Select Page

 

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاور‌شناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه

ا. م. شیری- آنچنان که از شواهد پیداست، هاری امپریالیسم آمریکا به درجۀ جنون رسیده است. بطوری که نه تنها زیرساخت‌های ایران و پروژه‌های جهانی چین و روسیه را، حتی منافع کل جنوب جهانی را هدف حملات تروریستی خود قرار می‌دهد. با این حال، نمی‌دانم حاکمان ایران که از بیست و چند سال پیش به بیماری مزمن «مذاکره» با آمریکا مبتلا شده‌اند، چرا برای معالجۀ خود در پی درمان و دارو نیستند. هیچ جانداری به حکم غریزه، از یک محل خطرناک دو بار عبور نمی‌کند. اما حیرت‌آور است که مقامات جمهوری اسلامی مداوم در باتلاق مذاکره بی‌هیچ نتیجه دست و پا می‌زنند. آقایان، چرا برای این کشور و ملت نجیب هزینه می‌تراشید؟ مگر سفرهای پیاپی «مذاکره‌کنندگان» با ماچ و بوسۀ رایگان انجام می‌شود؟ «مرگ یک بار، شیون یک بار»! ولذا، یا از ما (مردم حاضر در صحنه) بخواهید برای خروج از لجن‌زار مذاکره کمک‌تان کنیم و یا رسماً و علناً پرچم سفید تسلیم در برابر آمریکا برافرازید و تمام کنید!    ‌

*-*-*

آمریکا به «جاده ابریشم جدید» ضربه زده است، پُل راه‌آهن آق‌قلعه تا حدی تخریب شده است.

بامداد ۹ ژوئیه، نیروی هوایی آمریکا با شلیک موشک‌های کروز، پل راه‌آهن راهبردی آق‌قلعه واقع در مسیر «شاخۀ شرقی» گذرگاه بین‌المللی حمل‌ونقل «شمال–جنوب»را هدف قرار داد. این گذرگاه ایران را از طریق قزاقستان و ترکمنستان به روسیه و همچنین از طریق کشورهای آسیای مرکزی به چین متصل می‌کند. این مسیر امکان دور زدن راه‌های دریایی را فراهم می‌ساخت و به‌ویژه در دورۀ محاصرۀ بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا، یک جایگزین مهم برای تنگۀ هرمز به شمار می‌رفت.

شرکت راه‌آهن دولتی ایران اعلام کرد که گروه‌های تعمیراتی به محل اعزام شده‌اند و مسافران قطار تهران–مشهد که در مسیر دچار مشکل شده بودند، با وسایل نقلیه جاده‌ای به مقصد منتقل شدند.

به نوشتۀ خبرگزاری فارس، پل آق‌قلعه در مسیر بین‌المللی راه‌آهن چین–قزاقستان–ترکمنستان–ایران قرار دارد. اینچه‌برون، واقع در استان گلستان، یک گره مهم راه‌آهن و «بندر خشک» محسوب می‌شود که جنوب کشور را به شبکۀ راه‌آهن ملی و شمال آن را به گذرگاه قزاقستان–ترکمنستان–ایران که در سال ۲۰۱۴ افتتاح شد، متصل می‌کند. این مسیر شهر شی‌آن چین را به طور مستقیم به تهران مرتبط می‌سازد و بخشی از ابتکار جهانی چین موسوم به «یک کمربند، یک جاده» است. این مسیر همچنین گذرگاه بین‌المللی حمل‌ونقل «شمال–جنوب» را تکمیل کرده و جایگزین‌هایی برای مسیرهای دریایی آسیب‌پذیر فراهم می‌آورد.

در عین حال، تهران و پکن این مسیر را راهی برای رهایی از محاصرۀ دریایی می‌دانستند. محاصره‌ای که «ائتلاف اپستین» برای حفظ آن تلاش می‌کند و با طرح مطالبات غیرقابل قبول از ایران، آن را پی می‌گیرد.

از این رو، حملۀ آمریکا نشان می‌دهد که این اقدام، در واقع، ضربه به منافع چین و امنیت جمهوری خلق چین نیز تلقی می‌شود. زیرا، پکن برای پیوستگی شبکۀ حمل‌ونقل در منطقۀ کلان‌ آوراسیا اهمیت فراوانی قائل است.

