تفاهمنامه میان دولت آمریکا و رژیم ایران روز چهارشنبه ۲۷ خرداد توسط دونالد ترامپ در حالی که در کاخ ورسای میهمان ضیافت شام امانوئل مکرون بود امضا و مسعود پزشکیان نیز آن را همزمان امضا کرد. این لحظه در حیات ننگین نظام جمهوری اسلامی به عنوان روز «تفاهم» با آنانی است که فرمان قتل خلیفه دوم و دهها کارگزار درجه اول او و پیش از آن دستور قتل قاسم سلیمانی را صادر کردند، به ثبت خواهد رسید. این سند پیش از آن در روز یکشنبه ۲۴ خرداد به صورت دیجیتال توسط جی دی ونس، معاون ترامپ و محمدباقر قالیباف، رئیس بهارستان اشغال شده امضا شده بود.
شورای عالی امنیت رژیم در بیانیه ای رسیدن به توافق برای پایان جنگ با آمریکا را تایید کرد. به گزارش رسانه های حکومتی، در این بیانیه آمده است: «به دنبال یک دوره مذاکرات دشوار و فشرده چند ماهه، و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی [بخوانید ولایت فقیه]، متن یادداشت تفاهم در خصوص مذاکرات پایان جنگ (مذاکرات اسلام آباد) میان ایران و آمریکا در شامگاه ۲۴ خرداد ماه» نهایی شد. پیش بینی می شد که رئیس جمهور آمریکا که بارها از توافق با حاکمان ایران صحبت کرده بود، بیش از هر کس دیگر ابراز خوشحالی کند.
پزشکیان ضمن قدردانی از قالیباف و عراقچی گفت: «مصوبه شورای عالی امنیت ملی ملاک عمل است و هر آنچه مورد تایید و صلاحدید رهبر معظم انقلاب قرار گیرد، برای همه ما لازم الاتباع خواهد بود. حتی اگر نظر شخصی بنده متفاوت باشد، خود را موظف به تبعیت از تصمیم نهایی نظام میدانم؛ چراکه معتقدم ایشان براساس دوراندیشی و همفکری با عقلای کشور و در نظر گرفتن مصالح و منافع ملت تصمیم خواهند گرفت نه تحت فشار جریانهای سیاسی خاص.» (ایرنا، یکشنبه ۲۴ خرداد) پزشکیان به افراد باند «پایداری» که در گردهمآییهای حکومتی شبانه خواستار «اعدام» مذاکره کنندگان شده بودند، تاخت و گفت: «مایه تأسف است که افرادی که در چارچوب مأموریتهای رسمی و با هدف صیانت از منافع ملی و عزت کشور [بخوانید امنیت نظام] در حال انجام وظیفه هستند، با برچسبهایی نظیر خیانت یا وطن فروشی مواجه شوند.» (همان منبع)
پاسدار قاآنی، سرکرده سپاه تروریستی قدس گفت: «فرقی بین تیم مذاکره کننده ما و بچه هایی که پای لانچر بودند نیست و جنس شان از جنس مقاومت است…. از تیم مذاکره کننده به خصوص برادر عزیزم سردار قالیباف متشکرم، تیم مذاکره کننده طوری با اقتدار برخورد کردند که ترامپ به لرزه افتاد.» (دنیای اقتصاد، سه شنبه ۲۶ خرداد)
پاسدار مجید موسوی، سرکرده هوافضای سپاه پاسداران، هم در پیامی از مردم [بخوانید بسیجیان و اوباش] خواست که «نه یک گام جلوتر و نه یک گام عقبتر بلکه همراه با ولی خویش باشید… گوش به فرمان ولایت بوده و از هر کلامی که اتحاد مقدس شما را به خطر میاندازد دوری نمایید.» (تسنیم، یکشنبه ۲۴ خرداد)
پاسدار محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ولایت فقیه و پاسدار علی عبداللهی، سرکرده قرارگاه خاتمالانبیا نیز «دست به ماشه» از توافق روز یکشنبه حمایت کردند.
نرمشها، پیچشها و طنازیهای پدر برای پسر
یک روز پس از تفاهمنامه ترامپ-پزشکیان، ولی فقیه نظام با تقلید از پدرش، سیاست گریز از مسئولیت را پیش گرفت و طی بیانیه ای کوتاه چنین اعلام کرد: «همانگونه که مطلع شُدید، تفاهمنامه ای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده می کرد.
بنده علی الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهِ آن را صادر نمودم. ایشان [پزشکیان] همچنین تصریح کرده اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت.
