Select Page

با درود به بینندگان و شنوندگان این سمینار و با تشکر از کانال هیوا (امید) که این فرصت را ایجاد کردید. این مبحث را از جوانب مختلف میتوان بررسی کرد. در این برنامه و فرصت امروز وارد ابعاد متنوع موضوع نمیشوم. برچند محور مهم و نتیجه گیری اساسی در این رابطه تأکید میکنم.

 

صورت مسئله: عروج و افول تجربه خود مدیریتی کردستان سوریه

بعد از ١٤ سال پایان حاکمیت خود مدیریتی کردستان سوریه از جانب رهبران اصلی آن و از جمله مظلوم عبدی اعلام شد. این تجربه در سال ٢٠١٢ به دنبال شروع اعتراضات سراسری مردم سوریه علیه رژیم فاشیست بعث سوریه عروج کرد. دولت بشار اسد ضعیف شده بود. دولت مرکزی مجبور به عقب نشینی از کردستان سوریه شد. در یک قرارداد دوفاکتو اداره امور کردستان سوریه به جریان “پ.ی. د” منتقل شد. تجربه جدید خود مدیریتی، متکی به درجه معینی از دخالت از پایین مردم، برجسته کردن نقش زنان و به رسمیت شناسی بخش معینی از حقوق آنها و به ویژه مقاومت قهرمانانه در کوبانی علیه نیروی سیاه تروریستی داعش موجب حمایت و توجه جهانی مردم و بعضأ نیروهای چپ و مترقی نسبت به این تجربه شد. عروج این پدیده در شرایط ضعف دولت مرکزی سوریه اتفاق افتاد.

 

سیر افول این تجربه از دسامبر ٢٠٢٤ به دنبال فروپاشی دولت مرکزی سوریه و فرار بشار اسد و به دست گرفتن قدرت مرکزی از جانب جریان سلفی داعشی تحت رهبری جولانی شروع شد. جریان اسلامی داعشی با اتکا به حمایت بیدریغ دولت ترکیه و بعضی دولتهای عربی و سپس دولت آمریکا به عنوان دولت مرکزی به مردم رنج دیده سوریه تحمیل شد. در آغاز این پروسه کشمکش و مذاکره و چند مورد جنگ بین اداره خودمدیریتی کردستان سوریه و دولت جولانی اتفاق افتاد. بعد از چند دور مذاکرات طرفین در اوت ٢٠٢٦ انحلال و پایان حاکمیت خود مدیریتی کردستان سوریه از جانب مظلوم عبدی و پ.ی.د اعلام شد. این پدیده با تحلیلها و ارزیابیهای سیاسی مختلف روبرو شده است. بخش عمده جریانات ناسیونالیست شناخته شده ناخشنودی و اعتراض درون جنبشی و درون خانوادگی “کردایه تی” را با ترمهایی چون “خیانت” و “تسلیم طلبی” علیه تصمیم گیرندگان خود مدیریتی کردستان سوریه و شخص مظلوم عبدی اعلام کردند. از نظر من این نوع ارزیابیها و اعتراضات درست نیست و به ویژه ربطی به ارزیابی صحیح از منظر منافع کارگران و مردم و از زاویه جنبش سوسیالیستی کارگری نسبت به این رویداد ندارد. کارگران آگاه و کمونیستها بیرون از معادلات جنبش ملی و ناسیونالیستی، با نگرش طبقاتی و سیاسی متمایزی این مسئله را بررسی کرده و از آن درس میگیرند.

 

مظلوم عبدی و استراتژی شریک شدن در قدرت سیاسی با دولت مرکزی! 

نقطه عزیمت نگرش طبقاتی سیاسی متفاوت ما از این واقعیت عینی نشأت میگیرد که جنبش ملی کرد جنبش طبقه بالا دست و به ویژه در شش دهه اخیر جنبش بورژوازی کرد در هر چهار بخش کردستان است. استراتژی این جنبش از جانب همه احزاب با سابقه و  ریشه دار آن شریک شدن در قدرت سیاسی با دولتهای مرکزی حاکم با فرض ماهیت استبدادی و ارتجاعی آن حکومتها در چهار کشوری است که ستم ملی بر مردم کردستان اعمال میشود. وجود ستم ملی پوشش سهم خواهی طبقاتی بورژوازی کرد برای گرفتن سهم خود از قدرت در فرمتهای مختلف دورانی؛ به نام “خودمختاری”، دوره دیگری به نام “حکم ذاتی و اتونومی”، و اکنون عمدتأ به نام “فدرالیسم” و مشخصأ پیروان  اوجالان به نام “کنفدرالیسم دمکراتیک” تئوریزه و توجیه اش میکنند. مظلوم عبدی و رهبران تجربه خودمدیریتی کردستان سوریه همین استراتژی را تعقیب کرده و اکنون برسر آن با دولت مرکزی جولانی  به سازش رسیده اند. لذا برخلاف اعتراض درون جنبشی بعضی شاخه های ناسیونالیسم کرد، این جریان اهداف طبقاتی و جنبشی و سیاسی خود را تعقیب میکند. با دستیابی به سطحی از امتیازات اداری سیاسی و فرهنگی با دولت جولانی شریک شده و به سازش رسیده است. هدفی که شاخه های مختلف ناسیونالیسم کرد در بخشهای مختلف به دنبال آن هستند.