در هر صورت، از کار افتادن این پل، هرچند به‌طور موقت، منافع چندین بازیگر را به طور هم‌زمان تحت شعاع قرار می‌دهد. در این میان، ایران و چین مهم‌ترین طرف‌های ذی‌نفع و متأثر از این رویداد به شمار می‌روند.

لازم به ذکر است که در سال ۲۰۲۵ حداقل ۶۵ قطار از مسیر مذکور از چین به ایران رسید. پس از آنکه دولت ترامپ محاصرۀ بنادر ایران را برقرار کرد، بنا بر گزارش رسانه‌های خارجی، حجم تردد قطارهای باری در این گذرگاه زمینی سه برابر افزایش یافت.

علاوه بر این، حملۀ آمریکا به‌طور مستقیم منافع فدراسیون روسیه را نیز تحت تأثیر قرار داد. از نوامبر ۲۰۲۵، مسکو نیز استفاده فعال از همین گذرگاه ریلی را برای ارسال کالاهای خود به ایران آغاز کرد. بنابراین، اکنون عبور و ترانزیت کالا از این مسیر، به دلایل روشن، با دشواری‌های قابل‌توجهی روبه‌رو شده است.

نتیجه‌گیری اصلی این است که حملۀ موشکی آمریکا به آق‌قلعه صرفاً نه یک حملۀ موضعی، بلکه تلاش هدفمند از سوی واشنگتن برای مسدود کردن فیزیکی مهم‌ترین گذرگاه زمینی بود که ایران را با دور زدن مسیرهای دریایی مسدودشده، به چین و روسیه متصل می‌کند. این حمله در اصل، حمله علیه کشورهای جنوب جهانی و منافع مشروع آنان محسوب می‌شود.

البته گذرگاه زمینی، از نظر حجم جابه‌جایی بار، به‌سختی می‌تواند جایگزین کامل برای مسیرهای دریایی باشد. زیرا، حمل کالاهای فله، نفت یا غلات با واگن از طریق آسیای مرکزی، عملاً امکان‌پذیر نیست. حتی چندین واگن نیز از نظر حجم بار قابل‌حمل، قابل مقایسه با یک کشتی باری و به‌ویژه کشتی نفتکش که از مدتی پیش تردد آن‌ها در آبراه‌های بین‌المللی خاورمیانه دیگر چندان امن نیست، نیستند.

اما اگر یک فعال اقتصادی در عرصۀ تجارت خارجی نیاز داشته باشد یک کالای راهبردی یا دارای ارزش فناوری بالا، مانند ماشین‌آلات، تجهیزات الکترونیکی، کالاهای دومنظوره، قطعات و مانند آن را صادر کند، در شرایطی که بنادر دریایی از سوی دشمن محاصره شده یا زیر آتش قرار دارند، راه‌آهن می‌تواند جایگزین کاملاً مناسب باشد. تأکید بر اهمیت راهبردی این مسیر برای کشوری که از منافع ملی خود دفاع می‌کند، به هیچ‌وجه اغراق است.

بر همه آشکار که چین طی سال‌ها شبکۀ راه‌آهن خود را دقیقاً با چنین محاسبه توسعه داده است. در پکن علناً بر آن بودند که در نهایت شبکۀ متنوع گذرگاه‌های زمینی در سراسر آوراسیا ایجاد کنند تا یکدیگر را پوشش دهند و به یک مرکز توزیع واحد وابسته نباشند. در صورتی که دشمن موفق شود یکی از گره‌های ارتباطی، همانند پل آق‌قلعه، را مسدود کند، امکان هدایت محموله‌ها از مسیرهای جایگزین وجود داشته باشد.

یادآور می‌شود که در اکتبر ۲۰۲۵ شرکت «Datvan»(شرکت تایوانی) از افتتاح مسیر ریلی جدیدی خبر داد که ایران و افغانستان را به چین متصل می‌کند. هدف از ایجاد این مسیر، تقویت صادرات، واردات و ترانزیت، و نیز ارتقای نقش ایران در تجارت منطقه عنوان شده است.