از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود…. سید مجتبی حسینی خامنهای، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵». (رسانه های حکومتی)
این که ولی فقیه «علی الاصول» نظر دیگری داشته، رویداد جدیدی در ولایت خامنه ای نیست. برخلاف خمینی که مسئولیت تصمیمات اش را می پذبرفت، علی خامنه ای همواره در مسایل حساس از پذیرش مسئولیت شانه خالی می کرد تا راه برای «دلبری» از «اراذل و اوباش» ولایت اش باز باشد. اکنون خلیفه سوم با سُفلِه پَروری همین شیوه را پیش گرفته است. به دنبال انتشار اطلاعیه مجتبی خامنه ای، همهِ کارگزاران نظام از ریز و درشت اعلام بیعت مجدد با ولی امر خود کردند و صد البته راه خود را ادامه دادند. در بیانیه مجتبی از واژه «حضوری» هم استفاده شده که به معنی اجازه «مذاکره حضوری» به تیم قالیباف است. تمرکز بر اجازه مذاکره حضوری نشان می دهد که این ترامپ نیست که به گفته سرکرده سپاه تروریستی قدس به «لرزه» افتاده، بلکه این کارگزاران ولایت خامنه ای هستند که با وجود تعریف و تمجیدهای مشمئزکننده ترامپ از آنان، به ویژه از آیت الله یکشَبِه، با لکنت زبان درخواست مذاکره می کنند و این رژیم ولایت فقیه است که بدون تردید با چراغ سبز خلیفه دوم تن به مذاکره مستقیم می دهد.
بدین ترتیب آن «نرمشها و پیچشها و طنازیهایی» که ولی فقیه دوم از روحانی انتظار داشت، اکنون ولی فقیه سوم آن را در مذاکره حضوری پیش خواهد بُرد. علی خامنه ای در روز شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، در دیدار حسن روحانی و اعضای هیأت دولتش گفت: «حفظ جهت گیری و روحیه انقلابی و دینی در دیپلماسی مهم است. باید در مسائل دیپلماسی به انقلاب خود افتخار کنیم و … ضمن اینکه این کار با استفاده از نرمشها و پیچشها و طنازیهای هنر دیپلماسی منافاتی ندارد.»
بنزین بر زباله های خشک
به دنبال بیانیه ولی فقیه، آخوند محمود نبویان از چهرههای نزدیک به جبهه پایداری ، نایب رئیس کمیسیون امنیت بهارستان اشغال شده، با یک موضع گیری علیه دولت پزشکیان، بر آتش جدالهای درون نظام بنزین پاشید و به شورش پیشا توافق دامن زد. او در برنامه زنده شبکه خبر، بخشهایی از سندی را خواند و آن را از مکاتبات ولی فقیه با هیات مذاکره کننده معرفی کرد. نبویان بخشهایی از حرفهای مجتبی خامنه ای در مراحل مختلف را مخالفت با روند مذاکرات دانست. پیش از آن که نبویان وارد جزئیات سند مربوط به ولی فقیه شود، به شکل ناگهانی برنامه قطع شد و صدا و سیمای ولی فقیه ضمن عذرخواهی از «مخاطبان» اعلام کرد که این سخنان از «اسناد و مکاتبات طبقه بندی» و «ناقص و مخدوش» بیان شده که «قابل پیگرد قضایی» است. همزمان خبر استعفای مدیرکل شبکه خبر هم اعلام شد.
اما نبودیان به یک باره و «پابرهنه وسط» حرف ولی فقیه ندوید. پیس از «تفاهم» جدال درون نظام اوج جدیدی گرفته بود.
ویدئویی از مخالفت شماری از سیاه لشکریان حکومت منتشر شده که در آن شعار «عراقچی بی غیرت، اعدام باید گردد.» سر داده می شود. در تجمعهای شبانه به ویژه در شامگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ (شنبه سیاه) در میدان ابنسینا تهران، تلاطم أمواج بحران درونی خودنمایی کرد. در این شب شعارهای «قالیباف عراقچی پس خون رهبرم چی؟» و «مرگ بر عراقچی، بی شرف سازشکار و نفوذی» به وفور سر داده شد.
روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران در شماره روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ به دچار شدن گردهمآئیهای شبانه به «فتنه» هشدار داده و نوشت: «با طولانی تر شدن حضور مردم [بخوانید بسیجیها] در خیابانها پس از سه ماه اما، اجتماعات پرشور و حماسی مردمی [بسیجی] نیز مصون از آفتها نماند. فراتر از برخی ایدههای بحث برانگیز در برگزاری مراسم و کارناوالها ذیل اجتماعات…، حالا بعضی اختلاف افکنیهای داخل به میان تجمعات میادین خزیده. در بعضی تجمعات تهران و خصوصاً شهرستانها… برخی سخنرانان با ندیده گرفتن اوامر رهبر انقلاب در حفظ وحدت و تبدیل نکردن اختلافات موجه و حتی ناموجه، اقدام به پراکندن بذر انشقاق و تفرقه در میان مردم [بخوانید اراذل و اوباش] میکنند.
