Select Page

سکینه سادات پاد در گفتگو با ایرنا:

 

تهران – ایرنا – دستیار رئیس‌ دولت سیزدهم در امور پیگیری حقوق و آزادی‌های اجتماعی با تاکید بر پرهیز از چندصدایی در مواجهه با منافع ملی گفت: تهمت‌ به مسئولان، ممکن است محاسبات دشمن را متفاوت کند و چندصدایی را به حساب ضعف ما بگذارد و در تعداد و نوع حملاتش مؤثر باشد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی، انسجام داخلی و مدیریت اختلافات در چارچوب‌های منطقی و سازنده است. تجربه نشان داده است که دشمنان یک کشور، علاوه بر ارزیابی توان نظامی و اقتصادی، به میزان همبستگی اجتماعی و سیاسی آن کشور نیز توجه ویژه‌ای دارند. اختلاف نظر در هر جامعه امری طبیعی است و می‌تواند به اصلاح روندها کمک کند؛ اما زمانی که تفاوت دیدگاهها از مسیر کارشناسی و انصاف خارج شده و به اتهام‌زنی، تخریب شخصیت‌ها یا تضعیف اعتماد عمومی منجر شود، پیامدهای آن تنها محدود به فضای داخلی نخواهد ماند. از این منظر، نقد مسئولان و سیاست‌ها نه‌تنها حق هر شهروند، بلکه لازمه اصلاح و پیشرفت در هر جامعه ای است؛ اما میان نقد سازنده و اتهام زنی تفاوت اساسی وجود دارد.

امروز و در شرایطی که کشور در معرض بی‌سابقه‌ترین تهاجم سیاسی، نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای است، مواجهه با این شرایط مستلزم تدبیر، همدلی و هماهنگی است اگر بپذیریم که همه ما ساکن یک کشتی هستیم، ‌ باید به الزامات و پیامدهای رفتارها و گفتارهای خود توجه داشته باشیم و بدانیم که تخریب مسئولان و سیاست‌های کشور می تواند مردم را دلسرد کرده و دشمن را در پیگیری سیاست‌های خصمانه خود علیه ایران جری‌تر کند

در راستای آسیب‌شناسی فضای حاکم بر کشور و تخریب مسئولین و دیپلماتهای کشور در تریبون‌ها و اجتماعات بر آن شدیم تا در استودیوی ایرنا با سکینه سادات پاد، دستیار رئیس جمهور سیزدهم در امور پیگیری حقوق و آزادی‌های اجتماعی گفت و گو کنیم، آنچه در ادامه می‌آید، ماحصل این گفت و گو است.

ایرنا: این روزها از سویی در خلیج فارس شاهد جنگ و درگیری بین نیروهای مسلح کشور و مهاجمان بیگانه هستیم و از سوی دیگر مسئولان و دیپلماتهای در تلاش هستند شرایط را به نحوی مدیریت کنند تا منافع ملی تامین شود، آیا پیشبرد این دو مسئله به نحو توامان منافاتی دارد؟

پاد: اگر بخواهیم صلح را در مفهوم حقیقی آن جست‌وجو کنیم، ما پیوسته در شرایط جنگ بوده‌ایم؛ زیرا از ابتدا طرف مقابل، رویکردی واقعا صلح‌طلبانه نداشت اما با علم به ذات آنها، عالی‌ترین مقام سیاسی کشور اجازه مذاکره را دادند؛ بر اساس قانون اساسی تصمیم گیری درباره «جنگ و صلح» از حوزه‌های اختیارات رهبر انقلاب است.

نمی‌توان این‌گونه تصور کرد که رهبر انقلاب بدانند، امری کیان و بنیان جمهوری اسلامی ایران را تهدید می‌کند اما اجازه آن را بدهند. بنابراین باید مسئله را از این زاویه تحلیل کنیم یعنی با علم و آگاهی نسبت به ساختارهای قانونی و جایگاه هر نهاد در جمهوری اسلامی ایران، آن را ببینیم.

ایرنا: دولت آمریکا راهبرد «بی‌ثباتی مدیریت شده» را در برابر نیروهای دفاعی کشورمان در پیش گرفته‌است. از سوی دیگر شاهد اظهارات متناقض و اهانت آمیز ترامپ به مردم ایران هستیم. پاسخ ما به این سیاست چه باید باشد؟

پاد: بارها مسئله‌ای را در صحبت‌های مسئولان دیپلماسی‌ کشور از جمله آقای عراقچی دیده‌ایم و اخیرا نیز ایشان اعلام کرد که ما پاسخ رئیس‌جمهور آمریکا را نمی‌دهیم. تحلیل من از این موضع این است که رئیس‌جمهور آمریکا انسان سبک‌سر و سبک مغزی است و شان ملت ایران با پاسخ دادن به یاوه گویی‌های وی پایین می‌آید.

