Select Page

در همان حال که سپاه پاسداران سرخوش بر طبل جنگ می‌کوبد و رضایتمندانه از حمله‌های دُشمن‌ساز به کشورهای همسایه خبر می‌دهد، حجم اخبار نگران‌کننده پیرامون سُقوط آزاد شرایط زیست و معیشت اکثریت مردُم فُزونی می‌گیرد. جنگ‌طلبان حاکم آشکارا به پیامدهای خانمانسوز تصمیمات خویش برای جامعه بی‌اعتنا هستند و زیست جُداگانه خود را می‌زیند.

جنگ در ابعاد جُغرافیایی پهناورتر دوباره بازگشته ‌است، اما دامنه تخریب اجتماعی – اقتصادی آن چندین برابر تاثیر بُمبها و موشکهایی است که با خود به همراه می آورد و پنجه اُستُخوانی‌اش هر روز حلقه خفقان‌زایش را بر گلوی مُزد، حُقوق و مُستمری‌بگیران تنگتر می‌کند.

همراه با شُروع دور سوُم جنگ، ریال در سراشیبی فلاکت‌ به شتاب ارزش خود را از دست می دهد و در این میان نرخ دُلار در برابر آن به آستانه دویست هزار تومان رسیده است. معنای این توازُن سیاه را جامعه با جهش روزانه و حتی ساعتی قیمت کالاهای حیاتی و محرومیت از اقلام بیشتری از آن تجربه می‌کند.

جنگ خودخواسته نظامی – امنیتی‌ها، کسبه و تاجران خُرد را با مُغازه‌ و دفترهای خالی از مُشتری و بی‌ثباتی پایه‌های کسب‌وکار روبرو کرده ‌است. کارگران دسته دسته اخراج می‌شوند و آنها که مشغول به کار مانده‌اند، وضعیت بهتری ندارند؛ کارفرمایان به بهانه شرایط جنگی از پرداخت دستمُزد و حق بیمه طفره می‌روند یا با کسر حُقوق و حذف مزایا، از کارگران اخاذی می‌کنند.

نه امروز و نه دیروز، هیچیک از آثار مردُم‌کُش و میهن برباد‌ده‌ی تحریم و جنگ باعث تغییر رویکرد حاکمان کشور نشده است. آنها نه حس ترحُمی نسبت به مردُم زخم‌خورده دارند و نه به حال و روز آنها دلسوزی نشان می‌دهند. برای «سرداران» شکم‌برآمده و «بُزُرگان» سیاه‌دل، برآیند اقتصادی سیاستهای‌شان بر زندگی مردم، کوچکترین اهمیتی ندارد، زیرا در یک منظومه اقتصادی–سیاسی جُداگانه، با منطق جداگانه، در مُوازات آن زندگی می‌کنند و منافع‌شان از مسیرهایی تامین می‌شود که به رضایت یا رفاه جامعه وابسته نیست. یک مسیر اصلی، درگیری دائمی با آمریکا و سرانجام جنگ است که آن را منبع مشروعیت و اکسیر بقای سیاسی خویش قرار داده‌اند.

سرکردگان رژیم ج.ا از این منظومه یک جنگ خُصوصی، از فراز سر جامعه و نیازها و خواسته‌هایش را پیش می برند که برای آنها فُرصت‌ساز و برای مردُم نکبت‌بار است. محورهای بُحران خارجی از بُمب و موشک تا نیابتی و توسعه‌طلبی برای آنها بیشترین بهره‌ سیاسی و اقتصادی را داشته، در حالیکه حتی یکی از این خُطوط همراستا با منافع عُمومی نیست و برای آن جُز زیان و هزینه و سرکوب در برنداشته است. به همین گونه است فهرست خواسته‌ها و شرطهایی که سران رژیم نظامی امنیتی برای دست‌کشیدن از تنش‌آفرینی و مُقابله خارجی طرح می‌کنند که خود شاهد گویایی از جُداسری گُروه حاکم و فاصله‌ ماهیتی بین منافع آن و منافع جامعه است. آنان هدفهایی را پی‌گرفته‌اند که با منطق حیات سیاسی – اقتصادی جُداگانه‌شان در سازگاری کامل قرار دارد، اگرچه برای میلیونها نفر دیگر که در بیرون این دایره زیست قرار دارند، معنایی جز تخریب مُستقیم زندگی‌شان ندارد.

فراسوی خبر… پنجشنبه ۱ مرداد

منصور امان