ارکان و نهادهای تصمیمگیر نظام را به کلی زیرسؤال برده و حتی تهدید به خراب کردن مجلس و وزارت خارجه بر سر مسئولان آن میکنند! خواستار انحلال شورای عالی امنیت ملی میشوند و بهجای پرداختن به شکستها و رسواییها و دروغهای دشمن، نوک پیکان حملات را به سوی مسئولان دولت، تیم مذاکره کننده و حتی فرماندهان نظامی میگیرند. به نقض آتشبس کنایه می زنند گویی که اینان خود تنها کسانی اند که متوجه این مسائل شدهاند و فرماندهان از جان گذشته ما، ملاحظات جنگی را نمیفهمند. رهبری مقتدر کشور را ضعیف و بی اختیار و بی اطلاع جلوه میدهند و همه مسئولانی که در شدیدترین خطرات امنیتی مشغول تمشیت امور هستند، خائن و تسلیم شده معرفی میکنند.»
در ژرفای کلماتی که رسانه وابسته به سپاه روی کاغذ به ثبت رسانده، خصلت گردهمآئیهای مضحک حکومتی بیشتر بر ملا می شود. از قَضا «سِرکَنگبینی» که قرار بود درمان دردهای نظام باشد، تحت فشار واقعیتهای انباشت شده در اعماق جامعه، بحران را شعله ورتر کرد.
مذاکره در اقامتگاه زیبای بورگن اشتوک برای پایان یک جنگ کثیف و ویرانگر
امضای تفاهمنامه و بیانیه ولی فقیه راه را برای مذاکره حضوری و مستقیم باز کرد. روز یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، جی دی ونس و محمدباقر قالیباف، با حضور میانجیگران (پاکستان و قطر) در اقامتگاه زیبا و کوهستانی بورگن اشتوک سوئیس مذاکرات برای اجرایی کردن مواد تفاهنامه را آغاز کردند. جنگ میان حزب الله و دولت فاشیستی نتانیاهو همچنان گِرِه کور این مذاکرات و تنگه هرمز ابزار باج خواهی رژیم ایران است.
در همین روز و در تهران پزشکیان، به مناسبت تشکیل بسیج اساتید در دانشگاه تهران سخنرانی کرد و در جواب اعتراض شماری از حاضران گفت: «همه امضا کردهاند که این راه را باید برویم. حالا هر کسی می خواهد تفرقه ایجاد کند، این گوی و این میدان…. فرمانده قرارگاه [خاتم الانبیاء]، فرمانده ارتش و سپاه، و نهادهای امنیتی همه بودند و همه یک حرف زدند و همه متحد بودند و همه آن چیزی را که میخواستیم عمل کنیم را امضا کردند.»
(بی بی سی) این سخنان پس از بیانیه ولی فقیه نشان می دهد که این بیانیه «علی الأصول» مزورانه و چراغ سبر کامل و غلیظ به پزشکیان است.
در سوی آمریکا
در طرف مقابل؛ به گزارش روز سه شنبه ۲۶ خرداد رادیو فردا، دونالد ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه و دیدار با تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، رهبران جدید در ایران را «منطقیتر»، «باهوش تر» و «کمتر افراطی» خواند و به خبرنگاران گفت: رهبران قبلی که «غیرمنطقی» بودند از بین رفتهاند. او اضافه کرد که هیچ وقت به تغییر رژیم در ایران توجه نداشته است. این نکته در حرفهای رئیسجمهور آمریکا، بیان حقیقتی است که سیاست دولت آمریکا، به خصوص در دوره اخیر را به طور کامل روشن می کند. ترامپ همچنین درباره رابطه با اسرائیل گفت که اگر او نبود اسرائیل هماکنون وجود نداشت و «از زمین محو» شده بود.
جی دی ونس، معاون اول رئیس جمهور آمریکا روز یکشنبه ۲۴ خرداد به شبکه خبری فاکس گفت که توافق با ایران این پتانسیل را دارد که «خاورمیانه را برای ۵۰ سال آینده به طور اساسی متحول کند. این منطقه از جهان در تمام عمرم و حتی بیشتر از آن، یک منطقه تنشزا بوده است… ساختن دوران جدیدی از رفاه و موفقیت در خاورمیانه امکانپذیر خواهد بود؛ جایی که رک بگویم می توانیم از آن منطقه رفاه زیادی برای مردم آمریکا ایجاد کنیم.»
این رک گویی پرده ها را به میزانی کنار می زند، چرا که به درستی هدف نه رهایی مردم خاورمیانه که منافع قدرت در آمریکا بیان می شود. اما کارگزاران حاکم بر ایران که با جنگ افروزی زندگی مردم را تباه کرده اند، حاضر به گفتن اندکی از حقیقت نیستند تا روزی که در جایگاه متهم برای جنایت علیه بشریت در دادگاه عادلانه محاکمه شوند.
مهدی سامع
منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۳، دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ – ۲۲ ژوین ۲۰۲۶