بنابراین همانطور که آقای عراقچی تصریح کرد ما در عمل پاسخ چنین فردی را می‌دهیم؛ خود کشور آمریکا بیشتر از ما به مصیبت این رئیس‌جمهور نادان گرفتار شده است. اگر مقایسه‌ای که اندیشمندان آمریکایی میان شهید لاریجانی و رئیس‌جمهور آمریکا کرده‌اند را بررسی کنید، خواهید دید که آن شهید را فردی می‌دانند که صاحب کتاب‌هایی در حوزه فلسفه غرب بود اما ترامپ فردی است که حتی ممکن است در طی دوران حیاتش چند کتاب هم نخوانده باشد!

یعنی ما در یک نبرد تمدنی و گفتمانی بسیار جدی با غرب قرار گرفتیم. شاید این رویارویی، واقعا بدون روتوش‌ترین‌ و واقعی‌ترین مواجهه دو گفتمان و تمدنی باشد که تاکنون اتفاق افتاده است. ما در حوزه کلامی نیز ناظر به تراث تمدنی خودمان باید پاسخ دهیم، حتی مسئولین ما ممکن است، خجالت بکشند ادبیات ترامپ را در این مواجهه به کار ببرند.

جمهوری اسلامی اگر می‌خواست هزینه کند تا به مردم بگوید واقعیت مواجهه با غرب چیست، نمی‌توانست به اندازه آقای ترامپ، فرهنگ منحط غرب را نشان دهد.

بنابراین اگر منظور شما مواجهه در حوزه کلامی است شاید معذوریت‌های فرهنگی داشته باشیم؛ جمهوری اسلامی ایران اگر می‌خواست هزینه کند که به مردم بگوید واقعیت این مواجهه چیست، نمی‌توانست به اندازه آقای ترامپ، فرهنگ و گفتمان منحط غرب را نشان دهد. آن فرهنگ نخست با هژمونی رسانه خود را بر ملت‌ها غالب می‌کند و سپس در سایر ساحات خود را تحمیل می‌کند؛ بنابراین بهترین پاسخ، واکنش عملی است.

ایرنا: البته بیشتر پاسخ عملی مدنظر است، وقتی طرف مقابل در مدت زمان کوتاهی معاهده‌ را نقض می‌کند، در برابر این بدعهدی‌ها چه باید کرد؟

پاد: اینجا دو بحث مطرح می‌شود، یکی اصل مذاکره است که در نظریه سیاسی اسلام نیز پذیرفتنی است بنابراین این اصلی را کسی نفی نمی‌کند اما آنچه بین گروه‌های مختلف در درون کشور محل چالش شده است «محتوای مذاکره» و مراقبت در تامین و صیانت از منافع ملی است.

براساس قانون اساسی شجاعت، اقتدار، مدیر و مدبر بودن جزو شروط رهبری است و با توجه به این فضا، آنچه که اتفاق افتاد این بود که رهبر انقلاب اجازه اصل مذاکره را دادند. رهبر انقلاب در پیام اخیرشان متذکر شدند که ممکن است به بعضی (مسئولان) ظلم شود یعنی نسبت به برخی از آنها نقد ظالمانه شود و در آن پیام به صراحت از سه قوه دفاع کردند. به خاطر دارم رئیس تیم مذاکره کننده از ابتدا گفت: «ما با عدم اعتماد به سراغ مذاکرات می‌رویم». بنابراین نباید این‌گونه تصور کنیم که آنچه به اداراک دشمن خطور می‌کرد، به ذهن مسئولان ما نمی‌رسید.

متهم کردن مسئولان به انجام مذاکره خام، همان ظلمی است که رهبر انقلاب برحذر می‌دارند

متهم کردن مسئولان به انجام یک مذاکره خام از جنس همان ظلمی است که رهبر انقلاب منتقدان را از آن برحذر می‌دارند. زیرا مذاکره کنندگان ما تمام مراقبت‌هایی را که از کلیت یک سیستم سیاسی انتظار می‌رود، رعایت کردند و علم داشتند که طرف مقابل به هیچ اصولی پایبند نیست. بر این اساس بارها سرداران نظامی کشور تاکید کرده‌اند، ضمن اینکه از تیم دیپلماسی به عنوان یکی از بازوان تامین امنیت ملی حمایت می‌کنیم اما آمادگی کامل دفاعی نیز داریم.

اینکه سر پیکان را به سمت داخل بگیریم، درست همان نقطه‌ای است که از آنجا «وحدت‌شکنی» رخ می‌دهد.

پس اگر سر پیکان را به سمت داخل بگیریم، مرتکب خطای جدی و راهبردی شده‌ایم، نباید اینگونه تلقی شود که عده‌ای از مسئولان کشور درکی از منافع و امنیت ملی نداشتند و خودسرانه وارد مذاکره با شیطان شدند. این تصور غلط است و اگر پیش آید درست همان نقطه‌ای است که از آنجا «وحدت‌شکنی» رخ می‌دهد.

