، نشانه فشاری است که بر رژیم وارد شده است، نه نشانه فروپاشی قریبالوقوع آن. او تأکید کرد که تهران نه با مداخله نظامی خارجی و نه صرفاً با فشار بیرونی سقوط خواهد کرد بلکه این کار تنها از طریق یک مقاومت سازمانیافته و سراسری که قادر به درهم شکستن نیروی سرکوبگر رژیم باشد، امکانپذیر است.
رجوی در گفتوگویی اختصاصی با برایتبارت نیوز گفت تحولات اخیر نشان داده است که هرچند حاکمان روحانی ایران بیش از پیش آسیبپذیر شدهاند اما صرف تضعیف آنان بهخودیخود به سرنگونی رژیم منجر نخواهد شد.»
سوم: موضع رضا پهلوی در مصاحبه با سی ان ان، در پاسخ به دخالت نظامی
“There is no other way to help our people who facing this level of brutality that the regime has exerted against them.”
“با توجه به سبوعیتی که رژیم علیه مردم نشان داده، راه دیگری وجود ندارد”.
تبعات خیزش 404
برخلاف رضا پهلوی که همیشه بر نافرمانی مدنی متکی بر تغییر نظام بدون توسل به سلاح و خشونت تأکید داشت، مجاهدین و در رأس همه، مسعود رجوی، بر مونوئیسم استراتژی برای سرنگونی تأکید داشته و تأکید می کرد که می بایست سر مار را زد.
وی این گفته را پس از حمله اسرائیل به ایران و کشته شدن رئوس نظامی سپاه و ارتش، تکرار کرد. بسیاری از همان زمان که این نقل قول در رسانه های وابسته به مجاهدین بازتکثیر شد، بر این امر تأکید داشتند که به نظر آنها، منظور مسعود رجوی، دخالت نظامی برای معدوم کردن خامنه ای بود، چرا که غرب، و در رأس آن آمریکا، حداکثر فشار اقتصادی/مالی را بر نظام آورده بود، و حتی وابستگان به ج.ا. در منطقه از جمله حماس و حزب الله و اسد و سوریه را هم از گردونه عملیاتی خارج کرده، اما به نتیجه نرسیده؛ بنابراین تنها معنی زدن «سرمار»، حذف فیزیکی خامنه ای است.
شاید بتوان این تحلیل را پس از پیام مسعود رجوی 30 دیماه، و پس از سرکوب خیزش 404، بگونه متفاوتی ارزیابی کرد. ” هیچ نیازی به دخالت خارجی و مداخلهٔ نظامی نیست، سلاحهای مجاهدین خلق را برگردانید کفایت است…” وی در این پیام و برای زدن «سرمار»، از آمریکا و دیگر نیروهای ائتلاف که مجاهدین را پس از اشغال عراق «خلع سلاح» کرده بودند، می خواهد که همان سلاح ها را به مجاهدین بازگردانند.
این درخواست بدون شک با مشکلات عدیده روبرو خواهد شد.
- آمریکا و شرکاء اگر قرار بود که تسلیحات ضبط شده را بازگردانند، آنرا در روز نخست ضبط نمی کردند.
- حتی اگر به این جمع بندی رسیده باشند که سلاح ضبط شده را بازگردانند، مشخص نیست که به کدام منطقه جغرافیایی باید برگردانند. از اشرف و لیبرتی دیگر اثری نمانده، و دولت حاکم بر عراق، آن دولتی که اجازه تشکیل ارتش آزادیبخش را داد، نیست.
- بخشی از تسلیحات ضبط شده، ادوات رزمی سنگین، از جمله تانک بودند. این تانک ها از کدام مسیر می بایست وارد منطقه مورد نظر مجاهدین شده، و در اختیار مجاهدین قرار بگیرند.