همچنین، در ۲۸ ژوئن، قزاقستان و ایران توافقنامۀ بلندمدت برای ساخت، بهره‌برداری و واگذاری پایانۀ حمل‌ونقل و لجستیکی «شهید رجایی» در بندرعباس امضا کردند. بر اساس اطلاعات سفارت جمهوری قزاقستان در تهران، در چارچوب این توافق، قطعه زمینی برای احداث پایانه در اختیار قزاقستان قرار می‌گیرد. مدت ساخت دو سال و دورۀ بهره‌برداری ۲۵ سال تعیین شده است. آغاز بهره‌برداری تجاری از این پروژه نیز طی دو تا سه سال آینده برنامه‌ریزی شده است.

بدیهی است که آمریکا به‌خوبی از اهمیت این پروژه‌ها آگاه است و همچنین می‌داند که این‌ها صرفاً طرح‌های تبلیغاتی نیستند، بلکه کانال‌های عملیاتی و فعال حمل‌ونقل هستند که از دیدگاه واشنگتن، باید در نخستین فرصت از کار انداخته شوند.

همان‌گونه که رسانه‌های غربی بطور مرتب تکرار می‌کنند، آتش‌بس میان آمریکا و ایران در ژوئیهٔ ۲۰۲۶ ظاهراً به دلیل «اقدامات تهاجمی ایران» برای برقراری نظارت بر تنگۀ هرمز و تداوم تنش‌های منطقه‌ای از هم پاشید. در همین چارچوب، چند عامل کلیدی برجسته می‌شود که از دیدگاه کشورهای غربی در شکست این آتش‌بس شکننده، که ماه در ژوئن با میانجی‌گری پاکستان حاصل شده بود،نقش داشته‌اند. ایران متهم می‌شود که همچنان از کشتی‌های تجاری می‌خواست تنها از مسیرهای از پیش تأئیدشده استفاده کنند و برای عبور، مجوزهای لازم دریافت نمایند. بهانۀ رسمی برای دور تازه تشدید تنش‌ها، گلوله‌باران سه کشتی تجاری در شرایط مشکوک بود، که احتمال اقدام تحریک‌آمیز عمدی از سوی نیروهای ذی‌نفع را نیز منتفی نمی‌سازد.

برخی ارزیابی‌های دیگر نیز قابل توجه‌اند. بر اساس یکی از این دیدگاه‌ها، آتش‌بس با مشکلاتی روبه‌رو شد. زیرا، نتوانست مسائل منطقه‌ای ناشی از «تأثیرات غیرمستقیم» برخی عوامل را حل‌وفصل کند. ایران تلاش می‌کرد عملیات نظامی ارتش اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان متوقف شود. اما، اسرائیل که طرف توافق میان آمریکا و ایران نبود، با این درخواست مخالفت کرد و همین امر به تداوم تشدید تنش‌ها انجامید. پایگاه ال‌مانیتور مدعی است که ارتش اسرائیل، با وجود تلاش‌های غیرمستقیم پادشاهی‌های حوزۀ خلیج فارس برای مهار دولت بنیامین نتانیاهو از طریق دونالد ترامپ و دولت او، در حال نهایی کردن طرح‌های ازسرگیری حملات به ایران بود. در فهرست اهداف اولویت‌دار، زیرساخت‌های حیاتی نفت و گاز ایران، از جمله جزیرۀ خارک، همچنین نیروگاه‌ها، تأسیسات صنعتی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل قرار داشتند تا اقتصاد ایران بیش از پیش تضعیف شده و روند «سقوط رژیم» تسریع شود. در گفتگوی تلفنی ۹ ژوئیه، ترامپ نتانیاهو را از اقدامات آمریکا در قبال ایران مطلع کرد.

در درگیری‌های معاصر، جنگ علیه زیرساخت‌ها روزبه‌روز اهمیت بیشتری می‌یابد. خطوط راه‌آهن، بنادر، خطوط لوله، پل‌ها و شبکه‌های برق به «گلوگاه‌هایی» تبدیل شده‌اند که در برابر فشارهای نظامی آسیب‌پذیرند و می‌توانند موجب شوک‌های اقتصادی شوند. در شرایط بحرانی کنونی، توانایی ایران و همسایگانش برای تأمین امنیت مسیرهای جایگزین زمینی از طریق آسیای مرکزی و دریای خزر، از جمله با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته، اولویت یافته و از اهمیت اساسی ‌برخوردار است.

بنیاد فرهنگ راهبردی

https://wp.me/pQXdS-3ws

٢١ تیر- سرطان ١۴٠۵