چنانچه دائر مدار همه تحلیل‌های ما «منافع ملی» باشد، صرف نظر از اینکه به کدام طیف سیاسی تعلق داریم باید روی پاره‌ای از اصول اشتراک داشته باشیم و مهم‌ترین اصول مشترک ما منافع و امنیت ملی ایران است. البته وقتی قید جمهوری اسلامی را هم اضافه می‌کنیم به این علت است که شاید تنها نظام سیاسی باشد که در طول تاریخ توانسته است از منافع ملی کشور به شکل غیرتمندانه دفاع کند.

افراطی گری هیچ نسبتی با ذات جمهوری اسلامی ندارد

ایرنا: چگونه می‌توانیم یک بار برای همیشه از سنگ‌اندازی برخی جریان‌ها در مسیر حفظ انسجام ملی پیشگیری کنیم؟

پاد: افراطی گری هیچ نسبتی با ذات جمهوری اسلامی ندارد، وقتی لفظ افراط را به کار می‌برم اصلا نمی‌خواهم بگویم این مسئله حتما به یک طیف خاص تعلق دارد. اتفاقا دو طیف سیاسی مطرح کشور – در دوره‌های خاصی – هر کدام دچار افراط‌ شدند که مصادیق آن را می‌توانیم در کلام رهبر انقلاب ببینیم و ایشان آن را در حد ظلم به نظام تعریف کرده‌اند، در این مقطع نیز عده‌ای دست به رفتارهای افراطی می‌زنند.

به عنوان کسی که زمانی مسئول پیگیری حقوق و آزادی‌های اجتماعی مردم بودم و یکی از مأموریت‌های ویژه من بحث صیانت از آزادی بیان بود باید بگویم در بعد کلان مسئله، همه حق اظهار نظر دارند چون ایران ملک مشاع ۹۰ میلیون ایرانی است و همگان نه تنها حق دارند بلکه تکلیف دارند که از ذره ذره این خاک صیانت کنند و نگران آن باشند اما بحث بر سر نوع مطرح کردن آن است.

می‌خواهم مسئله را مقداری اندیشه‌ای ‌تر مطرح کنم، چه اتفاقی افتاده است که ما با این ادبیات تند از سوی برخی گروه‌های سیاسی مواجه شده‌ایم! به گونه‌ای که اگر این‌ها را به عنوان مذاکره کننده با ترامپ بفرستیم، می‌توانند با وی هماوردی کنند. زیرا شبیه هم سخن می‌گویند و با ادبیات خارج از اصول اخلاقی پذیرفته‌شده توسط جامعه ایرانی با یکدیگر مواجه می‌شوند.

وقتی با نخبگان که می‌توانند جریان‌سازی کنند به گونه‌ای رفتار می‌شود که منزوی شوند، صدای غوغاسالاران فضا را پر می‌کند.

ضرب‌المثلی می‌گوید «وقتی حوضچه از ماهی تهی شود، قورباغه سپهسالار می‌شود»، وقتی با نخبگان و گروه‌های مرجع که می‌توانند جریان‌سازی کنند، به گونه‌ای رفتار می‌شود که منزوی شوند و کمتر اظهارنظر کنند، گروه‌هایی با غوغاسالاری و صدای بلند، بدون اینکه سخنان آنها عمقی داشته باشد، فضا را پر می‌کنند.

علت این مسئله به ساز و کار حکمرانی ما برمی‌گردد، اگر آنها بخشی از ترمیم خود را در رجوع به بدنه کارشناسی و تکریم نخبگان قرار دهد، این وضعیت اصلاح می‌شود در حالی که بسیاری از مسائل جابه‌جا شده است. دفاع سخت از تمامیت ارضی کشور، وظیفه نیروهای مسلح است اما دفاع از هویت و تمامیت معنوی ایران وظیفه چه کسانی است؟ چه کسانی در اینجا کوتاهی کردند؟

بحث هویتی جامعه ایران مربوط به رکن معنوی آن می‌شود و ما اهتمام کافی نسبت به این امر نداشتیم. مثلا اینکه هموطن ما در جای دیگری از دنیا خواهان حمله به کشورش باشد این مسئله واقعا غم‌انگیز است. چه اتفاقی افتاد که این هویت‌زدایی شکل گرفته است؟ آیا نهادهای فرهنگی و آموزشی ما توانستند از هویت ایرانی و اسلامی مراقبت کنند؟ آیا سیستم آموزشی توانست آن هویت را به نسل‌های بعدی منتقل کند؟

انسان‌هایی که اکنون می‌بینیم محصول این سیستم هستند و اتفاقا بعضا هم دغدغه‌مند هستند و به هر دو طیف هم تعلق دارند یعنی در هر دو جناح ممکن است افرادی به شکل افراطی بر روی برخی مسائل تاکید داشته باشند، مثلا یک طیف به صورت افراطی روی مذاکره تاکید دارد و طرف دیگر نیز به شکل غیرمنطقی بر جنگ پافشاری می‌کند اما در واقع هر دو طرف ضد انسجام ملی و وحدت ملی هستند.