- ج.ا. در خیزش 404 ثابت کرد که برای بقا حاضر است شهروند مسلح و غیر مسلح را به رگبار تیربار ببندد. برای لحظه ای تصور شود که اینبار خیزشگران با تانک وارد صحنه شوند. آیا شکی خواهد بود که وحوش ج.ا. تمامیت جمعیت یک شهر را به زیر آتش نخواهند گرفت؟
- ادامه داده می شود که « بقیه سلاحها و تجهیزات را هم با پول و کمکهای هموطنان خریداری کردیم ». آیا منظور اینست که قرار است تانک و تسلیحات مورد نیاز در پروسه نبرد با ج.ا.، از آمریکا خریداری شود؟
مریم رجوی در پیام خود پس از رد تأثیرگذاری دخالت نظامی خارجی و امر فروپاشی نظام تأکید می کند « این کار [سرنگونی] تنها از طریق یک مقاومت سازمانیافته و سراسری که قادر به درهم شکستن نیروی سرکوبگر رژیم باشد، امکانپذیر است.» در این پیام، مریم رجوی بر چند نکته تأکید دارد:
- سرنگونی می بایست سازمانیافته باشد
- خیزش باید سراسری باشد
- نیروی سرکوبگر سپاه پاسداران (و نه ارتش) است «مقاومتی که قادر به رویارویی و غلبه بر یکی از خشنترین دستگاههای سرکوب در جهان امروز (سپاه پاسداران) هست».
حال به استراتژی مسعود رجوی بازگردیم و این دو نکته که که خیزش می بایست سازمانیافته و سراسری باشد. برای سراسری کردن ارتش آزادیبخش و مسلح کردن این ارتش در سراسر ایران، امکاناتی لازم است که در وسع و توان سازمان مجاهدین نیست. بدون شک، اگر میز بچرخد و مردم خیزشگر بتواند پادگان ها را تسخیر کنند، پارامتر تسلیح ارتش آزادیبخش به شکل متفاوتی رقم خواهد خورد. اما از واقعیت دور است. در خیزش 404، خیزشگران نتوانستند به اندازه لازم و کافی کلانتری های درون شهری را تسخیر کنند، چه برسد به پادگان نظامی، مگر اینکه از ما بهتران وارد میدان شده و در امر تسلیح کردن قوای خیزشگر یاری رسانی کنند که با خواست مریم رجوی و مسعود رجوی مطابقت ندارد.
تنها شخصیتی که علنا از دخالت نظامی اجنبی حمایت می کند و از آن شرمسار نمی شود، رضا پهلوی است. وی پشت کشتار خیابانی 404 پنهان شده و می گوید که “با توجه به سبوعیتی که رژیم علیه مردم نشان داده، راه دیگری وجود ندارد”. به زبانی دیگر، وی خوشحال می شود که رژیم از درون بپاشد، و در خلأ قدرت و نبود ساختار حکومتی، همچون پدر تاجدارش پس از کودتای 28 مرداد، و یا خمینی، وارد کشور شده و روی فرشی از خون مبارزین و مجاهدین به مسند قدرت تکیه زند. اما اگر این سناریو ممکن نشود، سناریو دخالت اجنبی «تنها راه» است.
واقعیت دوم اینکه، وی از حمایت 150000 نفری پرسنل سیاسی، نظامی و مدنی دست اندرکار در نظام حاکم صحبت می کند. همانهایی که تاکنون بر گُرده خلق ستمدیده سوار بوده و ارتزاق می کرده اند، و حال می خواهند با تغییر غیر محسوس بر موج دیگر سوار شده و به سرکوب و چپاول ادامه دهند. اما اگر این حداقل را نادیده بگیریم، در خیزش 404 ثابت شد که رضا پهلوی توان مدیریت یک خیزش همگانی، ملی و آزادیخواهانه را ندارد. وی از همان لحظات نخست خیزش 404 بر امر حمایت اسرائیل و آمریکا تأکید داشت، و سپس از ترامپ و دیگر اجانب می خواست که هرچه سریعتر، و پیش از اینکه دیر شود، با دخالت علنی، جریان را به نفع رضا پهلوی بچرخانند.
به این درخواست برای کمک، ترامپ چنین پاسخ داد «کمک در راه است».