 

سازش در تناسب قوای نامساعد:

سازش در حال جریان رهبران حاکمیت خود مدیریتی کردستان با دولت مرکزی سوریه طبعأ در تناسب قوای نامساعد به ضرر ناسیونالیسم کرد اتفاق افتاده است. موقعیت محکمتر دولت جولانی بعد از حمایت دولت ترامپ و اکنون عمده دولتهای اروپایی با اتکا به حمایت همیشگی و از قبل دولت ترکیه و بعضی دولتهای عربی، تعادل قوا را به طور اساسی به نفع دولت مرکزی سوریه چرخاند. مظلوم عبدی و رهبران خود مدیریتی کردستان سوریه آگاهانه و ناچارأ به چنین عقب نشینی و سازشی هر چند شکننده در این مقطع تن دادند. این موضوع در چارچوب استراتژی و سیاست شریک شدن در قدرت سیاسی ناسیونالیسم کرد قابل توضیح است و اولین بار نیست که جنبش ملی کرد چنین عاقبتی را تجربه میکند. نمونه شاخص آن در فاصله زمانی سالهای ١٩٧٠ تا ١٩٧٤ تحت عنوان “حکم ذاتی” در کردستان عراق توسط جنبش تحت رهبری  ملا مصطفی بارزانی، با دولت فاشیست بعث عراق تجربه شد و نهایتأ برچیده شد و شکست خورد.

 

برخلاف ادعای غیرواقعی شاخه هایی از ناسیونالیسم کرد، رهبران حاکمیت خودمدیریتی و نیروی سازمانیافته مسلح آنها امکان ادامه مقاومت نظامی را نداشتند. خود آنها هم اذعان کرده اند، ادامه مقامت نظامی به قتل عام جمعی مردم سیویل و به تخریب جدی زیر ساختهای جامعه و به هم خوردن شیرازه جامعه در کردستان سوریه منجر میشد.

 

به عنوان نتیجه گیری بخش اول این بحث:

روندی که بین دولت جولانی و تجربه خودمدیریتی کردستان سوریه در جریان است، حرکتی در چارچوب استراتژی شناخته شده شریک شدن در قدرت سیاسی توسط شاخه دیگری از ناسیونالیسم کرد است. رهبران تجربه اداره خود مدیریتی کردستان سوریه به عنوان طرف اصلی مسئله کرد در آنجا مدعی اند، در راستای حل مسئله ملی و تحقق خواسته هایشان با دولت مرکزی به توافق رسیده اند. لذا ما کمونیستها و آزادیخواهان کاسه داغتر از آش نیستیم. ارزیابیهای “تسلیم طلبانه و خیانت” نسبت به حرکت رهبران خود مدیریتی کردستان سوریه را درست نمیدانیم. ما طرفدار حل مسئله ملی به شکلی از اشکال که طرفین این کشمکش دیرینه به آن رضایت دهند، هستیم. مشخصا اگر این روند به خطر جنگ و کشمکش نظامی پایان دهد. حقوق اولیه سیاسی و اجتماعی و شرایط طبیعی زیست و کار مردم تضمین شود، دلیلی ندارد، علیه آن بود. چون به هر درجه مسئله ملی به حاشیه رانده شود، به همان نسبت تسهیل کننده به صحنه آمدن جنبش و مبارزات واقعی و طبقاتی طبقه کارگر و مردم تحت ستم برای آزادی و رهایی کارگران و همه مردم تحت ستم خواهد بود.

 

در عین حال جنبش سوسیالیستی کارگری و کمونیستها شریک افق و استراتژی و سیاست و تاکتیک و روشهای فعالیتی و معادلات و معاملات جنبش بورژوا ناسیونالیسم کرد نبوده و نیستند. اگر آنچه در کردستان سوریه اتفاق افتاده، فرسنگها با منافع و خواسته ها و آرزوهای پایمال شده توده وسیع کارگران و زنان و جوانان و مردم تحت ستم فاصله دارد، این نشانه بیگانگی و دوری اهداف و سیاست و کارکرد جنبش ملی کرد اتفاقأ در قالب یکی از سازمانیافته ترین و میلیتانت ترین شاخه های این جنبش است. اگر بن بستی در تجربه خودمدیریتی کردستان سوریه دیده میشود، که دیده میشود، این صرفأ بن بست پ.ی.د و ناسیونالیسم در کردستان سوریه نیست، بلکه نماد دیگری از بن بست پایه ای کلیت جنبش ملی کرد در هر چهار بخش در تاریخ صد ساله این جنبش است. در بخش دوم به بررسی این بن بست دیرینه میپردازیم.

 

ادامه دارد…

اکتبر ٢٠٢٦