بهترین راهکاری که برای حل این مسئله می‌توانم ارائه بدهم شاید این باشد که اجازه ندهیم در سایه غیبت نخبگان و اندیشمندان، یک طبقه ناآگاه، کمتر بهره‌مند از علم و آگاهی، جای آنها را بگیرند و جامعه ایرانی را این‌گونه معرفی کنند.

ایرنا: به غیبت نخبگان اشاره کردید؛ این مسئله معلول چه عواملی است؟

پاد: بارها گفته‌ام در مسائل حکمرانی باید مقداری از نگاه امنیتی در مشارکت مردم کاسته شود. غلبه این نگاه باعث شد که به تدریج بسیاری از نخبگان ما دچار خودسانسوری شوند. اگر به فلسفه تاسیس حزب در اندیشه شهید بهشتی رجوع کنیم خواهیم دید که قرار بود نخبگان را برای ساز و کار حکمرانی تربیت کنیم اما آیا به این سمت رفته‌ایم یا قومی و قبیله‌ای رفتار کرده‌ایم؟

به این علت از واژه قبیله استفاده می‌کنم چون حزب به معنای واقعی و در چارچوب‌های علمی آن نداریم. در برخی موارد شاهد هستیم که برخی از این‌ها حاضر هستند به قیمت منافع شخصی، منافع ملی را به خطر بیندازند تا حزب یا قبیله متبوع خودشان بتواند در انتخابات آتی پیروز شود.

از واژه قبیله استفاده می‌کنم چون حزب واقعی نداریم. در برخی موارد این‌ها منافع ملی را به خطر می‌اندازند تا حزب یا قبیله متبوع خودشان در انتخابات آتی پیروز شود.

آنها حتی ممکن است به تعبیر امام شهیدمان ویروس بدبینی نسبت به مسئولین را میان مردم ایجاد کنند؛ نمی‌توانم تصور کنم برخی افراد از روی خیرخواهی ویروسی در جامعه منتشر کنند که امنیت روانی مردم را به هم بزند و حتی کار به جایی برسد که گزارش خلاف واقع به مردم بدهند. مطمئن هستم بر اساس وعده الهی ملت ایران پیروز خواهد شد و پس آن باید دست به اصلاحات جدی بزنیم تا یک «ایران قوی» و متحد داشته باشیم.

همچنان که رهبر انقلاب در پیام بسیار مهم ۲۶ تیرماه دوباره بر وحدت کلمه، اتحاد مقدس، ضرورت اعتماد به نهادهای قانونی و سران قوا تأکید فرمودند، باید بدانیم که یک کشور فاقد نظام نیستیم که یک مسئولی را بکوبیم و هیچ خراشی به نظام سیاسی نیفتد؛ هر مسئولی یک جایگاه حقیقی و یک جایگاه حقوقی دارد. مثلا آقای آقای اژه‌ای رئیس قوه قضائیه است یا آقای قالیباف در سمت ریاست قوه مقننه قرار دارد و آقای پزشکیان رئیس قوه مجریه است و باید این مسائل را در نظر گرفت.

نقد به مسئولان نباید به گونه‌ای باشد که به تعبیر رهبر انقلاب «ظلم» به کسی شود

البته نمی‌خواهم بگویم نباید نقد منصفانه وجود داشته باشد، بر اساس اصل ۸ قانون اساسی کسی نمی‌تواند حق نقد را از مردم بگیرد، نقد حق و وظیفه مردم است اما در شرایط جنگی نقد باید به گونه‌ای باشد که به تعبیر رهبر انقلاب «ظلم» به کسی صورت نگیرد و اگر خلاف این رویه انجام شود، جمهوری اسلامی خراش برمی‌دارد و زخمی می‌شود.

ایرنا: اشاره کردید بخشی از تخریب‌ها که نسبت به مسئولان صورت می‌گیرد، ناشی از رقابت‌های انتخاباتی است؛ تا چه حد فکر می‌کنید این انگیزه مؤثر هست؟

پاد: خیلی زیاد.

ایرنا: بنابراین این تخریب‌ها آگاهانه است؟

پاد: فکر می‌کنم در بعضی موارد آگاهانه است زیرا نمی‌توانم بپذیرم کسی در جمهوری اسلامی ایران از فیلتری بگذرد و جایگاهی کسب کند اما نتواند عمق شرایط و وضعیت خاص کشور را در شرایط جنگی درک کند و دست به مسئله‌سازی بزند. البته نمی‌خواهم بگویم این افراد خدای ناکرده قصد مجرمانه دارند اما حتما قصد «قربتا الی‌الله» هم ندارند.

ایرنا: نخبگان با همین شرایطی که ترسیم کردید، چگونه می‌توانند مرز نقد سازنده و تخریب را برای جامعه مشخص کنند؟

پاد: فرد نخبه بالاخره در این کشور زیسته است و تصمیم گرفته تا مقداری بیشتر بداند و هر کسی که بیشتر می‌داند حتماً «مسئولیت اجتماعی» بیشتری هم دارد. امروز نخبگان، اگر بخواهند برای ایران سربازی کنند باید جهاد کنند و آنچه را که اندوخته‌اند و آنها را به فرد نخبه تبدیل کرده است به صحنه بیاورند.