اخبار کنونی حاکی از آنست که اجانب از دو سوی می خواهند مبارزات 47 ساله خلق ستمدیده را سر ببُرند.
- نزدیک به 7000 داعشی از سوریه به مرز های نزدیک به ایران در عراق گسیل شده اند.
- تعدادی از پرسنل بریتانیایی و آمریکایی پادگان ها در قطر و امارات را ترک کرده و به عراق و قبرس نقل مکان کرده اند.
- «ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن و گروه ضربت آن، شامل ناوشکنها، جنگندههای اف-۳۵ و دیگر جتهای جنگنده و هواپیماهای جنگ الکترونیک، در حال حرکت از دریای جنوبی چین به سمت غرب و خلیج فارس هستند.»
ساده اینکه:
- غرب به دنبال بازگرداندن سلاح به مجاهدین نیست، و استراتژی ارتش آزادیبخش را در راستای منافع خود نمی بیند، چنانکه دیدیم چگونه پس از مطمئن شدن از تحکیم قدرت در سوریه، کُردها را مجبور به عقب نشینی، خلع سلاح و پیوستن به ارتش سوریه کرده است.
- آمریکا و شرکاء از ناتوانی های رضا پهلوی برای اداره حکومت آگاه هستند، و فعلا از وی بعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف طولانی مدت خود استفاده می کنند.
- اگر غرب و بخصوص آمریکا بخواهد قراردادهای تریلیونی با عربستان و قطر و… جنبه واقعی بگیرد، لازم است که تغییر از درون نظام رقم بخورد (ج.ا. مارک2)، و اشغال برخی از جزایر متعلق به ایران از جمله جزیره فارس، و جزایر سه گانه در دستور کار قرار بگیرد، تا بتواند گلوگاه استراتژیک ایران (فعلا ج.ا.) را برای همیشه در اختیار گرفته، و پیشرفت ژئوپلیتیکی چین و روسیه به خاورمیانه را زیر نظر داشته باشد.
- در اینجا، به عمد، به چند پاره کردن ایران نمی پردازم.
- آیا آنچه در پیش روی ما در حال رخ دادن است، می تواند امر سرنگونی آزادیخواهانه را برای دهه ها به تعویق بیندازد؟ شاید!
این مبحث به درک رهبران سیاسی مطرح در طیف سرنگونی طلبان باز می گردد که تا به چه حد می خواهند برای تشکیل جبهه آزادیخواهان سرنگونی طلب در اسرع وقت اقدام کنند.
دیرکرد در تشکیل چنین جبهه ای، بدون شک، به نفع استثمارگران خواهد بود، چرا که قرار است بنی امیه به بنی عباسیه تغییر شکل دهد.
جهاخواران به دنبال چه هستند؟
آنچه در چند ماه اخیر در ایران رخ داد، جنگ 12 روزه، خیزش شگفت انگیز سراسری، و جنایتی که در خیابان ها رقم خورد، حاکی از یک واقعیت است. این تحولات خودبخودی، خودجوش و بر حسب اتفاق رخ نداده اند.
در جنگ 12 روزه، ساختارهایی که می توانست تهدید فوری ایجاد کند منهدم شد. در خیزش سراسری، اتحاد ملی در راستای دفاع از تمامیت ارضی و مخالفت شدید با دخالت نظامی اجنبی، با کشتار سبوعانه دشمن کمرنگ شد. جامعه به دو دسته تقسیم شد. آنها که می خواهند این نظام را با دست توانای فرزندان خلق ساقط کنند، و آنها که صبرشان لبریز شده و هر اقدامی برای ساقط کردن این نظام پذیرفتنی است، مخصوصا که حس انتقام پس از ریخته شدن خون در خیابان، توانمندی ارزیابی را از بسیاری ربوده است. و سرانجام، انتخابی که بر سر راه حکومت اسلامی گذاشته خواهد شد. یا جنگ و سقوط خونبار، و یا چرخش قهرمانانه به سمتی که جهانخواران تعیین خواهند کرد.