پیشگیری از نقد سازنده نخبگان خطای راهبردی است

نظام جمهوری اسلامی برای مبارزه جدی و نفی استبداد تشکیل شده است بنابراین نخبگان باید بتوانند در صورت نیاز به مسئولان هشدار بدهند تا مسیرشان را اصلاح کنند و این رویه نیز تعطیل بردار نیست؛ اگر کسی مانع آن شود، مرتکب خطای راهبردی و بلای خودخواسته شده است. نخبه سیاسی، اجتماعی، حقوقی نیز می‌داند چگونه باید در این شرایط به داد نظام حکمرانی برسد.

اگر نخبگان سخن بگویند به طور طبیعی افراد جامعه جذب آنها می‌شوند نه اینکه فضا به گونه‌ای رقم بخورد که هر فردی بتواند در پلتفرم یا کانالی گروهی تشکیل دهد و چند هزار مستمع از همه جا بی‌خبر گرد خود بیاورد و اطلاعات آغشته با ابهامات و مسائل غیرواقعی به خورد مخاطبان دهد و جریان صحیح اطلاعات که جزو حقوق بنیادین مردم است را مخدوش ‌کند.

در شرایط فعلی نخبگان باید فضا را به دست گیرند زیرا اکنون زمان قهر کردن نیست.

در شرایط فعلی نخبگان باید فضا را به دست گیرند زیرا اکنون زمان قهر کردن نیست، در صورت کم‌کاری بزرگان هر تخصص، تاریخ از آنها به نیکی یاد نخواهد کرد و شاید یکی از نیازها به نخبگان در فضای فعلی همین آرام کردن جامعه و ایجاد تعادل در آن باشد.

ایرنا: صداهای ناهماهنگ با جریان رسمی کشور چه آسیبی به توان و قدرت دیپلماسی ما می‌زنند؟

پاد: زمانی که شهید لاریجانی، مسئول پرونده هسته‌ای کشور بود و آقای خاویر سولانا به ایران آمده بود، تعدادی از دانشجوها مقابل خودروی وی دراز کشیدند، به ظاهر صحنه نازیبایی بود اما شهید لاریجانی به سولانا گفته بود: «مردم ما اینگونه روی منافع ملی و مسئله انرژی هسته‌ای غیرت دارند.» بنابراین باید بین حکمران و مردم تخاطب صورت گیرد تا تعادل در جامعه برقرار شود.

چند صدایی یعنی بعضی افراد که خود را در جایگاه نخبه قرار داده‌اند حرفی بزنند که به‌عنوان موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران تلقی شود.

البته منتقدان هم نباید از استانداردها و چارچوب خارج شوند، مخصوصا بعضی افراد که خود را در جایگاه نخبه قرار داده‌اند متاسفانه از بستری که دنیا آن را به عنوان بستر رسمی جمهوری اسلامی ایران می‌شناسد، حرفی می‌زند که ممکن است آن حرف، به‌عنوان موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران تلقی شود؛ من این را «چند صدایی» می‌نامم؛ نه مردمی که شب‌ها به میدان و خیابان می‌آیند. این‌ها مردم نجیبی هستند که همیشه پای کار نظام و این انقلاب ایستاده‌اند و باید به تک‌تک آنها آفرین گفت.

مشکل‌ ما افرادی هستند که در کسوت کارشناس‌نما و نخبه‌نما سخنانی می‌گویند که با توجه به ارزیابی دشمنان از میزان نفوذ این افراد، ممکن است آنها (دشمنان) تصور کنند اظهارات نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران بر سر میز مذاکره، پوشالی است؛ بنابراین باید پروتکل‌ها را به طور ویژه در شرایط جنگی رعایت کنیم.

مثلاً من شاید به خیلی‌ها نقد داشته باشم و اهل سکوت هم نیستم، چون نقد را وظیفه خودم می‌دانم اما در اکثر اوقات – در شرایط کنونی – ترجیح داده‌ام، نقد نکنم زیرا فکر کردم آیا آن کسی که می‌خواهم وی را نقد کنم، در شرایطی است که اصلا بتواند نقد من را بشنود؟

اتهام زنی به مسئولان ممکن است محاسبات دشمن را تغییر دهد

بحث دیگری که وجود دارد، این است که بد نقد کردن، بد حرف زدن‌ و تهمت‌ به مسئولان، ممکن است محاسبات دشمن را متفاوت کند؛ یعنی دشمن این چندصدایی را به حساب ضعف ما بگذارد. زیرا دشمنان هیچ خط قرمزی ندارند. حقوق بین‌الملل دیر زمانی است که توسط رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم کودک‌کش صهیونیستی ذبح شده است و دیگر چیزی به‌عنوان حقوق بین‌الملل باقی نمانده است.

وقتی در چنین شرایطی قرار گرفته‌ایم، بسیار مهم است که ابتکار عمل را به دست بگیریم؛ اگر نخبه‌ یا کارشناس‌ ما مسائل را به گونه‌ای مطرح کند که آن باری که باید روی دوش آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد، متوجه ایران شود؛ به خطا رفته‌ایم.

اگر نخبه‌ ما مسائل را به گونه‌ای مطرح کند که آن باری که باید روی دوش آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد، متوجه ایران شود به خطا رفته‌ایم.

به نظر می‌رسد باید مدیریت بهتری در طرح مباحث، اعم از مسائل حقوقی و کنشگری‌های سیاسی و اجتماعی‌ داشته باشیم و نباید بهانه به دست دشمن بدهیم. باید بتوانیم آن زبانی را که در شرایط جنگی برای مراقبت از کیان نظام‌ ایران عزیزمان داشته باشیم، به‌کار بگیریم. من کنشگر باید به آن زبان مسلط باشم و گرنه خیال می‌کنم برای جمهوری اسلامی کار می‌کنم در حالی که به آن آسیب می‌زنم.

ایرنا: شما دستیار شهید رئیسی در پیگیری حقوق و آزادی‌های اجتماعی بودید؛ آیا خاطره‌ای به یاد دارید که مثلا برخی جریان‌ها در مسیر فعالیت‌های شما سنگ‌اندازی می‌کردند؟

پاد: شهید رئیسی یک ایده مترقیانه را درباره بخشی از قانون اساسی که دقیقا حق ملت بود، مطرح و برای آن جایگاه خاصی ایجاد کرد اما طیفی که به وی رأی دادند با این مسائل بیگانه بودند. مثلاً آنها نمی‌دانستند تمام آنچه را که شهید رئیسی در متن حکم من آورد، عین قانون اساسی بود.

صیانت از حریم خصوصی مردم، پیگیری حقوق مادی و معنوی زنان، حق آزادی بیان و غیره مستند به قانون اساسی است ولی افرادی که قرائت متفاوت‌تری دارند، یعنی اصلا نمی‌خواهند تغییر و رشد کنند، بزرگ شوند و بر این باور هستند آن چیزی که آنها می‌فهمند، عین انقلاب است با این رویه مخالفت کردند.

افرادی اصلا نمی‌خواهند رشد کنند و بزرگ شوند و بر این باور هستند آن چیزی که آنها می‌فهمند، عین انقلاب است

طیف دیگر هم دوستانی بودند که به لحاظ سیاسی مقابل شهید رئیسی بودند و می‌گفتند این فرد (رئیس‌جمهور وقت) دروغ می‌گوید، اصلاً مگر می‌شود چنین کسی به این مسائل اعتقاد داشته باشد؟ ما در غربتی اینگونه بین دو طیف افراطی قرار داشتیم.

«علی‌الاصول» در کلام رهبر انقلاب یعنی «منافع» و «امنیت ملی»

اگر با نگاه کلان به آن عبارت «علی‌الاصول» که رهبر انقلاب در بیانیه اخیر فرمودند، توجه کنیم، آن را توسعه دهیم و به عنوان یک گفتمان به آن نگاه کنیم، می‌شود «منافع»، «مصالح» و «امنیت ملی». اگر این نگاه آن زمان هم رعایت می‌شد باید هر دو طیف سیاسی به کمک می‌آمدند و هم‌افزایی صورت می‌گرفت.

علاوه بر این برخی از این جریان‌ها به علت اینکه به شهید رئیسی رای داده بودند، درخواست‌هایی داشتند که گویی رئیس‌جمهور مکلف است هر آنچه آنها می‌خواهند – درست و نادرست – اجرا کند! در حالی که رئیس‌جمهور قسم جلاله خورده است که صرفا قانون اساسی را اجرا کند. میزان افراط بعضی دوستان آن‌قدر زیاد بود که نمی‌خواستند در چارچوب قانون اساسی قرار بگیرند.

این‌ها موانع خیلی جدی بودند، یعنی می‌خواستیم ادبیات جدید تولید کنیم با مانع بر می‌خوردیم. آزادی بیان در سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳، ساحت‌های دیگری پیدا کرده بود، حقوق مادی و معنوی زنان نیز به گونه دیگری بود و اینها از جمله مواردی بود که شهید رئیسی از من می‌خواست تا تئوریزه کنم اما مگر می‌توانستم از جانب خودم مسئله‌ای را تئوریزه کنم؟ ما یک مشروح مذاکرات قانون اساسی داریم که باید بر مبنای آن عمل می‌کردیم.