با توجه به انتخابات میاندوره ای در آمریکا، و پایان دوران جولان ترامپ از 2027 به بعد، تحولات در ایران می بایست هرچه سریعتر به یک نقطه تعیین کننده و ملموسی برسد؛ چرا که جنگ فرسایشی در منطقه می تواند جناحی از سیاسیون در آمریکا و اروپا را از ادامه جنگ منصرف کند. به هر روی، جنگ کوتاه مدت، و یا فرسایشی به نفع منافع ملی، و روند سرنگونی نخواهد بود. تصور اینکه، جنگ، با هر شدت و حدتی، می تواند به تغییر صوری، و یا فروپاشی نظام بینجامد درک غلطی از بوده ها و نبوده ها در صحنه سیاسی ایران است. جنگ فرسایشی بدون شک تبعات منفی نه تنها برای ایران و روند سرنگونی خواهد داشت، بلکه منطقه و استثمارگران را هم به اهداف کوتاه مدت نزدیک نخواهد کرد.
باورمندان به «تغییر بنی امیه به بنی عباسیه»، بر این باورند که رضا پهلوی در کنار جنبش مدنی در داخل کشور، و باورمندان به «گذار از ج.ا.» می تواند کارت برنده باشد، تنها به شرطی که رضا پهلوی بتواند از کرسی دفاع از دخالت اجانب دست برداشته، و با تکیه به کثرت گرایی، این تغییر مورد دلخواه را رقم زند؛ هرچند که اکثرا بر این باورند که رضا پهلوی توان مدیریت در سطح کلان، تدوین استراتژی برای تغییر در چارچوب ذکر شده را ندارد، و دور نخواهد بود که باورمندان به گذار از ج.ا.، و جنبش مدنی فاصله خود را از رضا پهلوی زیاد کنند.
بدون شک تبعات این دوری و فاصله، ایران و جامعه سردرگم را به نقطه پیش از خرداد 1404 بازخواهد گرداند.
در اینجا توجه به جملات مریم رجوی شایان توجه است. وی می گوید «این ترکیب [شورای ملی مقاومت] امکان میدهد که حاکمیت از دیکتاتوری به مردم ایران «بهشکلی منظم، آرام و مبتنی بر قانون، بدون آشوب یا هرجومرج» منتقل شود.»
این همان خواستی است که غرب به دنبال آنست. تغییر «بهشکلی منظم، آرام و مبتنی بر قانون» و البته «بدون آشوب یا هرجومرج». اما عملیاتی شدن این خواست زمانی جامه عمل می پوشد که ایران درگیر جنگ، و یا زد و خوردهای مسلحانه بین حامیان نظام و سرنگونی طلبان نباشد.
مهمتر اینکه، برای ورود به این پروژه، نیروهای سرنگونی طلب مسلح، به تبلیغات رسانه های اجانب محتاجند. در حالیکه، در سه هفته اخیر مشاهده شد که این رسانه ها تنها به آنتنی کردن رضا پهلوی بسنده کرده و اصولا از نقش آفرینی کانون های شورشی در این سه هفته تعمدا خوددداری کردند، به زبانی ساده تر، جهان ستمگر ترجیح می دهد با همین نظام به یک سری توافقات برسد تا سرنگونی را از مسیر خیابان ها و توسط فرزندان خلق مشاهده کند.
شاید به همین دلیل مریم رجوی تأکید می کند «بنابراین سقوط خودبهخودی در کار نخواهد بود. و لازمه سرنگونی رژیم نیز، درهمشکستن سپاه پاسداران توسط قیام و مقاومت سازمانیافته است. »
این نظام سرنگون نمی شود مگر به دست خلق و فرزندان خلق، آنهم با تشدید شورش های اجتماعی زیر چتر حفاظتی نیروهای رادیکال مسلح. این بایست را باید از حلقوم استثمارگران و ایادیش بیرون کشید.
شاد باشید
علی ناظر
5 بهمن 1404
25 ژانویه 2026