البته باید این نکته را هم یادآور شوم که نخبگان ما هم کم‌کاری کردند؛ وظیفه آنها این بود که جامعه را به سمت دانایی سوق بدهند. آماری در زمینه فرهنگ کتاب‌خوانی در ایران دیدم که اصلاً کجا بودیم و به کجا رسیدیم! و البته سوال این است که چه کسی باید این فرهنگ را به نسل جدید منتقل کند؟ مگر می‌شود به نسلی که فقط در بستر فضای مجازی سیر می‌کند، چیزی آموخت؟

بر اساس آمار مذکور صرفا ۴۱ و یک‌دهم درصد مردم کتاب می‌خوانند؛ یعنی ۵۸.۹ درصد آنها کتابخوان نیستند. البته این‌ آمار با احتساب کتاب‌های درسی است و یک فاجعه قلمداد می‌شود. در چنین شرایطی نگاه تخصصی جامعه چقدر با قانون اساسی و با کلیت جمهوری اسلامی آشنا است؟ شما اگر کتاب‌های درسی را از سرانه مطالعه کشور حذف کنید همین نظرسنجی می‌گوید مردم در روز ۲۶.۶ دقیقه مطالعه دارند.

ایرنا: مصادیقی از حرکت خارج از قانون اساسی از سوی برخی جریان‌ها در آن دوران را به خاطر دارید؟

پاد: بارها گفته‌ام و اکنون دیگر شرایط مناسب نیست و گرنه مصداق فراوان است. اکنون نیز در هر دو طیف، عقلا مظلوم واقع شده‌اند؛ در طیف اصولگرای انقلابی، افرادی عاقلی هستند که از شخص آقای پزشکیان حمایت می‌کنند زیرا ارزش وحدت در شرایط کنونی را خیلی خوب تشخیص می‌دهند. یا مثلا آقای باهنر اخیرا با صراحت گفته بودند که – مسئولیت این سخن با ایشان است – «آقای خاتمی نامه‌ای به رهبر انقلاب نوشته و رهبر انقلاب در پاسخ از آقای خاتمی خواسته بودند در موضوعات اجتماعی نظر بدهد».

رهبر شهید فرمودند، نمی‌شود اصولگرا، اصلاح‌طلب نباشد یا اصلاح‌طلب، اصول نداشته باشد

بنابراین وقتی فردی التزام عملی به ولایت فقیه داشته باشد، معلوم است باید چه برخوردی کند اما آیا مثلاً نسبت به آقای خاتمی بر همین اساس برخورد می‌شود؟ یا نسبت به آقای باهنر یا روح‌الامینی یا مثلاً آقای شمس‌الواعظین که مواضع خیلی اصولی گرفته بود. رهبر شهید فرموده بودند مگر می‌شود فرد اصولگرا، اصلاح‌طلب نباشد یا اصلاح‌طلب، اصول نداشته باشد!؟

جایی شنیدم که ایشان فرموده بودند اگر جبهه اصلاحات تشکیل نمی‌شد، خودم آن را تشکیل می‌دادم و این تاکید ایشان به جهت ضرورت «پویایی جامعه اسلامی» بود. با این تفاسیر معنای عبارت «علی‌الاصول» رهبر انقلاب نیز اصول مشترک بین همه طیف‌های سیاسی است.

ایرنا: صرف‌نظر از اتفاقات گذشته، افق آینده را چگونه می‌بینید؟ چه تدبیری باید اندیشیده شود که از دام این مشکلات رها شویم؟

پاد: باید در سیاست‌های کلان سیاسی و اجتماعی بازنگری جدی داشته باشیم و حتما آزادی عمل بیشتری به نخبگان و طبقه دانای جامعه بدهیم یعنی به آنها اعتماد کنیم. ما وارث فرهنگ رضوی عالم آل محمد(ص) هستیم که با زندیق، یهودی و مسیحی عالمانه و صبورانه بحث می‌کرد و یک فرهنگ غنی هم برای ما به یادگار گذاشت.

باید در سیاست‌های کلان بازنگری جدی داشته باشیم و آزادی عمل بیشتری به نخبگان بدهیم یعنی به آنها اعتماد کنیم.

بنابراین چاره‌ای نداریم جز اینکه دست به اصلاحات بسیار جدی بزنیم؛ در این چارچوب نباید بگوییم چرا مثلا آقای پزشکیان از نیرویی استفاده کرده است که در طیف سیاسی اصلاح‌طلب نیست و از آن طرف هم اگر شهید رئیسی از نیرویی استفاده می‌کرد که کاملاً منطبق با خطوط ترسیم شده به‌عنوان خطوط انقلاب نبود، نباید کسی اعتراض می‌کرد.

خطوطی که از سوی برخی جریان‌ها تحت عنوان «خط انقلاب» ترسیم می‌شود، از نظر من خطوط جعلی هستند زیرا خط انقلاب صرفا منظومه فکری رهبر کبیر، رهبر شهید انقلاب و رهبر جدید است. اگر به مسطورات رهبر انقلاب نگاه کنید، ایشان در بعضی موارد می‌گویند: «همان‌گونه که رهبر شهید فرمودند» یعنی می‌خواهند بگویند منظومه فکری ثابت است.

رهبر شهید با همه اصناف از جمله شعرا، صنعتگران و … نشست و برخاست داشتند و تفاوتی نداشت که فرد ریش دارد، یقه‌اش بسته است یا باز است و غیره. مثلا شاید طیف شعرا، شعرهایی می‌خوانند که خیلی هم از نظر بعضی افراد در یک طیف خاص، خوب نبود.

باید ظرفیت ساز و کار حکمرانی ما فراخ‌تر شود

بنابراین فکر می‌کنم باید مقداری ظرفیت ساز و کار حکمرانی ما فراخ‌تر بشود. در بعضی موارد دچار تصلب شریان در ساز و کار حکمرانی هستیم. باید فکری به حال این موضوع کنیم و گرنه خون لخته می‌شود و دچار سکته می‌شویم. برای اینکه انسجام اجتماعی حفظ شود، باید به مشارکت مردم جدی‌تر نگاه بکنیم و واژه «مردم» صرفا لقلقه زبان نباشند.

برای اینکه انسجام اجتماعی حفظ شود، باید به مشارکت مردم جدی‌تر نگاه بکنیم و آنها لقلقه زبان ما نباشند.

مردم واقعی، مردمی که اکنون پای ایران می‌ایستند، این‌ها مردم ایران هستند، برخی از آنها شبیه تیپ من و شما هستند. البته اصول سر جایش است، نشان به این نشان که در بزنگاه‌ها آقای شمس‌الواعظین، روح‌الامینی، باهنر، قوچانی و بسیاری از چهره‌ها از طیف‌های مختلف سیاسی پای ایران ایستادند تا اصول حفظ شود، آن اصولی که عقلا می‌فهمند این است که جمهوری اسلامی یک امر جدا از ایران نیست.

تکثری که در خیابان‌ها می‌بینیم باید در ساز و کار حکمرانی جاری شود

چاره‌ای جز این نداریم که مردم را به رسمیت بشناسیم؛ سلیقه‌ها و تکثری که در میدان‌ها و خیابان‌ها می‌بینیم باید به عنوان یک رویکرد پذیرفته شود، سپس به برنامه نظام‌مند تبدیل شده و در ساز و کار حکمرانی جاری و ساری شود. همچنین تبعیض باید کنار برود، مردم به علت تبعیض‌های ضد قانون اساسی و ضد ذات جمهوری اسلامی خسته شده‌اند. آنها نظام را از خودشان می‌دانند و با آرای بسیار بالایی به قانون اساسی رأی داده‌اند.

اصلاً گوش نکنید که بعضی‌ها می‌گویند قانون اساسی برای فلان سال بوده و قدیمی شده است این افراد شاید یک بار هم قانون اساسی را دقیق نخوانده‌ باشند. اگر به مرّ همین قانون که میثاق ملی واقعی است، عمل شود، انسجام اجتماعی هم ایجاد می‌شود؛ ید واحده که شویم به سمت توسعه، پیشرفت و شکوفایی خواهیم رفت.

در نفی افراطی‌گری، رهبر شهید درباره مهری که به سمت شهید لاریجانی در قم پرت شده بود، فرمودند: «من این رفتارها را نمی‌پسندم»؛ همین‌قدر ساده.

ایرنا: بنابراین هر چقدر رکن «جمهوریت» نظام در تصمیم‌گیری‌ها پر رنگ‌تر شود، صدای‌های افراطی کمرنگ‌تر می‌شوند، درست است؟

پاد: قطعاً. چون مردم و ملت ایران افراطی نیستند؛ تعداد آن‌هایی که افراطی‌گری می‌کنند – صرف‌نظر از سلیقه‌های مختلف سیاسی‌ – در مقابل مردم فهیم، انقلابی، متدین، صبور و فرزانه ایران در اقلیت‌ هستند.

کسی که خلاف سخن رهبران انقلاب عمل کند، التزام عملی به ولایت فقیه ندارد

در نفی افراطی‌گری، رهبر شهید درباره مهری که به سمت شهید لاریجانی در قم پرت شده بود، فرمودند: «من این رفتارها را نمی‌پسندم»؛ همین‌قدر ساده؛ پس ما نیز به‌ عنوان فردی که التزام عملی به ولایت فقیه داریم نباید آن رفتاری که ایشان نمی‌پسندید، انجام دهیم. اگر کسی گفت تابع ولی‌فقیه است یا خود را حزب‌اللهی‌ می‌داند اما در واقع خلاف گفته رهبران انقلاب عمل کند، التزام عملی به ولایت فقیه ندارد. مردم شاید تا قبل از شهادت قهرمانانه رهبر انقلاب، به این شدت و به این عمق ضرورت جایگاه ولی‌فقیه را درک نکرده بودند.

در آن مقطعی که هنوز رهبر سوم انقلاب اسلامی معرفی نشده بود، مردم بی‌قرار بودند زیرا ولی‌فقیه در واقع، جمع‌کننده همه ما است. همه مردم اعم از کلیمی، مسیحی و … آقا را دوست داشتند و می‌گفتند ایشان فقط رهبر شما نیست، گویی آقا نخ تسبیح بودند. در این شرایط خاص باید به مسطورات رهبری به عنوان منظومه فکری مسلط شویم و آن را در رأس نظام سیاسی به عنوان یک گفتمان در مقابل گفتمان شیطانی قرار دهیم.